¡ Religions Today: An Introduction
¡ Author Mary Oat fisher
¡ Publisher: Routledge (2007)
¡ Language: English; Paperback: 320 Pages
توصيف مكتوب احوال و اعمال انسان را به هر روش و مبتني بر هر مكتب و رعايت هر شيوهی تنظيم و تدوين، ميتوان تاريخنگاري خواند كه در معناي خاص بر ثبت وقايع و احوال هر قوم يا جامعهی جهاني اطلاق ميگردد. عامل متغير در فن تاريخنگاري، انگيزهها و اهداف و فوايد يا علل غايي تاريخنگاري است كه بحث از آنها معناي دقيقترِ تاريخنگاري را روشن ميكند.[1]
تاريخنگاريِ ديني، ثبتِ مكتوبِ عقايد و تجربيات ديني بشر است. اين دورهی زماني، نوعاً با ابداع و اختراع كتابت، در حدود پنج هزار سال قبل (سههزار سال پيش از ميلاد مسيح) و در خاور نزديك آغاز ميگردد. اما مكتب مطالعهی تاريخي دين يا به بيان امروزي تاريخنگاري ديني[2]، مكتبي فكري است كه در قرن نوزدهم در آلمان شكل گرفت و براي نخستين بار مطالعهی تاريخ اديان را به عنوان يك پديدهی اجتماعي ـ فرهنگي بهصورت نظاممند درآورد. اين مكتب دين را در ارتباط تنگاتنگ با فرهنگ انسان دانسته و از چند خدايي بدوي تا يكتاپرستي اخلاقي را دربرميگيرد.
قرن نوزدهم، درواقع شاهد افزايش چشمگير دانشپژوهي در حوزهی اديان و فرهنگها بود و مكتب «تاريخ اديان» در پي آن بود كه اين تنوع ديني را با وضعيت اجتماعي و اقتصادي يك گروه خاص مرتبط سازد. اديان، نوعاً به دو گروه تقسيم شدند كه از جوامع ساده تا اجتماعات پيچيده در تغيير و نوسان بود: اديان مشركانه[3] و اديان توحيدي[4]، دينهاي موقتي[5] و دينهاي سازمانيافته[6]. به موازات رشد جوامع، كاركرد آيينهاي ديني نيز متنوعتر شد. كشاورزي از چنان اهميتي برخوردار گشت كه خدايان باروري و حاصلخيزي ـ معمولاً به صورت مؤنث، به دليل قدرت زايايي زن ـ پابه عرصهی وجود گذاشتند. با تبديل قلمروهاي كوچك به گروههاي بزرگتر (كه غالباً در اثر حملات و فتوحات صورت ميگرفت)، كيشهاي جديدي ظهور كرد. حماسهها مكتوب شد و خدايان گروه فاتح ـ مثل هندوئيسم ـ از پيروزي خويش بر قوم مغلوب گفتند. در جاي ديگر، سنتهاي ديني متفاوت بر يكديگر منطبق و با يكديگر هماهنگ شدند، مثل يكسانسازي خدايانِ روم با ايزدانِ يونان و پذيرش اسطورهها و شخصيتهاي آناتولي از سوي يونانيان.
سرانجام، رشد دولت ـ شهرها، دين را به متمدنانهترين سطح خود رساند: يكتاپرستي اخلاقي. غالباً در كلاسهاي درس تاريخ اديان گفته ميشود كه اين فرايند در مصر و با اِخناتون آغاز شد تا به اديان زرتشتي، يهوديت، مسيحيت، اسلام، برخي اَشكال هندوئيسم و بوديسم رسيد و عدهاي معتقدند وقوع اين پديده، نتيجهی منطقيِ يك جامعهی سلسله مراتبي بوده است.
مطالعهی اديان يا آموزش اديان كه اساساً با تاريخنگاري ديني آغاز ميشود، حوزهاي آكادميك و چندرشتهاي است كه عقايد، رفتارها و نهادهاي ديني را مطالعه كرده و با تأكيد بر چشماندازهاي ميانفرهنگي، نظاممند و تاريخ ـ بنياد به تفسير، مقايسه و توضيح اديانِ گوناگون ميپردازد. درحالي كه كلام ميكوشد از منظر فهم و اثبات يك نيروي الهي يا ماوراي طبيعي (مثل خدايان) به مقولهی دين ورود كند، تاريخنگاري ديني مطالعهی باورها و رفتارهاي ديني انسان، خارج از هرگونه نقطهنظر ويژهی ديني، را مدنظر قرار ميدهد. بدينترتيب، تقريباً تمامي شاخههاي علوم ـ خصوصاً علوم انساني ـ را دربرميگيرد و با انسانشناسي، جامعهشناسي، روانشناسي، فلسفه، ادبيات و... در پيوند است.
تاريخِ تاريخنگاري ديني به قرن نوزدهم بازميگردد، هنگامي كه تحليلهاي تاريخي و دانشگاهيِ درخصوص كتاب مقدس نشو و نما پيدا كرد و متون هندويي و بودايي آرام آرام به زبانهاي اروپايي ترجمه شدند. ماكسمولر[7] با «درآمدي بر علم دين» (1873) در انگلستان و كورنليوس پي.تيله[8] در هلند پيشتازان اين عرصه بودند. پس از آن ميرچا الياده، با تكيه بر كرسي تاريخ دين دانشگاه شيكاكو (از دههی 1950 تا اواخر دههی 1980) به اين علم رسميت بخشيد و نينيان اسمارت در «رهيافتهايي بر مطالعه دين» نوشت كه در جهان انگليسي زبان، حوزهی پژوهيِ مطالعات ديني در دههی 1960 آغاز شد. اگرچه پيش از آن مفاهيم و رشتههايي مثل اديان تطبيقي، جامعه شناسي ديني و «تاريخِ اديان» مدتها پيش از آن وجود داشت.
در دههی 1980 هم آمريكا و هم بريتانيا شاهد كاهش علاقه و مطالعات مربوط به مطالعات اديان و تاريخ دين بودند اما يك دههی بعد، با پيوند تاريخ اديان با ديگر رشتههاي دانشگاهي، بار ديگر تاريخنگاري ديني مورد توجه قرار گرفت. اينبار اديان و فلسفههاي شرقي و اسلامي موضوعِ پژوهش تاريخنگاران واقع شد، تا جايي كه امروزه با تأليف يا ويراستاري دايرهالمعارفهاي گوناگون ديني مواجهيم. از «رساله در تاريخ اديان» ميرچا الياده گرفته تا اديان شرق و غرب» را داكريشنان، يا آثار انديشمنداني مثل هانس كونگ، هيوستن اسميت، پل تيليش («اهميت تاريخ اديان براي الاهي دانِ جامعنگر») و...
عليرغم اينكه تاريخِ تاريخنگاري دين را ميتوان به ميلتوس (ح 550 ق.م ـ ح 479 ق.م) و هرودوت (ح 484 ق.م ـ ح 425 ق.م) بازرساند، به گفتهی محققان، نخستين اثر جامع و رسمي در تاريخنگاري ديني به دانشمند مسلمان علامه محمد شهرستاني و اثر شهيراو «الملل و النحل» تعلق دارد. بنابر آنچه كه دربارهی انگيزههاي تاريخنگاري و اهداف مورخ در تصنيف يا تأليف اثر تاريخي گفتهاند، يا خود از آراء مورخان پيداست، جدا انگاشتن اين دو از يكديگر دشوار است و نخستين انگيزههاي تاريخنگاري در عصر اسلامي ـ و طبيعتاً اصليترين انگيزهی شهرستاني را بايد در قرآن و حديث جستجو كرد. هم از اينروست كه تاريخنگاري، بهطور كلي و تاريخنگاري ديني، خصوصاً، در اوايل دورهی اسلامي با سيره و حديث و تفسير پيوندي عميق داشت.
اشارات تاريخي قرآن به اقوام و انبياي گذشته، مبين همان پيوستگي گذشته و آينده، تبيين هدف تاريخ و تجربهی تاريخي، يعني عبرتآموزي از تاريخ است و اين معني را در آياتي چند، مثل «لَقَد كانَ في قَصَصِهم عِبرهٌ لِاولِي الاَلباب» (يوسف، 111)، و «كذلكَ نَقُصُّ عَليكَ مِن اَنباء ماقَد سَبَقَ وَقَد اتَيناكَ مِن لدُنّا ذكراَ» (طه، 99) به صراحت بيان كرده است.[9] [10] بههر حال تاريخگاري ديني در اسلام به سرعت به مكتبهاي مختلف تقسيم شد، شيوههاي تدوين متنوعي يافت، از تاريخنگاري ايراني بهره گرفت، با ميراث ايراني، يوناني، يهودي، مسيحي (بيزانسي ـ سرياني) درآميخت و با تكيه بر سنّت ترجمه كه نخستينبار در زمان هشامبن عبدالملك و با ترجمهی خداي نامهها (سيرالملوك وارد تاريخنگاري اسلامي شد، به روزگار ما رسيد. اهميت ترجمهی خداي نامهها به عربي تا بدان حد است كه نيكلسون انديشه و شيوهی تاريخنگاري اسلامي را بهكلي ناشي از اين جريان ميداند.[11]
از «ملل و نحل» شهرستاني كه بگذريم، «تحقيق ماللهند» و برخي ديگر از آثار ابوريحان بيروني، «الفَرق بين الفِرَق» بغدادي، «فرق الشيعه» نوبختي و در روزگار معاصرتر، «تاريخ اديان و مذاهب» اثر علي اصغر حكمت، «تاريخ اديان» اثر دكتر علي شريعتي، «تاريخ اديان ابتدايي و قديم» تأليف جمشيد آزادگان، «تاريخ اديان و مذاهب در ايران» نوشتهی عباس قدياني، «تاريخچهی اديان و مذاهب در ايران» تأليف مسعود جلالي مقدم، «آشنايي با تاريخ اديان» اثر غلامعلي آريا، «اديان بزرگ جهان» نوشتهی هاشم رضي و... از جمله آثاري است كه در حوزهی تاريخنگاري ديني منتشر شده، اما به دلايلي چند، كه در اين مقال مجالِ پرداختن بدان نيست، هنوز هم آثار غربي از استواري و اقبال بيشتري برخوردارند. اثر مشهور جان ناس با نام «تاريخ جامع اديان» با ترجمهی مرحوم علي اصغر حكمت كه نخستين بار در سال 1345 منتشر شد، اكنون به چاپ هفدهم رسيده و با كمي اغماض، در كنار «اديان زندهی جهان» تأليف رابرت هيوم و ترجمهی عبدالكريم گواهي تقريباً تنها مرجع دانشجويان رشته اديان (بهويژه در مقطع كارشناسي) است. بهتعبيري ميتوان گفت هماكنون نيز ما بر سنت ديرپاي ترجمه تكيه زدهايم و پيشرفت ارتباطات و تكنولوژي رسانهاي، برخلاف ظواهر امر، كار را مشكلتر كرده است. انتخاب اثري كه از يك سو جامع و كامل باشد و از سوي ديگر، علاوه بر تازگي و به روز بودن از هرگونه شائبه، غرض و بدفهمي دور باشد و در عين حال با فضاي علمي و فرهنگي ايران نيز همخواني داشته باشد، از ميان انبوه كتابهايي كه هر روزه به زبانهاي غربي انتشار مييابند، آسان نيست.
يكي از آثاري كه به تازگي از سوي انتشارات راتلج منتشر شده و حوزهی تاريخنگاري دين را دربرميگيرد، «درآمدي بر اديان امروز» يا «اديان زمانه»[12] است كه خانم ماري پت فيشر در 320 صفحه و به زبان انگليسي آن را به چاپ رسانده است. آنگونه كه مؤلف در مقدمهی اثر ميگويد، درآمدي بر اديان امروز» خلاصهی كتاب پيشين او «دينهاي زنده» است. دايرهالمعارفي كه در سال 1996 به چاپ رسيد و بهدليل استقبالهاي مكرر، در حقيقت تا امروز هر سال تجديد چاپ شده است. در آن كتاب، نويسنده به اديان سنتي، دينهاي بومي و نهضتهاي ديني جديد ميپردازد، بر گسترش تاريخي و آموزههاي هر يك از اديان متمركز ميشود و سير تحول يا زوال اديان را بر اساس رويكردي تاريخي توضيح ميدهد.
«درآمدي براديان امروز» نشاندهندهی رويكردي حاكي از همدلي نسبت به آن چيزي است كه در سنتهاي ديني مهم جهان و در نهضتهاي متنوع جديدي كه درحال ظهورند، زنده است و داراي اهميت. كتاب به گفتهی نويسنده ـ درخصوص توسعه، آموزهها و اعمال دينهاي بزرگي كه امروزه مورد متعابت قرار ميگيرند، گزارشي روشن و سرراست بهدست ميدهد و در سراسر كتاب، بر وقوف شخصي مؤمنان، شرح خود آنها در مورد دينشان و مناسبت آن در زندگي معاصر تأكيد شده است. كتاب داراي ويژگيهاي خاص است. هفت كادرِ مخصوص با نام «دين در زندگي عمومي»، تصوير كنندهی ريشههاي معنوي مردمي است كه همكاري و تشريكمساعيِ شايان توجهي با جامعه دارند. اين افراد عبارتند از فعالِ زيست محيطي بومي، وينونا لاداك[13]؛ دولتمرد و رهبر بينالادياني هندو، دكتر كارن سينگ[14]؛ دالايي لاما كه تلاشهاي سياسي وي براي تبّت، از سوي اصول و عقايد بودايي مورد حمايت قرار گرفته و بدان واسطه مستحكمتر ميشود، فعال اجتماعي، دكتر جينيس پرلمان[15] ، كه ريشههاي يهودياش رحم و شفقت وي نسبت به جماعت به حاشيه رانده شده را گسترش بخشيده است؛ دكتر دزموند توتو[16] و دكتر فريد اسحاق كه بهعنوان مسيحي معتقد و يك مسلمان مؤمن، بهترتيب، در جنس آزادي افريقاي جنوبي و بازسازي متعاقب آن نقشهاي مهمي ايفا كردهاند؛ و حضرت بابا ويرساسينگ[17]، كه ترسيمكنندهی موضوعاتي جهاني در سنّت سيك است تا بدان واسطه به ترغيب سعهی صدر و نوع دوستي در ميان عموم هنديها بپردازد.[18]
كاربستهاي امروزين اديان از جمله يك پژوهش در مورد ناسيوناليسم هندويي، عملگرايي اجتماعي بودايي، آيين كنفوسيوسي در چين امروز، اسلام و توسعهی ملت ـ دولت، و خطمشي سياسي آيين سيك است. همچنين گزارشي مهم درخصوص نقش زنان در هر دين بهدست داده شده.
از ديگر مشخصات كتاب، مصاحبههاي شخصي با پيروان هر دين است. اين گفتوگوها فراهمآورندهی روايت اول شخص از هر دين است، آنگونه كه از درونِ آن سنت به فهم درميآيد. مصاحبهها هم در كادرهاي جداگانه در پايان هر بخش آمدهاند و هم، بهطور مفصل، در جاي جاي متن بهكار رفتهاند. كتاب، دربرگيرندهی نقل قولهاي فراوان از منابع اصلي است تا دريافتي مستقيم درخصوص انديشه و حال و هواي هر سنت را بهدست دهد و سه فصل آن كاملاً منحصر به فرد است. نخستينِ آنها فصل اول است با عنوان «واكنش ديني» كه درخصوص چشماندازهاي ديني ـ بهطور كلي ـ به كاوش ميپردازد. اين چشماندازها ديدگاههاي شكاكانهی ماترياليستي، نظرگاههاي روانشناسانه و اين نقطهنظر را دربرميگيرد كه اديان واكنشهايي به يك واقعيت مقدساند كه به لحاظ جسماني نميتوان به درك آن نايل شد اما شايد بتوان به لحاظ دروني تجربهاش كرد. اين فصل همچنين يك تحقيق درخصوص نقش اسطوره و گونههاي مختلف فهم ديني، از جمله تنشهاي جديد فيمابين تفاسير ليبرال و مطلق باور را دربرميگيرد.
فصل دوم، اديانِ كمتر به فهم درآمدهی بومي را به تصوير ميكشد. نويسنده كوشيده است از گزارشهای گمراهكنندهاي كه بيگانگان درخصوص سنتهاي بومي بهدست دادهاند، اجتناب ورزيده و به قلب اين موضوع بپردازد كه مردمِ واقعي، طرق معنوي نزديك به طبيعت خويش را چگونه تجربه ميكنند. به گفتهی او از آنجا كه ما با احتمالِ ويرانيِ زيستبومي مواجهيم و ساكنان شهري هر روز بيش از پيش احساس ميكنند كه با جهان طبيعي بيگانه شدهاند، به ويژه داراي اهميت است كه سخنانِ اين پيروانِ باقيماندهی راههاي كهن، به درستي مورد استماع قرار گيرد (ص 14). اين فصل ازجمله شامل تلاشهاي جديد براي احياي اين اعمال و دانشهاي سنتي است.
فصل يازده درخصوص چشمانداز ديني جهاني، در تحويل قرن بيستم به پژوهش ميپردازد. اين فصل برخي از گونههاي نهضتهاي ديني جديد در اواخر قرن نوزده و قرن بيست و مباحثي كه به موازات توسعهی آنها ظهور كردهاند را مورد بحث و گفت و گو قرار ميدهد. موضوعاتي از قبيل مخالفت با ـ و جدايي از ـ اديانِ مستقر و ديرينهی قبلي. در اين فصل همچنين روندهاي جهانياي بررسي ميشود كه در تمام اديان يافت ميشوند. گرايشهایی كه هم گونهاي افزايش در نرمش ناپذيريهاي بنيادگرا را شامل ميشود و هم نوعي تعديل يافتگيِ مرزهاي تاريخي ميان مردم دينهاي مختلف. و از جملهی آنها بحثي است پيرامون اين موضوع كه آيا اديان در ادعاي خويش درخصوص حقيقت، عليالاصول به يكديگر شبيهاند يا به طرز سازشناپذيري از هم متفاوتند. همچنين يك بررسي در مورد روابط توسعه يابنده فيمابين دين و ماترياليسم، درگيري اديان با مسايل اجتماعيِ زمانهی ما، و ظرفيت بالقوهی دين براي بهبود بخشيِ آيندهی بشريت در اين بخش گنجانده شده است.
خانم فيشر در تلخيص دايرهالمعارف «اديان زنده»، به ناچار در «درآمدي براديان امروز» جاينيزم را حذف كرده، اما ويژگيهاي سبكي و متني آن كتاب در اين جا نيز همان است: او كوشيده كه هر سنت را به وضوح ارائه کند، بدون ذكر نامها و تواريخي كه اهميت كمتري دارند و در عين حال شلوغي و بههم ريختگي متن را درپي خواهند داشت. اصطلاحات كليدي، كه به صورت كلمات برجسته يا ايتاليك مشخص شدهاند، در اولين كاربرد و نيز در اصطلاح نامهی مفصلِ پايانِ كتاب تعريف شدهاند. از آنجا كه دانشجويان معمولاً با اصطلاحاتِ ساير فرهنگها ناآشنايند، راهنماي تلفظ واژگان براي بسياري از اين اصطلاحات درنظر گرفته شده و در مدخلِ اصطلاحاتِ اصطلاح نامه آمده است. اينها گوشههايي از مزاياي كتاب، در كنار گزارش تاريخي هر دين زندهی جهاني درعصر ماست.
تاريخ اديان بزرگ در يك خط سير زماني، در فصل مربوطه، جمعبندي شده است و توسعهی همزمانِ همهی اديان را ميتوان در خط سير زمانيِ كلي ـ كه در صفحات پاياني كتاب آمده ـ مورد مقايسه قرار داد. در پايان هر فصل، فهرستي حاشيهاي از كتابهايي ارائه شده كه جهت مطالعه عميقتر آن دين جالب و سودمند است.
بهدليلِ استقبال گسترده از «اديان زنده» و ترجمهی آن به زبانهاي گوناگون، خانم فيشر با توجه به اينکه استفاده از دايرهالمعارفها و حمل و نقل آن براي دانشجويان مقدور نيست و در عين حال تماميِ مباحث آن كتاب نيز ضرورتاً براي آنها كارايي ندارد، خود به تلخيص و ارائهی اين اثر پرداخته و با حذف 120 تصوير سياه و سفيد و رنگي، حذف خلاصهی هر فصل در چندين صفحه، و حذف بخشهايي مثل تجربهی ديني افريقايي و افريقايي ـ امريكايي، ساير فصول را بر اساس استانداردهاي آكادميك تنظيم و تبويب كرده است.
ماري پت فيشر، مدير مكاتبات بينالمللي مؤسسه «گوبيند سادان» ـ شعبهی دهلي نو ـ است و پيش از اين آثاري همچون «دينهاي زنده»، «دينهاي جهان»، (1998)، «زن دراديان» (2006)، «دين در اينترنت» (1999)، «درآمد مختصري بر دينهاي زنده» (2001)، «سنتهاي شرقي» (2003)، «سنتهي غربي» (2003)، «گزيدهاي از دينهاي زنده» (2007) و «دين در قرآن بيست و يكم» (1999)[19] را به چاپ رسانده است. او در لوئيزينا و در يك خانوادهی متديست مسيحي پرورش يافته و دوران كودكياش يكسره در كليسا سپري شده است. او در سي سالگي و پس از خلاصي از يك بيماري جانكاه، به يك تجربهی عميق ديني دست مييابد و بنا به گفتهی خويش در مقدمهی كتاب «دين در قرن بيست و يكم»، به جريان پيشروندهی جويندگان دين ميپيوندد، بدينترتيب از يك كليساي لوتري به مناطق روستايي نيوانگلند كشيده ميشود و از آنجا به ساختارهاي معنوي بوميان امريكا وقوف مييابد. خاخامهاي يهودي پيرو فرقهی حسيديسم كه استادانشان از اروپاي مركزي ميآمدند، مربيان آمريكاييِ يوگا كه زير نظر استادان هندو در هندوستان آموزش ديده بودند، آموزگاران بوداييِ امريكايي كه مرشدهايشان از ژاپن آمده بودند، يك شيخ صوفي كه پدرش مسلماني هندي و مادرش يك امريكايي بود، يك راهب كاتوليك آلماني كه در سراسر جهان به سخنراني ميپرداخت، راهبان ارتدوكس روسي، عارفان اسكاتلندي كه مناطق کاريشان به مكاني براي همايشهاي جهاني بدل شده بود، و يك بزرگ استادِ دائوئيست كرهاي آموزگاران او بودند. همچنين هنگام تحقيق براي تأليف «دينهاي زنده»، در خانهها و مجامع معنوي پيروان بسياري از نهضتهاي ديني و كهن جديد زندگي كرده است و سرانجام هنگامي كه جوانترين فرزندش خانه را ترك كرد، او نيز آخرين استادش را ملاقات ميكند: بابا ويرساسينگ، يك ژرفبين بزرگ، برخاسته از سنت سيك كه در هند زندگي ميكند و با مردم تمام اديان و نيز تمامي طرق رابطه دارد. اكنون فيشر بهطور تماموقت در انجمن او به خدمات داوطبانه و تأليف كتابهاي دانشگاهي مشغول است.
«درآمدي بر اديان امروز 320 صفحه است و در يازده فصل تنظيم شده است. فصل اول با عنوان «واكنش ديني» دربرگيرنده شش بخش و سه كادر آموزشي است. در اين فصل، نويسنده ما به دست دادن نمونههايي از تجربه و يا عمل ديني در سراسر جهان به تعريف دين پرداخته و تاريخ پيدايش آن از روزگاران بسيار كهن ـ همزمان با خلقت انسان ـ را تا به امروز واميكاود. مسلماناني كه صبح هنگام سجاده ميگسترند و رو به مكه نماز ميگزارند، مسيحياني كه نان فطير مقدسي را از كشيش دريافت ميكنند، راهبان معبد ژاپنيِ ذنِ بودايي، مكزيكيهايي كه با يك فلوت چوبي كوچك به عقابها خوشامد ميگويند و... اينها و لحظات بيشمار ديگري در زندگيهاي مردم سراسر جهان، تار و پودهاي فَرشينهاي هستند كه ما نام «دين» را برآن نهادهايم.
رويكردهاي تاريخي به دينپژوهي، از نظرات فوير باخ گرفته تا استدلالاهاي روانكاوانهی زيگموند فرويد، اريك فروم، كريشنامورتي، ميرچا الياده، مهاتماگاندي، كارل ماركسِ سوسياليست، كبير هندي، آلبرت انيشين و... همچنين تاريخنگاريِ خطيِ ديني از اعتقاد به خدايان چندگانه گرفته تا باور به امر متعال، اديانِ يگانهانگار، خداناباوري، لاادريگري، اسطورهپردازي و فرجامشناسي و نيز راههاي متفاوت تفسير يك سنت واحد مثل تفاسير ارتدوكس، مطلق باوري، بنيادگرايي، آزادانديشي، بدعتگزاري و عرفان در اين فصل بررسي شدهاند.
وجه منفي دين سازمانيافته و پديدارشناسي دين با استناد به آثار و گفتار كساني همچون كليفورد گرتز[20] ـ مردمشناس فرهنگي ـ و ميرچا الياده مورد پژوهش قرار گرفتهاند و در پايانِ اين فصل نويسنده نتيجه گرفته است كه سفر در ميان اديانِ متعدد، متضمن اين پيشفرض نيست كه ما بايد از شكاكيت يا عقايد ديني خودمان دست بكشيم، اما اين سفر احتمالاً افقِ ديد ما را گسترش بخشيده و بنابراين به فهم ديگر اعضاي خانوادهی انسانيمان نزديكتر ميسازد و شايد به خودِ حقيقت غايي نيز نزديكتر كند. (ص 24).
فصل دوم «راههاي مقدس بومي» نام دارد و از جالبترين و جذابترين فصول كتاب است. اين فصل به چهارده بخش و پنج كادر آموزشي تقسيم شده و بر حول محور اين اعتقاد بومي ميچرخد كه «همهچيز زنده است.» بوميان سنتي، اعقابِ ساكنان اصليِ سرزمينهايي هستند كه اكنون توسط دستگاههاي سياسياي كنترل ميشود كه اين مردم نفوذ كمي در آنها دارند. به گفتهی خانم فيشر، دست كم چهار درصد از جمعيت جهان را بوميان تشكيل ميدهند و بسياري از آنها گونهاي راهِ مقدسِ زندگي را حفظ كردهاند كه به شكلي بارز با تمام ديگر اديان متفاوت است. اگرچه اين راهها در اثر هجوم مستعمرهسازيِ توأم با قومكشي، فشارهاي اديان جهاني براي تغيير مذهب بوميان، ماترياليسم ماشينبنياد، و تخريب محيط زيست طبيعيِ آنان از سوي نظام اقتصاد جهانيِ مبتني بر مصرف نامحدود، تقريباً از ميان رفتهاند.
بهلحاظ تاريخي، نويسنده در اين كتاب و ساير آثار خود، همواره با اديان بومي آغاز ميكند و قدمت آنها را با عمر بشر و طبيعت يكي ميداند. موانع فهم طرق بومي، تنوع فرهنگي آنها، دايرهی روابط صحيح، رابطهی بوميان با روح، ارتباط با قدرت يا انرژي معنوي، داستانگويان و ساير نقشهاي مقدس، رؤياجويي، شمنها، مناسك گروهي، آيينهاي معاصرِ بومي، مناسك فردي و مسائل جديد از جمله مباحثي هستند كه در اين فصل بدانها پرداخته شده است. و گفتار پاياني فصل سخني است از ريگوبرتا مِنچو از كيچه مايا[21]:
بسياري از مردم ميگويند كه بوميان اسطورههاي گذشته هستند. بقايايي كه مردهاند. اما جامعهی بومي نه ردّ و نشاني از گذشته است و نه يك اسطوره. اين جامعه سرشار از شور و حيات است. جرياني دارد و آيندهاي. اين جامعه خرد و غناي بيشتري دارد كه به ديگران ببخشد. آنها ما را نكشتهاند و اكنون هم نخواهند كشت. ما گامي به جلو برميدايم تا بگوييم: «نه، ما اينجاييم، ما زندهايم.»
فصل سه، با بيست و دو بخش اصلي و شش كادر آموزشي به هندوئيسم اختصاص يافته است. در اين جا تاريخ دستكم به 2500 سال پيش از ميلاد مسيح بازميگردد. وداها نخستين بار 500 سال پيش از ميلاد مسيح به نگارش درآمدند. پس از حماسههاي رامايانا[22] و مهابهاراتا[23] و صدسال پيش از ميلاد مسيح، مجموعه قواين مانِو[24] مكتوب شدند و از سال 600 تا 1800 ميلادي نيز نهضت بَكتي[25] به فعاليت مشغول بوده است.
تاريخ اديان هندي به ساناتانا دراما[26]، سنتِ ودا ـ بنيان در تمام منطقهی هند، باز ميگردد و نمود معنوي آن طيف وسيعي را دربرميگيرد. از زهد و رياضتِ افراطي تا لذّتجوييِ بيحد و حصر. از متعالترين سرسپردگي شخصي به يك خدا تا اوج فلسفهی انتزاعي، از علام متافيزيكي وحدت ماوراي جهان مادي تا پرستش تصاويري كه نشاندهندهی كثرت خدايانند.
واژهی هندوئيزم البته در قرن نوزده و تحت حاكميت استعماري بريتانيا ظهور كرد؛ بهعنوان مقولهاي براي سرشماري و براي دربرگرفتنِ همهی هنديهايي كه به هيچ دين نامدار ديگري مثل جاينيزم، بوديسم، اسلام يا مسيحيت تعلق نداشتند (ص 46). درخصوص دين ودايي، مورخان غربي تئوري هجوم آريايي را مطرح كردند كه بر طبق آن، فرهنگهاي به شدت سازمانيافتهی درهی ايندوس و دهكدههاي واقع در ديگر بخشهاي شبهقاره، به تدريج مورد تهاجم مهاجمانِ صحرانشينِ خارج هند قرار گرفتند. اين نظريه ميگويد كه وداها برساختهی اين مهاجماناند و نه محصول بوميانِ هند. اما امروز تئوري تهاجم آريايي به شدت از سوي پژوهشگران و ناسيوناليستهاي هندو مورد ترديد قرار گرفته است.
پس از يك بحث نسبتاً مفصل درخصوص وداها و قدمت آن، نويسنده به قربانيهاي آتش و نظم كيهاني ميپردازد. طبقات و وظايف اجتماعي، تاريخ و فلسفهی اوپانيشادها، مبحث مربوط به تناسخ و كارما، حماسههايي مثل رامايانا و مهابهاراتا، پوراناها ـ اسطورههاي منظومِ زمانهاي كهن، قاعدههاي رياضت روحاني، گوروها، تمرينهاي يوگايي، فرقههاي خداباور، الهه پرستي، دستگاههاي مهم فلسفي مثل سانكيه[27] (كه كهنترين دستگاه فلسفي در هند است) و ادويته و دانتا[28]، عبادات و آيينها، جشنها، جهان مدرن و انحصارگرايي هندويي از عمدهترين مباحث اين فصلند كه با رعايت خط سير زماني و بهصورت الگوهاي همزمان با ساير اديان مورد بررسي قرار گرفتهاند. بخش پاياني اين فصل تعريف رسميِ ديوانِ عالي هند از اعتقادات هندويي است. بنا به اين تعريف، هندو بودن بدين معناست:
1ـ پذيرش و احترام به وداها بهعنوان بنياد فلسفهی هندويي.
2ـ يك روح تساهل و تسامح و تمايل به فهم و ارجنهادن به ديگر نقطهنظرات، با تصديق اين امر كه حقيقت داراي وجوه بسياري است.
3ـ پذيرش اين باور كه دورههاي گستردهی كيهانيِ خلق، حفظ و زوال متداوماً تكرار ميشوند.
4ـ پذيرش اعتقاد به تناسخ.
5ـ تصديق اين موضوع كه راههاي رسيدن به حقيقت و رستگاري متعدد است.
6ـ تصديق اين كه حتمالاً خداها و الهههاي بيشمار براي پرستش وجود دارد بدون اينكه ضرورتاً به پرستش از طريق بُتها اعتقاد داشته باشيم.
7ـ برخلاف ساير اديان، عدم اعتقاد به مجموعهی خاصي از مفاهيم فلسفي (ص 73)
فصل چهار به آيين بودايي اختصاص يافته: «او با قايق دانش، جهانِ رنجور را نجات خواهد بخشيد.» در اين فصل، شانزده بخش و پنج كادر آموزشي گنجانده شده است. حيات تاريخي بودا ـ كه تعاليم پربار او حداقل تا چهارصد سال پس از مرگ وي، در شكل مكتوب جمعآوري نشدند ـ بخش اول اين فصل را تشكيل ميدهد. داستان از 563 پيش از ميلاد مسيح آغاز ميگردد و تا وضعيت آيين بودايي در جهان معاصر ادامه مييابد. افسانههاي تولد، از يك بارداري معجزهآسا سخن ميگويند كه طي آن بوداي آينده به شكل يك فيل سفيد به مادر درآمد و به پهلوي راست او وارد شد. او پيش از اين بارها متولد شده بود و اكنون يك بار ديگر به سبب رحم و شفقت خويش نسبت به جملگي موجوداتِ مبتلا به رنج، به زمين آمده بود.(ص76)
ذكر مقامات بودا و مراحل بودا شدن او تشكيل دهندهی بخش بعدي است كه با توضيح مفاهيم و آموزههاي بنيادين بوديسم پي گرفته ميشود. چهار حقيقت شريف، راههاي هشتگانهی آزادسازي، چرخهی تولد و مرگ، نيروانا، مكتبهاي تراوادا[29] و مهايانا[30] (بوديسم جنوب و شمال)، جواهر سهگانه (بودا، آموزههاي او، جامعهی شاگردانش)، مراقبه و مديتيشن، بودي ساتواها، ذن، آيين بودا در غرب، نقش زنان در آيين بودا، تعهد اجتماعي بوديسم، از جمله بخشهاي اين فصلاَند و خانم فيشر در پايان عنوان ميكند كه: پاسخ ندادن به رنجهاي پيرامون ما از علايم يك تمدن ديوانه است. بنابراين آيين بودا همانقدر براي امروز مناسب است و بصيرتهايش امروزه همانقدر ضرورياند كه در قرن ششم اينگونه بود، هنگامي كه سيذارتا گوتمه زندگي شاهانهی خود را ترك كرد تا همهی جاندارانِ ذي شعور را از رنج نجات بخشد (ص 101)
دائوئيسم و آيين كنفوسيوسي به صورت يكجا در فصل پنجم مورد پژوهش قرار گرفتهاند. اين فصل شامل يازده بخش و سه كادر آموزشي است و پس از ذكر تاريخچهی مختصري از اديان چيني به دائوئيسم ميپردازد. به جز آيينهاي مقدس ـ ليلا ـ استخوانهاي غيبگويي، ارواحي كه تمام جهان را آكندهاند، ارواح طبيعت و نياكان، مطابق يك باور چيني كه ردّ و نشان آن را ميتوان دست كم تا نخستين سلسلهی تاريخي يعني شانگ (حدود 1751 تا 111 ق.م) دنبال كرد، يك موجود بزرگِ روحاني نيز وجود دارد كه با نام «شانگداي» مورد اشاره قرار ميگيرد؛ خداي بالا، حاكم جان، نيايِ متعالِ چينيها (ص 105). دائوئيسم اما راه طبيعت و بيمرگي است و سرشار از تناقضات. دائوئيسم ازسوي غربياني مورد ستايش قرار گرفته كه بهعنوان گريزگاهي براي فرار از مسابقهی كمرشكن زندگي آشفتهی صنعتي، در پي راهي راحت و حيات طبيعياند. اما در پسِ واژههاي زندگيِ سادهی هماهنگ با طبيعت، سنتي با قواعد جسمي و روحي بزرگ نهفته است و دائوئيسم به موازات گسترش در طول زمان، دو گونه تلاش را دربرميگيرد. يكي همپيمان كردنِ خويش با نيروي اصيل و آغازيني كه نميتوان نامي بر آن نهاد ـ يعني دائو ـ و ديگري پرستش آييني خدايان، از امپراطوريسم تا خداي آشپزخانه. پس دائوئيسم هم يك سنت فلسفي است و هم مجموعهی متنوعي از فرقههاي ديني كه با آن سنت، روابطي پيچيده دارند.
سنت چيني عمومي شدن راهها و كاربستهاي دائويي را به امپراطور زرد نسبت ميدهد كه از قرار مسموع، از 2697 تا 2597 پيش از ميلاد مسيح حكومت كرد. بخش نسبتاً مفصلي از اين فصل به آثار مهم دائوي به ويژه دائودِ جينگ اختصاص يافته كه به گفتهی مؤلف، پس از كتاب مقدس دومين كتابي است كه ترجمههاي گوناگوني از آن به زبان غربي ارائه شده است چرا كه مفاهيم مستتر در آن نه تنها جذاب بلكه فرار و رمزگونهاند (ص 106). برخي از مورخين، تاريخ نسخهی موجود دائودِجينگ را به حدود 300 پيش از ميلاد باز ميگردانند و مدعياند كه اين كتاب، واكنشي بود در مقابل كنفوسيونيسم. برخي ديگر ميانديشند دائودِجين يك سنت شفاهي بود كه از تعاليم چندين فرزانه مشتق شده بود و اين ترديد را پيش ميكشند كه آيا لائودزو ـ نويسندهی فرضي كتاب ـ اصلاً وجود داشته است؟
قلب تعاليم دائويي، دائو است، آنكه نميتوان نامي بر آن نهاد، آن واقعيت جاودانه. دائوئيسم با تجربهی مستقيم جهان، پذيرش چيزها همانطور كه هستند، وضع نكردن معيارهاي اخلاقي، نامِ «خوب» يا «بد» بر چيزها ننهادن سروكار دارد.
وِو وِي[31] ـ كاري نكردن، فنگ شویي، اعمال و آيينهاي دائويي از قرن چهارم و پس از غارت پايتختهاي شمالي، كيمياگري معنوي، وسوسهی جاودانگي، و دائوئيسم پاپولارِ امروزي، مباحثي هستند كه با طرح آنها و با ذكر يك دعاي دائوي، نويسنده به محث كنفوسيونيسم يا اجراي فضيلت ورود ميكند.
استاد كونگ ـ فو ـ دزو (كنفوسيوس) به قرن شش پيش از ميلاد تعلق دارد. او با برگرفتنِ ريشههاي باورهاي كهن چيني، مكتبي فكري ايجاد كرد كه بر توسعهی فضايل اخلاقي و روابط متقابل فيمابين حاكمان انساني و آسمان تأكيد ميكرد و روابط سياسي را شيوهاي براي تغيير جهان ميدانست (ص 114).
كنفوسيوسيسم تنها بهعنوان يك مكتب فكري موجوديت ندارد؛ بلكه بهمثابه اجراي اصولِ اخلاقي ديني، بهعنوان يك ايدئولوژي سياسي، و بهعنوان پيوند ميان دولت و فرمانِ آسمان به حيات خود ادامه ميدهد. خط سير تاريخي آيين كنفوسيوسي از سال 551 پيش از ميلاد، زمان سلسلهی جو، آغاز ميشود و تا همين امروز ادامه مييابد. تربيتِ مردان جوان، كارمندان خردمند و نوعدوست، تأكيد بر نيكخواهي و انسانيت، احترام به والدين و اعتقاد به سلسله مراتبي كه در آن پايگاه، هر كس جايگاه خود را ميشناسد و به مرتبهی بالاتر از خود احترام ميگذارد، از جمله اصول كنفوسيوسي است.
تبديل كنفوسيونيسم به يك كيش دولتي (1200-1130 م)، وضع زنان در آيين كنفوسيوسي، كنفوسيونيسم تحت لواي كمونيسم، انقلاب فرهنگي چين (76-1966) و حمله به كنفوسيوس و احياي دوبارهی آن در مدارس چيني، ژاپني و كرهاي از ديگر بخشهاي اين فصلاَند كه بلافاصله به فصل ششم يعني شينتو متصل ميشود.
شينتو نيز يكي ديگر از اديان شرقي است كه در اين كتاب، ده صفحه، ده بخش و دو كادر آموزشي را به خود اختصاص داده است. جوهر شينتو، قرابت با طبيعت، احترام به كاميها ـ ارواح بسيار، زيارتگاههاي شينتويي، مراسم و آيينها، تطهيرسازي آييني، جشنها، تأثيرپذيري از آيينهاي بودايي و كنفوسيوسي، شينتوي دولتي و وضعيت امروزي شينتو سر عنوانهاي اصلي فصل شش كتابند.
در فصل نه، نويسنده به يهوديت پرداخته است. تاريخ پيدايش دين يهود يا مفهوم يهودي تاريخ، با داستانهايي آغاز ميشود كه در كتاب مقدس عبري يا تَناخ بازگفته شده است (همان كه مسيحيان عهد قديم مينامند). تاريخ كتاب مقدس با خلقت جهان توسط يك ايزد متعال ـ يا خدا ـ آغاز ميشود و از ميان پدرسالارها، مادرسالارها، موسي ـ كه با خدا سخن گفت ـ و انبياء ـ كه هشدارهاي خداوند را شينيدند ـ پيش ميرود. اما تاريخ يهود در جايي كه داستانهاي تناخ، در حدود قرن دوم پيش از ميلاد، پايان ميپذيرند، خاتمه نمييابد. تاريخ يهود، تاريخ قوم سرگرداني است كه در آموزههاي بسط يابنده و مناسك سنّتي خويش وحدت مييافتند، تعاليم و اعمالي كه سرانجام در تلخيص بزرگي از شريعت و روايات يهودي مدون شد و تلمود نام گرفت.
تاريخ نسل نوح و ابراهيم، داستانِ مداخلهی خدا در تاريخ، تبارشناسيِ قوم بنياسرائيل، تاريخ معبد اورشليم، اعتقاد به ظهور مسيحا (ماشيح)، يهوديت خاخامي و فرقههاي مختلف يهودي، يهوديت قرون وسطي، ابنميمون، قبالا، يهوديت امريكايي، پيدايش صهيونيزم، اصول اعتقادي يهود، مناسك مقدس، يهوديت امروزين با شاخههاي اصلي معاصر، فمينيسم يهودي، نوسازي يهودي و بسياري از مباحث تاريخي ديگر از جمله عناوين اين فصلند كه در سي و شش صفحه و 21 بخش و نُه كادر آموزشي تنظيم شده است.
در بخش اعتقاد به خداي يكتا، كه عقيدهی محوري دين يهود است، خانم فيشر عنوان ميكند كه در دين يهود خدا غالباً پدر مهرباني قلمداد ميشود كه در عينحال بينهايت با عظمت است و گاه ـ هنگامي كه فرزندان نياز به گوشمالي دشاته باشند ـ قدرت الوهي خويش را آشكار ميسازد (ص 156).
مسيحيت در فصل هشتم، بيشترين حجم كتاب يعني 51 صفحه، 40 بخش و هشت كادر آموزشي را به خود اختصاص داده است. تاريخ پيدايش مسيحيت، همزمان با تولد عيسي مسيح (ع)، بررسي تاريخي كتاب مقدس مسيحي، روش ادبي تفسير آثار كهن در بافت تاريخي، چالش عيسي با مراجع يهودي، تصليب، رستاخيز، تاريخ كليساي نخستين، تشکيل امپراطوري مسيحي، توسعهی سازمان و الهيات، رهبانيت نخستين، انشقاقات درون مسيحيت، پاپ و قدرت او، عرفان مسيحي، جنبش دين پيرايي، نهضت روشنگري، شوراي دوم و اتيكان، مسيحيت كنوني و عقايد اصلي آن، اعمال و آيينهاي مقدس، نقش زنان در مسيحيت، قديسين و فرشتهشناسي، جريانات معاصر، توسعه فرهنگي، الهيات آزادي بخش، الهيات فمينيستي و جنبش تقريب كليساها از جمله 40 بخش اين فصلاَند. در ص 217 كتاب، مؤلف از قول دزموند توتو ـ سراُسقفِ انگليكنِ كيپ تاون كه بعدها در مقام رئيس كميسيون توافق و حقيقت به كشورش خدمت كرد و تحقيق درخصوص سوء استفادههاي زمان آپارتايد را آغاز نمود ـ مينويسد:
«مردمِ به اصطلاح معمولي، محبوبان خدا، از فساد، سركوب، بيعدالتي، فقر، بيماري و نقض حقوق انسانيشان متنفر و خستهاند. آنها فرياد ميزنند: «ديگر بس است!» بسيار نشاطآور است كه شما قادر باشيد به ديكتاتورهاي همهجا بگوييد: شما آن را گرفتهايد! شما آن را گرفتهايد! اين دنياي خداست و شما به خاك خواهيد افتاد! آنها فكر ميكنند اين اتفاق رخ نميدهد، اما چنين خواهد شد و آنها يكسره و به طرز شرمآوري به خاك خواهند افتاد.»
و در جاي ديگر (ص 212) نيايش زيباي «سلام بر مريم» را از زبان كاتوليكها ميشنويم. زيرا به عقيدهی مؤمنان، مريم تنها يك نماد نيست بلكه ـ همانند عيسي ـ يك حضور زنده است:
«سلام مريم، سرشار از رحمت، پروردگار با توست. تو درميان زنان متبرك هستي و عيسي، ثمرهی زهدان تو، متبرك است. مريم مقدس، مادر خداوند، براي ما گناهكاران اكنون و در ساعت مرگ، دعا فرما».
دين اسلام در فصل نهم كتاب، در 32 صفحه، 29 بخش و هشت كادر آموزشي مورد بررسي قرار گرفته است. در اينجا تاريخ وقوع حوادث 570 ميلادي است و سير تاريخي دين اسلام تا به امروز ادامه دارد. زندگاني پيامبر (ص)، قرآن كريم، پژوهش در مبناي تاريخ در اسلام، تعاليم و اصول اعتقادي، اركان پنجگانه، گسترهی جهاني اسلام، رابطهی انسان با خدا، تشيع، تسنن، تصوّف، فرشتگان، روز بازپسين، جهاد، هجرت، شهادت، نقش زنان، زكات، حج، نمازهاي يوميه، روزه، انتشار اسلام و فرهنگ اسلامي، روابط با غرب، اسلام در امريكا، احياي اسلامي، بازگشت به شريعت، اسلام و سياست، از اهم مباحث اين فصلاند و نويسنده انصافاً با مهارت و تسلط خاصي به مفاهيم اسلامي پرداخته است.
او هركجا كه لازم بوده به قرآن، اشعار عرفانِ صوفيه، احاديث، و سخنان روشنفكران و رهبران مذهبي استناد كرده و مثلاً از حلاج، ابوسعيد ابوالخير، مولانا، سيد حسين نصر، امامخميني، پيامبر اسلام و ائمه سخناني را نقل كرده است.
در ص 236 ميخوانيم: «شيعيان ستايشگران پرشور خاطرهی بستگانِ نزديك محمدند: علي (ع)، فاطمه (س) (دختر محبوب پيامبر) و پسران آنها حسن (ع) و حسين (ع). شهادت حسين (ع) در كربلا، در اعتراض به ظلم، بيعدالتي و استبداد خلفاي اموي همچون نمادي از نبرد بر عليه بيدادگري انساني دانسته ميشود و خاطرهی اين شهادت هرساله با نام عاشورا گرامي داشته ميشود». و در ص 252 عنوان ميكند كه: «اسلام علمستيز يا خردستيز نيست. برعكس، اسلام به لحاظ تاريخي، عقل و ايمان را به يكديگر متصل كرده و به منظور استفاده از تاميت توانمندي انسان، براي توسعهی هر دوي آنها ارزش بسياري قائل است. آموزش و پرورش غربي، جنبههاي معنويِ زندگي را مورد غفلت قرار داده است، بنابراين مسلمانان آن را ناقص نامتوازن ميدانند.»
فصل ده در سيزده صفحه به آيين سيك ميپردازد. بررسي تاريخ پيدايش آيين سيك اولين عنوان از بخشهاي ششگانهی كتاب است. پس از آن زندگيِ گورونانَك، جانشينان او، عقايد اصلي، اعمال مقدس و آيين سيك در زندگي معاصر مورد بررسي قرار ميگيرد. از جملهی پنج كادر آموزشي اين فصل، يكي شرح احوال باباويرساسنيگ است و ديگري ذكر عباراتي از كبير و نانك.
فصل پاياني كتاب، «دين در تحويل قرن» نام دارد و 17 صفه است. عمده مباحث اين قسمت به نهضتهاي ديني جديد مثل انتظارات هزارهاي و دينهاي يونيورساليست، پلوراليسم ديني، گفتوگوهاي بين الادياني، دين و ماترياليسم، دين و آيندهی انسان، تركيب اديان قديمي و... مربوط ميشود.
همانگونه كه پيشتر گفته شد، شيوهی كار مؤلف منحصر به فرد است و در تاريخ نگاري اديان و مذاهب، به سراغِ افراد مرجع و ثقهی هر دين رفته است. او براي درك آيينها و عقايد هر دين، مدتي را در بين مؤمنان به آن عقيده زندگي كرده و تعامل هر دين با مباحث معاصر و جهاني را بررسي كرده است. استفاده از منابع دست اول، مثل كتب مقدس يا روحانيون زندهی هر سنت، استناد به آثار ادبي و روايي هر دين، بررسي تطبيقي تحولات تاريخي اديان، و از همه مهمتر حس همدلي و همراهي با معتقدان هر دين، ميزان غرضورزي فرهنگي و سياسي را به صفر رسانده است. با توجه به استقبال فراوان و تجديد چاپهاي مكرر اين كتاب و نيز احساس نياز جامعهی آكادميك و بهويژه دانشجويان رشتهی تاريخ اديان، «درآمدي بر اديان امروز» بههمين قلم به فارسي ترجمه شده و درحال آمادهسازي براي چاپ و انتشار است.
[1] ـ سجادی، سیدصادق و هادی عالمزاده؛ تاريخنگاري در اسلام؛ تهران، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، چاپ نهم، 1386، ص 11.
[2] - Religiongeschichtliche schule
[10] ـ دايرهالمعارف بزرگ اسلامي، جلد چهارم، تهران، چاپ اول، 1385، ص 305.
[11] - Nicholson, A; Literary History of The Arab; Cambridge, 1956, P. 348
[12] - Religions Today: An introduction
[15] - Dr. Janice Perlman
[18] ـ پت فیشر، ماری؛ «درآمدي بر اديان امروز»، ص 13.
[19] ـ «دين در قرن بيست و يكم» بههمين قلم به فارسي ترجمه شده و بهزودي از سوي انتشارات علم به چاپ ميرسد.
[21] - Rigoberta Menchu of the 'iche' Maya
|