تاريخ شفاهي
 
                                                                                                                                             English
تاريخ شفاهي؛ ضرورت، منابع، بايدها و نبايدها
مجتبي رحماندوست

چکیده


ضرورتِ استفاده از استماع از صاحبان خاطرات تاريخي و تدوين آن براي تهيه تاريخ شفاهي، بر همگان پيداست. منبع اصلي در تاريخ شفاهي مصاحبه‌شونده است و به كمك منابع فرعي و مهم‌ترين منبع كمكي و فرعي يعني مصاحبه‌شونده، نسبت به خلق تاريخ شفاهي اقدام مي‌گردد.


ديگر عوامل كمكي: زمان، مكان، اشياء و فضا، مصاحبه‌شونده را ياري مي‌دهد تا به انتقال دقيق‌تر تاريخ شفاهي موفق شود.


اگر بايدها و نبايدهاي مربوط به منبع اصلي (مصاحبه‌شونده) و منابع كمكي (مصاحبه‌كننده، مكان، زمان، اشياء و فضا) رعايت شوند، تاريخ شفاهي حاصل از آن، از اعتبار بالاتري برخوردار خواهد بود.


كليد واژه‌ها: تاريخ شفاهي، مصاحبه‌شونده، مصاحبه‌كننده، منابع اصلي و فرعي.


 


1- ضرورت


نقش تاريخ در راهبري جوامع بر كسي پوشيده نيست.


نقش آدم‌هايي كه خود تاريخند، روشن است.


نقش آدم‌ها و حافظة تاريخي آن‌ها در ارائه حوادث تاريخي و ترسيم دقيق آن‌ها، نياز به تشريح ندارد.


جايگاه تاريخ در ميان علوم بشري، جايگاه ويژه و تعيين‌كننده‌اي است و اينجا، جاي بحث از آن نيست.


در دين مبين اسلام خصوصاً در توصيه‌هاي قرآن كريم مي‌خوانيم كه: سيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبة، كه صريحاً ما را به مطالعه عاقبت كار امت‌ها، ملت‌ها و ديگر اقشار اجتماعي فرامي‌خواند.


 


2- گونه‌اي از تاريخ


در ميان انواع تاريخ‌هاي باقي از دوران پيشين و خصوصاً در تبيين تاريخ معاصر و دهه‌هاي گذشته پيوسته به آن، تاريخ شفاهي از اهميت خاصي برخوردار و موضوع اين مقاله است.


در واقع مي‌توان براي خروج ذخيره معلومات تاريخي يك فرد سه پنجره را به شرح زير تصور نمود:


1ـ اگر فرد مطلع بنشيند و بنويسد، او يك پنجره را گشوده‌ است. اما اين كار مشكل است. ضمناً اقدامي است حرفه‌اي و نيازمند به پايه اطلاعات و توانمندي‌ نويسندگي و ديگر مشخصات لازم براي يك نويسنده تاريخي.


2ـ اگر فرد مطلع از تاريخ بنشيند و خود، مصاحبه‌گر با خودش بشود و معلومات تاريخي خود را در نوار صوتي ضبط كند، او دو پنجره را براي خروج اين معلومات گشوده است. زيرا مي‌تواند تمامي آنچه را كه مي‌خواست بنويسد، بگويد و آنچه را هم كه نمي‌توانست يا به سختي مي‌توانست بنويسد، آن‌ها را نيز بر زبان آورده و تاريخ شفاهي جديدي را خلق كند. زيرا گفتن از نوشتن آسان‌تر است و فرد مي‌تواند اثر مفصل‌تري ــ از آنچه مي‌خواست بنويسد ـ توليد كند.


3ـ اگر نويسنده به گوينده تبديل شود و گوينده، به مصاحبه‌شونده تبديل گردد و با مساعدت، فضاسازي و حس‌برانگيزي كه پرسشگر ايجاد مي‌كند و با همراهي جمعي از منابع كمكي و عوامل جنبي، فرد به تخليه كامل معلومات تاريخي‌اش سوق داده مي‌شود و در واقع اين روش سه پنجره بر روي اندوخته اطلاعات تاريخي او گشوده است.


 


3- منابع تاريخ شفاهي


الف ـ منابع اصلي: آدم‌ها (يعني مصاحبه‌شونده اصلي، گوينده اصلي، تاريخ‌گو و يا هر عبارت يا عنوان ديگري كه به او بدهيم.)


ب- منابع كمكي (منابع پيراموني و جنبي، منابع فرعي).


يادآوري مي‌شود كه منظور از منابع كمكي، عواملي است كه يادآور تاريخ است و حس تاريخي را در منبع اصلي برمي‌انگيزد و در نقش حافظه ناپيوسته، تكميل كننده، تصحيح كننده و ديگر كاربردهاي جنبي، به منبع اصلي كمك مي‌كند.


پس از تعيين منبع اصلي، تعيين منابع كمكي براي حصول به نتيجه بهتر در بازيابي تاريخ به شيوه شفاهي از اهميت ويژه‌اي برخوردارا ست.


قبل از آن كه به منابع كمكي خاص براي هر مصاحبه‌شونده بپردازيم، ابتدا عوامل و منابعي را كه عموماً در نقش منابع كمكي هستند بررسي مي‌كنيم، اين عوامل به پنج دسته زير تقسيم مي‌شوند:


مكان؛ زمان؛ آدمها؛ اشياء؛ فضا.


 


1- مكان: حضور مصاحبه‌شونده در مكان يا مكان‌هايي كه بيان شفاهي تاريخ مربوط به آن‌ها مورد نظر است، از عوامل بسيار مهم حس‌برانگيز و يادآور در فعال ساختن ذهنيت گوينده است. اگر ذكر تاريخ شهر خاصي يا نقطه خاصي از آن شهر مورد نظر است، اگر بيان تاريخ زندان خاصي مطرح است، اگر بيان فرهنگ طاغوتي حاكم در دربارهاي آنان در دستور كار است، اگر تحرك بازاريان ـ مثلاً ـ در دوران قبل از انقلاب اسلامي در تهران مطرح است، حضور مصاحبه‌شونده را در آن شهر خاص، در آن نقطه خاص، در آن زندان، در دربار طاغوت و يا در بازار تهران، مي‌طلبد.


 


2- زمان: غروب جمعه، دلگير است، عصر عاشورا در و ديوار محزونند و اشك مي‌ريزند، آدم‌ها در استقبال ايام و ليالي خاص، آمادگي‌هاي لازم را پيدا مي‌كنند و بعضاً به صورت شرطي و ناخودآگاه، عكس‌العمل متناسب با آن ايام را نشان مي‌دهند.


ساعت، روز، لحظات و ديگر مختصات زماني و قوع يك حادثه، يا مشاهده آن توسط مصاحبه‌شونده، از عوامل مهمي است كه فضا را بازسازي مي‌كند و فرد را ياري مي‌دهد تا در فضاي تاريخي گذشته قرار گيرد و از منابع كمكي قابل توجه به حساب مي‌آيد.


 


3- آدم‌ها: افراد مرتبط با مصاحبه‌شونده، به نوعي حافظة منفصل او به حساب مي‌آيند. هر چه اين افراد انتساب و ارتباط نزديك‌تري با گويندة اصلي داشته باشند، ممكن است نقش مهم‌تري ايفا كنند. منسوبان (خصوصاً اعضاء خانواده)، همرزمان، همگامان، همراهان، همكاران، هم‌بندها، هم‌سلولي‌ها، هم‌‌تيمي‌ها، همكلاسي‌ها، همسايه‌ها، هم‌اتاقي‌ها، همسفران، هم‌كارواني‌ها و. .. و ساير "هم..." ها به تناسب حضورشان در صحنه‌ها و حوادث تاريخي كه مورد بحث است، مي‌توانند منابع كمكي هوشمند و بسيار مهمي تلقي شوند كه آثار استمداد از آن‌ها را در سطور بعدي اين نوشتار خواهيم ديد.


 


4- اشياء: چهارمين سري از منابع كمكي، فهرست مفصلي است كه توجه به آن‌ها ـ به هر مقدار كه مقدور باشد ـ‌ مي‌تواند به تاريخ شفاهي بُعد ببخشد و آن را زنده‌تر سازد و از يك تاريخ‌ سطحي و دو بعدي و مبهم خارج سازد. از مهم‌ترين اشيایي كه مي‌تواند نقش مهمي در اين عرصه ايفا كند، مي‌توان از عكس، فيلم، نوار صوتي، لوح‌هاي فشرده صوتي و تصويري و دست‌نوشته‌ها، نامه‌ها و ديگر مكتوبات ديگران (چه مكتوبات مؤيد و چه مكذِّب)، كتب و آثار تأليفي ذيربط ابزارها و تجهيزات مرتبط با موضوع مانند خودرو، ميز و صندلي، اسباب و اثاثيه زندگي يا كار، لوازم شخصي، سلاح و ديگر اشيايي كه مي‌تواند در موزه‌هاي شخصيت‌هاي خاص يا موزه‌هاي تاريخ قرار داده شود، نام برد.


 


5ـ فضا: در كنار مجموعه عوامل زمان، مكان و اشياء، خصوصاً شخصيت‌هاي فرعي حاضر در مكان مصاحبه و ملاحظات سياسي ـ اجتماعي كه ممكن است بين شخصيت اصلي و آنان باشد، عوامل ديگري نيز هست كه مجموعه آن‌ها مي‌تواند فضايي را ايجاد كند كه به سود يا ضرر پرده‌برداري صريح شفاهي از يك حقيقت تاريخي شود. لذا توجه به فضاي مصاحبه و نقش مثبت يا منفي آن ـ خصوصاً ـ بر روي مصاحبه‌شونده مي‌تواند در نقش يك منبع كمكي شتاب‌دهنده يا بازدارنده ايفاي نقش كند.


يادآوري مي‌گردد كه براي انجام دقيق يك مصاحبة كامل پيرامون موضوع يا شخصيتي خاص لازم است كه ابتدا موضوع مصاحبه به شكل جامع و مانع تعريف گردد و سپس ضمن مشخص كردن شخصيت (منبع) اصلي مصاحبه‌شونده‌، مطالعه لازم انجام گيرد و تمامي منابع كمكي شناسايي گردد تا در جريان اقدام به مصاحبه، در حد مقدورات از اين منابع نيز استمداد گردد.


 


4ـ بايدها و نبايدها


الف ـ بايدها و نبايدهاي مربوط به منبع اصلي (مصاحبه‌شونده)


الف ـ1ـ اولين بايد، انتخاب بهترين و مرتبط‌‌ترين شخصيت اصلي براي مصاحبه است1. اگر براي پرسش پيرامون يك حادثة تاريخي، چند نفر صاحب تجربه و اطلاعات‌اند، ضرورت دارد كه اصلي‌ترين و محوري‌ترين شخص براي مصاحبه انتخاب گردد كه بيش از ديگران در ميدان و صحنه حاضر بوده و داراي معلومات تاريخي ريزتر و ملموس‌تري است. طبعاً ديگر شخصيت‌هایي كه پس از اين شخصيت اصلي قرار مي‌گيرند، در رده‌هاي بعدي به حساب مي‌آيند و چه بسا بتوانند در نقش منابع كمكي ايفاي نقش كنند و يا به تناسب مورد، يكي يا برخي از آنان نيز شخصيت اصلي و محوري و منبع اصلي تلقي گردد.


الف ـ2ـ آزادي عمل منبع اصلي؛ بهترين حالت اين است كه گوينده تنها در مسير مطلوب سخن بگويد و از موضوع اصلي خارج نشود. اما همة افراد همه جا به فرمان پرسشگر نيستند و چه بسا اين افراد حسب تشخيص خود، علاقه‌مند به خروج از موضوع باشند. خصوصاً در مورد افرادي كه در سنين پيري هستند كه چه بسا اصلاً نتوان آنان را فقط در مسير موضوع مورد نظر نگه داشت و مكرراً از موضوع خارج شوند. لذا در صورتي كه مصاحبه‌شونده از موضوع خارج شود، بايد پرسشگر تحمل كند. ببيند كه آيا طرح موضوعاتي كه مستقيماً به موضوع اصلي مربوط نيست، در دامنة آن قرار مي‌گيرد و جزء زير موضوعات محور اصلي (ولو با ارتباطي ضعيف) محسوب مي‌گردد يا نه. لذا مادام كه مصاحبه‌شونده در دامنة مجاز موضوع حركت مي‌كند، مي‌توان گفت نه تنها نيازي به متوقف ساختن او نيست، چه بسا مفيد هم واقع شود. زيرا بيان موارد فرعي كه با خطوط كمرنگ‌تري به موضوع اصلي وصل مي‌شوند، مي‌تواند منشأ سؤالات جديدي براي پرسشگر و به تبع آن شفافيت و تبيين بيشتر موضوع اصلي گردد.


طبعاً وظيفه پرسشگر است كه مراقبت دائمي داشته باشد كه محوريت موضوع اصلي تا پايان گفت‌وگوها حفظ شود و اولويت خود را از دست ندهد.


الف ـ 3ـ احساس امنيت سياسي اجتماعي؛ مصاحبه‌شونده بايد خودسانسوري نكند. بايد هر چه مي‌خواهد دل تنگش بگويد و نگران تبعات سياسي ـ اجتماعي كلام خود نباشد. در غير اين صورت، رعايت ملاحظات فوق، چه بسا تاريخي محرّف خلق كند كه فاقد ارزش علمي باشد.


الف‌ ـ4ـ مصاحبه‌شونده و تمايل او به نگفتن؛ بعضاً مصاحبه‌شونده مايل به بازگويي بعضي از خاطرات خود نيست. اموري كه مصاحبه‌شونده از بيان آن‌ها طفره مي‌رود مي‌تواند شامل موارد زير باشد:


1ـ احساس مصاحبه‌شونده اين است كه به گونه‌اي خودستايي و تعريف از خود است. در اين مورد اصرار به بازگو كردن آن مورد، مستحسن است.


2ـ مصاحبه‌شونده بازگويي بعضي از موارد را مجاز نمي‌داند و آن‌ها را از جزیيات زندگي شخصي ديگران مي‌داند كه اتفاقاً ذكر آن‌ها كارآمديِ تاريخي هم ندارد. در اين مورد بايد مصاحبه‌گر با مصاحبه‌شونده همراهي كند و او را به بازگوكردن موارد فوق، سوق ندهد.


3ـ مصاحبه‌شونده ذكر بعضي از موارد را فتنه‌انگيز مي‌داند يا عامل ايجاد تفرقه اجتماعي يا سبب تشويش اذهان عمومي تلقي مي‌كند. طبعاً در اين مورد هم نبايد كمترين اصراري به بازگويي آن موارد بشود. در اينجا يادآوري اين نكته بي‌تناسب نيست كه ثبت تاريخ و مطالعه آن براي انسان‌سازي و ارتقاء افراد و جوامع است، حال اگر خودش بخواهد مخرب بشود، طبعاً بنا به از دست دادن فلسفه وجودي خويش، ضرورت ثبت و مطالعه‌اش منتفي مي‌شود.


4ـ مصاحبه‌شونده ذكر بعضي از موارد را از مصاديق حرام و ممنوع شرعي تلقي مي‌كند. باز هم نبايد كم‌ترين اصراري به بازگويي اين موارد بشود. مثلاً ذكر مواردي كه از مصاديق غيبت حرام يا بردن آبروي مؤمن يا تهمت و افترا به اوست، مجاز نيست.


5 ـ ذكر بعضي از موارد اگر امنيت ملي كشور را در معرض خطر قرار دهد، بدون شك ارزش حفظ و ثبات امنيت ملي موجود در كشور بر ثبت تاريخ گذشته ارجح است.


6ـ ذكر بعضي از موارد براي مصاحبه‌شونده با محظورات سليقه‌اي و شخصي مواجه است و در اصطلاح مردمي با رودربايستي و ملاحظات عرفي همراه است. در اين موارد سوق دادن مصاحبه‌شونده به سوي ذكر اين موارد پسنديده است. البته حق او است كه از مصاحبه‌گر تعهد بگيرد كه ثبت و ضبط آن‌ها خصوصاً انتشار آن موارد با رعايت ملاحظاتي باشد كه او را در زندگي فردي و اجتماعي دچار مشكل نسازد.


 


ب ـ بايدها و نبايدهاي مرتبط با منابع كمكي


ب‌ ـ1‌ـ عوامل مربوط به مكان؛ حاضر ساختن مصاحبه‌شونده در مكان‌هاي مرتبط و حس‌برانگيز از مهم‌ترين عوامل كمكي است كه مي‌تواند او را در يادآوري حوادث و وقايع ياري دهد و جزیيات بيشتري را براي او تداعي كند.2 براي مثال مي‌توان به مكان‌هاي زير اشاره كرد:


مكاني كه شخصيت اصلي مورد مصاحبه در آن زنداني بوده است، كاخ‌هاي منتسب به هر يك از درباريان دوران پهلوي كه در گذر تاريخ شفاهي به آن برمي‌خوريم، بازار مرتبط با موضوع، مكان برگزاري تظاهرات و درگيري‌هاي با عوامل رژيم ستمشاهي، جبهه‌هاي نبرد، مدرسه، دانشگاه و مسجد.


ب ـ2ـ عوامل مربوط به زمان؛ بازسازي زمان حادثه تاريخي و مصاحبه با شخصيت اصلي در شرايط زماني مرتبط، از عوامل كمكي حس‌برانگيز در مصاحبه‌شونده است. مثلاً اگر نيروهاي رژيم طاغوتي به هنگام اذان صبح براي دستگيري فرد، به خانه او هجوم برده‌اند يا لحظه صدور رمز عمليات نظامي خاص در يكي از جبهه‌هاي نبرد ـ در سنگر فرماندهي ـ نيمه شب بوده است و ديگر موارد مرتبط با عنصر زمان مي‌تواند مصاحبه‌شونده را ياري دهد تا بهتر در فضاي تاريخي مورد بحث قرار گيرد و بتواند حسّ برگرفته از زمان وقوع حادثه تاريخي را به پرسشگران منتقل سازد. همچنين است مشابه‌سازي زمان حادثه با مصاحبه، مثلاً اگر تناسب حادثه با سال يا ماه و روز مناسبت‌هاي قمري باشد، مشابه‌سازي قمري براي مصاحبه انجام شود و اگر شمسي است يا روزهاي ملي و تاريخي و ديگر موارد، به آن توجه شود.


ب ـ 3ـ عوامل مربوط به آدم‌ها:


ب ـ‌3‌ـ1: افراد هم‌معلومات


1ـ تلاقي دادن تاريخ‌هاي شفاهي منقول از چند نفر از افراد مرتبط با شخصيت اصلي، مي‌تواند نتايج زير را دربرداشته باشد:


الف: آنچه را كه از ذهن مصاحبه‌شونده گريخته و به بوته فراموشي سپرده شده است، يادآوري كند.


ب: اطلاعات تاريخي مصاحبه‌شونده را با كشف ابعادي كه از نگاه او پنهان مانده است، تكميل سازد.


ج: راستي آزمايي كند.


2ـ ضروري است از ديگر افراد مرتبط با مصاحبه‌شونده كمك گرفته شود تا اطلاعات تاريخي كه او اظهار مي‌دارد، تكميل گردد. به تناسب ارتباطي كه موضوع مصاحبه با ديگر افراد منتسب به مصاحبه‌شونده پيدا مي‌كند، بايد به اين افراد نيز مراجعه كرد. بعضي از موارد به هم‌بندي‌ها و هم‌سلولي‌هاي فرد در زندان مربوط مي‌شود. فقط همان‌هايند كه از موضوع مطلعند، بايد به سراغ آنان رفت. بعضي موارد به هم‌كارواني‌ها، همراهان يا همسفران مصاحبه‌شونده مربوط مي‌شود بايد از اينان استمداد جست. بعضي از موارد هم اتاقي‌ها (مثلاً هم‌اتاقي‌هاي خوابگاه دانشجويي)، همسايگان (منزل يا مغازه يا ...)، همكلاسي‌ها، هم‌تيمي‌ها (دوران مبارزات مخفي)، همكاران (اداري، سازماني، شغلي، ...)، همرزمان و فرماندهان (دوران دفاع و جهاد) و در همه موارد به اعضاء اصلي خانواده و نزديك سببي و نسبي مصاحبه‌شونده مربوط مي‌گردد. زيرا معمولاً فرد نمي‌تواند از بروز بازتا‌ب‌هاي روحي خود در جمع اقربا و خانواده جلوگيري كند و انعكاس تصوير مصاحبه‌شونده در آينه نزديكان به او مي‌تواند در شفافيت و تبيين بيش از پيش موضوع كمك كند.


3ـ از جمله منابع كمكي و بسيار حس‌ برانگيز، تشكيل جلسات مصاحبة گروهي است.3 آن‌گاه كه مصاحبه‌شونده در جمع افراد خانواده (اگر موضوع تاريخي، با خانواده او گره خورده است) يا در جمع هم‌بندها و هم‌سلولي‌ها يا در جمع همكاران مي‌بيند و سخن مي‌گويد، فضاي جمعي در نقش حافظه‌هاي منفصل متعدد حلقه زده بر گرد مصاحبه‌شونده او را ياري مي‌كند تا جزیيات دقيق‌تري از تاريخ بيان شود. در واقع تاريخ شفاهي حاصل از چنين جمع‌هایي حاصل كار شركت سهامي مطلعيني است كه نتيجة كارشان كم‌نظير خواهد بود.


ب ـ3‌ـ2ـ مصاحبه‌كننده؛ در اين مقاله، مصاحبه‌گر نيز از منابع كمكي انساني به حساب آمده است و به همين دليل در همين جا به ذكر بايدها و نبايدهایي مي‌پردازيم كه دامن مصاحبه‌گر را مي‌گيرد، اين موارد عبارتند از:


الف ـ مصاحبه‌كننده بايد با شناختي كه از روحيات و سوابق مصاحبه‌شونده پيدا كرده است، هر از گاهي با ذكر پرسش‌ها يا موارد تحريك كننده باعث شود كه انرژي نهفته مصاحبه‌شونده فعال شود و بايگاني راكد او پويا گردد. مثلاً با نام بردن از كساني كه مصاحبه‌شونده دوستشان ندارد يا تعريف و تمجيد از مواضعي كه او قبول ندارد يا به صورت خبري مطرح كردن بعضي از شايعات و مواردي از اين قبيل به مصاحبه‌شونده انرژي جديدي بدهد و نشاط او را براي ادامه فعال مصاحبه، تأمين كند.


مصاحبه‌كننده مي‌توان برخي از مواضعي را كه مصاحبه‌شونده ابراز مي‌دارد به نقد بكشد و او را وادار كند كه با توان اطلاعاتي و علمي مجهزتري به ادامه مسير مصاحبه بپردازد. ضمناً پاي در اين وادي گذاشتن، ورود به عرصه متشابهات مصاحبه تلقي مي‌گردد. زيرا چه بسا با شنيدن اين سخنان، ذهن يا زبان مصاحبه‌شونده قفل كند و ادامه مسير مشكل يا ناممكن گردد و از سوي ديگر هم با اين خطر مواجه است كه محفل بازگويي شفاهي تاريخ به جلسه بحث‌هاي استدلالي و جدلي تبديل شود4 و كارآيي لازم را از دست بدهد.


ب ـ مصاحبه‌كننده بايد خود نگهدار و بر نفس خود مسلط باشد. زيرا هيچ تضميني وجود ندارد كه مصاحبه‌شونده در بيان حوادث تاريخي و تحليل آن‌ها، مسيري را بپيمايد كه مطلوب مصاحبه‌كننده نيز باشد. او بايد از خودگذشتگي نشان بدهد و حق را ـ حداقل در زمان مصاحبه‌ـ به مصاحبه‌شونده بدهد. (طبعاً ذكر اين موضوع با بند سابق مغاير نيست. در بند اخيرالذكر، تحريك مصاحبه‌شونده با سؤالات انحرافي و ديگر موارد براي فعال‌سازي ذهن مصاحبه‌شونده بود نه براي غلبه بر او در استدلال و تحليل.)


اگر مصاحبه‌كننده خود نگهدار نباشد و از طريق سؤالات گزينشي خود بخواهد كه مصاحبه‌شونده را (خواسته يا ناخواسته) به همراهي با خود سوق دهد و مسير سؤال‌ها به‌گونه‌اي تنظيم گردد كه مصاحبه‌شونده عملاً هم‌موضع مصاحبه‌گر درآيد،5 اين اقدام نوعي جنايت تاريخي آگاهانه است كه قابل عفو نيست.


ج ـ از سوي ديگر هم‌گرايش نبودن مصاحبه‌شونده و مصاحبه‌كننده از مصاديق «اختلافُ امّتي رحمةً» است و تا جايي كه در روند اصلي مصاحبه اخلال نكند، مقبول است. زيرا اگر مصاحبه‌كننده، با هر آنچه كه مي‌شنود همسو باشد، هيچ كدام از طرفين، تحرك زيادي از خود نشان نمي‌دهند و سؤالات ريز و برانگيزاننده پرسيده نمي‌شود و جزیيات حوادث و مواضع در مسير اثبات و تثبيت واقع نمي‌شود. اما متفاوت بودن گرايش‌ها و پيشداوري‌هاي آن دو، مصاحبه را به چالش و كنكاش و ثبت و ضبط جزیيات نزديك‌تر مي‌كند.


دـ با توجه به اين‌كه پرسشگر بايد شخصي باشد كه پيرامون موضوع مصاحبه از تخصص نسبي و يا حتي تخصصي بالا برخوردار باشد، بر اوست كه با پرسش‌هاي تخصصي خود، جهت و سطح پرداختن به موضوع توسط مصاحبه‌شونده را تنظيم كند. زيرا چه بسا يك موضوع و يا مشخصات يك صحنه از نگاه مصاحبه‌شونده مهم تلقي نشود و خود او ابتدا به ساكن از ذكر آن خودداري كند و يا بخواهد كه به سادگي از كنار آن بگذرد. نقش مصاحبه‌گر در تنظيم موضوع مصاحبه و ميزان پرداختن يا نپرداختن به موضوع در اين مواقع بسيار تعيين‌كننده است. او مي‌تواند با گرفتن پاسخ‌هاي لازم در برابر سؤالات ضروري، تاريخ شفاهي حاصل را سه‌بعدي و برجسته كند.


ب ـ 4ـ عوامل مربوط به اشياء؛ اگر فيلم‌هاي سينمایي، مستند داستاني و يا مستند پيرامون حادثه تاريخي مورد مصاحبه از قبل تهيه شده باشد و براي مصاحبه‌شونده نمايش داده شود، اگر عكس‌هایي از فضاي مورد بحث و حادثه مورد مصاحبه موجود باشد و مصاحبه‌شونده، آن‌ها را ببيند، اگر نوارهاي صوتي و لوح‌هاي فشرده صوتي و تصويري قبل از مصاحبه يا در جريان آن در معرض ديداري و شنيداري مصاحبه‌شونده قرار داده شود و اين موارد شامل آن‌چه از راديو يا تلويزيون زمان حادثه ضبط شده بايد نيز مي‌شود، اگر اشياء باقي مانده از حادثه (اصل يا مشابه‌سازي شده) به رؤيت او برسد مانند خودرويي كه در صحنه بوده است، نامه‌هاي ديگران، دست‌نوشته‌ها يا آثار چاپي ذيربط (مانند كتب مرتبط با موضوع)، ابزارها و تجهيزات خاطره‌برانگيز مانند ميز و صندلي، اسباب و اثاثيه زندگي و كار، اشياء عادي يا موزه‌اي، سلاح يا حتي لوازم شخصي و يا نامه‌خود فرد مصاحبه‌شونده در اختيار او قرار گيرد، قطعاً تأثير حس برانگيز و نقش يادآوري كننده مهمي دارد كه مي‌تواند در برآيند نهايي كار تأثير مهمي بگذارد.


اين‌جا كه سخن از مكتوبات ديگران و نامه‌هاي خود فرد، سخن به ميان آمد، جا دارد كه اثر حاصل از مصاحبه‌هاي اوليه را هم در همين رديف، به حساب آوريم. چه بسا فرد مصاحبه‌شونده در نوبت‌هاي قبلي مطالبي را گفته است و اينك مجموع مسموعات از او را به صورت صوتي يا صوتي، تصويري و يا مكتوبات در اختيارش مي‌گذاريم. اين مورد نيز به عنوان يكي از اشيايي كه نقش منبع كمكي دارد، تلقي مي‌گردد و مصاحبه‌شونده با مرور آن‌ها و مراجعه مجدد و مطالعه يا استماع آن موارد، به تداعي‌هاي جديد، دست مي‌يابد و خود، كامل‌كننده اثر خويش مي‌شود. در روزهاي دهه فجر سال جاري مشاهده خودرويي كه امام امت را از فرودگاه به بيرون منتقل كرد يا مشاهده جايگاهي كه ايشان در بهشت زهرا در آن نقطه سخنراني تاريخي خويش را ايراد فرمودند، بسيار حس‌برانگيز بود.


مورد ديگر مشاهده ميز دايره‌اي شكل چوبي و بزرگي بود كه بيست و چند صندلي دور آن گذاشته بودند و من آن را در موزه جنگ مسكو ديدم. مسئولان موزه مي‌گفتند اين همان ميزي است كه در تهران، در پايان جنگ جهاني، در جريان كنفرانس پل پيروزي، سران كشورهاي روسيه تزاري، انگلستان و آمريكا و ديگر سران دور آن مذاكره كردند. آنان با مشاهده آن حس روسي خود را اقناع مي‌كردند و اما مشاهده آن براي ما ايراني‌ها موجب تشديد مشكل روحي و آزردگي خاطره تاريخي‌مان مي‌شد.


ب ـ5ـ عوامل مربوط به فضا؛ از فضا به عنوان پنجمين و آخرين منبع كمكي ياد مي‌كنيم. بازسازي فضاي حادثه تاريخي مي‌تواند تأثير مهمي در روحيه مصاحبه‌شونده داشته باشد و او را در يادآوري دقيق‌تر ماجراي تاريخي ياري كند.


از فاجعه هجوم پليس عربستان به حجاج ايراني در سال 66 تصاوير حس‌برانگيز زيادي پخش نشده است. اما در پايان تابستان همان سال در كنگره بين‌المللي قداست و امنيت حرم فيلم محرمانه عجيبي براي شركت‌كنندگان ايراني و خارجي آن كنگره پخش كردند كه در تصوير آن فضا بي‌نهايت مؤثر بود. من در طول بيست سال اخير هيچگاه تا آن حد حس نزديك به زمان فاجعه برايم تكرار نشده است. آن حس، نزديك‌ترين حس به زماني بود كه در عمق درگيري‌ها در حج 66 در جنگ و گريز بودم.


شايد بتوان فيلم پخش شده در كنگره مذكور را جزء منابع كمكي رديف چهارم كه در آن از فيلم هم نام برده شده بود، ياد كرد، اما فضاي حاصل از مشاهده فيلم (حاصل مصدر) را مي‌توان در رديف منبع پنجم تلقي كرد.


آن كس كه در عمق حادثه اصلي در فضاي گرماي شديد به سر مي‌برد يا سرماي چندين درجه زير صفر را تحمل مي‌كرده است، بهتر است هنگام مصاحبه هم در فضا و شرايطي تا حد امكان نزديك به شرايط و فضاي اصلي باشد.


صداي اذان مغربِ صبحدل در يكي از زمان‌هاي حضور من در جبهه‌هاي غرب، اين اذان را براي من بسيار مطلوب و خاطره‌‌برانگيز ساخته است. به طوري كه چندين سال عصرهاي روز جمعه صداي هيچ اذاني مرا راضي نمي‌كرد و من نوار اذان صبحدل را آماده داشتم و با دستگاه ضبط صوتي كه در فضاي باز قرار مي‌دادم و پخش آن، تا حدي به اقناع روحي خود مي‌پرداختم. به راستي كه هيچ‌گاه نشد كه اين صدا پخش شود و من خود را در بيابان جبهه‌هاي غرب حس نكنم. من قبل از اين‌كه نام مؤذن اين اذان را بدانم بر روي قاب نوار كاست آن نوشته بودم «اذان بياباني» و به راستي كه مرا سرگردان بيابانِ گذشته‌هاي خودم مي‌ساخت و بسيار خاطره‌برانگيز بود.


بوي خوش يا ناخوش نيز از مختصات فضاست. چه بسا فردي زماني خود را در سيطره بوي مطبوعي يافته است كه تا ابد از يادش نمي‌رود. بازسازي اين فضا نيز يك منبع كمكي است. مجموعه عواملي از قبيل سرما و گرما، نور كم و زياد، بوي خوش يا ناخوش، شرايط ايمن يا ناامن، چشم دوختن در چشم آناني كه با ديدنشان زبان به سخن باز مي‌شود يا ترس از سخن گفتن لب را مي‌دوزد، جاي تنگ يا مناسب، فضاي متزلزل و نگران‌كننده يا فضاي آرام و آرمش‌بخش و عواملی از اين قبيل را مي‌توان به عنوان منبع كمكي پنجم و به نام فضا ناميد و از آن بهره‌ برد.6


مثلاً من نقش حس‌‌برانگيز بو را در اولين روزهايي كه زندان خيام (در جنوب لبنان) از سيطره فالانژهاي صهيونيست خارج شده بود، نمي‌توانم از ياد ببرم.


 


5ـ نتيجه


اگر تهيه تاريخ شفاهي با رعايت هر چه دقيق‌تر بايدها و نبايدهاي آن انجام گيرد، حاصل كار گوهر ارزنده‌اي است كه از هيچ طريق ديگر و روش‌هاي مشابه قابل تهيه و توليد نيست.7


 


پی‌نوشت‌ها:


1ـ نورایي، مرتضي، درآمدي بر پاره‌اي مشكلات نظري و كاركردي تاريخ شفاهي، گنجينة اسناد، شماره 64، صفحه 57


2ـ غلامرضا دركتانيان، استانداردهاي روايت، زمانه، شماره 34، صفحه 33


3ـ محسن كاظمي، خاطره و تاريخ شفاهي، زمانه، شماره 34، صفحه 42


4ـ ابوالفضل حسن‌آبادي، تاريخ شفاهي در ايران، 1385، مشهد، صفحه 87


5ـ همان، صفحه 82


6ـ نيك‌نفس، شفيقه، شيوه‌نامه تاريخ شفاهي، گنجينه اسناد، شماره 64، صفحه 179


7ـ رستگاري، سيدمحمد، نقش مصاحبه‌كننده در گردآوري اطلاعات تاريخ شفاهي، چكيده مقالات، صفحه 16


 


منابع:


ـ حسن‌آبادي، ابوالفضل، تاريخ شفاهي در ايران، سازمان كتابخانه‌ها، موزه‌ها و مركز اسنادِآستان قدس رضوي، چاپ اول، 1385، مشهد


ـ سازمان اسناد و كتابخانه ملي، چكيده مقالات نخستين همايش تاريخ شفاهي ايران، چاپ اول، اسفند 85، تهران


ـ سازمان اسناد كتابخانه ملي، گنجينه اسناد (فصلنامه تحقيقات تاريخي و مطالعات آرشيوي)، شماره 64، زمستان 85، تهران


ـ مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، زمان (ماهنامه انديشه و تاريخ سياسي ايران معاصر)، شماره 34، تير 84، تهران


 

نظرات كاربران
نام

ايميل
نظر

 


چاپ                       ارسال براي دوست

  © 2008 CopyRight. Allright Reserved