تاريخ شفاهي
 
                                                                                                                                             English
نقد و تحلیل داده‌های مصاحبه
علیرضا ملایی‌توانی



چکیده


در تاریخ شفاهی، مصاحبه به عنوان یک شیوه مستقیم گردآوری داده‌ها، در مجموع، یک فن بسیار تخصصی است که علاوه بر پرسشگران توانمند مستلزم کاربست روش‌های علمی است.


دستاورد مصاحبه یک رشته داده‌های خام یا روایت است که مانند همه داده‌های تاریخی دیگر نیازمند تصفیه و پالایش‌اند. این مقاله می‌کوشد، روش‌های نقد و پالایش داده‌های مصاحبه را بررسي كند.


كليد واژه‌ها:تاريخ شفاهي، مصاحبه، راوی، روایت، داده‌هاي شفاهي.


 


مقدمه


تاريخ شفاهی از دو منظر دارای اهمیت خاص است: یکی به عنوان راهی برای دست‌یابی به داده تاریخی (منبع) و دوم، روشی برای تولید فرآورده تاریخی (متن).


صرف‌نظر از هر منظری که به تاریخ شفاهی بنگریم، در گردآوری داده‌ها می‌توان به دو شیوه متفاوت اقدام کرد: نخست، بهره‌گیری از روایت‌ها و داده‌های آماده که از قبل توسط نهادها و رسانه‌های مختلف به صورت صوتی، تصویری و یا نوشتاری (پیاده شده) فراهم شده‌اند. مانند سخنان، مواضع، تحلیل‌ها، خاطرات و نیز فیلم‌ها، تصاویر و اعمال و حرکات شخصیت‌های مهم و برجسته سیاسی، اجتماعی، نظامی، فرهنگی و.... دوم، گردآوری روش‌مند و آگاهانه داده با روش‌های میدانی چون مصاحبه. در این روش، پژوهشگر تاریخ به منظور پر کردن خلاء‌ها، رفع ابهامات و روشن ساختن نقاط کور برخی از تحولات معاصر به مصاحبه با برخی از بازیگران و آگاهان سیاسی رخداد مزبور می‌پردازد؛ ابهامات و پرسش‌های خود را با آنان در میان می‌نهد و از پاسخ‌های آن‌ها که عمدتا به صورت خاطره عرضه می‌شود، در پژوهش خود بهره می‌گیرد. البته این روش در بین بسیاری از مورخان کهن و امروز سنتی رایج بوده و در تاریخ‌نگاری اسلامی نیز امری ریشه‌دار است.


بدیهی است، مصاحبه یک مکالمه دو طرفه است که می‌تواند به صورت رو در رو، تلفنی، یا با ابزارهای الکترونیکی و اینترنتی و مانند آن‌ها صورت پذیرد. طبیعتا هدف از مصاحبه‌گردآوری داده‌های از پیش مشخص شده نیست، بلکه گردآوری اطلاعاتی است که به بازسازی برخی از رخدادها و حلقه‌های مفقوده در آن‌ها کمک می‌کند.


اما در مواقعی که به هر دلیل ـ ازجمله عدم دسترسی به پاسخ‌گو ـ مصاحبه یا گفت‌وگوی شفاهی امکان پذیر نباشد، می‌توان از روش پرس‌وجوی کتبی بهره گرفت. ابزار کار در این روش همانند روش مصاحبه شامل پرسش‌گر، پرسش و پاسخ‌گو است. اما به جای حضور پرسش‌گر، سوالات نزد پاسخ‌گو ارسال می‌گردد و او در فرصت مقتضی و به صورت مکتوب به آن‌ها پاسخ می‌دهد.


پس از پایان مرحله مصاحبه، محقق با انبوهي از داده‌ها روبه‌روست. در درون اطلاعات گردآوري شده، حجم وسيعي از داده‌هاي ضعيف، نادرست، تحريف شده و مغشوش وجود دارد كه نيازمند تصفيه و پالايش است. تصفيه علمي داده‌ها یعنی تشخيص صدق و كذب آن‌ها و نیز تفكيك و شناسايي اخبار و اطلاعات سست و سخیف از داده‌های واقعی. این مرحله مطمئنا به اندازه مصاحبه دشوار است. زيرا پژوهشگر در مرحله مصاحبه بیشتر به اعتبار مصاحبه‌شونده توجه دارد تا اصالت گفته‌های وی. اما سوال اصلي اين است كه چگونه بايد داده‌هاي درست از نادرست و سره از ناسره را تشخيص دهد؟ چه ابزارها، روش‌ها و ساز و كارهايي براي پي‌بردن به روايات درست از نادرست وجود دارد؟


اين مقاله مي‌كوشد تا پاره‌اي از روش‌هاي پالايش و نقد داده‌های شفاهی را مطرح سازد.


 


مسائل مهم در ارزيابي داده‌های مصاحبه


خاطره، که از آن به عنوان «روایت» یاد می‌کنیم هسته مرکزی تاریخ شفاهی و مهم‌ترین دستاورد مصاحبه است. خاطره برآیند کنش‌های ذهنی صاحب خاطره با رخدادها و تحولات عینی جامعه است که در ذهن و ضمیر او به صورت ناگفته انباشته شده و هنگام مصاحبه به صورت یافته‌ها، برداشت‌ها، تفسیرها و تاملات راوی، بیان می‌شوند. چون خاطره با مسائل اجتماعی آمیخته است، حاوی چشم‌اندازها و نگرش‌های تازه‌ای برای شناخت ابعاد ناپیدای رویدادهای تاریخی است. از این منظر، خاطره با هر هدف و رویکردی روایت شود، چون دریچه‌ای به سوی تفسیر و شناخت گذشته می‌گشاید، حائز اهمیت است.


با این همه، چون خاطرات حاصل تعامل ذهن و واقعیات بیرونی است نقل آن‌ها نیز متاثر از فعل و انفعالات عالم درون (ذهنیات و روحیات فرد) با عالم بیرون (مسائل اجتماعی) است. افزون بر این، تاریخ شفاهی همانند تاریخ‌نگاری بیان رویدادهای گذشته و گذشتگان از منظر «حال» است و خاطره‌گو خواه ناخواه در بازسازی و یادآوری رویدادهای دوردست، تحت تاثیر تعلقات، تمایلات قلبی، آرزوها، احساسات، تفکرات و قضاوت‌های «حال» خود قرار دارد؛ مخاطبان خود را در نظر می‌گیرد و نیز تحت تاثیر هدف و مقصود خاص به نقل خاطره یا نگارش آن می‌پردازد1 که این نیز از دشمنان عینیت است.


گاه پاسخ‌گو از منظر درونی و گاه از منظر بیرونی به رخدادها می‌نگرد. کسی که درباره رویدادهای روزگار خویش سخن می‌گوید از درون به رخدادها می‌نگرد و در حقیقت، بسیاری از واقعیات را نمی‌بیند. اما کسی که نگاه بیرونی دارد گویی از بالا و از چشم‌اندازی وسیع‌تر به ماجرا می‌نگرد. لذا با این فاصله معرفتی آزادانه‌تر به حوادث می‌نگرد.


از نظر موضوع نیز ممکن است چرخش‌ها، تضادها و فراز و فرودهای زندگی شخصیت‌ها سبب دگرگونی جایگاه خاطرات شود. یعنی تاثیر‌پذیری ذهن راوی از واقعیات بیرونی باعث می‌گردد رویدادهای خرد و بی‌اهمیت بسیار بزرگ و برجسته جلوه کنند و رخدادهای مهم و بنیادین کم‌اهمیت نشان داده شوند. زیرا در امر خاطره‌گویی همانند پژوهش تاریخی مسئله گزینش داده‌ها به نحو اجتناب‌ناپذیری وجود دارد. به علاوه پیش‌داوری، منافع شخصی، تاثیر‌پذیری از مقتضیات کشور و تحولات جهانی و نیز میزان تسلط خاطره‌گو بر ماجراهایی که می‌پرورد از دیگر دشواری‌های این مسیر است.


لذا خاطرات همچون همه انواع تحقیقات علوم انسانی نمی‌تواند کاملا بی‌طرفانه و فارغ از ارزش‌ها باشد. به تعبیر کوهن خطاست اگر فکر کنیم، گزارشگر کنش‌های تاریخی، چه یک مورخ باشد چه یک روزنامه‌نگار می‌تواند حوادث را به صورت «ناب» و با تمام پیچیدگی‌های واقعی‌شان «درست همان‌طور که رخ داده‌اند» تشریح کند. زیرا چنین رخدادهایی اساسا وجود ندارند و بازتاب آن‌ها را باید همواره تاحدی به مثابه انتزاعی از واقعیت نشان داد.2


از دیگر داوری‌های تاریخ شفاهی حضور شخصیت‌های متعددی با سلیقه‌های فکری و دیدگاه‌های متنوع است که میدان وسیعی برای تحلیل‌ها و داوری می‌گشاید و از جزم‌اندیشی‌ها و تنگ‌نظری‌های غیرعلمی بازمی‌دارد. اما در همان حال ممکن است تاریخ‌نگار شفاهی در تحلیل‌هایش تحت تاثیر بت‌های شخصیتی و مواضع پاسخگویان قرار گیرد.


خاطرات رسمی یا خاطرات نخبگان سیاسی حاضر در صحنه به‌طور طبیعی حاوی جانبداری‌ها، ملاحظات وناگفته‌های زیادی است و در آن‌ها موضع‌گیری‌ها و قضاوت‌های خاص موج می‌زند و گاه به یک ابزار یا وسیله‌ای برای توجیه‌گری، فرافکنی، دفاع از مواضع، عقاید و عملکردها و دگرگونه جلوه دادن حقایق تبدیل می‌شود.


گاه یکی از دلایل اصلی مصاحبه (خاطره‌گویی)، برجسته ساختن نقش و اهمیت صاحب خاطره در مقاطع حساس و سرنوشت‌ساز تاریخی است و دغدغه خاطره‌پرداز نمایاندن نقش و حضور خود آن‌گونه که مد‌نظر اوست نه الزاما آن گونه که رخ داده است. این امر متاسفانه در بسیاری از خاطرات معاصر به چشم می‌خورد. به همین دلیل خاطره گاه می‌تواند به مایه گمراهی تبدیل شود. این امر به ویژه در خاطراتی که در ایام کهولت گفته می‌شوند مشهود‌تر است. در این مواقع گوینده بی‌اختیار تحت تاثیر موقعیت فعلی خود، ضمن فراموشی عمدی و غیر‌عمدی گذشته و ضمن فرار از نقد آن بیشتر در مقام اثبات «بودن» و «محق بودن» است.3


در تاریخ شفاهی مصاحبه‌شوندگان عموما از یک رشته مسائل هراسانند. عده‌ای نگرانند مبادا به عدم وفاداری از حکومت موجود متهم شوند؛ عده‌ای از آینده خود، خانواده و اموالشان واهمه دارند؛ عده‌ای نیز خاطرات مهم و شاذ خود را که حاوی ناگفته‌های زیادی است همواره محرمانه تلقی نموده، از طرح آن سر می‌پیچند؛ عده‌ای نیز نمی‌خواهند به دلیل عملکرد گذشته‌شان در معرض انتقاد قرار بگیرند. نظر به همین موانع و ملاحظات است که بسیاری از شخصیت‌های صاحب خاطره از بازگفتن آن روی گردانند و یا اصلا به گفت‌وگو تن نمی‌دهند و یا در بهترین حالت حقایق را آن گونه که رخ داده است بازگو نمی‌کنند.4


بدین‌سان، در پایان مراحل مصاحبه، پژوهشگر با واقعيات تازه روبه‌رو می‌شود از جمله: روايات و داده‌هاي متناقض، روايات شاذ، روايات متواتر، روايات مشكوك، روايات مبهم و. .. البته اگر پژوهشگر بدون پيش‌داوري و كاملا بي‌طرفانه و فارغ از هر گونه تعصب يا جهت گيري خاصي به گردآوري اطلاعات پرداخته باشد، اين امر كاملا طبيعي است. این مسئله درباره تاریخ‌نگاری مکتوب نیز عینا وجود دارد.


 


جرح و تعدیل داده‌ها


ناگفته پیداست، خوش‌باوري ذاتي انسان، كار پژوهش را با مشكلات مضاعفي روبه‌رو می‌کند. براي رهایی از این خطر، محقق مدام بايد از خود بپرسد آيا داده‌های او با واقعيات انطباق دارد يا نه؟ دليل انطباق و عدم انطباق آن‌ها چيست؟


زيرا اخبار تاريخي به هيچ‌وجه ساختار واحدي ندارند و به شكل‌هاي گوناگون ديده مي‌شوند. مانند: الف)خبري كه تنها يك راوي دارد. ب)اخباري كه روايان متعدد دارند. ج)اخبار شاذي كه تنها در برخي منابع ذكر شده‌اند. د)اخبار متضاد و متعارض. ه)اخبار مشابه يا متشابه. و)خلاء و گسست در قسمت‌هاي مختلف يك خبر.


بي‌دقتي، عدم تخصص و تقليد از ديگران ممكن است يك خبر كاذب را به خبري متواتر تبديل كند و صادق جلوه دهد. حب و بغض‌ها، تعصبات، تعلقات مذهبي، قومي و سياسي و منافع فردي نيز بر اين روند اثر مي‌نهند. در نتيجه، محقق نيازمند بررسي احوال راويان است.


طبيعتا نمي‌توان خبري كه راوي واحد دارد با اخباري كه راويان بسياري آن را روايت كرده‌اند از نظر اعتبار و صحت يكي دانست. طبعا اخبار شاذ در قیاس با روايات متواتر و مشهور کمتر مایه اعتماد است. اين البته یک اصل برای مردود شمردن اخبار شاذ نیست. چه بسا در بررسي احوال راويان ممكن است خبر شاذ صادقانه‌تر باشد. اخباري كه با مقتضيات زمانه‌اش سازگاري بيشتري دارد و یا مستندات بيشتري در تاييد آن وجود داشته، به همان نسبت از اعتبار بيشتري برخوردار است. مانند نقل «خاطره در خاطره» که در آن خاطره‌گو از شنیده‌ها و گفته‌های دیگران برای اثبات گفته‌های خود بهره می‌جوید. هر قدر بین خاطره فرعی و نقل آن در خاطره اصلی فاصله کمتری موجود باشد از اعتبار بیشتری برخوردار است.


در مواردی كه هيچ دليل و نشان‌هاي براي ترجيح اخبار متناقض وجود ندارد محقق در جايگاه يك قاضي قرار می‌گیرد که باید با استفاده از توانمندي‌هاي ذهني‌اش داوری كند. اين امر درباره اخبار متشابه نيز صادق است. يعني مورخ گاه بين دو خصم و گاه بين دو دوست بايد داوري كند. طبيعتا در‌پاره‌اي از موارد نمي‌تواند دليل كافي و قوي در رد يا تاييد يكي از آن‌ها ارائه نمايد. در اين موارد بايد به ظن و حدس و گمان روی آورد؛ البته ظن نزديك به يقين. علاوه بر اين در پاره‌اي موارد ديگر مورخ براي پی‌بردن به واقعيات تاريخي، ناگزير از روش اهل حديث و محدثان و گاه روش فقها و رجال نيز باید بهره جوید.5


آن‌چه مسلم است اين است كه مورخ بايد از خطر سبك‌سري، سهل باوري، بي‌دقتي، خستگي در جست‌وجوي واقعيات و مانند آن‌ها در همه مراحل اجتناب ورزد تا چشم بسته تسليم مندرجات هر مصاحبه‌ای نشود. وسواس اگر چه همواره لازمه كار علمي است اما گاه توسل به قياس و استدلال در امر تصفيه و تفكيك علمي داده‌ها نیز لازمه كار مورخ است.


از آن‌چه گفته شد چنين برمي‌آيد كه در اين مرحله نقش و حضور مورخ، عقل و تحليل وي اصلي‌ترين عامل در جهت‌دهي به مسير تحقيق و پالايش مناسب انبوه داده‌ها و روايات متفاوت و متناقض است. زیرا براي قبول يا رد هر يك از آن‌ها چاره انديشي نموده و به يك راه‌حل و جمع‌بندي نهايي مي‌رسد.


 


تعدیل و ترجیح


اگر ارزش و اعتبار دو يا چند مدرك يا خبر يكسان بود، شايسته است محقق به اصل تعديل و ترجيح رجوع كند. تعديل و ترجيح دو جنبه كاملا متفاوت دارد.


الف) ترجيح به سند (يعني بررسي اصالت و اعتبار روايت)


در اين نوع ترجيح و تعديل، صرفا روايت و خبر مورد تحليل قرار مي‌گيرد نه راوي آن. همچنان كه گفتيم اگر خبر يا روايتي در چند منبع مختلف ذكر شود معتبرتر از خبري است كه صرفا یک راوی دارد؛ اخباري كه تعداد واسطه نقلشان كمتر باشد اعتبار بيشتري دارند. عقلاني و طبيعي‌بودن يك واقعه با متقضيات زمان وقوع حادثه نیز معياري مهم در پذيرش صحت و سقم اخبار است.6


بدین‌سان، قبول بی‌دلیل روايات گوناگون به مثابه پذيرش خطر گمراهي در مسير پژوهش است. طبيعتا جهت‌گيري، تعصب و رفتار غير‌عالمانه در نقد و سنجش اطلاعات موجب تحريف حقايق مي‌گردد. اين امر معلول سبك‌سري، خودپسندي، اغراض جهت‌دار، پيش‌داوري‌هاي خطر‌آفرين، عقده‌هاي حقارت، ترس، تملق و مانند آن‌هاست. پژوهشي كامياب است كه با استدلال از يافته‌هاي تحقيق دفاع كند و اثري مستند و معتبر ارائه نمايد.


 


ب) ترجيح به راوي (يعني بررسي صداقت و اعتبار راوي يا مورخ)


در قسمت دوم يعني ترجيح به اعتبار راوي، بايد به بررسي شخصيت، شرح احوال، تعلقات، تنگناها، ملاحظات سياسي و مذهبي، اعتبار و شهرت راوی پرداخت و از اصول و فنون علم حديث و رجال بهره گرفت و او را در پرتو مورخان هم‌عصرش سنجيد.


برحسب نظر علماي رجال و حديث و سپس تاريخ، هر چه راوي در مشاهده يك رخداد از قدرت و نزديكي بيشتر برخوردار باشد، از ديگر راويان قابل اعتماد‌تر است. لذا راوي بايد به منبع خبر نزديك باشد يا ترجيحا از نزديك آن را ديده و يا شنيده باشد. هر چند اين نزديكي خود آفتي ديگر است. حجاب معاصر بودن، ناتواني در فهم ابعاد يك رخداد، غلبه و غليان احساسات سياسي ـ اجتماعي، برداشت‌ها و تحليل‌هاي يك سويه و. .. از زمره اين آفاتند كه بايد به آن‌ها توجه كرد.


قواعد جرح و تعديل يا نقد راوي در تاريخ‌نگاري اسلامي در دو حوزه زير اعمال مي‌شود:


1ـ اصول و قواعدي كه به عدالت راوي اختصاص مي‌يابد.


2ـ قواعدي كه به جرح مربوط مي‌شود.


عواملي كه عدالت راوي را زير سوال مي‌برند، عبارتند از: سفاهت، كذب، فسق و بدعت.


عواملي كه ضبط و ثبت راوي را مخدوش مي‌كنند، عبارتند از: غفلت، اشتباه، اهمال، شذوذ، خلط و از كف نهادن عقل.7


 


توجه به عنصر زمان


زمان و تقويم از ابزارهاي مهم نقد اطلاعات تاريخي است. مشخص شدن تاريخ دقيق رخدادها نقش موثري در تشخيص صحت و سقم آن‌ها دارد. آگاهي از زمان وقوع يك رخداد اغلب مهم‌تر از مكان وقوع آن است. احتمال وقوع بسياري از حوادث در روزگار ما منتفي است. حال آنكه در گذشته‌هاي دور اموري بديهي و محتمل بوده‌اند. بنابراين، عنصر زمان می‌تواند بسياري از تناقضات و ابهامات درونی روایات را بر ملا كند. از نظر زمانی دست‌کم سه نوع زمان در شکل گیری و استفاده از خاطرات وجود دارد: زمان وقوع رخداد؛ زمان تکوین و بیان خاطره؛ و زمان استفاده از آن توسط پژوهشگر. تردیدی نیست که گذر زمان به زیان خاطرات تمام می‌شود. از یک‌سو، فاصله زمانی سبب دشوار شدن یادآوری خاطرات نانوشته و ناگفته می‌گردد و از دیگرسو، خاطره‌گو را با وسواس‌ها، تردیدها و مصلحت‌اندیشی‌های فراوان روبه‌رو می‌سازد. به‌ویژه اگراین خاطرات با مسائل سیاسی یا اعتقادی روز گره خورده باشد. بنابراین، هر یک از زمان‌های سه‌گانه از فاصله معرفتی و از عینیت خاطره می‌کاهد. خاطراتی که به صورت روزانه یا بلافاصله پس از وقوع رخداد نگاشته یا گفته می‌شوند، از دقت و صحت بیشتری برخوردارند تا خاطراتی که مدت‌ها بعد به مدد حافظه و بنا به ضرورت یادآوری می‌شوند. لذا برای سنجش اعتبار این‌گونه خاطرات باید آن‌ها را با اسناد و منابع معتبر مقابله کرد.


يكي از پژوهشگران در مطالعات خود ريشه‌هاي اشتباهات زماني را دسته‌بندي كرده است كه برخی از آن‌ها نقل مي‌شود.


بي‌توجهي بسياري از راویان به تاریخ دقيق از جمله روز، ماه و حتی سال رخدادها و یا بي‌توجهي به امر زمان در مراحل مختلف بروز يك حادثه و یا توسل به زمان‌هاي نمادين از جمله هفت، دوازده، چهل و مانند آن‌كه به بسياري از رخدادها نسبت داده مي‌شود. برای پی‌بردن به این اشتباهات مي‌توان از ابزارها و روش‌هاي عقلي از جمله تطابق زمان و مكان، علم نجوم (خسوف و كسوف) و تقويم شمسي و انطباق آن با تقويم قمري، بررسي ناهمخواني یا تقدم و تاخير زماني در قسمت‌های مختلف یک خبر پي برد.8


 


دقت در اسامي خاص


تاريخ تجلي‌گاه انديشه و عمل انسان است. انسان‌ها هم تاريخ را مي‌سازند و هم در تاريخ ساخته مي‌شوند. به همين دليل پس از علم رجال هيچ يك از علوم به اندازه علم تاريخ با نام افراد سر و كار ندارد. لذا پژوهشگران براي پرهيز از فروافتادن در دام برخي از خطاها مي‌بايست نام درست شخصيت‌هاي تاريخي را ـ که در روایات از آن‌ها سخن رفته است ـ با كاربرد عقل تشخيص دهند. چه بسا انتساب برخي از اقدامات به شخصيت‌های دیگر به دليل تشابه اسامي و القاب باعث فهم نادرست تاريخ و ارائه تحليل‌هاي اشتباه مي‌گردد.


در مجموع عوامل و مسائل زير سبب بروز اشتباه در اسامي اشخاص مي‌شود:


شيوه‌هاي متفاوت نامگذاري در ادوار تاريخي و سبك‌هاي گوناگون صداكردن افراد يا اشتهار آن‌ها؛ تشابه نام‌ها با القاب و كنيه‌ها؛ جا‌به‌جايي نام‌ها و نسب‌ها؛ اختلاف‌نظر در نام افراد؛ اسامي تكراري در يك خاندان؛ اشتراك نام زن و مرد مانند اكرم، هند، سلمي، ربيع و. ..؛ اشتراك اسامي افراد با مكان‌ها و اشياء مانند ابوقيس؛ شهرت افراد به لقب يا كينه و كم‌رنگ‌شدن نام آن‌ها و تعدد اسامي براي يك فرد.9


 


نقد درونی و بیرونی داده‌های مصاحبه


منظور نقد مجموعه اصولي است كه در روشن‌سازی ارزش منابع كاربرد دارند. نقد علمي یعنی كشف نارسایي‌های مختلف مطرح شده در اظهارات و فهم كاستي‌ها و درك بهتر و بازسازي معنا و جنبه‌هاي واقعي آن‌ها. به همين دليل ترديد سلاح مفيدي براي نقد و نشانه آشكاري در پيشرفت علم و كشف حقايق است.10


نقد درونی و بیرونی یکی از راه‌های تصفیه داده‌های تاریخی است. چنان‌که نقد يكي از شاخه‌ها و گرايش‌هاي اصلي رشته «مأخذ‌شناسي» تاريخی و هسته مركزي رشته‌هایي چون فيلولوژي، علوم ديپلماتيك، نسخه‌شناسي، خط‌شناسي، كشف رمز نوشته‌هاي باستاني، كتيبه شناسي و. .. است. در مجموع، نقد به دو شيوه امكان‌پذير است: الف) نقد بيروني كه ماهيت منابع را ارزشيابي می‌کند و ب) نقد دروني كه محتواي منابع را.


به‌طور كلي تاريخ شفاهی و مکتوب يك حوزه معرفتي است كه هم با علت و هم با دليل سر و کار دارد. دلايل مربوط به حوزه‌هاي دروني متون تاريخي از جنس معرفتي است. حال آن‌كه علت‌ها مربوط به حوزه بيرون تاريخ‌نگاري و از جنس جامعه، طبقه، اقتصاد، سياست و مقولاتي از اين نوع است كه بر متن تاريخي و مورخ احاطه دارند. دليل يك امر ذهني است و علت يك امر عيني. نقد داخلي يا دروني معطوف به دليل است و نقد خارجي يا بيروني معطوف به علت.11


پس از بررسی صحت و اصالت روایت، مرحله مهم‌تر نقد كه در واقع نوعي نقد محتوایي است آغاز مي‌گردد. در اين مرحله به این مسائل توجه می‌شود که آيا اين روایت تصويري حقيقي ارائه مي‌دهد؟ در‌باره راوی آن چه مي‌دانيم؟ آيا فردی آگاه، صادق و بي‌طرف است؟ آيا انگيزه‌اي براي تحريف واقعيات دارد؟ آيا تحت تاثير فشار سياسي، ترس يا غرور نبوده؟ چه مدت پس از بروز يك رخداد، روایت خویش را ارائه می‌کند و آيا توانسته آنچه رخ‌داده را به درستي نقل كند و آيا اظهاراتش با شواهد ديگر توافق دارد؟آيا از اهليت، صلاحيت و تخصص لازم در موضوع مصاحبه برخوردار است؟


هرچند پاسخ به اين سوالات دشوار است اما مورخ بايد تا آن‌جاکه مقدور است از اعتبار و دقت اين داده‌ها اطمينان یابد.


هدف از نقد دروني يا باطني دستيابي به حقايق و اطلاعات تاريخي در متن روایات موجود است. نقد داخلي به‌طور كلي به دو صورت سلبي و ايجابي صورت مي‌گيرد. در قسمت ايجابي، روایت تاريخي جهت تفسير و درك معناي آن مورد تحليل قرار مي‌گيرد كه خود آن داراي دو مرحله است: نخست، تفسير ظاهر روایت و درك معناي لفظي آن و دوم فهم معناي حقيقي روایت و شناخت غرض گوینده. بنابراين، ساختار زباني، مفهومي، سبك بیان، روش و هدف گوینده بايد مدنظر قرار گيرد.12


در نقد دروني تعلق منبع به زمان و مكان خاص و نيز زبان اصلي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. زبان امری سیال و متحول است و پژوهشگر بايد معناي لغات، واژگان و اصطلاحات مهم را به معناي اصلي و مصطلح آن‌ها دريابد. مثلا در آثار تاريخي دوره مشروطه واژه «ملي» و «مليون» هيچگاه به معناي ناسيونال و ناسيوناليست نيست. بلكه در ادبيات آن دوره به معناي حكومت مشروطه و طرفداران مشروطه است.


بنابراين زبان سهم بارزي در درك و شناخت تاريخ ايفا مي‌كند. زبان و انديشه پيوندي گسست‌ناپذير دارند. از طريق زبان تصورات و تفكرات پيشينيان بيان مي‌شود.13


بدين ترتيب در بررسي زبان شناختي يك منبع بايد به معني‌شناسي، تفسير و تاويل متن (هرمنوتيك) كه بسيار عميق‌تر از روساخت‌هاي زباني است، توجه شود تا در پرتو آن بتوان دلالت‌هاي دروني و معنايي يك روایت را شناسايي و معنایابی كرد.14


با توجه به آنچه گفته شد، اگر در مراحل ايجابي، هدف محقق، شناخت آراء و نظريات راویان است در وجه سلبي كيفيت مشاهده و كميت حوادث تاريخي مورد بررسی قرار می‌گیرد. یعنی پژوهشگر بايد به ادله‌اي دست يابد كه با آن بتواند صحت و اصالت داده‌هاي خود را اثبات كند و حتی اجزاء و جزئيات داده‌ها و حوادث را نقد كند. نام مكان، نام اشخاص، سنوات تاريخي، مقدمات رخداد، روند رويداد، نتايج حاصل از آن و مسائل متعدد ديگر را بايد ارزيابي نمود.


 


جمع‌بندي مباحث نقد درونی و بیرونی


با توجه به آنچه گفته شد در برخورد با منابع و مدارك تاريخي دو نوع نقد متفاوت وجود دارد: 1)نقد بيروني 2)نقد دروني و هر كدام از اين نقدها در دو سطح راوي و روايت قابل بررسي است.15


 


الف) مهم‌ترين عناصر نقد بيروني راوي16


1ـ شناخت هويت فردي و اجتماعي راوی (كيستي و چيستي او).


2ـ بررسي مشخصات جسماني و رواني راوی (سلامت روح و جسم، عقل، توانایي حضور در صحنه‌هاي تاريخي و كسب اخبار).


3ـ فاصله زماني و مكاني (شكاف معرفتي) بين رواي و روايت، زيرا نزديكي و دوري هريك داراي مزايا و مخاطرات خاص خود است.


4ـ تاثیر زمان و مكان (محيط و دوره تاريخي) بر رشد و تكامل شخصيت راوی.


5ـ سبك و شيوه گفتار راوي.


6ـ باورها و گرايش‌هاي اعتقادي راوی (دين و مذهب، تعصبات و محدوديت‌ها).


7ـ وابستگي‌ها و تمايلات سياسي راوی و زاويه نگاه او به قدرت و نظام حاكم يا رهبران و نهادهاي آن.


8ـ تعلقات اجتماعي ـ اقتصادي راوی (خاستگاه اجتماعي ـ اقتصادي او) او و نوع نگاه و تفسير وي نسبت به این مقوله.


9ـ بررسي جايگاه راوی از نگاه علم رجال، صداقت، عدالت، سلسله راويان و مانند آن‌ها.


10ـ شناخت وضعيت تاريخي مخاطبان راوي؛ زيرا نوع روايت بر حسب شرايط مخاطبان دستخوش تغيير مي‌شود. نوع مخاطبان هم در شيوه بيان و هم در جهت‌گيري‌هاي متن و هم در گزينش يا برجسته ساختن ابعاد برخي رويدادها راوی را دچار ملاحظات خاصي خواهد ساخت. به عنوان نمونه اگر مخاطب، زمامدارن يا دانشمندان يا افراد عامي باشند، نوع نگاه‌ها و ملاحظات راوی متفاوت خواهد شد.


 


ب)مهم‌ترين مولفه‌های نقد بيروني روايت


1ـ تناسب معنايي و محتواي روايت با روايت‌هاي موازي و هم‌عصر و بررسی اختلافات يا تعارضات آن‌ها.


2ـ معناي لفظي و آشكار متن روايت با توجه به سير تحول و تطور زبان در بستر تاریخ.


3ـ كندوكاوهاي لازم در صحت و سقم انتساب روايت به راوی.


4ـ آشکارسازی خطاها، گژي‌ها، كاستي‌ها و جعل‌هاي عمدي و غير عمدي در متن روايت.


5ـ.بررسي زمان و مكان روايت (تعيين تاريخ دقيق و جغرافياي آن) برای نیل به اطمينان.


6ـ بررسي منابع راوی.


 


ج)مهم‌ترين عناصر نقد دروني راوي


1ـ تلقي‌هاي مورخ از علم تاريخ و انتظارات او از نقل شفاهی تاريخ؛ زیرا هر نوع برداشتي از تاريخ به ايجاد انتظارات متفاوت مي‌انجامد و از همین‌رو بر تاریخ‌نگاری اثر می‌نهد. طبیعتا روایتی که با هدف روشنگری گفته می‌شود با روایتی که جهت عبرت پذيرفتن از تاريخ يا توجيه اعمال صاحبان قدرت گفته می‌شود متفاوت است.


2ـ تا آن‌جاكه ممكن است بايد پيش‌فهم‌ها، پيش‌فرض‌ها، پيش‌داوري‌ها و ارزش داوري‌هاي راوی را بازشناخت. زيرا همين امور بر روند تفسيرهاي تاريخي و گزينش‌هاي او مستقيم يا غيرمستقيم اثر مي‌گذارند.


3ـ شناخت هدف‌ها و انگيزه‌هاي نقل روايات خاص نيز در نقد دروني راوی موثر است.


4ـ دگرگوني‌هاي معنايي زبان راوي فهم شود. به بيان ديگر زبان و مفاهيم به‌گونه‌اي كه مراد راوی بوده است فهميده شوند نه براساس معناي امروزين آن‌ها.


5ـ تفكر و بينش تاريخي راوی؛ يعني شناخت انديشه تاريخ‌نگري و تاريخ‌نگاري (معرفت شناسي) و فهم باورهاي او درباره حركت تاريخ، مسير تاريخ، عوامل محرك تاريخ، عوامل نقش آفرين در روند تحولات تاريخي، نگاه به انسان و نقش او در تاريخ و مانند آن‌ها.


 


د)مهم‌ترين مولفه‌هاي نقد دروني روايت


1ـ استنباط حقيقت تاريخي روايت به كمك تفسير و عقل.


2ـ شناسایي و روشن ساختن حلقه‌هاي مفقوده روايت در پرتو عقل و شناخت تاريخي از پديده روايت شده.


 


پی‌نوشت‌ها:


1ـ کمری، عليرضا، با ياد خاطره، درآمدی بر خاطره نویسی و خاطره نگاشته‌های پارسی در تاریخ ایران، تهران، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1383، ص 61.


2ـ اس. كوهن، پرسای ، ترجمه نراقي، يوسف، نظريه اجتماعی نوین، تهران، نشر انتشار، ص 317.


3ـ كمري، علي‌رضا، با یاد خاطره، درآمدی بر خاطره نویسی و خاطره نگاشته‌های پارسی در تاریخ ایران، صص 80 81.


4ـ ملايي‌تواني، علي‌رضا ، نقدی بر کتاب تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی به روایت رادیو بی بی سی، پژوهشنامه متین، سال اول، شماره دوم، زمستان 1378، ص 283.


5ـ زرين‌كوب، عبدالحسين، تاريخ در ترازو، تهران اميركبير، 1362، چاپ دوم، صص110 تا 115 و نيز فليسين شاله، شناخت روش علوم يا فلسفه علمي، ترجمه يحيي مهدوي، تهران، دانشگاه تهران، بی تا، صص220 تا 212.


6ـ قائم‌مقامي، جهانگير ، روش تحقيق در تاريخ‌نگاري، تهران، دانشگاه ملی ایران، 1358، صص 29-28.


7ـ آيينه‌وند، صادق، علم تاريخ در گستره تمدن اسلامي، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1377، ج 1، صص 615-614.


8ـ: داداش‌فر، منصور، ريشه‌يابي لغزش‌هاي زماني در متون تاريخي، فصلنامه اطلاع‌رساني پژوهشي، سال چهارم، شماره اول و دوم، تابستان 1382، صص 107-91.


9ـ همچنين براي مطالعه بيشتر به آثار زير مراجعه كنيد:


عبداللهي، رضا، تاريخ تاریخ در ايران، تهران، امير كبير، 1375، چاپ دوم و نيز: نبئي، ابوالفضل، تقويم و تقويم‌نگاري در تاريخ، مشهد، آستان قدس رضوي، 1366، چاپ دوم.


10ـ براي اطلاع بيشتر و آشنايي با نمونه‌هايي از اين موارد بنگريد به: صادقي، مصطفی، دشواري نام‌ها در پژوهش‌هاي تاريخي، فصلنامه پژوهش و حوزه ويژه روش‌هاي پژوهش در تاريخ، سال چهارم، شماره اول و دوم، بهار و تابستان 1382.


11ـ ن، آ.یروفه یف، تاريخ چيست؟، ترجمه محمد تقی‌راد، تهران، نشر جوان، 1360، ص 135.


12ـ حسن حضرتي، تاملاتي در علم تاريخ و تاريخ‌نگاري اسلامي، تهران، نقش جهان، 1380، چاپ اول، صص81-80.


13ـ آيينه‌وند، صادق، علم تاريخ در گستره تمدن اسلامي، ج 1، ص 632.


14ـ ادواردز، پل، فلسفه تاريخ (مجموعه مقالات از دايرةالمعارف فلسفه)، ترجمه بهزاد سالکیف، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375، چاپ اول، ص 251.


15- حضرتي، حسن، تاملاتي در علم تاريخ و تاريخ‌نگاري اسلامي، ص 81.


16ـ آن‌چه در ادامه به صورت تفصيلي و طبقه‌بندي شده درباره نقد دروني و بيروني ارائه مي‌شود بيان ديگري از مطالب ارزشمند دوست ارجمند جناب آقاي دكتر حضرتي است كه در مقاله ايشان با مشخصات زير آمده است:


حضرتي، حسن، نقد تاريخي گزارش ابن خلدون از سانحه عاشورا، پژوهشنامه متين، سال سوم، شماره سيزدهم، زمستان 1380، ص 93-92.


 

نظرات كاربران
نام

ايميل
نظر

 


چاپ                       ارسال براي دوست

  © 2008 CopyRight. Allright Reserved