چکیده
اين مقاله در دو بخش مقدمه و بايدها و نبايدها تنظيم شده است. نويسنده در مقدمه آورده است كه: فارغ از اين كه تاريخ شفاهي يك متولد كهن يا امري جديد است، در اين مقاله سعي شده است تا صرفاً به برخي از شيوههاي مصاحبه در تاريخ شفاهي پرداخته شود و آنچه تحت عنوان بايدها و نبايدها در تاريخ شفاهي ميگنجد، حاصل چندين سال تجربه نگارنده در مصاحبه با افراد و شخصيتهاي گوناگون و در قالب چند صد ساعت مصاحبه در مركز اسناد انقلاب اسلامي و دهها ساعت مصاحبه در قالب پروژه براي وزارت علوم و دانشگاه آزاد اسلامي است. بيشتر مطالبي كه در اين مقاله درج شده تجارب و دستاوردهاي شخصي است كه از راه آزمون و خطا به دست آمده و به همين منظور سعي شده است تا برخي نكات را كه براي انجام يك مصاحبه خوب لازم است، يادآور شود.
مقدمه
وقايع، رويدادها، افسانهها و حكايات در گذشتههاي دور، پيش از آنكه مكتوب و مدون شوند در اذهان مردم نسل به نسل حفظ ميگرديد. منتها بسياري از اين رويدادها، پس از مدتي دچار تحريف و يا به كلي در اذهان محو ميشد و چه بسا وقايع مهم تاريخ جهان كه ميتوانست روشنگر بسياري از حقايق باشد، الان ديگر هيچ مفهومي از آن در اذهان بشر باقي نمانده است.
تاريخ شفاهي يكي از شيوههاي پژوهش در تاريخ است كه به شرح و شناسايي وقايع، رويدادها و حوادث تاريخي براساس ديدگاهها، شنيدههاي شاهدان و ناظران و مهمتر از همه براساس عملكرد و اقدمات فعالان يك ماجرا از طريق ضبط و ثبت و با وسايل و تجهيزات صوتي و تصويري ميپردازد.1
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، ايران با انباشت رخدادهاي تاريخي فراوان و در عين حال سرنوشتساز رو به رو شد و توجه به همه گونه منابع براي محققان و مورخان در جهت بالا بردن فهم و شناخت اين رخدادها اعتبار يافت و در اين ميان تاريخ شفاهي جايگاه روشني پيدا كرد. يكي از مراكزي كه با جديت به اين مهم دست زد مركز اسناد انقلاب اسلامي است.2
فارغ از اينكه تاريخ شفاهي يك مقوله كهن يا امري جديد است3 در اين مقاله سعي شده است تا صرفاً به برخي شيوههاي مصاحبه در تاريخ شفاهي پرداخته شود و آنچه تحت عنوان «بايدها و نبايدها در تاريخ شفاهي» ميگنجد حاصل چندين سال تجربه نگارنده در مصاحبه با افراد و شخصيتهاي گوناگون و در قالب چند صد ساعت مصاحبه در مركز اسناد انقلاب اسلامي و دهها ساعت مصاحبه در قالب پروژه براي وزارت علوم و دانشگاه آزاد اسلامي است. بيشتر مطالبي كه در اين مقاله درج شده تجارب و دستاوردهاي شخصي است كه از راه آزمون و خطا به دست آمده و به همين منظور سعي شده است تا برخي نكات را كه براي انجام يك مصاحبه خوب لازم است، يادآور شود. البته همه آنچه كه راجع به يك مصاحبه ميشود مطرح كرد به مراتب بيش از آن است كه در اينجا ذكر شده و شايد هر «بايد و نبايد» و مقولهاي كه در اينجا درج شده، خود به تنهايي موضوع يك مقاله باشد.
بايدها و نبايدها
«بايدها و نبايدها» در قالب 30 نكته مهم درباره مصاحبه و در قالب 30 شماره به قرار زير ذكر شده است:
1. مصاحبهگر بايد بداند مهمترين ركن تاريخ شفاهي مصاحبه است و در فرايند تاريخ شفاهي دو عامل مصاحبه كننده و مصاحبهشونده ارتباط تنگاتنگ با هم دارند. ولي در مرحله انجام مصاحبه نقش مصاحبهگر به مراتب بيش از مصاحبهشونده است. دليل آن اين است كه مصاحبهشونده مطابق ميل مصاحبهگر عمل خواهد كرد. يعني مطالبي را بازگو مينمايد كه مصاحبهگر از او ميخواهد و اگر چنانچه مصاحبه كننده نتواند شيوهها و روشهاي درست مصاحبه را اجرا نمايد از كارايي و ارزش مصاحبه كاسته خواهد شد. به عبارت ديگر مصاحبه موفق به شرايط مصاحبه كننده بستگي دارد و به اينكه او تا چه اندازه در كار خودش مهارت، خلاقيت و آگاهي و ظرافت داشته باشد.
2. مصاحبهگر راجع به موضوع مصاحبه بايد آگاهي لازم را داشته باشد. زيرا اطلاع و آگاهي در مصاحبه باعث ايجاد مهارت در پرسش و تسلط بر روند مصاحبه ميگردد و هر چه مصاحبه كننده راجع به موضوع با اطلاعتر باشد، حرفهايتر جلوه مينمايد و احتمالاً در مقابل سؤالاتش جواب بهتر و كاملتري از راوي خواهد گرفت.
3. علاقه و خلاقيت يكي از مهمترين شرايطي است كه يك مصاحبهگر بايد داشته باشد. صرف آگاهي و اطلاع درباره يك موضوع دليل كافي براي انجام مصاحبه نيست. افراد زيادي هستند كه از سطح علمي بسيار بالايي برخوردارند و يا كتابهاي زيادي تأليف نمودهاند. ولي از عهده انجام يك مصاحبه خوب بر نميآيند و نسبت به مصاحبه بيعلاقهاند و ترجيح ميدهند مطالب آماده شده را مطالعه نمايند. به اين ترتيب اگر علم و آگاهي راجع به يك موضوع شرط لازم براي مصاحبه باشد، علاقه، ابتكار و مهارت جزء شروط كافي است و مصاحبهگر بدون داشتن شروط كافي از عهده انجام يك مصاحبه خوب بر نميآيد.
4. مصاحبهگر قبل از شروع مصاحبه بايد از طريق مختلف به شناسايي راويان خود بپردازد. زيرا شناسايي و مطالعه باعث طرح پرسشهاي مفيد و هوشمندانه ميگردد. شناسايي افراد برحسب زمان و مكان، سن، در دسترس بودن و اهميت موضوع مصاحبه است. به طور طبيعي مصاحبهگر در روند مصاحبه ابتدا بايد سراغ اشخاص مسنتر و پيشكسوت موضوع مصاحبه خود برود. ولي بعضي اوقات افرادي هستند كه دسترسي به آنها آسانتر و آمادگي آنها براي مصاحبه بيشتر و راجع به موضوع نيز اطلاعات خوبي دارند. در اينجا نبايد فرصت را به دليل مسن نبودن آنها از دست داد. چه بسا اگر مصاحبه انجام نشود بعداً ممكن است دسترسی به همين افراد نيز به دلايل مختلف مقدور نباشد.
5. مصاحبهگر بايد وقت شناس باشد، به موقع و سر وقت حاضر شدن در محل مصاحبه، نشانه اهميت به راوي و موضوع صحبت اوست. اگر تأخير در جريان مصاحبه ايجاد شود بعضاً باعث ناراحتي مصاحبه شوندگان ميشود.4
6. يك اصل مهم در مصاحبه اين است كه با يك روش خاص و واحد نميشود با همه راويها يكسان مصاحبه كرد. به اين خاطر كه مصاحبه شوندگان به واسطة خصلتهاي متفاوت انساني و به جهت مشاغل و مناصب گوناگون، شخصيتهاي متفاوتي دارند و از همين رو مصاحبه كننده بايد با هر كدام از راويان مطابق شخصيت، شغل، صنف و تحصيلات او رفتار نمايد و با توجه به اينكه وي در چه گروهي قرار دارد بايد آداب مخصوص به همان فرد را داشته باشد. به عبارت ديگر در تاريخ شفاهي و در مصاحبه از يك الگوي واحد نميشود پيروي كرد و در اينجا نقش مصاحبه كننده بارز ميشود. او بايد با هر كدام از راويان اخلاق مخصوص به او داشته باشد و سؤالات و مباحث مربوط به هر راوي نيز با در نظر گرفتن اين تفاوتها، فرق خواهد كرد.5
7. بهترين راه براي نزديك شدن به يك الگوي مناسب و يك روش واحد در مصاحبه، طبقهبندي راويان براساس شغل، صنف و موضوع مورد مصاحبه است و تنها از اين طريق است كه ميشود تا اندازهاي از يك الگوي واحد پيروي كرد. براي نمونه مصاحبهگر بايد مصاحبهشوندگان را ردهبندي كند و مثلاً بعد از تقسيمبندي راويان به نظاميان، روحانيون، رجال دهه سي، فعالان سياسي، مردم عادي و ... سؤالات مربوط به هر گروه را طرح نمايد. البته بايد در نظر داشت حتي سؤالات مربوط به هر راوي كه در يك گروه واحد قرار دارد، نيز عيناً نميتواند يكسان باشد.
8. مصاحبه كننده وظيفه دارد قبل از انجام مصاحبه، هدف از انجام مصاحبه و اقداماتي را كه بعد از مصاحبه انجام ميشود به طور دقيق و كامل براي راوي تشريح نمايد. اينكه مصاحبه منتشر ميشود يا نميشود، آرشيو خواهد شد یا نه و نظاير آن را حتماً بايد به راوي اعلام دارد. چون راوي ممكن است با توجه به اهداف مصاحبهگر مطالب خود را بازگو نمايد.6
9.مصاحبهگر حق ندارد مصاحبه انجام شده را در مواردي غير از آنچه كه در ابتداي انجام مصاحبه براي راوي عنوان نموده استفاده نمايد و يا بدون اجازه او به مراكز و اشخاص ديگر انتقال دهد. اين امر باعث سلب اطمينان راوي ميگردد و به تاريخ شفاهي لطمه وارد ميكند و به لحاظ اخلاقي نيز صحيح نيست. بنابر اين استفاده از مصاحبه راوي در مواردي غير از آنچه به راوي گفته شده، حتماً منوط به اجازه از راوي است.
10. مصاحبه كننده قبل از انجام مصاحبه بايد از تجهيزات و وسايل ثبت و ضبط خود آگاهي كامل داشته باشد. زيرا اگر در ضبط مصاحبه نقصي ايجاد شود باعث ناراحتي راوي، هدر رفتن وقت و از دست رفتن مطالب گفته شده ميگردد و معلوم نيست كه بعداً دوباره آن فرصت ايجاد شود.
11. هر چند معمول آن است كه در تاريخ شفاهي وسيله ضبط و ثبت مصاحبه، ضبط صوت باشد. ولي اگر امكانات و هزينه ضبط تصويري براي مصاحبه كننده يا مؤسسهاي كه به اين كار مشغولند كافي باشد، ضبط تصويري بر صوتي ارجحيت دارد. تجربه نشان داده غالب راويان وقتي مصاحبه تصويري باشد، در بازگويي خاطرات دقت بيشتري ميكنند و از انجام آن لذت ميببرند و آن را حمل بر اهميت خود ميکنند.7
12. بسيار اتفاق ميافتد كه راويان پس از انجام مصاحبه از مصاحبهگر بخواهند كه كپي مطالب ضبط شده را براي او بياورد. مصاحبهگر وظيفه دارد اين كار را انجام دهد و اگر قبل از شروع جلسه بعدي، كپي نوار جلسه قبل را به او بدهد، باعث خاطرجمعي و اعتماد راوي شده و او در جلسات بعدي با اطمينان بيشتري صحبت ميكند.
13. مصاحبهگر بايد اطمينان و اعتماد راوي را جلب نمايد و تنها در اين صورت است كه ميتواند وارد مباحث ريز و جزیيات حوادث گردد. زيرا مصاحبهشونده مطالبش را براي فردي بازگو ميكند كه به او اطمينان دارد و اگر بين راوي و پرسشگر اعتماد حاصل نگردد، مصاحبهشونده از بازگويي مطالب خود امتناع خواهد کرد و يا حداقل همه مطالب و مباحث را عنوان نخواهد كرد.
14. مصاحبهگر حتيالمقدور بايد زمان تعيين مصاحبه و مدت آن را بر عهده راوي بگذارد و براي اينكه مصاحبه از شرايط مطلوبتري برخوردار گردد نبايد از راوي بخواهد تا مطالب و مباحثش را در يك چارچوب زماني معين بگويد8 و يا برعكس طول مصاحبه نبايد به اندازهاي باشد كه مصاحبهشونده احساس خستگي نمايد.
15. يكي از نكاتي كه مصاحبهگر بايد به آن توجه نمايد مكان مصاحبه است. محل انجام مصاحبه بايد از هر لحاظ براي گفتوگو مناسب باشد. به طوري كه مصاحبهشونده در آنجااحساس سكوت و امنيت نموده و آماده براي مصاحبه باشد. فراهم كردن محيط مناسب يكي از ملزومات مصاحبه خوب است و به سادگي نبايد از كنار آن گذشت. مصاحبهگر نميتواند براي انجام مصاحبه همواره يك مكان را براي همه مصاحبه شوندگان در نظر داشته باشد. زيرا گاهي اتفاق ميافتد كه خود راوي محل انجام مصاحبه را تعيين مينمايد. به عنوان مثال خيليها دوست دارند كه مصاحبه در منزلشان صورت پذيرد. چون در آنجاراحتترند يا اينكه برخي راويان به دليل اشتغالات فراون ترجيح ميدهند مكان مصاحبه محل كارشان باشد. مصاحبهگر بايد به اين نكته مهم توجه داشته باشد كه مكان خوب براي انجام مصاحبه جايي است كه راوي احساس راحتي و آرامش نمايد.9
16. اگر محل انجام مصاحبه، مؤسسه يا استوديويي است كه مصاحبهگر در آن مشغول به كار است، باشد، مصاحبه كننده بايد اسباب پذيرايي از راوي را فراهم نمايد. تجربه نشان داده پذيرايي و استقبال و احترام به راوي و برخورد متواضع با وي در ايجاد صميميت و احساس راحتي مصاحبهشونده در بيان خاطرات نقش مؤثري ايفا ميكند.10
17. مصاحبهگر لازم است در آغاز مصاحبه يا در اولين جلسه يك بيوگرافي اجمالي از راوي بخواهد، اين كار چندين حسن دارد:
الف: باعث ارزش گذاشتن و اهميت دادن به راوي و در نتيجه كسب اعتماد و اطمينان ميگردد.11
ب: باعث شناخت بيشتر مصاحبهگر از راوي ميگردد و طرح سوالات جديد را آسان مينمايد.
ج: بيان بيوگرافي براي شناساندن و معرفي راوي به مخاطبين كه از گفتهها و شنيدههاي او جهت سنديت مطلبي استفاده ميكنند، اهميت و ضرورت دارد. به عبارتي وقتي ما مطلب يا موضوعي را به نقل از فردي مطرح ميكنيم ضرورت دارد كه آن فرد را براي مخاطبين و خوانندگان معرفي نماييم و اين بر غناي كار خواهد افزود.
18. مصاحبهگر نبايد به محض ديدار با راوي مصاحبه را شروع نمايد. بلكه هميشه بايد در هر جلسه دقايقي قبل از انجام مصاحبه و زماني را بعد از پايان مصاحبه به او اختصاص دهد. قبل از شروع مصاحبه ميشود ضمن احوالپرسي و صحبت راجع به موضوع مورد علاقه راوي، مروري به مطالب جلسه قبل داشت و سؤالات مطرح در آن جلسه طرح شود و در پايان هر جلسه نيز سؤالات و سرفصلهاي جلسه بعدي را نيز طرح نمود.12
19. اگر مصاحبهكننده از آگاهي و اطلاعاتش به خوبي استفاده نكند ممكن است مصاحبه دچار نقصان شود به اين معني كه مصاحبهگر به دليل اطلاع شخصي از يك موضوع ممكن است مانع صحبت راوي در آن زمينه گردد. مصاحبه كننده تاريخ شفاهي بايد به خاطر داشته باشد كه هدفش گردآوري و جمعآوري اطلاعات به عنوان منبع و سند تاريخي است نه شخصي و اين حق را ندارد كه چون خود درباره موضوعي اطلاع دارد راجع به آن موضوع طرح پرسش ننمايد و ديگران را از داشتن اطلاعات راجع به آن محروم سازد. ضمن اينكه راوي ممكن است در طرح مسئلهاي كه مصاحبهگر فكر ميكند درباره آن اطلاعات كافي دارد، مطالب جديد و تازهاي را عنوان نمايد كه تا آن زمان جايي بازگو نشده باشد.13
20. مصاحبهگر در جريان مصاحبه نبايد به گونهاي عمل كند يا وانمود نمايد كه راوي گمان كند، پرسش كننده راجع به موضوع مورد سؤال بيش از او آگاهي دارد. اين امر به شدت از غناي مصاحبه ميكاهد. چون باعث ميشود مصاحبه كننده فكر كند مطالبي كه براي گفتن دارد، اهميت چنداني ندارد و چه بسا خيلي از خاطرات و ديدهها و شنيدههاي خود را بازگو نكرده و حذف نمايد.
21. هدف از مصاحبه در تاريخ شفاهي ضبط و ثبت و جمعآوري منابع تاريخي است مصاحبهگر در طرح پرسشها بايد ماهرانه و با اطلاع عمل نمايد تا اين امر تحقق يابد. سؤالات به هيچ وجه نبايد جنبه مچگيري و بازجويي داشته باشد. اين مسئله باعث ناراحتي راوي و از دست دادن اطمينان وي به مصاحبه كننده ميشود. در اين گونه مواقع راوي ترجيح ميدهد راجع به موضوع سؤال جوابي ندهد تا به دردسر نيفتد.14
22. مصاحبه كننده در هر جلسه بايد مطالب عنوان شده در جلسه يا جلسات قبلي را مطالعه نموده و نسبت به موضوعات آن آگاهي كامل داشته باشد. اين مسئله باعث ميشود كه از تكرار مطالب توسط راوي جلوگيري گردد. ضمن اينكه بسياري از راويان قبل از شروع مصاحبه در هر جلسه از موضوع صحبت در جلسات گذشته و اينكه مطلب را تا كجا گفتهاند از مصاحبه كننده سؤال ميكنند. اگر مصاحبهگر به پرسش او پاسخ مناسب ندهد غالباً ناراحت ميشود و آن را حمل بر كم توجهي نموده و نسبت به ادامه مصاحبه دلسرد ميشود و بر عكس اگر راوي يقين حاصل نمايد كه مصاحبه كننده به حرفهاي او توجه و اهميت داده، براي ادامه گفتوگو مشتاقتر ميشود.
23. هر چه تعداد ديدارها و جلسات مصاحبه بيشتر شود، صميميت، دوستي و شناخت و اطمينان بين مصاحبه كننده و مصاحبهشونده نيز بيشتر ميگردد. بنابراين در مصاحبه به يك جلسه نبايد قناعت شود. زيرا اگر تعداد جلسات زيادتر و ميزان صميميت و شناخت بيشتر شود سؤالات مشكل و حساس را راحتتر ميتوان طرح كرد و جواب مصاحبهشونده نيز كاملتر و بهتر خواهد بود.15
24. مصاحبه كننده ممكن است به دليل اينكه راجع به يك موضوع از افراد زيادي مصاحبه كرده، مطالب تكراري بشنود. در اين گونه مواقع وي نبايد به دليل تكرار مطالب احساس خستگي و بيحوصلي نمايد. اگر اين احساس وي به راوي منتقل شود بر او تأثير منفي ميگذارد. شنونده خوب بودن يكي از وظايف اصلي مصاحبهگر است كه هيچگاه نبايد آن را فراموش كند. ضمن اينكه راوي گمان ميكند مطالبش براي اولين بار بازگو ميشود و اگر بفهمد راجع به موضوع صحبتش ديگران سخن گفتهاند، ممكن است به بهانة اينكه راجع به ساير مطالبش نيز صحبت شده برخي موارد را حذف نمايد يا اشتياق صحبت از وي گرفته شود.
25. مصاحبهگر نبايد پرسشهايي را مطرح نمايد كه پاسخ آن با جوابهاي كوتاه «بله» و «خير» داده شود كلماتي مثل «تشريح كنيد»، «توضيح دهيد»، «دليلش چه بوده است» و نظاير آن در انتهاي هر پرسش ميتواند راهحل مناسبي براي جلوگيري راوي از پاسخ كوتاه به سؤال باشد.16
26. يك مصاحبه خوب وقتي انجام ميگردد كه مصاحبه كننده بعد از دارا بودن تمام شرايط مصاحبه، تجربه اين كار را هم داشته باشد. يعني قبلاً تعدادي مصاحبه انجام داده باشد تا ترس انجام مصاحبه در وي فرو ريخته باشد. به همين دليل مصاحبهگر نبايد در اولين جلسه سراغ افراد صاحب نام برود.
27. در تاريخ شفاهي بحث زمان وقوع حادثه با زمان بازگويي و شرح آن حادثه توسط راوي اهميت بسيار دارد. زيرا مواقع زيادي اتفاق ميافتد كه افراد در جريان يك حادثه به نفع گروه خاص و يا به نفع يك جريان وارد شده يا فعاليت نمودهاند. ولي بعداً آن گروه يا جريان خاص به مسير نادرستي رفته يا به دلايل مختلف مطرود و منفور جامعه قرار گرفته است. راوي ممكن است در زمان بازگويي و نقل خاطراتش درصدد توجيه آن بر آيد يا با اطلاع از وضعيت بعدي آن جريان يا گروه از طريق ذهنيتهاي بعدي خود به تشريح آن واقعه بپردازد. وظيفه محقق و مصاحبهگر تاريخ آن است به راوي يادآور شود كه هدف ضبط تاريخ شفاهي واقعيات زمان وقوع آن حادثه است و راوي نبايد متأثر از پيامدها و نتايج بعدي و تحت تأثير زمانه، وقايع را نقل و توجيه نمايد. زيرا اين چيزي جزء تحريف تاريخ نيست.17
28. مصاحبهگر لازم است در جريان مصاحبه از راوي بخواهد تا چنانچه اسناد و مدارك و عكسهايي راجع به موضوع صحبتش دارد، در اختيار او قرار دهد و با اجازه او يك نسخه كپي از آن مدارك بردارد. اين كار بر غناي كار مصاحبه ميافزايد. زيرا علاوه بر تكميل صحبتها و مستند شدن گفتههاي راوي، سبب جمعآوري اسناد و معرفي بهتر و كاملتر موضوع و مصاحبه شوندگان خواهد شد.
29. برخي راويان به دليل شرايط سياسي حاكم بر جامعه از گفتن برخي مطالب واهمه دارند و يا اينكه گمان ميكنند گفتن مطالبشان باعث ريختن آبروي فردي ميشود. بنابر اين از انجام مصاحبه خودداري ميكنند. وظيفه محقق و مصاحبهگر است كه ترس او را فرو ريزد. به عنوان مثال ميتواند به او قول دهد كه مطالب وي در جايي بازگو و منتشر نخواهد شد و حالت آرشيوي و محرمانه خواهد داشت و يا اينكه ميتواند از او بخواهد جريان آن واقعه مهم را بدون ذكر اسامي افراد شرح دهد. زيرا معرفي و توضيح يك واقعه بدون ذكر برخي اسامي بهتر از نگفتن آن رخداد و يا حذف آن است. چه بسا بعدها شرايط مناسب براي بازگويي آن واقعه از سوي راوي فراهم گردد. البته وظيفه مصاحبهگر است كه به قولهاي خود در زمينه محرمانه بودن و منتشرنشدن آن مطالب عمل نمايد و در صورت توانايي انجام اين كار به راوي قول دهد.
30. مصاحبه كننده بايد از اعمال نظر و طرفداري كردن در جريان مصاحبه بپرهيزد تا خاطرات راوي را تحتالشعاع قرار ندهد. زيرا گاهي مصاحبه شوندگان ممكن است چيزي را بگويند كه فكر ميكنند مصاحبه كننده دوست دارد بشنود. بنابر اين مصاحبهگر بايد تلاش كند تا از ابراز نظر شخصي يا هر گونه تأثيرگذاري بپرهيزد.18
پینوشتها:
1ـ براي اطلاع بيشتر از مفهوم تاريخ شفاهي ر.ك: نيكلاس جس، چگونه تاريخ را اجرا كنيم، ترجمه مجيد يوسفي؛www.azari.blogfa.com؛ ترور لوميس، تاريخ شفاهي، ترجمه كامران عاروان، فصلنامه تخصصي نامه تاريخ پژوهان؛ نورايي، مرتضي، درآمدي بر پارهاي مشكلات نظري و كاركردي تاريخ شفاهي، فصلنامه گنجينه اسناد، شماره 64، 1385، صص 147- 163.
2- در مركز اسناد انقلاب اسلامي راجع به تاريخ معاصر و انقلاب بالغ بر 10 هزار ساعت مصاحبه ضبط و ثبت شده است.
3- بين مورخين و محقيقين درباره زمان شكل گيري تاريخ شفاهي توافق و اتفاق وجود ندارد. برخي سابقه آن را به اندازه عمر بشر ميدانند و بعضي ديگر به وجود آمدن تاريخ شفاهي را از زمان پيدايش ضبط صوت ميدانند. به نظر دسته اخير سابقه شكل گيري تاريخ شفاهي حتي به يك قرن پيش نميرسد و هر كدام از اين دو گروه براي ادعاي خود دلايلي دارند. براي اطلاع بيشتر ر.ك: تاريخ شفاهي نيازمند بررسي همه جانبه است. Mehrnews com- iran ترور لويس؛ تاريخ شفاهي، پيشين.
4- البته اگر تأخير از جانب راوي باشد مصاحبهگر نبايد ناراحت شود و يا به وي تذكر دهد. زيرا نكته اساسي در تعيين زمان مصاحبه اين است كه زمان مصاحبه به عهده راوي باشد.
5- به عنوان مثال در موضوع تاريخ شفاهي انقلاب، سؤالاتي كه از يك روحاني ميشود با پرسشهايي كه از يك افسر ارتش مطرح ميگردد فرق ميكند. ضمن اينكه طرز برخورد و آداب مصاحبت با يك ارتشي، با يك روحاني نيز يكسان نخواهد بود و همين طور چگونگي مصاحبه و طرح پرسش با يك تحصيل كرده و افراد كم سواد هم متفاوت است.
6- به عنوان مثال يك راوي بين مطالبي كه قرار است در روزنامه منتشر شود و بين مطالبي كه قرار است بعدها منتشر شود فرق ميگذارد. در همين رابطه بسياري از راويان در جريان مصاحبه در مركز اسناد انقلاب از مصاحبهگر خواستهاند مطالبي را كه مطرح مينمايند محرمانه است و لازم است آرشيو شوند. بديهي است مطالبي كه او در مركز اسناد بازگو مينمايد با مطالبي كه قرار است در روزنامه چاپ شود متفاوت خواهد بود.
7- نكته مهم در مصاحبه تصويري اين است كه طرز بيان راوي، حالات و احساسات او، حركات دست و زبان و چهره او و نحوه بيانش براي بينندگان جذابيتي را ايجاد ميكند كه در متنهاي پياده شدة همان مصاحبه به هيچ وجه وجود ندارد.
8- مثلاً نبايد به راوي بگويد فقط 5 دقيقه فرصت دارد تا راجع به اين سؤال پاسخ دهد. با اين كار هر چند ممكن است در زمان و هزينه صرفهجويي شود. ولي باعث دستپاچگي و آشفتگي راوي ميگردد و چه بسا ناچار گردد به خاطر تعيين زمان و فرصت محدود، برخي مطالب را حذف نمايد.
9- البته اين به آن معنا نيست كه مصاحبهگر در تعيين محل مصاحبه راوي را راهنمايي نكند، يا اينكه جايي را كه مصاحبهشونده انتخاب ميكند حتماً مناسب مصاحبه باشد. در اين رابطه يك بار به پيشنهاد يكي از مصاحبه شوندگان و با تأكيد او، مكان مصاحبه محل كار او انتخاب شد. اما محل كارش اصلاً محيط مناسبي براي انجام مصاحبه نبود. اتاقها با پارتيشنهاي سر باز از هم جدا شده بود و امكان اينكه همكاران وي صحبتهاي او را بشوند به راحتي ميسر بود. به طوري كه خود راوي نيز معذب بود. بعد از پايان جلسه از راوي خواسته شد كه محل انجام مصاحبه استوديوي مركز اسناد باشد كه اين دفعه با كمال ميل پذيرفت و مصاحبات بعدي در استوديو برگزار شد.
10- بحث پذيرايي يكي از مهمترين راههاي ارتباط و ايجاد صميميت با راوي است كه متأسفانه در محافل علمي كمتر به آن توجه ميشود.
11- راوي در بيان بيوگرافي خود با طرح مباحث خصوصي با مصاحبهگر ايجاد صميميت خواهد كرد.
12- در همين رابطه بسياري از راويان به محض شروع شدن مصاحبه و ضبط برنامه حالت رسمي به خود ميگيرند اما قبل و بعد از مصاحبه از حالت رسمي خارج ميشوند و اين زمانها، موقع مناسبي براي گفتوگوي دوستانه و جلب اعتماد مصاحبه شوندگان است.
13- البته اگر مصاحبه براي تحقيق شخصي باشد اين ايراد چندان وارد نيست.
14- در همين رابطه مصاحبهگر بايد اين مطلب را به ياد داشته باشد كه راوي به خواهش او يا مؤسسهاي كه او در آن مشغول است براي بازگويي خاطراتش آمده است. بنابر اين نبايد با حالت طلبكارانه از او سؤال نمايد. حتي اگر فكر كند كه راوي در مورد موضوعي طفره ميرود و يا اينكه اشتباه كرده و احياناً دروغ ميگويد، نبايد از دايره ادب خارج شود و مچگيري نمايد. در اين گونه موارد او بايد با مهارت و خلاقيت و در نهايت ادب و با طرح مباحث خاص، راوي را متوجه اشتباهش نمايد و او را آگاه سازد. اين كار باعث جلب اطمينان راوي و دقت وي در مباحث بعدي ميگردد.
15- البته تعداد مصاحبهها ضرورتاً و حتماً نبايد زياد باشد. زيرا افزايش تعداد جلسات بستگي به حجم اطلاعات راوي دارد. بسيار اتفاق ميافتد كه راوي بيش از يك جلسه راجع به موضوع مطلبي ندارد. در اينجا ديگر نيازي نيست كه مصاحبه كننده تعداد جلسات را افزايش دهد. تشخيص اين امر بر عهده مصاحبهگر است.
16- براي اطلاع بيشتر از انواع سؤال و چگونگي پرسش ر.ك: سوزان دان و علي ايثاري كسمايي، شيوههاي مصاحبه در مطبوعات، تهران، مؤسسه ايران، 1376، صص 79 تا 92.
17- يكي از معضلات و مشكلات تاريخ شفاهي دقيقاً همين مسئله است كه افراد متأثر از وقايع بعدي به نقل خاطرات قبل ميپردازند و يا به خاطر ترس از سابقه بد ترجيح ميدهند مصاحبه انجام ندهند. راجع به تاريخ انقلاب كساني كه عضو مجاهدين خلق يا حزب توده بودند، غالباً از اين دستهاند.
18- براي اطلاع از عدم تأثيرگذاري مصاحبهگر بر راوي ر.ك: جان هاندر و ديگران، شيوهنامه تاريخ شفاهي، ترجمه شفيقه نيك نفس، گنجينه اسناد، فصلنامه تحقيقات تاريخي و مطالعات آرشيوي، شماره 64، زمستان 1385، صص 172 ـ 186.