چکیده
يكي از منابع مهم در كسب اطلاعات از رويدادهايی که جنبه عام و عمومی دارند(= جنگ، انقلاب، جنبش، اعتصاب، تظاهرات و غیره) بايگاني ذهن افرادی است که یا شاهد عینی ماجرا بودهاند و یا به عنوان کنشگر در پیدایش آن رویداد نقش بسزائی داشتهاند و هماینک نیز زندهاندو به نوعی در دسترس میباشند. از جانب پژوهشگران تاریخ به خصوص تاریخ شفاهی، تكنيك مصاحبه براي ورود به بايگاني ذهن افراد مزبور مناسب تشخيص داده شده است. ليكن نگارنده بر اين باور است كه تكنيك مصاحبه براي كسب اطلاع از رويدادهايي كه جنبه شخصي و خصوصي دارند مناسب است. ولی از آنجاكه رويدادهاي تاریخی اغلب جنبه عام و عمومي دارند، براي اين منظور مناسب به نظر نمیرسد. از اينرو نگارنده تكنيك «بحث گروهي» را كه هم براي دستيابي به اطلاعات واقعي از جنبههاي عام و عمومي رويدادها و هم براي ارائه تصويري جامع و گويا از موضوع مورد مطالعه مناسب به نظر ميرسد معرفي نموده است.
كليدواژهها: تاریخ، تاریخ شفاهی، رويدادهاي عام، بايگاني ذهن کنشگران، تكنيك مصاحبه، روايي مصاحبه، تكنيك بحث گروهي، روايي بحث گروهي، نقد و تحلیل انتقادی.
1ـ مقدمه
ماکس شلر(M.Scheller) جامعهشناس و فیلسوف شهیر آلمانی که بین سالهای 1874 تا 1928 میلادی میزیست، عبارت مشهوری با این مضمون زیر دارد: «حقیقت در مغاک لانه میکند»؛ حال ملاحظه نمایید چنانچه این حقیقت یک «حقیقت تاریخی» باشد،آنگاه عمق این مغاک چقدر خواهد بود؟
بهزعم نگارنده تاریخ به مجموعه رویدادهایی گفته میشود که در زمان گذشته و در مکانهای خاص و تحت شرایط فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی ویژهای توسط کنشگرانی که هم با یکدیگر و هم با موسسات اجتماعی جامعه آن روز در تعامل و کنش متقابل بودهاند، بوقوع پیوسته است و هماینک به صورت دادههای تاریخی در اختیار جامعه امروز هست.
آنطور که لوئیس گات چالک L.Gottschalk)، 1950) تاریخدان فقید ابراز نموده، فرایند بررسی و تحلیل انتقادی اسناد و دادههای گذشته «روش تاریخی» خوانده میشود و بازسازی و بازآفرینی ذهنی گذشته براساس دادههای بر جای مانده «تاریخنگاری» نام دارد. یا به تعبیر یکی از مراجع عالیقدر تحقیق، تاریخنگاری یا «پژوهش تاریخی؛ بررسی نقادانه رویدادها، تحولات و تجارب گذشته؛ محکزدن دقیق شواهد مربوط به روایی منابع اطلاعاتی در گذشته و تفسیر این شواهد محک زده شده است.» (کرلینجر، 1376). یعنی تحقیق در تاریخ صرفاً «گردآوری روایات یا مقایسه آنها و شناخت «واقعیت» حوادث گذشته نیست؛ ورای این کار نظر به توجیه و تفسیر این واقعیات دارد که بین جزئیات رابطه برقرار میکند وآنهارا به یکدیگر پیوند میدهد.این کار در واقع عبارت از تجدید بنای گذشته است به کمک مصالح و موادی که اینجا وآنجااز بقایای آوار حوادث باقی مانده است.» (زرینکوب، 1370)
دادههای تاریخی معمولاً به دو طبقه اصلی تقسیم میشوند:
1. منابع دست اول؛ شامل گزارش شفاهی و یا کتبی عاملان رویداد و یا شاهدان عینی آن رویداد است. در واقع این منابع «توسط یک مشاهدهگر واقعی یا کسی که در واقعه تاریخی شرکت داشته، گزارش شده است.»(بست، 1373)
2. منابع دست دوم؛ «شامل گزارشهایی است که گزارشگر خود شاهد عینی آن نبوده است. او ممکن است با یک مشاهدهگر واقعی صحبت کرده یا گزارش مشاهدهگری را خوانده باشد،اما گواهی او همانند گواهی گزارشگر یا شرکتکننده واقعی نیست» (بست، 1373) یا به نظر ترز. ال. بیکر T.L.Baker)، 1377) منابع دست دوم شامل توصیف یا تفسیر پارهای از رویدادهای گذشته است که یا چندی بعد از آن رویدادها نوشته شدهاند یا مدتها بعد به طبع رسیدهاند. در هر صورت «یکی از قواعد پایهای پژوهش در تاریخ این است: همیشه از منابع نخستین (دست اول) استفاده کنید. یک منبع نخستین، مخزن اصیل اطلاعات تاریخی است. ... استفاده از منابع ثانوی زمانیکه منابع نخستین در دسترس هستند خطای عمده تاریخنگاری است.» (کرلینجر، 1376)
ز دل این قاعده بنیادی یک اصل اساسی قابل استخراج و بهرهبرداری است، با این مضمون که وقتی فاعلان و عاملان تاثیرگذار در وقوع یک واقعه تاریخی و یا شاهدان و ناظران عینی آن رویداد هنوز زنده هستند، شایسته نیست که سایر منابع مربوط به آن واقعه در اولویت قرار بگیرند. هر چند بعداً از آنها برای تنقیح، تلطیف و تلخیص رویداد مزبور استفاده خواهد شد.اینجاست که معنا و مفهوم «تاریخ شفاهی» بروز و ظهور مییابد و نقش واهمیت خود را به رخ مورخان و تاریخپژوهان میکشد. برای اینکه فقط در تاریخ شفاهی است که «شرح و بازشناخت یک رویداد براساس دیدهها، شنیدهها و کردههای شاهدان و ناظران و فعالان آن رویداد امکانپذیر میشود.» (کمری، 1384). یا به تعبیر نورایی (1385) کارایی تاریخ شفاهی در مورد اوضاع و وقایعی است که ناظران و فعالان آن هنوز زنده هستند. به بیان دیگر، فعالان و «شاهدان این وقایع میتوانند خاطرات خود را درباره آن مرور کرده وآن را بازسازی کنند.این دست از وقایع تاریخی بر خلاف سایر وقایع،هنوز کاملاً کفن و دفن نشدهاند و ـ فعالان ـ و شاهدان آن نه تنها میتوانند درباره آن ذکر خبر کنند، بلکه میتوانند در گسترش بازسازی کم و بیش همه جانبه آن، مورخ را نیز یاری دهند.» (نورایی، 1385). در واقع در تاریخ شفاهی «بایگانی ذهنی» شاهدان و فعالان یک رویداد تاریخی از اهمیت بسزائی برخوردار است. از همینرو، «ارتباط گفتاری چندسویه» در مغز و قلب این نوع از تاریخنگاری قرار دارد.چون مورخ و یا پژوهشگر تاریخ صرفاً از طریق گفتوگو میتواند وارد بایگانی ذهنی افراد مورد نظرشده و با آنان ارتباط کامل، معنادار و سازنده برقرار کند. شاید به همین دلیل باشد که برخی از پژوهشگران تاریخ شفاهی ابراز میدارند «زبان گفتار زنده، گرم، اثرگذار و باورپذیرتر است و موضوع را به مادهای سرد و کنسروشده تبدیل نمیکند.» (کمری، 1384)
شایان ذکر است که ارتباط گفتاری در قالبهای مختلفی قابل اجراست، لیکن به نظر ميرسد که مراکز مسئول در تاریخ شفاهی و همچنین دستاندرکاران این امر، مورخان شفاهی و اعضای هیئت علمی گروههای تاریخ دانشگاههای کشور فقط به ابزار مصاحبه توجه نمودهاند و بر آن به عنوان موثرترین ابزار دستیابی به اطلاعات بایگانی شده در ذهن فعالان و شاهدان رویدادهای تاریخی متمرکز شدهاند. بهطوری که مسئولان نشست فعلی نیز تحت تاثیر این گرایش اقدام به برپايي چنین همایشی كردهاند كه البته اقدام ميمون و مباركي است، منتها با تمركز بر ابزار «مصاحبه»، راه بررسي كاربرد ساير ابزارهای گفتوگو را براي اين مقصود مقدس مسدود نمودهاند. لذا شايسته آن بود كه عنوان همايش به شكل: «بررسي و ارزيابي كاربرد ابزارهاي مؤثر و مناسب در تاريخ شفاهي» مطرح میشد تا انديشمندان توان خود را در راستاي شناسايي ابزارهاي مناسب (= موثرتر بودن،اقتصادیتر بودن، سریعتر بودن، دقیقتر بودن، جامعنگرتر بودن و...) صرف ميكردند.
2ـ طرح مسئله و اهميت آن
مسئولان همايش براي دستيابي به اطلاعات بايگاني شده در ذهن فعالان و شاهدان رویدادهای تاریخی ابزار«مصاحبه» را مناسب تشخيص دادهاند و به همين جهت محور مباحث همايش را بر مصاحبه و مطالب پيرامون آن متمركز كردهاند.
بهزعم بزرگترين مراجع تحقيق (كرلينجر، 1376 ـ بركو و ديگران، 1378 ـ ون دلن، 1373 ـ بيكر، 1377 ـ پلتو، 1375 ـ دلاور، 1374) مصاحبه يكي از پراستفادهترين و معتبرترين روشهاي جمعآوري اطلاعات واقعي و راستين است. ولي سؤال اساسي اين است كه آيا مصاحبه براي تأمين اين مقصود مقدس، مناسبترين ابزار و تكنيك نیز هست؟! آيا در اين خصوص كارآيي لازم و كافي را دارد؟ آيا قادر به كشف، استخراج، بازسازي و بازنمايي اطلاعاتي كه چندين سال در ذهن کنشگران رویدادهای تاریخی بايگاني شده، هست؟ آیا بازآفرینی تمامی جوانب یک رویداد تاریخی با این ابزار و با مراجعه به یک بایگانی ذهنی امکانپذیر است؟ يا اينكه ابزار مناسبتري غير از مصاحبه وجود دارد كه با آن ميتوان به اهداف مورد نظر نايل آمد. قابليت طرح مسئله مزبور از آن جهت حائز اهميت است كه چنانچه «عدم روايي» ابزار مصاحبه براي اين مقصود اثبات گردد، جلوي صرف هزينهها ووقتهاي بيثمر و بيمورد گرفته خواهد شد و در عوض ابزاري مناسبتر، مؤثرتر، كاراتر و مقرون به صرفهتر معرفي خواهد گشت.
3ـ هدف
اين نوشته دو هدف عمده را دنبال ميكند:
يك ـ اینکه در فضای ذهنی و منظومه فکری مراکز تاریخ شفاهی و مورخان شفاهی این پرسش مسئله خیز را ایجاد کند که آیا مصاحبه تنها ابزار مناسب برای دستیابی به اطلاعات بایگانی شده در ذهن کنشگران یک رویداد تاریخی است؟
دو ـ نقد ميزان «روايي» تكنيك مصاحبه براي مقصود مورد نظر.
4ـ فرضيه
با توجه به طرح مسئله و هدف مقاله، فرضيه زير را ميتوان اقامه كرد:
از آنجاكه «مصاحبه» دارای برد کوتاه است و در سطح خرد و در حوزههای خصوصی کاربرد دارد؛ لذا براي جمعآوري اطلاعات كامل، جامع، درست، دقيق و راستين از بايگاني ذهن فعالان و شاهدان رویدادهای تاریخی ابزار مناسب و موثری به نظر نمیرسد.
5 ـ روش بررسي
از روش «تحلیل اسنادی» و «تحليل انتقادي» براي بررسي موضوع و فرضيه مطروحه استفاده شده است.
6ـ تحليل موضوع
«در کار تاریخ، شناخت روش و هدف اهمیت خاص دارد.در حقیقت علم فقط از وقتی توانسته است پیشرفت واقعی حاصل کند که دریافته است در سیر خویش چگونه و از کجا باید قدم بردارد و آن هدف که در پیش دارد چیست؟» (زرینکوب، 1370)
اینک با توجه به نکته درست و بجای فوق،این سوال قابل طرح است که: هدف اصلی در تاریخ شفاهی چیست؟ و این هدف چگونه و با چه روش و شیوهای تأمین خواهد شد؟ به نظر میرسد هدف اصلی تاریخ شفاهی، بازآفرینی گذشته نه چندان دور با تمام رویدادهای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و سایر جنبههای آن باشد که با مراجعه به بایگانی ذهن فعالان و شاهدان عینی واقعه تاریخی و آشنایی با فرهنگ ذهنی آنان و گفتوگو با آن فرهنگها، دستیافتنی خواهد بود. حال نکته قابل پرسش این است که آیا مصاحبه برای تأمین این هدف فن مناسبی است؟ با توجه به هدف تاریخ شفاهی و نیز ماهیت رویدادهای تاریخی که جنبه عام و عمومی دارند و همچنین با عنایت به تعریف مصاحبه که به همکنشی بیانی فقط دو فاعل اشاره دارد، میتوان گفت که فن مصاحبه برای این منظور مناسب نیست و نمیباشد!اینکه گفته میشود رویدادهای تاریخی جنبه عام و عمومی دارند بدین معناست که «گزارههای تاریخی و یا مصادر تاریخی انفرادی نیستند ... و به پیکره بیشتر افراد جامعه باز میگردند، در این صورت یک رصد انفرادی (= انجام مصاحبه با یکی از کنشگران واقعه تاریخی) چه نقشی در بازآفرینی گذشته میتواند داشته باشد؟» (نورایی، 1385) یعنی بنا به ماهیت جمعگرایانه رویدادهای تاریخی، بازآفرینی آنها صرفاً با رصد گروهی و در صورت امکان با رصد جمعی ممکن خواهد بود! به بیان دیگر، اطلاعاتی که از طریق مصاحبه با فاعل تأثیرگذار در یک واقعه تاریخی و یا با شاهد عینی آن واقعه به دست میآید، قابل انتساب به کل یا به بخش قابل توجهی از اعضای جامعه مربوط به آن واقعه تاریخی نیست و نخواهد بود. لذا باید در فکر ابزار مناسبتر از مصاحبه بود.
درخواست میشود مطلوبترين حالت و آرمانيترين وضع در خصوص كاربرد «مصاحبه در تاريخ شفاهي» را به شرح زیر تصور نمایید:
1ـ مصاحبهگر يا پژوهشگر حوزه تاریخ شفاهی به تمامي فنون ريز و درشت مصاحبه پژوهشي مسلح و قادر به كارگيري درست، موثر و به موقع آنها نيز باشد.
2ـ مصاحبهشونده مورد نظر ما اولاً با تمام توان در روند مصاحبه مشاركت فعال و خلاق داشته باشد و ثانياً حافظه قوياش ضمن اينكه خلاء سالهاي سپري شده از پايان رویداد تاریخی را پر مينمايد، بتواند تمامي اطلاعات بايگاني شده در ذهناش را نيز به درستي، واقعگرايانه و بیکم و کاست بازگو كند و در اختيار پژوهشگر یا مورخ شفاهی بگذارد.
3ـ محصول مصاحبه انجامشده، اطلاعاتي درست، واقعي، راستين و مطلوب نظر باشد.
حتي در چنين وضع آرماني و حالت مطلوبي چند نكته قابل تأمل و اشاره وجود دارد كه میتواند روايي كاربرد ابزار مصاحبه در تاريخ شفاهي را در بوته نقد قرار دهد:
يك ـ مدتي كه براي شناسايي مصاحبهشوندگان (= فعالان و یا شاهدان واقعه) و هماهنگي جهت پيشبيني مقدمات انجام مصاحبه و به خصوص زمانی که برای انجام مصاحبهها صرف خواهد شد، طولانی است.
دو ـ توان حرفهاي که محققان تاریخ شفاهی برای انجام مصاحبههای پیشبینی شده ميبايست صرف نمایند، بسیار بالا است. در ضمن پختگی حاصل از انجام مصاحبههای مکرر و به تبع آن تأثیرگذاری آنان بر روند مصاحبه را نباید از نظر دور داشت.
سه ـ اطلاعات به دست آمده از اجرای مصاحبههای متعدد، بخشي از واقعيت به وقوع پيوسته تاریخی را بازگو خواهد نمود نه همه وقايع را و نه تمامي آنچه را كه روي داده است. لذا تصويري ناقص از واقعيت حاصل خواهد شد که ممکن است خیلی به کار نیاید.
حال با توجه به ذكر سه نكته فوق، ملاحظه نماييد چنانچه شرايط «مطلوبترين حالت مصاحبه» مهيا نباشد، چه پيش خواهد آمد و چه پيامدهايي عارض خواهد گشت؟!
براساس استدلال فوق است كه گفته ميشود ابزار «مصاحبه» براي دستيابي سهل وسريع به اطلاعات بايگاني شده در ذهن کنشگران مناسب نيست و ميبايست در فكر ابزار ديگري بود كه براي اين مقصود مناسب و مقرون به صرفهتر باشد.
ممکن است برخی از منتقدان، دو راه حل را به عنوان نقض و نفی این ادله مطرح نمایند:
راه حل اول،اینکه بگویند، برای ترسیم تصویر جامع و کامل رویداد تاریخی، ابتدا ترتیبی داده خواهد شد تا با یک یک کنشگران فعال و ناظر آن رویداد ـ که هم اکنون زندهاند ـ مصاحبهای صورت گیرد؛ سپس مصاحبههای صورت گرفته را کنار هم مینهیم تا هدف مورد نظر تأمین گردد!! در پاسخ به پیشنهاددهندگان این راهحل میتوان گفت: بله، این کار امکانپذیر است. ولی در چه مدتی و با چه قیمتی؟ این کار به مثابه این میماند که فردی با متر خیاطی که cm150 بیشتر طول ندارد، بخواهد مساحت ستاد اداری دانشگاه تهران را اندازهگیری نماید! افزون بر این، چه کسی میخواهد مصاحبههای صورت پذیرفته را ترکیب و تلفیق کند؟ آیا چنین فرد با صلاحیتی وجود دارد؟ فرض که وجود داشته باشد، او چقدر وقت لازم دارد تا این کار را بهخوبی ودرستی انجام دهد؟
شايد با ذكر يك مثال بتوان سختی راهحل فوق را روشنتر ساخت:
فرض كنيد بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس يا مركز مطالعات جنگ قصد دارد آخرين ديدار و گفتوگوي شهيد والامقام باكري را كه در شب عمليات با نيروهاي تحت امرش داشته، از ذهن رزمندگاني كه آن شب حضور داشتهاند و از مخاطبين شهيد باكري بودهاند، بازنمايي كند. اينطور تصور نماييد كه نيروهاي تحت امر شهيد باكري در آن شب عمليات 75 نفر بودهاند كه 25 نفرشان شهيد شدهاند و 50 نفرشان نيز زنده ماندهاند و در حال حاضر هر يك در نقطهاي از كشور به زندگي عادی و معمولي خود مشغول هستند و آدرس محل سکونت و کارشان نیز دقیقاً مشخص است. چنانچه عوامل مؤثري چون: هماهنگي امور، دسترسي به مصاحبهشوندگان، يكدستي و زبردستي مصاحبهكنندگان، حافظه قوي و همدلي مصاحبهشوندگان، محل مصاحبه، زمان مصاحبه و مدت مصاحبه مطلوب و مناسب فرض شوند، در آن صورت بنياد يا مركز مذكور ميبايست متقبل 50 مورد مصاحبهگردند.به نظر شما انجام این 50 مصاحبه چقدر وقت خواهد برد؟ همچنین چقدر احتمال میدهید كه یک تلفیق گر خبره از 50 مصاحبه صورت گرفته تصويري كاملتر و گوياتر از واقعيت مزبور به دست دهد؟! او چقدر روی این موضوع کار خواهد کرد؟ و بالاخره اینکه آیا محصول کارش قابل استناد خواهد بود؟
راهحل دوم؛ اینکه بگویند، با اجرای «مصاحبهگروهی» مشکل را برطرف و هدف تاریخ شفاهی را تأمین خواهیم کرد. پاسخ این است که این راهحل مناسبی است، لیکن واقعیتی به نام مصاحبهگروهی وجود ندارد تا به تبع آن چنین اصطلاحی وضع گردد! چون مصاحبه بر وزن مفاعله بر همکنشی گفتاری صرفاً بین دو بیان کننده دلالت دارد. چنانچه این گفتوگوی هدفمند و روشمند بیش از دو بیانکننده پیدا بکند، در آن صورت به آن «بحث گروهی» گفته میشود که سازوکار مربوط به خود را دارد. این همان تکنیکی است که قادر به رصد بایگانی ذهنی کنشگران (= فعالان و شاهدان) یک رویداد تاریخی، بهطور گروهی و دستهجمعی است. بنا به آموزههاي دكتر رفيعپور (1382)، تكنيك بحث گروهي داراي خواص و کاربردهای زير است:
يك ـ نسبت به ساير تكنيكهاي جمعآوري اطلاعات كم هزينهتر است.
دو ـ در قياس با ساير ابزارها زمان كمتري را صرف ميكند.
سه ـ زمان و مكان بحث هم براي پژوهشگر و هم برای اعضاي گروه مشترك و يكسان است.
چهار ـ در مقايسه با ساير تكنيكهاي مربوطه سهلتر به اجرا درميآيد.
پنج ـ توان حرفهاي پژوهشگر در روند اجراي اين تكنيك درستتر، مؤثرتر و بهينهتر صرف خواهد شد.
شش ـ زمينه دستيابي به يك دايره وسيع يا تصوير جامع از ابعاد موضوع و واقعيت مورد نظر در اين تكنيك نسبت به ساير تكنيكها مساعدتر و بيشتر است.
هفت ـ اسباب كنترل، اصلاح و تكميل اطلاعات مورد لزوم در اين تكنيك به لحاظ حضور اعضا و كنش متقابل بیانی میان آنان بیشتر و موثرتر است.
هشت ـ زمينه بازآفريني و يادآوري اطلاعات بايگاني شده در اذهان اعضای گروه به دليل وجود پويايي، همگني، همدلي و تفاهم ميانشان در مقایسه با سایر تکنیکها بيشتر است.
نه ـ از خصلت «تقابل خلاق» Creative) ialectic) برخوردار است.
ده ـ در این تکنیک، پژوهشگر در مقام آگاهساز، تسهیلگر، هدایتگر و توانمندساز ظاهر خواهد شد و اعضای گروه نیز لباس تحلیلگری را به تن خواهند کرد.
حال با توجه به توضیح فوق، مثال مذکور با این تکنیک تشریح میگردد:
ـ گام اول: دعوت از 50 نفر رزمنده همرزم شهید باکری به یک مکان واحد با هماهنگی مسئولان ذیربط.
ـ گام دوم: برگزاری جلسه یک ساعته توجیهی و ترویجی و سازماندهی آنان در 5 گروه 10 نفره با میل و نظر خود رزمندگان.
ـ گام سوم: برگزاری جلسه هماهنگی برای پژوهشگران و توزیع آنان بین گروهها. البته شایسته آن است که برای هر گروه دو پژوهشگر در نظر گرفته شود.
ـ گام چهارم: تشکیل گروهها و شروع به کار آنها طبق جدول زمانبندی.
ـ گام پنجم: برگزاری جلسه نقد و بررسی برای پژوهشگران بعد از اتمام کار گروهها.
ـ گام ششم: برپایی گرد همآیی گروهها و نمایش یک به یک تصویرهای ضبط شده از بحثهای گروهها به منظور دستیابی به توافق جمعی.
ـ گام هفتم: مستندسازی اطلاعات.
اينك قضاوت و ارزيابي گردد كه كدام يك از دو تكنيك بحث گروهي و مصاحبه در بازنمايي واقعه آخرین دیدار و گفتوگوی شهید باکری با نیروهای تحت امرش در شب عملیات از انباشت ذهنی 50 رزمنده بازمانده مناسبتر و كاربرديتر است!!
7ـ نتيجهگيري و پيشنهاد
1ـ7ـ نتيجهگيري
رویدادهای تاریخی انفرادی و خصوصی نیستند. بلکه عام و عمومیاند. یعنی هر چند «تجزیه و تحلیل تاریخی ممکن است به یک فرد، یک عقیده، یک جنبش یایک نهاد معطوف باشد. با وجود این،هیچکدام از این موضوعات را نمیتوان بهطور مجزا و به تنهایی مطالعه کرد. حتی اشخاص ـ و زندگی خصوصی آنان ـ را نمیتوان بدون توجه به تعامل آنها با عقاید، جنبشها یا نهادهای زمان خودشان موضوع تحقیق تاریخی قرار داد.» (بست، 1373) بنابراین، برای فهم عمیق، دقیق و جامع رویدادهای تاریخی به روشها و فنون مناسبی نیاز است. این موضوع در رابطه با تاریخ شفاهی نه تنها مصداق دارد بلکه از حساسیت ویژهای نیز برخورد است. چون واحد تحلیل در این نوع از تاریخ پژوهی، رویدادهای تاریخیای هستند که در ذهن کنشگران آن واقعه بایگانی شدهاند و تنها استراتژی معقول و مقبول جهت دستیابی به آنها فقط و فقط گفتوگو است. در این راستا، متولیان و متصدیان تاریخ شفاهی در جهان و ایران بر این باورند که مصاحبه مناسبترین وسیله است. در حالیکه نظر نگارنده غیر از این است. چون او اعتقاد دارد که «مصاحبه يك موقعيت نقشي ميان فردي رودررو است كه در آن يك شخص (مصاحبهگر) از شخص مورد مصاحبه (پاسخدهنده) پرسشهايي را كه براي به دستآوردن پاسخهاي مربوط به مسئله تحقيق تدوين شدهاند، ميپرسد» (كرلينجر، 1376) و این بدین معناست که مصاحبه صرفاً یک ارتباط گفتاری میان فردی است و فقط در سطح خُرد و حوزههای خصوصی کاربرد دارد. حتی با مروري به انواع مصاحبهها چون: استخدامي1، درماني2، علمي3، تجسسي4، پژوهشي5، رسانهاي6 و غيره، وجود «ارتباط گفتاري ميان فردي»7 و حوزههای اختصاصی را بين مصاحبهگر و مصاحبهشونده ميتوان مورد اشاره قرار داد واستنباط نمود. در هر صورت، از بیان مطالب فوق میتوان این نتیجه را گرفت که:
در تاریخپژوهی شفاهی، تکنیک مصاحبه برای گفتوگو با اذهان فعالان و شاهدان وقایع تاریخی جهت بازآفرینی آن وقایع، مناسب نیست. بهزعم نگارنده، تکنیک بحث گروهی که یک ارتباط گفتاری میان گروهی است برای این منظور مناسب به نظر میرسد.
2ـ7ـ پيشنهاد
الف ـ پيشنهاد میشود كه در قالب یک طرح تحقیق آزمايشي، میزان اثربخشی تكنيك «بحث گروهي» و تکنیک «مصاحبه» در خصوص بازآفرینی رویدادهای تاریخی انباشته شده در اذهان کنشگران آن رویدادها، مورد مقایسه قرار گیرند.
ب ـ پیشنهاد دیگر آن است که تمامی مورخان شفاهی قبل از اتخاذ هر گونه موضعی بر له و علیه نگارنده، مقاله را از منظر روششناسی ارزیابی نمایند.
پینوشتها:
1ـ مصاحبه استخدامي، گفتوگوي هدفمندي است كه ميان نماينده يك سازمان و يك متقاضي كار در آن سازمان صورت ميگيرد. هدف تشخيص صلاحيت متقاضي جهت استخدام در سازمان مورد نظر است. از اينرو عمده اطلاعات درخواستي، در خصوص فرد متقاضي انجام ميشود.
2ـ مصاحبه درماني، گفتوگوي هدفمندي است كه ميان درمانگر (= روانپزشك، روانشناس و مددكار) و درمانپذير (= بيمار، مراجع و مددجو) انجام ميشود. هدف درمان فرد درمانپذير است. از اينرو، عمده سوالات بر فرد درمانپذير متمركز است.
3ـ مصاحبه علمي، گفتوگوي هدفمندي است كه ميان عضو هيأت علمي يك مؤسسه آموزشي ـ پژوهشي و يك دانشجو و يا فارغالتحصيل دورههاي عالي صورت ميگيرد. هدف تعيين صلاحيت علمي فرد متقاضي براي ادامه تحصيل و يا به عضويت هيأت علمي درآمدن وي در مؤسسه مزبور است. از اينرو، عمده پرسشها در خصوص وضعيت علمي متقاضي مطرح ميشود.
4ـ مصاحبه تجسسي، گفتوگوي هدفمندي است كه ميان نماينده دستگاه قضايي و يا نيروي انتظامي و متهم انجام ميشود. هدف تأييد يا رد متهم در خصوص ارتكاب جرم است. لذا، سؤالات در راستاي اثبات جرم و يا تبرئه متهم طرح ميگردند.
5ـ مصاحبه پژوهشي، گفتوگوي هدفمندي است كه ميان يك پژوهشگر و يك آزمودني صورت ميگيرد. هدف تأييد يا رد فرضيههاي تحقيق است. بنابراين، پرسشها در همين راستا طراحي ميشوند.
6ـ مصاحبه رسانهاي، گفتوگوي هدفمندي است كه ميان مجري صداو سيما و یا خبرنگار یکی از جراید و يك كارشناس (صاحبنظر در یکی از مسائل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی،اقتصادی و غیره) انجام ميشود. هدف تشريح و تبيين يك موضوع خاص است. از اينرو، سؤالات به منظور روشنگري موضوع مورد مصاحبه تمركز مييابند.
7ـ ارتباط، انواع و اقسامي دارد كه يكي از آنها گفتاري است. در واقع در اين نوع از ارتباط، زبان وكنشهاي بياني جايگاه ويژهاي دارند. مصاحبه يك ارتباط گفتاري ميان فردي است. در حاليكه بحث گروهي يك ارتباط گفتاري ميان گروهي میباشد.
منابع:
1ـ بركو، روي. ام و آندرودي. ولوين ودارلين آر. ولوين، مترجمان سيدمحمد اعرابي و داود ايزدي، مديريت ارتباطات: فردي وعمومي، تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1378.
2ـ بست، جان، مترجمان پاشا حسن و طالقاني نرگس، روشهای تحقیق در علوم تربیتی و رفتاری، تهران: انتشارات رشد، 1373.
3ـ بيکر، ترز. ال. نايبي، هوشنگ، نحوه انجام تحقیقات اجتماعی، تهران: انتشارات روش، 1377.
4ـ پلتو، پرتي. ژ، مترجم محسن ثلاثی، روش تحقيق در انسانشناسي، تهران: انتشارات علمي، 1375.
5ـ رفيعپور، فرامرز، تكنيكهاي خاص تحقيق در علوم اجتماعي، تهران: شركت سهامي انتشار، 1383.
6ـ زرينکوب، عبدالحسين، تاريخ در ترازو، تهران: انتشارات امير کبير، 1370.
7ـ كرلينجر، فرد. ان، مترجمان پاشا شريفي، حسن و نجفيزند، جعفر، مباني پژوهش درعلوم رفتاري (جلد دوم) تهران: مؤسسه انتشارات آواي نور، 1376.
8ـ کمری، عليرضا، صدای «تاریخ محاضرهای»، ماهنامه اندیشه و تاریخ سیاسی ایران معاصر زمانه، سال چهارم، شماره 34، 1384.
9ـ نورایی، مرتضی، درآمدی برپارهای مشکلات نظری و کارکردی تاريخ شفاهی، فصلنامه تحقیقات تاریخی و مطالعات آرشیوی گنجینه اسناد، سال شانزدهم، دفتر چهارم، شماره 64، 1385.
10- Gottschalk,Louis(1950)/Understanding History/New York:Knopf/Book