چکیده
به نظر نويسنده، مصاحبه در مقوله تاريخ شفاهي بايدها و نبايدهايي دارد كه با الزامات و مشخصات مصاحبه در فرهنگ كار رسآنهاي متفاوت است. اين مقاله در اين خصوص به بيان نقاط تشابه و تفاوت كار مصاحبه در تاريخ شفاهي با مصاحبهگري در روزنامهنگاري يا براي رسانههاي ديداري و شنيداري ميپردازد. همچنانكه پيش از آن و براي رسيدن به اين نقطه از اهميت نقل و روايت در حوزه انديشه ديني، مصاحبه در بيان نظري و مهارتهاي گوش كردن، نوشته شده است.
به نظر اين مقاله مصاحبه در زمان ما و در تاريخ پژوهش نوعي فرايند ارتباطي است كه به سازماندهي و روزآمدسازي حديث تاريخ و روايت اخبار و رخدادها عنايت دارد. اين فرايند به نوبه خويش تحت تأثير قوانين حاكم بر ارتباطات انساني است. ارتباطاتي كه به نوبه خود از قوانين روانشناسي نيز تاثير پذيرفتهاند.
مقدمه
علامه دهخدا در دايرةالمعارف بزرگ خويش كه نام لغتنامه برآن نهاده است در توصيف و تعريف تاريخ ميگويد:
«تاريخ را كمتر از هنر نبايد پنداشت، چه آن علمي است كه داراي هدفي صريح و روشي مخصوص است. مطالعه و تحقيق جلوههاي فعاليت انساني طبق شواهد، دفتر امين متكي بر دانش تاريخي است. براي تحقيق و تتبع اين منابع، تاريخ از دانشهاي ذيل استعانت ميجويد. كتابشناسي1، شناختن خطوط قديم2، كتيبهشناسي3، سكهشناسي4، مهرشناسي5، علم مطالعه در فرامين و اسناد6، علم ازمنه7، باستانشناسي.8»
وي همچنين در بيان مفهوم فلسفه تاريخ مينويسد:
«فلسفه تاريخ علم قوانيني است كه بر حوادث حكومت ميكند و استنتاجهايي كه بتوان از تحقيق و تابع تعميمي و قياس آن استخراج كرد. انتقاد تاريخي ميكوشد كه حجّيت، صداقت و ارزش شواهد و قوانين را مشخص سازد. برهان قاطع روش تاريخي تجزيه و تحليل است: هر سند را بايد در تركيبي كه تاريخ بدان منجر ميشود، تجزيه و تحليل كرد تا موضع آن درست معين گردد. از اينروي كه تاريخ دانش است، مورخان در تتبعات خود به نتيجه نميرسند. مگر به شرطي كه هرگونه علاقه و عقيده قبلي و اغراض را از خود دور كنند. در اينجا مشكلات تاريخ معاصر پديد ميآيد:
1ـ از جهت منابع ممكن است بعضي از آنها از اطلاع ما يا از انتقاد ما به دور ماند.
2ـ از نظر انتقادي، علائق سياسي ممكن است ندانسته مانع بيطرفي گردد. منظور از بيطرفي در اينجا عدم شخصيت نيست، بلكه منظور آن است كه تاريخنويس بايد خود را در قضاوت وقايع از همه احساسات مجرد سازد. ولي اين خيال باطل و نامحقق است. ابن خواندمير در كتاب حبيبالسير در منابع علم تاريخ آرد:
چنين ياد دارم ز اهل هنر كه علم خبر به ز درج درر
اگر حظ چشم از در حاصل است بصيرت ز علم خبر كامل است
بر اخبار و آثار نو و كهن ز تاريخ واقف شوي بي سخن
گهي باز گويد ز پيغمبران گهي راز گويد ز نام آوران
خبر گويدت گه ز خيرالبشر گه از حال شاهان نمايد خبر
گهي از حكيمان حكايت كند گهي از كريمان روايت كند
ندارد در اين دير روز از مدار چو اين علم، علم دگر اعتبار
نبيني كه قرآن وافي الشرف بود مشتمل بر حديث سلف
ز افعال در باب دين و دول ز اعمال اصحاب ملك وملل
خبر مينمايد كتاب مبين بلفظ فصيح بلاغت قرين
چو تاريخ را اين شرف حاصل است پسنديده مردم فاضل است».9
بدين ترتيب رسالت تاريخپژوهي و تاريخنگاري بسي سنگين و اقدامي بس تخصصي و عالمانه است. حال كتابت تاريخ باشد به وسيلة مورخي متتبّع و در اسناد و كتب و شواهد تاريخي، يا كتابت تاريخ باشد براساس اقوال و شفاهيات معاصرين حوادث و رخدادها.
از اينروي مصاحبه در تاريخ شفاهي ركن پرمسئوليتي است كه بار اين رسالت عظيم را بر دوش پذيرفته و مصاحبهگري در تاريخ شفاهي نيازمند دانش لازم و كافي در هر موضوع به ويژه مطالعه ژرف در منابع مكتوب موضوعات مورد نظر و آموخته بودن به آداب ارتباط و مصاحبت است. خاصه آنكه مصاحبهشوندگان يا از خواص علمي و سياسي و رجال نخبه هر دوره هستند يا شاهدان عيني رخدادها و جرياناتاند كه لزوما نبايد از اهل خبره و پختگان دانشهاي اجتماعي باشند.
اهميت نقل و روايت در حوزه انديشه ديني
بخشي زيادي از تاريخ سنگيني خويش را بر شانه راويان نهاده است. راوياني كه ممكن است نه خود شخصا به كتابت تاريخ مبادرت كرده باشند، بلكه فقط گفتهاند تا ديگران بنويسند و به تاريخ سپارند. لذا در علوم اسلامي نيز علم حديث و روايت مسئوليتي عظيم را متوجه راويان كرده است؛ تا از يك سوي احكام و تكاليف اهل ايمان را به آنان رسانند و از سوي ديگر سرگذشت و تاريخ وقايعي را كه در راهيابي نسلهاي بعد و تجزيه و تحليل فلسفه احكام نيز مؤثر ميباشند از طريق «نقل» ماندگار سازند. حال اين تكاليف فردي و فرائض شخصي باشند، يا اجتماعي و سياسي يا درباره نحوه مشاركت در سرنوشتپردازي خويش در عرصه جامعه و حكومت.
استاد كاظم مدير شانهچي در مقدمه كتاب خويش «علمالحديث» در باب اهميت علم روايت چنين نوشته است:
«ميدانيم كه در صدر اسلام دانش اسلامي منحصر به متن قرآن و سخنان رسول اكرم(ص) بوده، و بعدا كه علوم زبان و ادب «لغت، صرف و نحو، معاني بيان، بديع، عروض» و سيره و تاريخ و تفسير قرائت و فقه و اصول پديد آمد، همه و همه با حديث توأم بود، زيرا قرائت به سلسله سند به پيغمبر ميپيوست؛ چنانكه تفسير جز مقولاتي روايي بيش نبود.
تاريخ و سيره شعبهاي از حديث بود كه حتي در پارهاي كتب (چون صحيح بخاري) از هم تفكيكنشده، و آنچه با نام مغازي و سير و تواريخ به تنهايي تدوين گرديده، جز رواياتي كه سلسله سند نقل ميشد، چيزي نبود. خاصه آنچه مربوط به عصر پيغمبر بود كه نوعا از ياران آن حضرت يا كساني كه آنان را درك كرده بودند (تابعان) نقل ميشد. و ميدانيم كه آنچه از صحابه يا تابعين نقل شود از اقسام حديث شمرده ميشود. و از اينرو مورخين دوره اول را اخباري گويند چون منقولات تاريخي را با سلسله سند به ناقل اولي منتسب ميساختند.»10
اين بيان براي ذكر اهميت نقل و شفاهيات در تدوين تاريخ كافي است؛ زيرا در حقيقت نيز اينچنين است كه مجموعه احكام و تاريخ اسلام مبتني بر ذكر خواطر و به ياد سپردههاي بزرگان از صحابه و تابعين و علماي بزرگي است كه ديدهها و شنيدههاي خويش را در مسير ثبت و ضبط هدايت كردهاند. بزرگاني چون سلمان فارسي، ابوذر غفاري، مقداد ابن اسود كندي و عمار ياسر (نخستين دارندگان عنوان شيعه در زمان پيغمبر اكرم(ص)) و علي ابن ابي رافع و برادرش عبدالله (كه هر دو كاتب اميرالمؤمنين(ع) بودهاند) و سليم بن قيس و از بزرگان اهل سنت همچون ابو محمد اسماعيل بخاري11 و مسلم12 و ابن ماجه قزويني13 و ابو داوود سجستاني14 و ترمذي15 و نسائي16 كه همگي مؤلفين صحاح سته ميباشند.
چنانكه مكرر گرديد فرازهايي موسّع از كتب حديث در باب تاريخ بوده و ملهم از تاريخ شفاهي مذكور از ناحيه معاصران وقايع تاريخ اسلام ميباشند. از جمله بايد به كتاب معظم بحارالانوار مرحوم علامه مجلسي اشاره كرد كه شامل 26 كتاب بوده و كتابهاي تاريخ آن شامل كتب زير است:
كتاب ششم: كتاب تاريخ خاتم النبيين
كتاب هشتم: كتاب ما وقع من الجور علي الائمه (المحن والفتن)
كتاب نهم: كتاب تاريخ اميرالمؤمنين(ع)
كتاب دهم: كتاب تاريخ فاطمه و الحسن والحسين(ع)
كتاب یازدهم: كتاب تاريخ السجاد و الباقر و الصادق والكاظم(ع)
كتاب دوازدهم: كتاب تاريخ الرضا والجواد و النقي و العسكري(ع)
كتاب سيزدهم: كتاب تاريخ الحجه المهدي(ع).
و بقيه كتب بحارالانوار مشتمل بر اصول و فروع عقايد، مواعظ، احكام و اجراي علماي اماميه ميباشد. در اهميت و جايگاه ذكر خبر و روايت همين بس كه حتي در زمان حيات رسول گرامي اسلام(ص) جعل حديث آغاز شد. مؤلف كتاب علمالحديث در اين خصوص از قول محقق (در مقدمه كتاب معتبر) ميگويد: قال علي(ع) قد كذب علي رسولالله علي عهده حتي قام خطيبا فقال ايها الناس قد كثرت الكذابه فمن كذب علي متعمدا فليتبوء مقعده من النار (همانا دروغگويان بر من زياد شدهاند، بنابراين هركس دانسته بر من دروغ ببندد، در آتش جهنم قرار خواهد گرفت.)
همچنين گفتني است كه تثبيت خلافت پس از رسول اكرم(ص) برخلاف آنچه در غديرخم مقرر گرديده بود با تمسك به راويان شفاهي تاريخ و بافتههاي كذب آنان صورت گرفت و پس از خلفاي ثلاث در عصر معاويه نيز اينگونه بود و فتنه خوارج و ديگر تشعبّات مذهبي و پيدايش فرق گوناگون، همه و همه عمدتا بر اثر جعل حديث و نقل ناصحيح تاريخ از سوي ناقلان شفاهي تاريخ پديدار گشتهاند و اين هماهنگي، اهميت مصاحبه در تدوين تاريخ شفاهي را از دير باز خاطر نشان مينمايد كه صحّت عمل در اين امر ميتواند هدايتگر و راهگشا باشد و عدم رعايت اصول تعهدي، فني، علمي و عملي نيز ميتواند خذلانآفرين و گمراهكننده ظاهر گردد. لذا در علم حديث با هشدارهايي در خصوص جعليات و اسرائيليات و افسانهگرايي و شاخ و برگ دادن به برخي وقايع كوچك مواجه ميباشيم و در مقابل با اصول روايت و ذكر خبر بر پايه علمي و پيدايش اصطلاحاتي همچون تواتر ـ خبر آحاد ـ خبر صحيح ـ خبر حسن ـ خبر موثق ـ خبر ضعيف ـ غريب الالفاظ ـ غريب المتن ـ غريب السند ـ مسند ـ متصل و موصول ـ مرفوع ـ معنعن ـ معلق ـ مفرد و شاذ ـ مدرج ـ مشهور ـ مصحف ـ عالي و نازل ـ معروف و منكر ـ مسلسل و مزيد ـ ناسخ و منسوخ ـ مقبول ـ مشترك ـ مؤتلف و مختلف ـ مطروح ـ متروك ـ مشكل ـ مؤول ـ مبين و مجمل ـ موقوف ـ مقطوع و منقطع و معضل و مرسل مواجه مي باشيم.
همچنين علم رجال در حديثشناسي ناظر بر راويان و ناقلان اخبار است كه در اين حوزه طبق طبقهبنديهاي انجام شده از سه طبقه راويان تا عصر امام محمدباقر(ع)و عصر امام علي ابن موسي الرضا(ع) نام برده شدهاند.
اين دقت نظرها و تتبّع و تأمل در مراتب فوق دالّ بر اهميت نقل و روايت در نزد بزرگان دين مبين اسلام بوده و حاصل زحمات دست پروردگان معصومين عليهم السلام و آينه نگرش آنان به اهميت امر صحت انتخاب راويان و تدبّر در مرويات ميباشد.
طبق آنچه كه در نظرگاه اهل خبر به روايت لغتنامه دهخدا و مورخّاني چون ميرخواند و اساتيد علمالحديث به نقل آمد، اهميت تاريخ از يك سوي و اهميت راويات تاريخ و تاريخ روايي و شفاهي از سوي ديگر در انجام تكاليف شرعي، اجتماعي، سياسي بيان گرديد. از آنجا که در عصر ما اين مباحث به ويژه در بخش تدوين و جمعآوري تاريخ با رويكرد به تاريخ شفاهي بر «مصاحبه» متمركز شده است به بازشناسي فن مصاحبه و الزامات حرفهاي آن ميپردازيم و اين فراز را در دو بخش مصاحبه در تحقيقات اجتماعي و مصاحبه در گزارشگري مطبوعاتي مورد توجه قرار ميدهيم. زيرا مصاحبه در كار تاريخ شفاهي نه اين است و نه آن و هم اين است و هم آن. مقدمات فوق از باب تذكر اهميت مصاحبه، شناخت و صلاحيت مصاحبه شوندگان و چگونگي اصول غربالگري گفتههاي آنان ـ نه با هدف تدوين تاريخ به دلخواه، بلكه با هدف پالايش سره از ناسره در ذكر احوال گذشتگان دور و نزديك ـ آورده شد.
مصاحبه در بيان نظري و توضيح
مصاحبه يك فرآيند ارتباطي اجتماعي است كه عوامل گوناگوني در شكلگيري دستاورد نهايي آن دخالت دارند. با صرفنظر از شمارش انواع مصاحبه و ويژگيهاي هريك، مصاحبه در مسير تدوين تاريخ و انجام پروژههاي تاريخ شفاهي علاوه بر آنكه از خصيصههاي فرآيندهاي ارتباطي و اجتماعي برخوردارند، از ويژگيهاي منحصر به خويش نيز تأثير ميپذيرند.
در يك فرآيند ارتباطي بهطور عام بايد عناصری محقّق باشند تا ارتباط بهطور كامل انجام و نتايج حداكثري از آن به دست آيد:
ـ اقناع اوليه براي ارتباط بين مصاحبهگر و مصاحبهشونده
ـ اشتراك فكري ميان طرفين مصاحبه در خصوص برداشت از واژگان كليدي گفتمان
ـ جستوجو براي نيل به پاسخ توسط مصاحبهگر و مصاحبهشونده
ـ روشن بودن سؤالاتي كه بايد در پايان مصاحبه به پاسخهاي آنان نايل آمد. (براي طرفين)
ـ درك معني مشترك از تحليل رخدادها و حوادث.
در مصاحبه تاريخپژوهي عوامل گوناگوني بر چگونگي شكلگيري فرآيند ارتباط و دستيابي به نتايج مشترك يا حداقل اهداف مصاحبه دخيل ميباشند كه عبارتند از:
ـ شرايط محيطي (سياسي ـ فرهنگي ـ اعتقادي ـ اجتماعي، انحصاري)
ـ عنصر جايگاه و مرتبت مصاحبهشونده در زمان انجام مصاحبه
ـ عنصر جايگاه و مرتبت مصاحبهشونده در زمان رخدادها و حوادث
ـ ميزان شناخت مصاحبهشونده از اطلاعات و آگاهيهاي اوليه مصاحبه كننده
ـ ميزان همگوني و احساس همساني طرفين مصاحبه به يكديگر
ـ اطلاعات اوليه مصاحبهكننده از اهداف مصاحبه و زواياي پرسمان
ـ میزان اعتماد مصاحبهشونده به مصاحبه كننده (به عنوان شخصيت حقيقي يا حقوقي)
ـ مماس بودن مرز نقل عينيتهاي تاريخي با علائق شخصي مصاحبهشونده
ـ مماسبودن مرز نقل حوادث با تحليل آنها توسط مصاحبهشونده
ـ تأثيرپذيري مصاحبه از وضعيت اجتماعي و جريانات غالب بر زمان مصاحبه.
از آنجاكه مصاحبه در تاريخ شفاهي با هدف بازيافت اطلاعات ذهني و پيشينههاي موجود در حافظه مصاحبهشوندگان صورت ميگيرد، بايد بر تأثير عامل محرك17 و اثرگذاري آن بر واكنش18 دقت لازم و كافي داشت. از اينروي بايد دقيقترين كنترلها در مورد محرك (سؤال) صورت پذيرد. تأثيرگذاري شرايط اجتماعي و شرايط محيطي و ديگر عوامل پيش گفته بر واكنش كلامي مصاحبهشونده غيرقابل انكار است. هر چند برخي از صاحبنظران اين عوامل را صرفا به عنوان عوامل مزاحم19 در مصاحبه مورد تذكر قرار ميدهند و لذا اشميدشن20 معتقد است پرسشنامه (سؤالات) بايد زيركانه باشد نه مصاحبهگر. اين نوع نگرش پايبند نظريه كلاسيك اندازهگيري در روانشناسي است. نظريهاي كه به الگوي S"R مشهور است. لكن در نگاه دوم كه تأثيرات وضعيت اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي را نيز به عنوان عامل تأثيرگذار و يا مزاحم بر خروجي مصاحبه مورد توجه قرار ميدهد، به الگوي S"P"R معتقد است كه در اين الگو P نماينده موجود زندهاي است كه بين محرك (سؤال) و واكنش (پاسخ) قرار دارد. سؤال (محرك) در يك جوّ (شرايط خاص زماني و مكاني) مطرح ميشود و پاسخ يا واكنش اين تحريك رواني نميتواند به صورت خودآگاه يا ناخودآگاه فاقد اثرپذيري از اين شرايط باشد و پاسخ حاصل از اعتقاد به الگوي S"R پيآمد «علّي» سؤال مصاحبهگر نيست. مصاحبهشونده ضمن آنكه به صورت طبيعي و ناخودآگاه در گذر زمان از آثار اين گذار تأثير پذيرفته است در برابر هر سؤال نيز به صورت خودآگاه از خويش مي پرسد: «مصاحبهگر چه انتظاري از من دارد و پاسخ من چه تأثيري در وي خواهد گذاشت؟» و اين سؤال بخشي از عامل P است كه ميتواند يك علّت براي نوع پاسخ باشد!؟
الگوي S"R در مصاحبه براي موضوعات تبييني و تحليلي مانند نگارش تاريخ شفاهي ناكارآمد است و عمدتا در اموري مانند نظرسنجيهاي بسته ـ كه پاسخ دهنده فاقد اختيارات وسيع در تبيين موضوع از نظر خود و يا براساس اطلاعات و محفوظات خويش مي باشد ـ كاربرد دارد و چنانكه گفته شد شديدا پايبند نظريه اندازهگيري كلاسيك در روانشناسي است. شايد بتوان كاركرد اين الگو را در «مصاحبههاي سخت» تا حدودي اثبات كرد. اما اينگونه مصاحبهها كه در برابر نوع مصاحبه نرم22 قرار دارند، مناسب مصاحبه براي تدوين تاريخ شفاهي نيستند، بلكه عمدتا در بازجويي و با هدف كشف خدعه و دروغ توسط مصاحبهشونده به كار گرفته ميشوند.
نوع ديگري از مصاحبه وجود دارد كه «مصاحبه بيطرف» توصيف شده است. در اين نوع مصاحبه نيز مصاحبهكننده با حذف هر نوع عامل مثبت يا منفي عاطفي از محرك (سؤال) حتي از خود و شرايط محيطي، ميكوشد با رهاساختن مصاحبهشونده در فضاي مجرد اطلاعات و محفوظات ذهني خويش، خروجي مصاحبه را از هرگونه تأثيرپذيري محيطي دور بدارد. با اين وجود كه از طريق «بيطرفي» در مصاحبه تلاش ميشود كه بر قابليت مقايسه اطلاعات به دست آمده ـ با اطلاعات حاصل از مصاحبه با اشخاص همطراز در موقعيت و زمان رخدادها ـ استفاده شود، معذلك از تأثيرات فضاي سرد عاطفي بر پاسخها نميتوان كاملا مبرّا بود؛ زيرا ممكن است چنين فضايي نيز با ايجاد عدم اعتماد و ترس و هراس از واكنشهاي احتمالي بعدي به واكنشها و پاسخهايي نه چندان واقعي بيانجامد و در اين حالت بخشي از اطلاعات و حوادث و وقايع تاريخي ناگفته يا «بدگفته» باقي خواهند ماند. به هر تقدير، عقيده بر اين است كه مصاحبه بيطرف هم در تبعيت از الگوي S"R و گاه R"S عمل ميكند. زيرا بيطرفي در روابط انساني امري موهوم و بيمعني است. ماكوبي، از جامعه شناسان و محققان اجتماعي آلمان در دهه هفتاد ضمن طرفداري از بيطرف بودن مصاحبهگر ميگويد:
«مصاحبهگر بايد در حد محدودي بيطرف باشد. وي بايد برخورد و ظاهر جدّي و محترمانه داشته باشد و نشان دهد كه مصاحبه براي او امري جدّي است. ولي در عين حال وي نبايد برخورد خشك داشته باشد. يكي از مهمترين موضوعات براي مصاحبهگر اين است كه وي خود را نسبت به آنچه كه مصاحبهشونده ابراز ميدارد علاقهمند نشان دهد. حيطه واكنشي مصاحبهگر بسيار محدود است؛ حتي اين امر جزء اصول بنيادي مصاحبه محسوب ميشود كه مصاحبهگر تلاش كند، نظر شخصي خود را درباره موضوع تحقيق مخفي نگه دارد.
مصاحبهگر مجاز نيست در مورد هيچ يك از مطالب ابرازشده از سوي مصاحبهشونده از خود حالت تعجب يا ملامت نشان دهد. و همينطور وي مجاز نيست زماني كه مصاحبهشونده نظرات شخصي مصاحبهگر را به زبان ميآورد، با هيجان و شعف سر تكان دهد. ولي زماني كه مصاحبهگر حتي در حالتي كه مصاحبهشونده آشكارا سعي در تحريك وي دارد، كاملاً بياحساس و خنثي باقي بماند، در چنين حالتي جو طبيعي مصاحبه از بين ميرود و بر تماس برقرارشده تأثير منفي ميگذارد. این روش به عنوان راهحل مؤثر تشخيص داده شده كه مصاحبهگر حالت پذيرا بودن دوستانهاي به خود بگيرد. او در مورد لطيفههاي مصاحبهشونده ميخندد و زماني كه مصاحبهشونده مطلبي را ميگويد كه از قرار معلوم تعجببرانگيز است، خود را تعجب زده نشان ميدهد و اظهارنظرهاي تأييدكنندهاي نيز ميكند. ولي وي از موضوع تأييد يا نفي مستقيم موضوع مصاحبهشونده وجدانا خودداري نميكند.»23
اظهارات فوق مؤيد فراز نخستين اين مقاله ميباشد كه مصاحبه را يك فرآيند ارتباطي توصيف كرد. ارتباطي دوسويه، هدفدار و تأثيرپذير از عوامل گوناگون محيطي كه بهرهگيري كامل از اين فرآيند و تحقق ارتباط در راستاي هدف مقرر به اقناع، اشتراك فكر، پذيرش تأثير، تغيير رفتار، درك يكسان مفاهيم و واژهها و برابري معني، درك عمل، داشتن علائم مشابه، پيشبيني مصرف كدهاي يكسان در ارتباط، درك معني، ارسال علائم، همانندي تجربه، انتقال معني و انتقال اطلاعات به يكديگر مرتبط است.
براي تكميل اين مبحث در جهت تحقق يك مصاحبه موفق و نيل به حداكثر اطلاعات موجود نزد مخاطب (مصاحبهشونده) لزوما بايد مهارتهاي ارتباطي زير را مورد توجه و عمل قرار داد:
الف) استفاده از مهارتهاي گوش دادن24
سه نوع گوش سپاري را ميتوان برشمرد:
1ـ گوش دادن توأم با همدلي (Empathizing Listening)، در اين حالت گوينده از سوي مصاحبهگر به صحبت كردن تشويق ميشود و اطلاعات با يك روش دلگرم كننده و دوستانه اخذ ميشود.
شيوه به كارگيري اين نوع بدين ترتيب است كه مصاحبهگر با قراردادن خود در موقعيت طرف مقابل و تلاش براي پيبردن به فكر او، و ايجاد شرايطي كه احساس راحتي كند ـ مثلاً از طريق اشاره به تجربيات احساسي او ـ با وي همدلي كند. به صحبتهاي او به دقت گوش ميدهد و خودش كمتر صحبت ميكند و با تكان دادن سر و يا با استفاده از كلمات كوتاه مناسب او را به حرف زدن تشويق مي كند.
2ـ گوش دادن تحليلي(Analyzing Listening)، در اين حالت مصاحبهگر به جستوجوي اطلاعات واقعي و جداكردن واقعيتها از احساسات ميپردازد.
شيوه به كارگيري اين نوع چنين است كه مصاحبهگر براي كشف دلايل موجود ـ فراتر از جملات مصاحبهشونده ـ به ويژه زماني كه نياز به درك رشتهاي از حقايق يا افكار به هم پيوسته وجود دارد، از سؤالات تحليلي استفاده ميكند تا بتواند با بيرون كشيدن سرنخها جوابهاي دريافتي را براي سؤالات بعدي مورد استفاده قرار دهد.
3ـ گوش دادن تركيبي Sympathizing Listening))، در اين حالت مصاحبهگر با هدايت پيش فعال، جريان تبادل اطلاعات مصاحبه را به سوي هدفي مشخص پيش ميبرد.
شيوه عمل در اين نوع از گوش سپاري بدين ترتيب است كه سؤالات به گونهاي مطرح ميشوند كه مصاحبهشونده بتواند با ايدههاي خويش به آنها پاسخ دهد. مصاحبهگر به خوبي گوش كرده و به گونهاي عكسالعمل نشان ميدهد كه بتواند ضمن تأييد جوابهاي دريافتي، جريان مصاحبه را به سوي سؤال هدفدار بعدي و نتيجهگيري نهايي مورد نظر سوق دهد.
اينگونه عمل كردن مناسب آن بخش از مصاحبهها در تاريخ پژوهي است كه زمينههايي در خصوص برخي جريانات موجود دارد و بايد اين فرضيهها را رد يا اثبات نمود. مصاحبه با افراد ذيربط ميتواند در اين جهت نتيجهبخش باشد.
ب) مهارتهاي ثانويه گوش كردن
1 ـ طرح سؤال درست به پاسخ درست ميانجامد. لذا آنچه گوش خواهيم كرد همان است كه در پي آن هستيم.
2 ـ در برابر كساني كه در صحبت كردن مهارت و اعتماد به نفس كافی ندارند، نبايد به گونهاي عمل كنيم كه اين حالت را در آنان تشديد كند. سكوت هدايتشده و نه ممتد و هيچ انگار، در مواقع لازم و به اندازه خود ميتواند گوينده و مصاحبهشونده را به ادامه صحبت تشويق كند.
3 ـ گزينشي گوش ندهيم! زيرا گوينده گوش سپردن انتخابي ما را به معناي بيتوجهي به همه آنچه او علاقهمند به گفتن آن است فرض خواهد كرد و اشتياقي به گفتن در او باقي نخواهد ماند.
4 ـ قطع كردن پي در پي سخنان گوينده فرصت شنيدن اطلاعات مصاحبهشونده را از مصاحبهگر سلب ميكند، زيرا علاوه بر آنكه رشته كلام از دست او خارج ميشود ممكن است به لحاظ شخصيتي اين اقدام را حمل بر بياحترامي به خويش کند.
5 ـ غلبه بر تعصبات25 و باورهاي سخت شده از سوي مصاحبهگر و ظرفيتافزايي در خويش براي شنيدن حتي مخالفترين اظهارات مصاحبهشونده با عقايدش، راهي است در مسير درست گوش كردن.
6 ـ هر گوش كردني هدفي دارد و در مصاحبه تاريخ شفاهي گوش كردن يعني ميداندادن به جذب اطلاعات بيشتر. بنابراين سعه صدر در حوصله توجه به هدف انجام كار از ابزارهاي اساسي اينگونه مصاحبه است.
مصاحبه، نه براي مطبوعات
مطبوعات در جهان امروز با كاركردهاي گوناگون و متنوع همواره علاقهمندي خويش را به تاريخنگاري هم ابراز داشتهاند. زيرا در بعد انجام وظايف آموزشي و اطلاعرساني و يا تحليلهاي سياسي و اقتصادي رخدادهاي حال به گونهاي ريشه در گذشته دارند و لذا اجتنابي از اين گرايش نيست.
اما آنچه كه در اين مجال برآنيم تا بدان متذكر شويم در واقع نوعي آسيبشناسي مصاحبه در تاريخ شفاهي است.
مصاحبه در ژورناليسم امروزي پديدهای حرفهاي و شيوهاي چند منظوره است كه شناخت مشخصات آن ضروري است.
مصاحبه مطبوعاتي اقدامي است تكميلي براي تعاليبخشيدن به روند و فرايند خبرگيري و خبررساني. اخبار داراي لايههاي آشكار و پنهاني هستند كه مصاحبه و گزارش مطبوعاتي به شناخت و تبيين لايههاي نه چندان آشكار ميپردازند.
دكتر مهدي محسنيانراد استاد برجسته و محقق علوم ارتباطات اجتماعي اين تعريف جمعبندي شده را از كتب روزنامهنگاري در زمينه مصاحبه بيان مينمايد:
«مصاحبه يكي از انواع خبرگيري مستقيم است كه به وسيله آن، عقايد و افكار شخصيتهاي مهم جامعه، يا نظرات مردم عادي كوچه و بازار را درباره موضوعات مختلف به ويژه مسائل روز به دست ميآورند... در حقيقت مصاحبهكننده عنوان نماينده استفاده كنندگان وسايل ارتباط جمعي است كه اميد ملاقات و مذاكره مستقيم با مصاحبهشونده را ندارند. بنابراين مصاحبهكننده به عنوان نماينده آنان درباره مسائل مهم و موضوعاتي كه مايلند بدانند، اطلاعات به دست ميآورد.»26
بنابراين تعريف مصاحبه مطبوعاتي عمدتا به دنبال خبرگيري تكميلي است و حال آنكه در مصاحبه تاريخ شفاهي اهداف ژورناليستي و يا اهداف تعريف شده براي ديگر وسايل ارتباط جمعي را دنبال نميكند. توضيح اينكه در تعريف خبر در دروس خبرنويسي، كتب روزنامهنگاري و خبرنگاري آمده است:
«خبر گزارشي عيني از واقعيات است كه داراي يك يا چند ارزش خبري بوده و احتمالا تحت تاثير عوامل درون سازماني و برون سازماني شكل گرفته است.»
گرچه تاريخ نيز روايت واقعيات اتفاقيه است اما ارزشهاي نهفته در دل اين وقايع لزوما همان ارزشهاي خبري در فرهنگ روزنامهنگاري و رسآنهاي نيستند و اهداف ثبت و تدوين تاريخ نبايد با اهداف روزنامهنگاري همسنگ تلقي شوند. هرچند كه ممكن است در مواردي هم به يكديگر نزديك باشند.
رايجترين ارزشهاي خبري در فرهنگ علوم ارتباطات امروز عبارتند از :
1ـ دربرگيري در زمان حال يا آينده، مستلزم نفع يا ضرر مادي يا معنوي مستقيم يا غيرمستقيم.
2ـ شهرت مثبت يا منفي.
3ـ برخوردها، اختلافها و تضادهاي جسماني و فكري.
4ـ استثناها و شگفتيها.
5ـ مجاورت جغرافيايي و معنوي.
6ـ تازگي زمان و رويداد.
هر چند ممكن است اين ارزشها همگي يا بعضا در دل يك حادثه يا ماجراي تاريخي نيز موجود باشند، اما اولا تاريخ شرح حال گذشته است و نه حال و يا آينده، و ثانيا محصول فرايند تاريخ پژوهي، عليالاصول نبايد تحت تاثير عوامل درون سازماني يا برون سازماني حاكم بر دوران تحقيق و پژوهش باشد. زيرا در اين صورت تاريخ سازي ـ به مفهوم مصنوعي و تدويني آن ـ است نه تاريخنگاري عيني و روايت صادقانه واقعيتهاي مبتني بر واقعيات مجرد از علايق تاريخنويسان يا سازمان متبوعشان. هر چند كه پيشتر هم گفته شد عوامل اجتماعي بر چگونگي روايت تاريخ اثرگذار است و تا حدودي از اين امرگريزي نيست.
در مصاحبه ژورناليستي و رسآنهاي، مصاحبهگر جهتگيري و شكلگيري خبر را با توجه به سوالات مردم يا دستگاههاي ذيربط، به مصاحبهشونده القا ميكند و هر رسآنهاي با توجه به علايق و جهتگيريهاي سياسي و مشي خود به شكار اخباري خاص ميرود. به گونهاي كه آن وابستگيها ودلبستگيهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تامين شوند، و حال آنكه در تاريخنگاري براساس تاريخ شفاهي نبايد جهتگيري خاصي نقل رخدادها را به سمت و سوي دلخواه مصاحبهگر منحرف نمايد. بلكه بايد در فضايي بدون گرايش و جانبداريهاي متعصبانه، به تخليه حداكثري از ذهن مصاحبهشونده ـ هرآنچه كه هست ـ مبادرت نمود.
از سوي ديگر برخي وجوه تشابه تكنيكي و شيوهاي ميان مصاحبه براي رسانهها و مصاحبه براي تاريخ شفاهي وجود دارند كه عبارتند از :
1ـ ضرورت آگاهي مصاحبهكننده از موضوع
2ـ ضرورت آمادهسازي سوالات پايه قبل از اجراي مصاحبه و عندالاقتضا اطلاع آنها به مصاحبهشونده براي آمادگي قبلي (به ويژه در مصاحبههاي تاريخ پژوهي)
3ـ ضرورت شناخت كامل از مصاحبهشونده (يا به كارگيري علم رجال نسبت به راوي)
4ـ از ميان بردن عوامل پارازيت و اخلال در تحقق فرايند ارتباط ميان مصاحبهشونده با مصاحبهكننده (به لحاظ نرمافزاري و سختافزاري، محيطي و عاطفي و. ..)
5ـ تدوين مناسب دستاورد مصاحبه
6ـ در دستداشتن ابتكار عمل روند مصاحبه و جلوگيري از انحراف جريان گفتوگو به سويي مغاير با هدف مصاحبه
7ـ دريافت اسناد كتبي و تصويري پشتيبان براي محتواي گفتوگو عندالاقتضا
8ـ رعايت حقوق مصاحبهشونده (مادي، معنوي، حيثيتي)
9ـ رازداري وامانتداري نسبت به اظهارات جانبي و حاشيهاي مصاحبهشونده و ساير اطلاعات اكتسابي از او كه به موضوع تحقيق ارتباط مستقيمي ندارد.
به هر تقدير بايد گفت جنس و شايد سطح و عمق مصاحبه در مطبوعات و رسانهها به دليل اصالت دادن به فضاي خبري و هيجانات روز با عمق مصاحبه در پژوهشهاي تاريخي متفاوت بوده و از اينروي ميزان سواد و پختگي و نخبگي مصاحبهگر در تاريخ شفاهي با مصاحبهگر و گزارشگر مطبوعاتي يا راديو تلويزيوني بسيار متفاوت است، هر چند در رسانهها نيز ضرورتها و تعهدات منحصر به فرد خود را داراست.
با توجه به موارد بالا ميتوان گفت بايدهاي مصاحبه شفاهي عبارتند از: موضوعشناسي، منبعشناسي، زمانشناسي، مكانشناسي، برخورداري از مهارتهاي ارتباطي مناسب انساني و ميان فردي،امانتداري، قدرت اطمينانبخشي به مصاحبهشونده، شخصيت اثرگذار بر مصاحبهشونده، مسئوليتشناسي، درك و احترام به نگرانيهاي مصاحبهشونده، احترام حتيالامكان به علايق او براي انعكاس اظهاراتش، ايجاد تشويق و ترغيب در مصاحبهشونده به برخورد فعال با محتواي گفتوگو.
و نبايدها مصاحبه در تاريخ شفاهي نيز عبارتاند از: خاليالذهن بودن مصاحبهگر نسبت به موضوع، عملكردن به مثابه يك بازپرس يا وكيل حقوقي، تحت فشار قراردادن مصاحبهشونده براي گفتن پيرامون مسائلي كه مورد علاقهاش نيست، اظهار عقيده شخصي در برابر اظهارات مصاحبهشونده و اصرار بر قبولاندن آنها به او، گزينشي گوش دادن به سخنان مصاحبهشونده.
اضافه مينمايد كه اظهارات مصاحبهشونده شامل دو نوع اطلاعات است: اطلاعاتي كه مصاحبهشونده آنها را بدون حساسيت نسبت به آنها فقط نقل ميكند و اظهاراتي كه با حساسيت نقل ميكند و مايل است حتما مورد توجه قرار گيرد. مصاحبهكننده بايد به اين حساسيتها احترام بگذارد.
همچنين در مصاحبه تاريخي بايد به ميزان توانايي، تمايل، كيفيت و سودمندي اطلاعات ذهني گوينده توجه شود و مصاحبهگر ارزيابيهاي خود را جداگانه براي توجهات بعدي ثبت نمايد.
در مصاحبه تاريخي چهار گروه اطلاعات وجود دارد:
1ـ اطلاعات زياد با تمايل اظهار زياد از سوي مصاحبهشونده
2ـ اطلاعات زياد با تمايل اظهار كم از سوي مصاحبهشونده
3ـ اطلاعات كم با تمايل اظهار زياد از سوي مصاحبهشونده
4ـ اطلاعات كم با تمايل اظهار كم از سوي مصاحبهشونده.
نوع برخورد مصاحبهكننده در هريك از حالات بالا بايد متفاوت باشد.
منابع:
1ـ بدیعی، نعیم، روزنامهنگاري نوين، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.
2ـ محسنیانراد، مهدی، روشهاي مصاحبه خبري، مركز مطالعات وتحقيقات رسانهها.
3ـ شکرخواه، یونس، خبرنويسي.
4ـ پتراتسلندر، روشهاي تجربي تحقيق اجتماعي،آستان قدس رضوي.
5ـ مدیرشانهچی، کاظمی، علم حديث.
6ـ امین، سیدمحمد، روايت و درايت.
7ـ لغتنامه علامه دهخدا.
8ـ هلر، رابرت، ارتباط موثر، نشر سارگل.
9ـ مقدمه كتاب خاطرات علي اميني به قلم حبيب لاجوردي درباره معرفي طرح دانشگاه هاروارد درباره تدوين تاريخ شفاهي ايران.
10ـ منابع اينترنتي وابسته به مركز اسناد انقلاب اسلامي ايران.
پینوشتها:
1- Bibliography
2- Paleography
3- Epigraphy
4- Numismatic
5- Sigillography
6- Diplomatic
7- Chronology
Archeology-8
9ـ حبيب السير، چاپ خيام، ج 1، ص 3. به نقل از لغت نامه دهخدا، ج 4، صص 5437-5438.
10ـ مديرشانهچي، كاظم، علمالحديث، مشهد: دانشگاه فردوسي، 1362.
11ـ مؤلف صحيح يا الجامع الصحيح در حديث
12ـ مؤلف صحيح در حديث
13ـ مؤلف سنن در حديث نبوي
14ـ مؤلف سنن
15ـ مؤلف جامع ترمذي يا سنن ترمذي
16ـ مؤلف سنن نسائي (مسمي به مجتبي)
Stimulus -17
18- Reaktion
Storfaktor-19
-20Schmidtchen
21_ پتراتلسندر، ترجمه كاظمزاده، روشهاي تجربي تحقيق اجتماعي، انتشارات آستان قدس رضوي، 1371.
-22 Weches Interwiev (non directive method)
23ـ روشهاي تحقيق تجربي تحقيق اجتماعي ص 123.
24ـ هلر رابرت، ارتباط مؤثر، نشر سارگل.
25ـ Prejudices
26ـ محسنيانراد، مهدي، روشهاي مصاحبه خبري، مركز مطالعات وتحقيقات رسانهها،1371ص 13، به نقل از كتاب روزنامهنگاري دكتر معتمدنژاد.