چکيده
در اين مقاله اهميت تاريخ براي آيندگان، مصاحبه به ويژه در تاريخ شفاهي و شيوههاي مصاحبه بررسي و مصاحبهگري توضيح داده شده است. همچنین تنگناهاي مصاحبه روشن و پيشنهاداتي مبني بر آموزش، كار گروهي و دقت نظر در ابعاد ظريف جنگ به مصاحبهگران توصيه شده است.
□
لكل امريء في ماله شريكان، الوارث والحوادث.علي عليهالسلام.هر انسانی در مالش دو شريك دارد: وارث و حوادث.
وارث ما از انقلاب چه برده؟ وانقلاب براي حوادث آينده چه به ارث گذاشته است؟
شريكان ما (جوانان) از حوادث انقلاب سهام ميخواهند كه: انقلاب مال ماست و براي وارث ماست.
از تاريخ دفاع مقدس براي آيندگان چه آماده كردهايم؟
امام خمینی(ره)، در معماري انقلاب، دفاع مقدس وچندين بناي مهندسي را ساماندهي كرد. مسيرش را شبيه حركت ائمه شمردند.
تاكنون درباره تاريخ شفاهي هشت سال دفاع مقدس، مقالاتي از طرق گوناگون، به رشته تحرير درآمده است. اما انديشههاي عملي واجرايي شده،در جايي بياننشده و عنوان نگشته است. استدلال و برهانهاي جذاب در سينهها حبس شده و تاريخ دفاع مقدس همچنان در سينهها مدفون است. جوانان ما را به چالش ميكشانند. جوانان از ما پاسخ ميخواهند و اگر ما دلايل را نگویيم دشمن با چند صورت مسئله غلط، جوانان را به بيراهه ميكشاند.
بايد گفته شود چگونه سپاه صدام وارد ايران شد و گمرك خرمشهر و كتابخانه قصرشيرين و شهر بستان و سوسنگرد و آبادان و اهواز را به هم ريخت. بايد درس دفاع را با شرح بيرون كردن دشمن از كشور و سقوط صدام پيگيري كنيم.
درباره مديريت دفاع مقدس و ساماندهي مردمي در دفاع، مطالبي هر چند ناچيز عنوان شده است. اما چه كساني در كمبودهاي انقلاب و پركردن خلاءهاي آن فعاليت نمودهاند؟ هنوز رسانهها و يا كتب نتوانستهاند از انبوه نوشتهها، هويت جوشيده از متن مردمي را كه بار گران دفاع را بر دوش كشيدند به شكل و شمايلي واقعي به نسل آتي انتقال دهند.
تاريخ جنگ تحميلي از چند ديدگاه اهميت دارد. نكاتي در اين جنگ وجود دارد كه كمتر به آن پرداخته شده است. از جمله حضور مردم در جنگ كه نقش بارزي دارد. همچنین هنوز چند روزي از ورود حضرت امام نگذشته بود كه تعدادي جوان دانشجو جهت آبادكردن كشور ويرانه، خدمت حضرت امام خميني(ره) رسيدند و اعلام آمادگي نمودند. حضرت امام آنها را به محرومترين روستاها هدايت وخواستار برنامهاي براي سازندگي شدند. اين جمع با حضور شهيد بهشتي كار را شروع نمود و اهداف تعيين گرديد. اين گروه جوان طي نوزده ماهه اول انقلاب به خوبي با مردم عجين شده بودند و با هدايتهاي روشنگرانه رهبر كبير انقلاب راهي را رفته بودند كه سابقهاي در جهان نداشت.
حضرت امام يك گروه نظامي به نام سپاه پاسداران را تشكيل داده بود و يك گروه كه ابتكار بسيار جالبتر و مهمتري بود جهت آبادي و آباداني كشور. همان طور كه براي مقابله با نيرويهاي بيگانه بايد ارتش انسجام مييافت، سپاه براي مقابله با ضدانقلاب داخلي بود. با شروع غائله كردستان و تركمن و آمل سپاه نيروي ياور ارتش شناخته شد.
جهاد براي تنظيم امور آباداني كشور شكل داده شد و ارتباط مردمي قوي را برعهده گرفت.
آنچه به عنوان روش حضور مردم در صحنهها به شهرت رسيده است، از طريق بسيج بوده است. اما بايد توجه داشت كه در زمان شروع جنگ تحميلي بسيج تشكيل نشده بود و سازماني كه به آن جهادسازندگي ميگفتند در راستاي آباداني و ساختن كشور شكل گرفته بود تا محرومان ايران را ياري كند و انقلات اسلامي را سرافراز نمايد اما بالاخره دشمنان تجاوز خود را شروع كردند. جنگ تحميلي آغاز شد و هر دو گروه به شكلي متفاوت از هم وارد جنگ شدند و هشت سال جنگ را اداره كردند.
اكنون تجربه هشت سال دفاع مقدس را گزارشگران و اجراكنندگان پيش روي خود دارند و تاريخ فردا از ما انتظار دارد تا برداشتهاي مختلف، از جمله مصاحبه با فرماندهان جنگ، مصاحبه با مهندسين جنگ و مصاحبه با طلايهداران خط مقدم (رانندگان لودر وبلدوزر) را به عنوان درس عبرت بزرگ تاريخ اين هشت سال براي آيندگان به يادگار بگذاریم. (فاعتبروا يا اولي الابصار)
مصاحبهگري در تاريخ شفاهي
تاريخ شفاهي يكي از راههايي است كه در اين زمان ميتواند پژوهشگران را به گرد خويش جمع كند. پژوهشگران ابزارهايي دارند كه يكي از آنها مصاحبهگري است.
انقلاب ما در راستاي انبياء الهي قلمداد شده و از حضرت آدم (ع) تا حضرت ابراهيم و از حضرت ابراهيم تا حضرت محمد (ص) با هرگونه جهل مخالفت نموده و نه تنها با جهل مخالف بودند، بلكه ميخواستند روشنگري كنند و حقيقت مطلب را دريابند. حال ترديدي نيست تنها با فرهنگ ارزشهاي دفاع مقدس ميتوان از انقلاب اسلامي پاسداري كرد و اساسيترين سرمايه انقلاب، فرهنگ ارزشي آن است. هرگاه فرهنگ شهادت حيات داشته باشد پيروزي عنايت الهي نصيب ملت ميشود. اولين فرهنگ شهادت، در جنگ بدر، در صدر اسلام شكل گرفت و راه شهادت را ايجادكرد و سه شهيد بدر سرسلسله اين راهند. در جنگ احد هفت شهيد در مقابل هفتاد كشته دشمن سر منشاء حيات ارزشياند. نقطه مقابل فرهنگ شهادت فرهنگ رفاه و عافيتطلبي است كه بايد از تاريخ شفاهي و مصاحبهها تفاوت آن را به دست آوريم. ما بايد بحارالانوار جنگ را فراه و در قالب بانكهاي اطلاعاتي ذخيره كنيم. از سيره و سير رزمندگان مجموعههاي ماندگار به يادگار بگذاريم.
در قرآن براي به يادگار گذاشتن از روشهاي مختلفي بهره برده است. يكي همين روش مصاحبه است. مانند: مصاحبه حضرت نوح و فرزندش و يا حضرت موسي با حضرت خضر و يا حضرت عيسي با حواريون و يا مصاحبه سوره يس و يا قلم و....
روشنگري از پژوهش و تحقيق و تتبع حاصل ميشود و راههاي مختلفي ميطلبد. حضرت امام به فرماندهان اين 8 سال دفاع مقدس ضمن جنگيدن آموزشهايي داده است. بنابراين مصاحبهگر تاريخ شفاهي دفاع مقدس بايد پيشفرضهايي داشته باشد كه با اهداف و فرماندهي امام مطابق باشد. پيش فرضهاي حداقلي مصاحبهگر عبارتند از:
شورش در كردستان، گنبد، آمل، سيستان و بلوچستان
جلوگيري از ترور در داخل مركز و شهرستانها
وجود سازمانهاي مدعي انقلاب به عنوان مزاحم
عدم هماهنگي باسياست استكبارجهاني
به خطر افتادن منافع ابرقدرتها
ممانعت از توسعه انقلاب توسط برخي
هدفمند بودن انقلاب براساس رهروي از حضرت سيدالشهداء عليهالسلام
تشكيلاتي منسجم
اتحاد مردمي
عدم وابستگي جز به خداوند
ريشهكني طاغوت و فساد
برقراري عدالت و انصاف و بريدن دست ستم
ياري محرومان و مستضعفان
توسعه و رشد فكري و فرهنگي در جهت طبع منيع انساني و الهي
استواري در عقيده
تلاش در جهت روشنگري و آگاهي
صبر و استقامت و نظم و تدبيردر امور
خودسازي معنوي
اهداف برگرفته مردم از جانشين امام معصوم
اختلافات گذشته عراق با كشور ايران
تاثير كانونهاي تشكيلاتي
علت اصلي دفاع مقدس، اعم از تاريخی، اقتصادی، جغرافيایی و آثار اجتماعي
دشمنشناسي براساس اهداف دشمن
مسائل مديريتي جنگ.
تطابق تاريخهاي كشورها واقوام مختلف
كشف و ناگفتههاي سخنان پنهان از ديد ديگران.
انتشار فرهنگ شجاعت و شهادت طلبي.
تقدس الهي و كرامت بخشيدن به انسان
تشكيل حكومتي جهت ظهور حضرت حجت(ع) به نام شايستگان.
مصاحبهگر بايد درايت داشته باشد تا ريشههاي عميق موارد ياد شده را از لابهلاي خاطرات مصاحبهشونده، با حسن نيت و بدون هرگونه مزاحمت بیرون بکشد.
از طريق عكسهاي رزمندگان، خاطرات آنها را زنده كند و از ژرفاي آب حيات، جواهرات گرانمايه و به فرمايش مقام معظم رهبري گنج بيپايان را استخراج نمايد.
اهميت مصاحبه
مصاحبهشوندهاي كه دوران شاهنشاهي را پشت سر گذاشته و دوران انقلاب و جنگ را تجربه كرده است، قدر فرهنگ ارزشي را ميداند و آن را پي ميگيرد.
مصاحبهشونده در درون خويش يك داور است، يك مرجع صاحب كتاب و يك كرسي دانشگاهي (دانشگاه جبهه) دارد.
مصاحبهشونده عدالتطلبي بوده كه با جوانمردي به دنبال آزادي حركت كرده است. براي مبارزه با ظلم و زور و فساد قدم برداشته است. اينها او را ساخته است. ايمان قاطع دارد و از هر گونه زور و زر و تزوير بيزار است. از تبعيض متنفر است و با فقدان عدالت خود را باخته حساب خواهد كرد. مصاحبهگر او را ياري ميدهد تا گذشتهاش را پيدا كند. نه آنكه فضاي ديگري براي او بسازد تا مانند رسانههاي گروهي هر آنچه مايل است پرداخت نموده و آنچه تمايل ندارد، حذف كند.
مصاحبهشونده يك انسان باهوش است كه آگاهي كاملي دارد، بيداريش از بيداري مصاحبهگر بالاتر است. بنابراين با خود بايد حساب كند با صاحب قدرتي روبهروست كه قدرت در دست اوست. تمام بينش در دست اوست. بايد به حالات او توجه كند كه چگونه است و چه وقت با توجه و عشق سخن ميگويد و چه وقت طفره ميرود. مصاحبهشونده از متن تاريخ سخن ميگويد كه متن تاريخ بيدارگر است و همانجا تمام عيوب را ميتوان كنار زد و آنچه او ميگويد تاريخ آينده را تشكيل خواهد داد و كتب آينده بر همين اساس شكل خواهد گرفت. تاريخ حكيمي خواهد شد كه حكمتها و عبرتها را به آيندگان انتقال ميدهد. علي عليهالسلام فرموده است (و لا ينبئك مثل خبير - خطبه 153) هيچكس مثل خبردهنده نميتواند انسان را آگاه كند. اين علي(ع) است كه از امور آگاه است. هم او كه بدون مصاحبهگر، خود مصاحبه نموده است.
اگر ما نتوانيم از مصاحبهشونده درست استفاده كنيم، پيامدهاي مغالطهآميزي خواهيم داشت و در ميزان تاريخ شفاهي اختلال به وجود ميآيد و احساس عطش كاذب و هواداري به جاي كرامت انساني مينشيند. كرامت هشت سال دفاع مقدس را در بيابان رها نكنيم. بلكه آن را در كتابي جمعآوري كرده و به كتابخانهها بكشانيم.
تا آنجاكه به تاريخ و تمدنهاي گذشته دور مربوط ميشود، براساس مذاهب، نمادها و آیينها و ارزشهاي مذهبي و افتخارات و خاطرات جوانمردي، اصل و ريشهها شكل گرفته است. پاسداشت پيروزيها با به وجودآمدن قلعهها و برگرد آن شهرها يا مساجد و محلههاي ميداني و كنيسه و كليسا و گاهي بر محور تنديس قهرماني بر مزار طبيبي و گاهي حتي گرداگرد جادوگري يا ريشسفيدي خودنمایي ميكند و كمتر در مورد شكستها و عللش بحث شده است.
مصاحبهگر ميداند در هشت سال دفاع مقدس، روح مذهب شيعه و امامت حضرت امام خميني(ره) و مديريت و رهبري ايشان در دل انقلاب دميده شد و از جايي پي بنيادها، ريخته شد كه استواري جمهوري اسلامي شاخصه اين بنيادها بود و در اين راه از اسلوب سيدالشهداء(ع) درس گرفته بودند. ماندگاري نهادها نيز به همان ارزشها وابسته است. مصاحبهگر نبايد انحرافات سوالات را به محدودههایي كه مصاحبهشونده با آن آشنايي ندارد بكشاند.
در انقلاب اسلامي و بهويژه دفاع مقدس رعايت اخلاق و آداب ديني و احكام به گونهاي ديگر از نظامها اتفاق افتاد و در وصيتنامهها به آن توجه شده است و توصيه نموده اند. مصاحبهگر اين موارد را بايد قبلاً جمعآوري كرده باشد تا بتواند در چار چوب رويدادها غواصي كند و گرنه اگر نتواند مصاحبه شونده را بشناسد مردمي را كه اين حد زحمت به خود داده تا ايثار و شهادت را جاويدان نمايند، از صحنه روزگار به فراموشخانه سپرده است. او كه آگاه نيست چقدر اين سازمان سازنده (جهاد سازندگی) خرافات و جهل را از روستاها زدود و جامعه را براي بروز شجاعتها و حوادث آماده كرد. نشاط سازندگي و شور رزمندگي و شهد شهادت سعادتهايي بودند كه هرگز مصاحبهگرها نتوانستهاند آنها را كشف كنند. چون از روايتها مطلع نبودند و سوز دل رزمندگان را نميدانند. بايد قدرشناسي كنند و قدر يعني با محاسبه كار را انجام دادن.
ماهيت مصاحبه
مصاحبه تاريخ شفاهي گفتوگويي است براي كشف حقايق كه بين كساني كه از موضوعي اطلاع داشته و به صورت كارشناسي از آن بحث ميكنند تا آيندگان از فرايند اشاعه، تبادل انديشه و افكار و احساسات و تاثير هدايت و كنترل و تغيير رفتار و يادگيري آن بهرهمند گردند. در مصاحبه برنامهها به گونهاي انجام ميپذيرد كه استنادها را به يقين نزديك ميكند. در مصاحبه تاكيد ميشود هر آنچه اتفاق افتاده است بيان گردد. نيازي به دروغ نيست چون در مكتب ارزشي ما هدف وسيله را توجيه نميكند. در مصاحبه تاكيد ميشود هر آنچه ديده و يا شخصاً شنيده و واقعيت داشته بيان گردد تا بدينوسيله بازار تحريف و دروغ تخته گردد. مصاحبهاي كه نشر ارزشها را مدعي است در رسيدن به هدف از هيچ ارزشي غفلت نميكند. مصاحبهاي كه نشر ارزشها را مدعي است از غلو كردن، جدا پرهيز ميكند. در مصاحبه توجه به نكات مبنايي از درجه اهميت بالايي برخوردار است. چنين مبحثي دانشي ميشود كه رشتههاي مختلف را در خود جاي داده تا بتواند با آموختههايي از مصاحبههاي انجام گرفته بهرهاي برده و تحليل مسائل را براي نسل جوان و آتي انجام داده تا او از بين منطقيترين موضوع تحليلي، راه تاريك آينده را شناسايي كند.
در ماهيت مصاحبه يك پنج ضلعي را در نظر بگيريد. يك ضلع موضوع: هشت سال دفاع مقدس و ضلع دوم: مصاحبهشونده است كه حضور واقعي در موضوع داشته و از جنگ برداشتي دارد. اتفاقاتي برايش روي داده است برخي از وقايع برايش مهم نيست، برخي وقايع را فراموش كرده است و برخي وقايع برايش بسيار مهم است. گاهي چيزي را شنيده است و در او اثر كرده است و ميخواهد موضوع را ذكر كند. اما از عهدهاش برنميآيد. واهمه دارد كه آنچه مي گويد مبادا برايش باعث كشف آبرو شود. اعتبارش نزد خداوند سبك گردد و اعتبارش نزد ديگران افزون شود و با انگيزههاي زمان دفاع تفاوت كند و صدها انگيزه ديگر كه بيان هر كدام متن مقاله را سنگينتر و پاسخ آن بحث بيشتري را باز مي كند
ضلع سوم: مصاحبهگر است كه به او آموزشهایي دادهاند. پيش فرضهايش گاهي با هشت سال دفاع مقدس تطبيق ندارد. اطلاعات كلي دارد. زود ميخواهد به تحليل برسد. به جزیيات اهميت نميدهد، گاهي اهداف و اطلاعاتي دارد كه مصاحبهشونده را به حيرت وا ميدارد و به چالشي ميكشاند كه پس از پيادهشدن ميبيند به آرزويش نرسيده است و اصل موضوع را زير سوال ميبرد.
ضلع چهارم: واژهها و برداشتهاي مفهومي از حاصل مصاحبه است كه هم مصاحبهگر و هم مصاحبهشونده هر دو انتظار دارند آنچه از واژهها استفاده كردند، واژههايي باشد كه مفهوم را با كيفيت اديبانهاي به مردم برساند و از آنجاكه مصاحبهشوندههاي هشت سال دفاع مقدس واژههايي به كار مي برند كه با آن واژهها زندگي كردهاند و از آن مفهوم كاملي دريافت كردهاند كه اين واژهها در كتب و نگارش، معناي زمان دفاع را نميتواند بيان كند و شايسته است توضيحاتي، يا مصاحبهگر يا مصاحبهشونده در ذيل عبارات بدهند كه غالبا در كتب انجام ميگيرد. اما مصاحبهشونده يا مصاحبهگر از آن رضايت ندارند.
ضلع پنجم: تدوينگر مصاحبه است كه با برداشتي از اين مصاحبهها چيزي بايد خلق كند كه هر چهار ضلع، كامل و ثابت و رسا و روان باشد. اين بخش نيز بسيار مهم است.
تنگناهاي مصاحبهگري
پيچيدگي موضوع تاريخ شفاهي، در مصاحبه، با نظرات گوناگون و دستهبندي كردن هر كدام براي كشف حقايق عقيدتي از يك سو و پاسخ به سوالات سطحي و مزاحم از سوي ديگر هم مصاحبه كننده و هم مصاحبهگر را خسته ميكند. در اين پيچيدگي است كه مصاحبهگر با شيوههايي بايست مديريت دو گروه جهاد و سپاه را در بحران هشت ساله تبيين كند تا براي آيندگان روشن گردد. سوالات سطحي گاهي هدف را گم ميكند. ولي گاهي نيز همين سوالات انسان را به هدف نزديك ميكند. آيا اين پيچيدگي نيست؟ سوالاتي از قبيل اينكه اين جنگ را چه كسي راهاندازي كرد؟ چه كسي حمايت كرد؟ و چرا ايران بعد از 20 سال توانست بر آن فائق آيد و چرا برخي جنگ را قبول نداشتند؟ و آنان كه قبول داشتند چه طيفهایي از جامعه بودند؟
گاهي با همانها كه در جنگ شركت كردهاند صحبت ميكنيم و نظرات گوناگون ميشنويم. اما حضور مشتركشان با نظراتشان يكي نيست و آيا اين پيچيدگي ديگري را در جلو روي ما قرار نميدهد؟ و آيا از مصاحبهشونده كه در اين جنگ، در يكي از تشكيلات حضور داشته به اندازه توانایي خويش و آموزههايي كه فراگرفته سوال شده است؟
جهاد سازندگي با حضورش در هشت ساله جنگ خلاء موجود در جنگ را پر كرده و به صدها كار تن داده و با انعطاف در كارهاي خويش، مبتكرانه و خلاق، ميدانهاي بزرگي را طي كرده است كه با هر مصاحبه صدها نكته كشف ميشود و خود از پيچيدگي بزرگي برخوردار است. اين پيچيدگي، ديدگاههاي مختلفي را دربرميگيرد. در اين مصاحبهها ميخواهيم از حضور همه جانبه مردم در ارتباط با ارزشهاي دفاع مقدس که رشد و ارتقاء فكري ـ الهي ـ انساني را كسب و فرايند اشاعه، تبادل انديشه و افكار، عقايد، احساسات و تاثير، هدايت و كنترل و تغيير رفتار و يادگيري بهره برداري نماييم تا نتيجهگيري از اين تاريخ در نهايت فراهم گردد.
حضور يافتگان در انقلاب و به ويژه در جنگ جواناني بودند پيرو رهبري كه دانشگاه انسانسازي به عرصه ظهور رساند. به ويژه در موضوع هشت سال دفاع مقدس مصاحبهها نميتواند خارج از اين آموزهها عرضه شده باشد. وظيفه پژوهشگر اين است كه در روند مصاحبه خط و خطوط مصاحبه را با اين پيچيدگي از بيان مطالب، روشن و روان دريابد و از اعماق اقيانوس هشت سال دفاع مقدس مطلع گردد. اين کار به غواصي متبحر نياز دارد. مصاحبهگر عامل اصلي پژوهشگر است. مصاحبهگر همان غواصي است كه از جانب پژوهشگر بايد در اقيانوس انسان و تاريخ غوطهور شود. اما فضاي دروغين ايجاد نكند.
به خاطر فعاليت جهادگران در بخشهاي گسترده سازندگي و نظامي نبودن، سالها بود كه اسناد جنگ جهاد به فراموشي سپرده شده بود. خلا مهندسي جنگ الان به خوبي لمس ميشود.
اما با توجه به مشاهده تحريفات و همچنين بازنشست شدن جمعي از جهادگران، برخي جهادگران متوجه كمبود تاريخ فعاليتها شدند و اقدام به برنامهيزي براي نگارش تاريخ و دائرةالمعارف نمودند.
در جهاد پس از ذخيرهسازي اسناد و رايانهاي كردن آن به اين فكر افتاديم كه فرماندهان و دستاندركاران را به مصاحبه دعوت كنيم. بخشي از مصاحبهها در زمان جنگ انجام شده بود كه نسبت به اصل موضوع بسيار بسيار كم بود. ظرف يكسال گذشته 15هزار صفحه از آن مصاحبهها پياده شده است. با تلاش گروهي از برادران ايثارگر ضرورت مصاحبه احساس و معلوم شد براي گوياكردن اسناد نياز به مصاحبههاي جديد است. كاوش و پژوهش جز از راه مصاحبه با افرادي كه در منطقه بودند به دست نخواهد آمد. واقعه را كساني بايد بگويند كه خود در منطقه حضور داشتهاند تا برتري نور بر تاريكي با اين همه انحرافات آشكار گردد. حقايق بر ملا شود و ايستادگي به جا ماندني هشت سال دفاع مقدس، قدرتها و قوتها معين و نقائص و ضعفها شناساسي گردند. ايستادگي در برابر دشمن را بايد دوباره بازكاوي كرد. اين مصاحبههاي جديد كمبودها را پر ميكند و بينش آفرين و دانشافزا است. نيكونگري در اين راه موهبت كشف گنج پنهان را به دنبال دارد. درستنويسي و پاسخ به سوالات از طريق مصاحبه بايد صورت پذيرد. برای تمام كساني كه در خط مقدم حضور يافتند سهمي قرار داده شود و سوالاتي با فضاي فعاليتهاي آنها تهيه شود. در حدود 400 سوال از هر شخص به تناسب كار مربوطه برنامهريزي شده است كه برخي به عنوان نمونه در ذيل ميآيد:
دفاع مقدس چگونه آغاز شد؟ جنگ تحميلي يعني چه؟ چه كسي آغازگر جنگ بود؟ آن جهادگري كه در روستاهاي مرزي مشغول فعاليت بود، چگونه به شهادت رسيد؟ و برادرش چگونه به اسارت رفت و اينك از آن روزها چه به يادگار گذاشته است؟چگونه دفاع مقدس شكل گرفت و سازماندهي شد؟
جهادگران كه نظامي نبودند چرا به جبهه رفتند و دوستان شما چرا از جهاد رفته و جايگاه سپاه را تقويت بخشيدند؟ چرا غيرنظاميهاي در جنگ از نظاميها بيشتر ورود پيدا كردند؟ بهترين سامانهها و نهادهاي جنگ چه تشكيلاتي بود؟ تخصصهاي جنگ چگونه سازماندهي شد؟ كمكهاي مردمي چگونه به سوي جبههها سرازير شد؟ قبل از جنگ چند نفر به خاطر جنگ به شهادت رسيدند؟ اولين مهندس شهيد جهاد در روز 1/7/59 در قصر شيرين چگونه به شهادت رسيد؟ زندگي استانهاي درگير جنگ چه سرانجامي داشت؟ هر استان درگير در جنگ در برابر تجاوزات عراق چگونه برنامهريزي كرد؟ انسانها در نقاط جنگي چه سرانجامي داشتند؟ سوژههاي مختلف ابتكاري چگونه ساخته شد؟ چه سوژههايي در جنگ مهم و چه سوژههايي فراموش شده است؟ در ورود به جنگ كدام گروهها پيشقدم بودند؟ عبرتي كه از حوادث تلخ و شيرين هشت سال دفاع مقدس براي آيندگان قرار دادهايم چه بوده است؟
در انقلاب چشم به هم زده شد 30 سال گذشت. ديگر از تاريخ دوران خفقان ستمشاهي گذر كرديم. از هشت سال دفاع مقدس 18 سال گذشت. هر چه گذر زمان به جلو ميرود، اهمیت مصاحبه از مجموعههاي شركتكننده در جنگ بيشتر احساس ميگردد. از سويي آيندگان تاريخ بدون تحريف از ما ميطلبند. برخي رزمندگان به دلايلي منزوي شدهاند، برخي رحلت كردهاند. برخي در بستر بيماري هستند و برخي مشكلات سياسي پيدا كردهاند.
در فرهنگ جهاد به انسجام سازماني و خطرپذيري و قبول مسئوليت و اشتباه و وفاداري اعضاء به سازمان اهميت فراواني مي دادند. از همينرو پيامرساني علمي انقلاب در عرصه داخل و خارج كشور، از مراتب بالايي برخوردار شد و آنان را سفيران انقلاب ناميدند. خستگيناپذيري و مديرپروري جهاد زبانزد عام و خاص قرار گرفت، اعتقاد به نظام و ولايت فقيه و انقلاب اسلامي از جمله محورهايي است كه جهادسازندگي بدون آن وجود نداشت و ارزشمداري جهاد از همين موضوع شروع ميشد. مشاركتپذيري و اعتمادسازي زمينه نوآوريهاي مختلف و خلاقيت را پديد ميآورد و اين برگرفته از خودباوري براي كارهاي به ظاهر نشدني بود كه به شهرت رسيد. قدرت انطباق سريع و منطقي با محيطهاي مختلف و انعطاف ماموريتهاي گوناگون از جمله مسائلي بود كه جهادگران را پختهتر كرد. افتخار به كار در جهاد با سرعت و صداقت در كارها و روحيه قانونپذيري از سادهزيستي و قناعت جلوه ديگري از ابعاد جهادگران است. احترام متقابل به يكديگر، بدون در نظر گرفتن بالا دستي و پايين دستي و طبقهبنديها از يك سو و از سوي ديگر رعايت سلسله مراتب، هر گونه تضاد را از بين ميبرد. هرگز دنبال پاداش نبودند و پاداش را به انجام رساندن كار (پيروزي) و يا شهادتطلبي ميدانستند. اين تحولآفريني فرهنگي با جسارت و شهامت، خود اتكايي به وجود ميآورد. مصاحبهگر با اين مسائل روبهرو است بنابراين مصاحبهگر ناگزيراست مطالب را دريابد واين كاردرايت ميخواهد.
در پشتيباني و مهندسي جنگ جهاد مصاحبهگرها بايد اطلاعات فني نيز داشته باشند. زيرا فعاليتهاي جهاد در جنگ داراي ابعاد مختلف فني است. براي مثال بايد از ابعاد فني در موارد ذيل مطلع بود:
ابداعات و ابتكارات پلهاي مختلف، ساخت موانع و سيمخاردار، ايجاد كانال و خاكريزها مثلثي، انواع سنگرهاي بتني، فلزي و اجتماعي و خاكي، انواع شناورهاي سبك خيبري و پلهاي شناور، نفررو، مردابرو، زيردريايي، توليد خودروهاي پدافند شيميايي، رفع مشكل عبور از باتلاقها، احداث جاده در قلل مرتفع و هورالهويزه، پمپاژ وسيع آب با حجم 2 ميليارد متر مكعب، ساخت موشك با سوخت جامد و انواع راكتها، زرهي كردن دستگاههاي بلدوزر و لودر، سنگرهاي پروفيلي، فرش باتلاقرو، پلهاي خضري، تله كابين، سنگرهاي پيشساخته، تانكرهاي سوخت و آبرساني و روغن، ساخت انواع بالنهاي فريبنده، تويوتاي نيمه شني، ساخت بلدوز با كنترل از راه دور، پلهاي كاذب و راكت 122 ميليمتري و كلاهكهاي موتور موشك، ميكسرهاي سوخت، عمقياب دريايي، ردگيري در شب، نفربر زرهي، نيمه شني، نمونههاي جيره غذايي، انواع صنايع غذايي و كنسرو كردن غذا.
مصاحبهشونده به درستي شنيده، تدبير كرده و تحليل نموده و عبرت گرفته است. عبرتها را ميخواهد به آينده انتقال دهد و عبرت از عمل ديگران بهرهبرداري كردن است. لغزشها و پرتگاهها را ميشناسد، راههاي فرعي را از اصلي تشخيص ميدهد. در حقيقت، تلاش و سخت ايستادگي كرده است. حقطلبي را پيدا كرده و ميخواهد شنوندهاش هم حق را تشخيص دهد. سخني را تحريف نميكند و مخفي نميكند. از گفتن سخن حق هراسناك نميشود تا غافلان و ناآگاهان بيدار شوند و انگيزه سخن حق همين بيداري است و تاريخ دفاع مقدس، اگر بيدار نكند پس چه كند؟
پرسشگري از دفاع مقدس مانند خود دفاع مقدس بيدارگري است و اين بيدارگري نيز مانند دفاع مقدس زحمات فراوان مي خواهد تا ژرفاي ارزشهاي دفاع مقدس را دريابيم.
مهمترين بحث دفاع مقدس پشتوانه امامت آن است. در اين راستا پرسشگر بايد به فرمان امام و روش ملت، به اتحاد، اخلاق و عمل به اخلاص و عمل بيريا و هويت مجاهدان، رسيدگي به محرومين و رشد و بالندگي انسانها و سعادتيابي در خلاقيتها و حقيقت انساني و تلاش و دشوار بودن راه و تهذيب نفس بپردازد. به رهايي از آفات و خود فراموشي و به تعامل عقل و عمل رزمندگان در انعطافكاري آنان و نجات مردم از هم و غم نيز توجه كند.
در هر بخش جنگ نيز پيچيدگي خاصي وجود دارد. بخش جنگ نيروي هوايی با نيروي زميني تفاوت ميكند. سپاه با ارتش در تعريف جداست. جهاد و مردم از وجه ديگري به جنگ وارد شدهاند. مهندسي جنگ، ابداعات و ابتكارات جنگ، هر كدام به گونهاي مجزا رويدادي را دنبال كرده است. هر موضوعي حساب و كتابي جداگانه را در خود گنجانده است. پارهاي از احتسابات در اسرار صندوق سينههاي سپاهيان، هنوز عنوانبندي نشده و مطالب بيبديل و نو براي آيندگان به يادگار نمانده است. مصاحبهگر با هنر خويش كليد صندوق سينههاي سپاهيان را بايد دريابد. آيندگاني كه سوابق را نميدانند، غربگرايي و نوكري براي شرق را نشناختهاند و جنگ را ساده ميانگارند. نه از وابستگي چندان مطلعند و نه از خفقان و انقلاب و جنگ اطلاعات درستي دارند.
از شعارها به سادگي ميگذرند و نميتوانند آن را تحليل كنند. منظور اين است كه شعار پيروزي با اللهاكبر را ميشنوند و خيال ميكنند به سادگي پيروزي دست آمده است. نميدانند حساب و كتابي بوده است و با اين حد ابداعات و اختراعات و كشفيات پيروزي به دست آمده است و در هر رويداد حضور خدا را ميديديم و ميدانستيم كه با اللهاكبر پيروز شديم. دانشمندي خبره و متفكر آن را بهتر متوجه ميشود و این که تفاوت از كجاست تا به كجا؟
مصاحبهشونده بايد آنچه را نميداند به زبان نياورد و آنچه را هم كه ميداند انكار نكند. يعني هر چيزي را عالمانه پاسخ دهد. رويدادهاي هشت سال دفاع مقدس دريايي از كرامت انساني است كه ديروز را ساخته و فردا را تضمين كرده است. چرا كه رزمندگان محدوده ظلم را از مظلوم تفكيك كرده بودند و مصاحبهگر اين محدوده را بايد حفظ كند. پيچيدگي حفظ اين محدوده كار بزرگ و دشواري است.
اگر مصاحبهگر حق و باطل، نيكي و زشتي را نشناسد و مصاحبهشونده را به چالشي بكشاند كه مصاحبهشونده سكوت كند و مصاحبه را رها كند، كار نيمكاره ميماند و به نتيجه نميرسد. چرا كه مصاحبهشونده حاضر نيست پيامش رايگان به پراكندگي و يغما برود. مصاحبهشونده كه ديروز رزمندهاي بوده است و بخشي از جهاد اكبر را گذرانده است، از اين جهاد اكبرش بايد بهره برد، نه تنها از جهاد اصغرش.
از طرفي رزمندگان دانش روايت و مصاحبه را ندارند و از نقل و تبيين كه هر كدام روشي جداگانه ميطلبد، مطلع نبودهاند تا بتوانند آنچه روي داده است به ديگران انتقال دهند. بنابراين راه علمي مصاحبه نيز كه در نزد مصاحبهگر است، از درجه اهميتي بالا برخوردار است. اين همان راهي است كه با آن و يافتن ريشه و ابعاد اعمال موثر، میتوان وقايع را از طرق مختلف رديابي كرد تا در تحليلهاي پرثمر و ريشه يافتن هدفها به آن تمسك جست و اينجاست كه مصاحبهشونده مصاحبهگر ميشود و مصاحبهگر پاسخدهنده؛ اين هم نوعي كشف مطلب است. بنابراين مصاحبهشونده ميپرسد اين كه گفتهاند سپاه و جهاد دو بال انقلاب هستند يعني چه؟ مصاحبهگر که با اين مطالب آشنايي ندارد و نميداند، برايش سوال است که سازندگان كشور چه ارتباطي با نظام دفاعي دارند؟
ناگفتههاي جنگ در ميان موضوعات گم شدهاند و مصاحبهگر و مصاحبهشونده بايست با هنرنمايي از آن رونمايي كنند. به عنوان نمونه وقتي در يك مصاحبه، مصاحبهگر از اهداف سوال ميكند، اهداف هر عمليات را مختلف است. مثلا يكي در مصاحبهاش گفت: جهاد مينياتور حكومت حضرت مهدي(عج) بود. اينجا مصاحبهگر تازه با يك موضوع جديدي برخورد ميكند كه باورش نميشود.
مصاحبهگر ظرفيتهاي مصاحبهشونده را نميداند و مصاحبهشونده از اطلاعات مصاحبهگر غافل است. يعني همديگر را به خوبي درك نکردهاند و بايد همديگر را بيش از پيش درك كنند.
تفاوت آنجانمايان میشود كه آن روزها عقد اخوت بستن در جبهه، جشن و سرورش بيشتتر بود از امروز براي جشن تولد. آن روز مجتهد با حضورش در جبههها و با عقد اخوت بستن با رزمندگان حركت خودسازي را رواج ميداد و امروز از خودسازي آشكار خبري نيست.
يكي مصاحبهگر شاعر و دلسوز، از كار در ميآيد، ديگري محققي خبره و سومي مصاحبهشوندگان را قبول ندارد. جمعآوري اين پيچيدگيها براي مصاحبهگر از جمله مسائلي است كه راهكارهاي خاص خودش را ميطلبد. اينجاست كه پيشنهادها در ذهن فوران ميكند كه بايد همه چيز و سخن همه انسانها را جمع كرد و ايستگاه عقل را به فعاليت واداشت. به نظر ميرسد كه مصاحبهگر براي خود، پيشتر چارچوب تهيه كند.
مصاحبهشوندهها بعد از جنگ نيز تجربياتي ديدهاند كه دخل و تصرف آنها در موقعيت اثرگذار است. دين ارزش است، اما علم دانش است. مصاحبهشونده در زمان هشت سال دفاع مقدس با ارزش حركت ميكرد. اما مصاحبهگر با دانش خود از مصاحبهشونده مطلبجويي ميكند. اين تفاوتها در چارچوب بايد تعريف شود. گاهي انسان از امدادغيبي يك خبر ميشنود. گاهي از امدادغيبي در تعميرگاه يا جوشكاري مستقر در منطقه، ابداعي به پا ميخاست كه مصاحبهگر چندان به آن آشنا نيست و اين مصاحبهشونده است كه ميتواند از موضوعات پرده بردارد.
مصاحبهشونده گاهي از اجتماع و خوبي روستایيان سخن ميگويد كه خرمنش را آتش ميزدند و گاهي از گروه و اجتماعي سخن ميگويد كه به گردش جمع ميشدند و احترامش ميگذاشتند و به استقبالش ميآمدند. گاهي استقبالكنندگان او را به اوج ميرساندند و گاهي خودش را از احترام تهي ميديد و اقوامش او را متهم ميكردند: تو كه هيچِوقت در خانه و كاشانه نيستي، كارهايت مورد قبول خدا نخواهد بود. گاهي منافقين او را به ترور تهديد ميكردند و در جايي حتي از او انتظار كمك و ياري ميرفت. انعطاف اين مطالب پيچيدگي بزرگي را روبهروي مصاحبهگر و مصاحبهشونده قرار میدهد. زماني جنگ را گروهي انجام دادهاند و بايد گروهي پاسخ دهند و زماني فرد خودش منشاء خير بوده است و فعاليتهاي خودش را بايد مطرح كند و ابا دارد كه مبادا تعريف از خود باشد و لذا حرفها را به بيراهه ميكشاند. گاهي ميخواهد بگويد هميشه رمزها و هدفها ياحسين(ع) و يامهدي(عج) بود و گاهي مصاحبهگر حرف از ايران مرز پرگهر را ميخواهد سوال كند كه در آن زمان و فضا مطرح نبوده است. مصاحبهشونده اين موضوعات را در داخل ارزشهاي بزرگ قرار داده و مصاحبهگر به عنوان يك سوال جزیي از يك موضوع كامل آنها را مطرح كرده است.
توطئه عظيم دشمن از داخل و خارج يورش آورده و انساني كه شما به عنوان مصاحبهشونده به هر دليلي انتخابش كردهايد، در زمانهاي مختلف تجربيات گوناگوني داشته و خواسته يا نخواسته اطلاعاتي دارد كه آن را در ذهن كنوني تجزيه تحليل ميكند و به دلايلي همه مطالب را نميتواند ارائه دهد. مصاحبهگر نيز براساس شنيدهها برخي مطالب را ندانسته ميپرسد كه مصاحبهشونده هيچ اطلاعي راجع به موضوع ندارد و غالبا برداشت ديگري دارد. رويدادها نيز در موقعيتهاي مختلف تفاوتها و.مشاغل در جنگ تاثيرگذاري خاصي در رويدادها داشتهاند. حركات طبيعت، مردم منطقه، دشمن، اخبار رسانهها، همه و همه تاثيرهاي مختلف در انسان مصاحبهگر و مصاحبهشونده داشته است0
هر چه بینديشيم بيشتر پيچيدگي موضوع را درك ميكنيم. ياري نيكوكاران در جمعآوري خوراك و تغذيه و توزيع آن از يكسو، جمعشدن گروهي مكانيك و مهندس و خبره در جبهه از سوي ديگر مطرح ميباشند. گاهي يك مهندس به اندازه يك سرباز آموزش ديده بيسواد هم نميتواند اثر داشته باشد و گاهي يك روستايي راننده تراكتور اما بيسواد خبر ميدهد كه در جبهه چه شهامتها و شجاعتها از خود نشان داده است. گاهي از يك توپ و توپخانه سخن به ميان ميآيد و گاهي از طرح و ساخت و ابتكار مهندسين، پلهاي عبور و جابهجابي 2 ميليارد متر مكعب آب خبر ميدهد.
در تمامي مصاحبههايي كه انجام ميپذيرد، مصاحبهشونده انگيزه حضور در هشت سال دفاع مقدس را ايمان دانسته و با صدها نوع زبان بيان ميكند. اين رزمندگان بالفطره محب حقيقت هستند و از اينروست كه جان را فداي محبوب كرده و قلب و جان هر رزمنده را فداي توحيد دانستهاند. هيچ رزمنده جهادگري شك نداشته كه سرمايه جان را فداي يقين و ايمان به خداوند ميکند و اين به يقين بياني از عقل است. كرامت انساني رزمندگان در رعايت اخلاق و آداب ديني و احكام شكل گرفته است. اين مسئله پذيرفتني است كه زاويه نگاه هر نسل با نسل هشت سال دفاع مقدس تفاوت دارد. بحث در اين است كه مصاحبهها به گونهاي پرسوجو شود كه زنده نگهداشتن اين رويداد مهم مطابق با فطرت انساني باشد، صادقانه بيان گردد و با واژهها به انحراف كشيده نشود تا ديدگاهها ثابت واضح و جاودانه شود.
بايد در مصاحبه به ايما و اشاره مصاحبهشونده اهميت قائل شد و با اخلاص دل او را كاويد و حركتي دقيق و مستمر را از زبان مصاحبهشونده بايد بيرون كشيد تا مدارك زنده و مهم را براي آيندگان به ثبت رسانيد. اين گونه مصاحبهگرها به دليل كرامت انساني، آزادي و استقلال دارند و با استعمار و استثمار جنگيدهاند.
هويتي كه از وجود هشت سال دفاع مقدس به ملت شريف ايران عطا شده است به دست مصاحبهگر و مصاحبهشونده سپرده شده است. نبايد آن را به گونهای مطرح كرد كه به آن هويت نگويند و از درجه اعتبار برخوردار نباشد. بلكه مصاحبهشونده با واژههایي آن را مطرح كند كه هويت ارزشي مصاحبه نيز كشف گردد.
ارزشي كه نتيجهاش از ايمان مطرحشده، سرچشمه گرفته باشد. اين حقيقتي است كه در شناخت اين هويت ارزشي، پژوهشگران را از عجز به كمال و تعريف كامل ميرساند.
بايد به مصاحبهشوندگان آنقدر فرصت داد تا مطالب را راحت و ساده بيان كنند. علت اينكه رسانههاي گروهي نتوانستند خوب مطالب را بيان كنند همين نكته است. به دليل فرصت كم، مصاحبهشونده بهترين خاطرهاش را ميخورد و با گفتن جملهاي مابقي مطالبش ناگفته ميماند.
مصاحبهگر پژوهشي، با مصاحبهگر رسانهاي تفاوت دارد. پژوهشگر واقعيت را كه همانا تحليل از هويت واقعي است، دنبال ميكند. شگفتي ايثار و انگيزه هشت سال دفاع مقدس را پي ميگيرد. مصاحبهگر نماينده تحقيق است و ميبايست در ارزشها غوطهور باشد. او ميداند رزمندهاي كه در مقابل اوست برخي از فضاي آن روز را در ذهن دارد اما در عمل امروزي مطرح نيست و با رفاه عجين شده و ميبايست رفاه را كنار زد تا سادگي آن روز باعث شود عشق و همزادي حماسه در انسان را به نمايش بگذارد.
زيبايي در نيكوكاريهاي نهفته است. كميته بهداشتي كه جهاد درست كرده بود، بيمارستانها و اورژانسهايي كه مهندسي جنگ ترتيب داده بود، پلهاي عبوري كه مهندسي جنگ سر و سامان داده بود، اسيري كه به دست سازندگان و مهندسين گرفتار ميشد، تفاوت داشت با اسيري كه به دست گروه توپخانه ميافتاد و اين براي مصاحبهگر ممكن است تفاوت نكند. اما مصاحبهشونده در اين نقطهها ظرافتهاي خاصي را بيان ميكند. مقايسه اين موارد از جمله مسائلي است كه مصاحبهگر بايد از قبل خودش را برای آنها آماده كرده باشد. شما همين داستانهاي آزادگاني را كه از خودمان بودهاند، وقتي ميخوانيد، بعضي از افراد دشمن در برخي جاها بسيار خوب معرفي شدهاند. بين اين انسان خوب و آنكه شكنجه ميداده است تفاوت هست. بر انساني كه تا ديروز آقاي ابوترابي را شكنجه ميداده و امروز با ديدن خواب مادرش دست از شكنجه بر ميدارد، نتيجهاي حاصل شده كه زيبايي رويداد را نشان ميدهد. مصاحبهگر اين نقاط را بايد درشتتر و بيشتر واكاوي كند تا متغيرهاي متحول پرور، ارزش خود را بيشتر بروز دهد.
اگر مصاحبهگر حرفهاش را براساس عقل و عشق پايهريزي نكند نميتواند از اين واقعهها سود ببرد. مصاحبهگر بايد خود را در اهداف مصاحبهشونده ذوب كند و اگر براساس عقل پايهريزي شد، موضوعات را براساس معيارهاي حق بچيند و اين چينش معيارگونه او را از هر خرافهگویي دور مينمايد.
رزمنده، تبيين شجاعت را با خاطره و رويداد بهتر ميتواند ثابت كند. مصداق عيني را بيان ميكند. لذت معنويات در خاطره همان لذتي است كه مصاحبهشونده در حين عمل از آن بهره برده است. عدم كارآیي مصاحبهگر و كمآوردن او در حضور مصاحبهشونده و دخالتهاي بيموردش، به فراموش شدن مطالب و رويدادها ميانجامد. رزمنده در حين حمله به دشمن و بهدستآوردن غنيمت شاهد بود كه هر لشگر كنارش به غنيمت آرمي ميچسباند تا غنيمت او را بربايد. فرهنگ بدي را به نمايش گذاشته شده بود. در اينجا هم مصاحبهگر را غارتگر حرفهايش ميداند و از دادن اطلاعات طفره ميرود. برخي انرژيها همين جا ضايع و مضمحل ميگردد. هدر رفتن همان و پژوهشگر را به بيراههكشاندن همان.زيبایيهاي رويدادها كدهاي نامحدودي دارد که اين را هم اضافه كنيد به پيچيدگي مصاحبهگر. از اين پيچيدگي عقل محور ميبايد بهره برد. هنر زيبايي رويدادها در تغيير و تحولهاست. قهر رزمندهها، به درخواست آنان بيتوجهي شدنها، به تز عملياتي آنان گوش ندادنها، هر كدام تغيير و تحولي را به دنبال دارد. اگر مصاحبهگر نتواند اين موارد را كشف كند، مصاحبهشونده هم به دليل دوستي با دوستانش حاضر نمیشود اين موارد را بازگو كند و بسياري از اسرار رويداد در سينهها دفن ميگردد.
مصاحبهگر به ساعت محدود فكر نميكند كه اگر به محدوديتها فكر كند كيفيت كارش مناسب نخواهد بود.
شما در زيباترين كتاب به نام «تپه برهاني» همه صحنهها را از نزديك مشاهده ميكنيد اين كتاب نشان ميدهد كه اوضاع بر چه حال بوده است. كاستيها از چه سنخيتي هستند و سختيها چگونه تابلو شدهاند. فرق بين دل و طبيعت و موانع چگونه بوده است؟ اين قطعهاي بسيار كوچك از جنگ است، اما كمال و اين كمال برازندگي دارد.
مصاحبهگر بايد لبخندها، ترديدها، تصميمها و دغدغههاي مصاحبهشونده را بيرون بريزد و سينه مالامال از خاطراتش را ضبط كند. نبايد به چند لبخند و طنز اكتفا شود.
برخي مصاحبهگران فقط ميخواهند دغدغهها را ملاك عمل قرار دهند و برخي كاستيها را نشان ميدهند. برخي مصاحبهگران تنها ترديدها را به نمايش ميگذارند و اين پاره پاره كردن زحمات رزمندگان است و به همين جهت نوشتهها تكميل نميشود و خواننده اغنا نميگردد. برخي مصاحبهگران از گفتن برخي چيزها كه باورشان نميآيد خودداري ميكنند و برخي پا فراتر گذاشته و احساسات تخيلي را نيز واقعه و رويداد تلقي ميكنند. هر دو روش افراط و تفريط هستند. مهم اين است كه معصوميت رزمنده در مصاحبه به غربت نيفتد. مفاهيم، پاكي شرافت، شجاعت، پرهيزكاري، اعتماد، تلاش بيوقفه، ايثار و فداكاري از متن مصاحبهها استخراج گردد. اگر مصاحبهشونده در بين حرفهايش احساساتي شود و در بيان يكي از مسائل يادشده افراط كند به خرافات كشيده ميشود. او بايد رويداد را بگويد. پشت سر مصاحبهشونده فرمان زيباي جهاد كه هندسه هويت ملي است، نقاشي شده و قامت بلند ايستادگي و مقاومت چون سرو به تماشا نشسته است. عقل او از سخنهاي بيبديل بهرهها برده و عملا مجرب گشته است. اما نميتواند آن را بيان كند و زبان قاصر است از بيان آن عملكرد هشت ساله. مصاحبهگر هم با دانش و كاوش علمي ميخواهد كمال عقل را بربايد كه گاهي او را محكوم ميكند. او از ترس محكوميت سخن را كوتاه و يا به عنوان اسرار در سينه نگه ميدارد.
كاملترين شناخت دروني دفاع مقدس ارزيابي اصولي از رويدادهاست. تعاريف و ارزشهای درست را تاريخ حفظ و حراست ميكند. البته اگر مصاحبهگر اسنادي نيز در اختيار مصاحبهشونده بگذارد، مصاحبهشونده را به سخن واقعي نزديك ميكند تا از شكستها و پيروزيها سخن گويد. اين نيز دليل ديگري است.
دقت مصاحبهگر در انتخاب مصاحبهشونده بيشتر معطوف به رزمنده خط مقدم و يا فرمانده تصميمگير باشد.
مصاحبهگر نبايد به چند بيانيه و نوشته اكتفا كند. بديهي و مسلم است اگر مصاحبهگر متعصبانه پايبند فرهنگ سنتي باشد، مطالبش دچار فرسايش میشود. اما فرهنگ جهاد برگرفته از اسلام به دليل جاويد بودن قرآن و زنده بودن آن در تمام دورانها، كهنگي ندارد. ارزش هشت سال دفاع مقدس دردنياي پيچيده امروز قادراست از نو دنيا را زيرورو كند ودوباره پايهريزي نمايد و براساس باورهاي ارزشي بسازد. انقلاب و جنگ هشت ساله نسخه كوچك شده دوران صدر اسلام است. وقتي اين جنگ را پژوهشگر ميكاود يك تحول بزرگ زمانه را در برنامه جوانان تزريق ميكند.
آموزش مصاحبهگران
هركس هشت سال دفاع مقدس را با بصيرت پژوهشي پيگيري كند به نتيجه الهي هجرت جهاد و شهادت پي خواهد برد. روشنگري فرماندهان و پژوهشگران انكارناپذير است. اما باید درست روشنگري كرد. و از راه آموزش مصاحبه و اسناد این بايد را در ذهن خود داشت.
استدلالها در نزد مهندسان مجري است. برهان جذاب نزد اين مجريان و عاملان است. اينها عقلايي عمل ميكردند. چقدر مصاحبهگران به سراغ مهندسان رفتهاند؟ چقدر رانندگان لودر و بلدوزر كه راه را باز كردهاند، مورد پرسش قرار گرفتهاند؟ چه ميزان آموزش ديدهاند؟
بديهي است مطرح كردن دفاع مقدس عقلاني از مطرحنمودن دفاع مقدس سطحينگري شايستهتر است و بدون تجربه آموزشي امكان تسلط وجود ندارد.
اگر بزرگاني ميگويند پذيرش قطعنامه از روي حكمت بوده است، حكمت كه بدون عقل و برهان نميشود. اگر مقام معظم رهبري روز قيامت راجع به ارزشها احتجاج كند، با همين حكمت و برهان احتجاج ميكند، نه با سطحينگري و رونمايي. با همين برهان حضرت امام جنگ كرد. هميشه مجريان ميگويند زيرسازيها مهمتر از روبناهاست. استحكام به حكمت و برهان عقل است و مهندسي فرهنگي نيز با برهان سامان ميگيرد. انقلاب اسلامي ما ريشه در فرهنگ دارد وانقلاب ما را فرهنگي ناميدند. مصاحبهگر اكنون در خط مقدم فرهنگي، بدون آموزش نميتواند در صحنه قرار گيرد.
رزمنده در عين اينكه از تجربههاي ديگر ملتها بهره برده، خود نيز در روند توليد و خود اتكايي و استواري فرهنگي ضرورتهاي زندگي را تعيين و با استدلال فرهنگ الهي را عمومي ميكند.
اين حجت واستحكام با داستان، شعر، ادبيات، قصه و انيميشن به كودكان منتقل ميگردد و همينها بايد در آموزش تهيه مصاحبه نشر پيدا كند.
آينده دور با ارزشها به تكامل ميرسد. شجاعت و آراستگي و سلامت جسمي و فكري و اخلاقي و رواني در گرو فكر و انديشه ارزشي شهيدان است و همانطور كه دانشگاه هشت سال دفاع مقدس، انسانهايي را ساخت و به جامعه تحويل داد، دانشگاه ارزشي فرهنگ امروز نيز از اسوههاي مديريت جنگ ميبايست كمك بگيرد تا اين تحول را به وجود آورد و همانطور كه تمام اقشار مختلف جامعه را دخيل كرد و تنها به نهادهاي فرهنگي ايده و نظر نداد. تا نشاط كار و ابتكار و ارتقاء و اعتماد به نفس فردي و ملي و افزايش اميد براساس اعتقاد و باورهايمان شكل گيرد.
مسیر پيروزي آنان در عملياتها را از طرح و برنامه تا اجرا محك ميزند. مصاحبهگر با آموزش يار و مددكار پژوهشگر است.
پژوهش در حوزه دفاع مقدس كه زندهترين و پوياترين آزمايشگاه دانشگاه شجاعت است، عيار سنجي انسانهاي با اراده را بر عهده ميگيرد. چنين پژوهشي صحنه جوشش قدرت در برابر قدرت است. مصاحبهگر با آموزش است كه به قله تسلط فرهنگي دست پيدا ميكند.
فضاي جبههها
در اينجا ميخواهم يك شب جنگ را كمي واضحتر مثال بزنم. كمتر از تاريكي سخن رفته است. رزمندگان بيشتر در تاريكي كار كردهاند. كمتر از جاده تاريك و ترس هميشگي راننده اعم از فرمانده و رزمندگان سخن به ميان آمده است. اما دغدغه خاطر دلها و چشمها و تيزي گوشها در آن ساعتها خود حكايتهاي بلندي دارد كه نه فيلم و نه عكس و نه نوشتهاي از آن به يادگار مانده است. چون در آن حالت هيچ كدام از اين كارها نميشد انجام بگيرد و در آن حال هيچ رزمندهاي به فكر ثبت خاطرات نبود. به فكر يافتن راهي بود كه به دره نرود. به بيراهه نرود. يا گرازي به او حمله نكند و از روبهرو خودرو ديگري تصادف و به دره سقوط نكند. در آن تاريكي محض راهي مستقيم را بيابد و هزاران دغدغه ديگر. اما الان مصاحبهگر ميتواند او را به آن فضا ببرد. اگر اين مصاحبهگر خود، رزمنده باشد مطالب حقيقيتر ميشود و اگر رزمنده نباشد لااقل آموزشهايي بايد فرا گرفته باشد.
راهكارهاي مصاحبه
عقل گرایي در اينجا هر استخارهاي را كنار ميگذارد كه رزمندگان با استخاره عمل نميكردند. پيدا كردن اين واقعيتها در پژوهش چه در يك فرد، چه در يك تيم، چه در يك رسته، چه در يك گروهان، چه در يك گردان و چه در يك لشگر وابستگيهایي دارد كه اين وابستگيها تا رزمندگان زندهاند وجود دارد. شما در جمع و گروه بايد مصاحبه كنيد تا كمبودها يادآوري شود.
جبهه يك نمايشگاه بزرگ بود كه به وسيله دو كشور ايران و عراق به نمايش گذاشته شده بود. نگاه مذهبي يك طرف، نگاه عربي و آمريكایي و جهاني واستكباري و استعماري طرف مقابل؛ اين دو نگاه و دلايلش را مصاحبهگر بايد دريابد. يك طرف جوانهاي صالح، حاصل زندگي زيباي هشت سالهاي كه به نام دين اسلام و امام حسين(ع) حركت ميكردند، اما با دست خالي در زمان تكنولوژي. مصاحبهگران مانند رزمندگان، بايد در ادبيات شجاع باشند و هدفشان اين باشد كه با كمترين امكانات فاصلهها را كم كنند و رزمندگان را سوال پيچ كنند. اما نگذارند پرسش و پاسخ به بيراهه رود. سايهبازي و سياهبازي ممنوع است. اما اينكه در آن جبههها درختهاي اطراف چگونه بودند؟ پرندگان چه ميكردند؟ خاك چگونه بود؟ هواي باراني چه فرقي با هواي ظهر روز گرم داشت ؟ رود يا جوي آب چه وقت او را نجات داده و چه وقت او را به مخمصه انداخته است؟ يا چه وقت ميخوابيدند؟ خواب چگونه بود؟ در عمليات و غيرعمليات خوابها با هم تفاوت داشت. هر بار رزمنده با دشمن برخورد ميكرد تجربه جديدي به دست ميآورد. گاهي حركت دوستی او را ناراحت ميكرد. گاهي تك درخت براي او سايه بود. گاهي تك درخت سيبل دشمن بود. كوه با عظمت رزمنده را خسته ميكرد كوه با عظمت به رزمنده عظمت ميداد. همه اين موانع طبيعي و غيرطبيعي را مجسم، بعد سوالها را دستهبندي كند. سپس تاريخ جنگ را مرور كند. اين پرسشها او را به واقعيت نزديك ميكند و نوشتارهاي تلخ و شيرين است كه موقعيت مصاحبهشونده را بهظهور ميرساند و تاريخ را به خوبي رقم ميزند.
سخن يك بسيجي، سخن يك گروه و سخن يك فرمانده است. گاهي فرمانده سخن ميگفت و رزمنده به او گوش نميداد و گاهي يك بسيجي طنزي ميگفت و فرمانده از او پندي ميگرفت. گاهي يك نوجوان شعر حجاب ميخواند، دنيا را به خيرگي واميداشت. گاهي يك روحاني به جبهه ميآمد و اكثر رزمندگان لشگر لب به شكايت ميگشودند. گاهي يك روحاني با يك آيه خواندن تمام كشور را به لشگر تبديل ميكرد. زندگي بود و زندگي وسعت دارد. معماري بود. بنایي ميكرديم، جوشكاري ميكرديم، برقكشي داشتيم، آبرساني داشتيم؛ اما روح بلند عرفان هم داشتيم. اينها همه فضا را ترسيم ميكند.
در مصاحبهگروهي و فني مصاحبهگر بايد آموزشهاي خاصي را ببيند.
مصاحبهگر بايد بداند شايد همين امروز آخرين ديداري است كه با رزمنده دارد. شايد فردا مصاحبهشونده نباشد. هر رزمنده قهرماني است و خود هزاران تجربه دارد. بايد ببينيم رزمندگان با تكان برگ درختي، وزيدن بادي، عطسه سرماخوردگي و يا حساسيت ديدن دشتي، گمشدن كفشي، ديدن مردان تنومند عراقي با يك بسيجي بيمحاسن و كوچك، چه ساختاري داشتهاند. قصري از تلاش، سر زندگي و افتخار است. چرا كه هر رزمنده خانهنشين صدها كيلومتر راه رفته، از صدها ايده پرده برداشته و مناظري ديده و سخناني شنيده و لحظات فراواني تنها مانده و به فكر فرو رفته است. گاهي با طراوت و جذاب و گاهي پر سوز و گداز، گاهي سرود خوانده گاهي روضه شهيدي را در دل خويش مرور كرده، گاهي حرف از شفاعت زده و گاهي در زير نور مهتاب با مهتاب سخن داشته، گاهي در دل دريا فرو رفته و گاهي چشم به آسمان دوخته، گاهي با بيصدايي در جنگل تنها مانده و گاهي صداي غرش هواپيما گوش او را كر كرده، گاهي پايش در شبدر تا زانو خيس شده و گاهي تركش خمپاره با خون سرخ گرمايش داده و نم سرخ، بدنش را فراگرفته، گاهي زمين را شخم زده و زيرش پنهان شده و گاهي در اوج خاكريزهاي بلند پرچم را برافراشته، گاهي كتاب و قرآن و گاهي ورقهاي تسليم و تهديد فروريخته هواپيماي دشمن به دستش رسيده و او را به دست برداشتن از مبارزه فرا خوانده؛ از همه اين موانع عبور كرده و در مقابل مصاحبهگر ايستاده و نميداند مصاحبهگر باخاطراتش چه خواهد كرد!
مصاحبهگر هم موقعبتي دارد. در مقابل شهيدان دفاع مقدس زانوي ادب زده كه پنهان هستند و آشكار نيستند، عارفاني كه قدم ميزنند، سرود اللهاكبر زمزمه ميكنند. شادند و شاداب و عاشقند و روح آنان مسحور امام خمينی(ره)؛ امامي كه در روزگازي آرزو داشت يك روز در سپاه باشد. هر دو به درگاه الهي، يكي بوسه بر بازوي آنان ميزند و هزاران رزمنده آرزوي بوسه بر كلام او دارند. عجب سحري است .درختان سپيدار و اقاقيا و كاج سرسبز در مقابل اين سبزپوشان، خجلاند و سبزپوشان در مقابل رهبر اين ملت پرتوان و فرمانبر و در مقابل پيرزني كه كمك كمي فرستاده خجلتر. ايشان چينهاي لباسشان نيز حرف براي گفتن دارد تا چه رسد به زبان بيچين و چروكشان. فقط مصاحبهگر محقق ميتواند حقيقت را دريابد و شور و اشتياق و توانايي و تفكر توانايي و ابداع و آفرينش و فكر آنان را كشف كند.
ممكن است مدتي تاريخ هشت ساله دفاع مقدس نوشته نشود و پس از مدتي بنا بر نياز و يا علتهاي ديگر شروع به نوشتن كنند كه ديگر خيلي از رزمندگان يا نيستند و يا فعاليتهاي خود را به فراموشي سپردهاند. آن وقت ديگر مصاحبهگر بايد دل سوختهتر از امروز دل بسوزاند و از تحريف جلوگيري كند.
در آن زمان، سختي چنان بود كــه گاهي موي بر تنشان راست ميشد و گـــاهي راستيشان انسانهاي خفته را بیدار ميكرد. اين راستي معادلات جهاني را بههم ريخته بود.
هر كس از خانهاي آمده بود، خانههاي پراكنده. همه در خط مرزي گرد آمده بودند، يكدل و باصفا و از پراكندگي خبري نبود. برخي ندانسته فكر ميكردند اگر بغداد را بگيرند پيروزند و اگر نگيرند بازي را باختهاند. اما ديديم كه گروهي اخيرا بغداد را گرفتند و بازي را هم باختند. رزمندگان در طول هشت سال بصره را نگرفتند، اما بينا شدند. بغداد را نگرفتند، اما باغ جنت به دست آوردند. فرق است بين دو ديدگاه الهي و زميني. برخي امروز زميني فكر ميكنند و رزمندگان آن روز با امامشان غرق در فكر الهي بودند.
چرا ديروز بسيجي جوان سه گوش لباس سينه خود را ميبست و جز تسبيح ذكر خود چيز به دست نميگرفت و امروز نوجوان نورسيده به ميدان، دكمههاي پیراهنش باز و تا ناف او پيدست و زنجير طلاي كلفتی به گردن آويخته و هر زني را به طلا بدبين ميكند. آن نشان چه بود؟ و اين نشان چه؟ درك و تعبير ما كجا بود و كجا ميرويم؟
شمايل جوان آن روز و هيئت جوان امروز را مصاحبهگر ميتواند دريابد و ژرفترين كلام تاثيرگذار را در جامعه بيافريند و لايه لايه زندگي رزمندگان را در نظر قرار دهد. او از ابزارآلات مورد استفاده غفلت نميكند. چون زندگي در جبهه مانند زندگي در شهر و روستاست و هر آنچه در شهر و روستا لازمه زندگي است، در جبهه نيز نياز بوده است. اين خلاءهايي را كه ميگوييم از آن غفلت شده و ميشود همين جاست. اينكه مردم به داد رزمندگان رسيدند. اينكه مردم بودند كه دولت را ياري كردند. مثلا ساختوساز حمام در جبههها، ساختوساز دستشوييها، در كدام مصاحبهاي به آن اشاره ميشود؟ ولي اولين نيازهاي رزمندگان بوده است و اولين مواردي بوده كه در پاسگاهها و بنهها به آن اهميت ميدادند. ُمصاحبهگران تا اينجاي قضيه رزمندگان را مورد سوال قرار نميدهند. چون مصاحبهگر فقط به فكر اهداف حركتي و پژوهشي و نتيجه قضيه است، نه به فكر نحوه زندگيها و طهارتها و تقوي و همه اين مواضع در اجتماع و اقتصاد اثر دارد و نتيجهاش در ريز ريز زندگي نهفته است.
فرماندهان با چه اصولي حركت ميكردند؟ با كار فرهنگي و كميتههاي فرهنگي در جبههها چه كار ميكردهاند؟ حلال و حرام را چگونه الگو قرار داده بودند و كار براي خدا را چگونه به نمايش ميگذاشتند؟ يك سوال است. فيلم پخش ميكرده، چگونه فيلمهايي؟ براي چه كساني؟ تابلو راهنمايي ساخته براي چه هدفي؟ تابلوهاي راهنما چگونه در جبههها سبز ميشدند؟ كميته فرهنگي با دشمن بازي ميكرده و بلندگو ميگذاشته و اذان پخش ميكرده؛ گاهي صداي بلدوزر را پشت بلندگو ميگذاشتند. اين گزارشات به چه درد آيندگان ميخورد؟ كدام نويسنده و هنرمندي است که ضمن معرفي اين گونه كارها جذابيت نگارش را هم داشته باشد و حوصله خواننده را نيز در نظر بگيرد و اطلاعات كامل را به خواننده بدهد تا درست در باره جنگ قضاوت كند؟ آيا در جبههها تئاتر هم بوده، هنر مجسمهسازي هم بوده؟ گلدانهاي پلاستيكي بسيجيان كه ساخته و پرداخته بودند و زيبايي سنگرها را به دنبال داشت چه ربطي به جبهه و زندگي آنها داشته است؟ در سنگرهاي جبهه تزيينات با چه روشي انجام ميشد؟
در آنجاورزش چگونه بود؟ ورزش زورخانهاي هم بود؟ ورزش فوتبال، بسكتبال، پينگ پونگ هم بوده است؟ آيا همين ورزشها در روحيه رزمندگان اثر داشته و يا در شناسايي دشمن اثر ميگذاشته است؟ هر چيزي اثر دارد. سيگار كشيدنها، آبدادنها، نزاكت و بينزاكتيها، همه و همه در هر دو جبهه، جبهه دوست و دشمن بيتاثير نبوده و مصاحبهگر بايد همه اينها را بررسي كند. تمام فرهنگ روستايي و شهري اعم از فرهنگ و خورده فرهنگها بررسي ميگردد. هيچ ميدانيد بيشترين فرماندهان از روستاها بودند نه از شهرها؟ بيشترين شجاعان و تصميمگيرندگان و مديران جنگ روستايي بودند نه از مركز! يا هيچ ميدانيد روستاييان تازه به شهر وارد شده موفقتر از روستايياني بودند كه به شهر نيامده بودند؟
به همين روي لايههاي مختلف وجود دارد كه همه آنها را بايد پرسش كرد.
جمعبندي
همانطور كه ملاحظه فرموديد ديدگاههاي مجموعههاي مختلف باهم تفاوت دارد. مجموعه بسيج با سپاه متفاوت است. گرچه هر دو مردمي هستند. ديدگاه جهاد با بسيج و سپاه نيز متفاوت است. گرچه رويكرد مردمي آنها به اثبات رسيده، اما در نظامي بودن و سازمان نهادي بودن باهم متفاوتند. از رهبري حضرت امام خميني(ره) آموختيم كه هرشئياي جايگاه خاصي دارد. جايگاه مصاحبهگروهي جهادگران بر جايگاه فردي بيشتر غلبه دارد. ارزشمداري و پويايي و مردمگرايي و انعطافپذيري و خودباوري انگيزه نوآوري را به همراه دارد. وقتي با دين محوري و ولايتمداري عجين ميشود، ساختار گروهياش با ساختار گروههاي ديگر بسيار متفاوت خواهد بود. مصاحبه با چنين نهادی شيوه گروهي را بيشتر پسنديده و نتايج مفيدي خواهد داشت.
در اين مقاله از اهميت تاريخ براي آيندگان و مصاحبه به ويژه در تاريخ شفاهي مباحثي انجام گرفت و شيوههاي مصاحبه بررسي شد و مصاحبهگري توضيح داده شد و ماهيت تاريخي تعريف گرديد. نقاط پنهان مشخص گرديد و تنگناهاي مصاحبه و فضاي دوران جنگ روشن و پيشنهاداتي مبني بر آموزش، كارگروهي و دقتنظر در ابعاد ظريف جنگ به مصاحبهگران توصيه شد.
13/11/1386
منابع:
ـ غررالحكم.
ـ قران كريم.
ـ ترجمه نهجالبلاغه دشتي.
ـ جزوه روايتگري منتشره توسط گروه سيره تفحص شهدا.
ـ تجربه در فعاليتهاي فرهنگي.
ـ مشاوره با پژوهشگران.