مقدمه
روش تحقيق و پژوهش در علم بهعنوان يکي از مباني اصلي و اوليه هر دانشي بهشمار ميآيد و علوم انساني نيز بهعنوان يکي از علوم تأثيرگذار در جامعه بشري، از اين امر مستثني نيست. در کشور ما به دلايلي که در اين گفتار، مجال پرداختن به آن نيست، علوم انساني از کمبود روشهاي تحقيق و پژوهش رنج ميبرد. يکي از عوامل تأثيرگذار در اين امر، وارداتي بودن روشهاي تحقيق علمي در علوم انساني است و بيشتر آثار در این زمینه، گرتهبرداري از آثار غربيان است. علم تاريخ بيش از ديگر علوم انساني در کشور ما اين ضعف را احساس ميکند، لذا اين امر توجه ويژهاي طلب ميکند که متخصصان اين رشته با توجه به ويژگيهاي بومي علوم انساني در ايران و از طرفي به روز کردن آنها با روشهاي پژوهش دنيا، گامهاي مؤثري بردارند. خوشبختانه در سالهاي اخير تلاشهايي از طرف بعضي اساتيد تاريخ در زمينهی نگارش مقالات و كتابهاي روششناسي انجام گرفته است؛ ولي نبايد فراموش کنيم که در ابتداي راه هستيم و تلاشهاي مضاعفي نياز است تا به نقطهی ايدهآل در تأليف کتابهاي روش تحقيق برسيم و با كمك به پژوهشگران تاريخ، آنها را در بهروز كردن هرچه بيشتر تحقيقات كمك رسانيم و دريچههايي نو به سمت تاريخنگاري و شناخت تاريخ ايران زمين بگشاييم و علم تاريخ را در جامعه بهصورت علمي كاربردي و مهم براي شناخت دغدغههاي جامعه معرفي نماييم..
کتاب «روش پژوهش در تاريخ» تأليف مشترک حسين ميرجعفري و مرتضي نورائي از جمله آثاري است که در سال 1388 در راستاي آموزش روش پژوهش در تاريخ براي دانشجويان اين رشته نوشته شده است. نقد و معرفي اين اثر ميتواند دانشجويان تاريخ را هرچه بيشتر در استفاده و بهرهگيري از اين کتاب و آشنايي با نقاط قوت و ضعف آن ياري رساند.
دربارهی نویسندگان
دكتر حسين ميرجعفري، مدرك كارشناسي را در رشتهی تاريخ از دانشگاه تبريز و مدارك كارشناسي ارشد و دكتراي خود را در همین رشته، از دانشگاه بينالمللي استانبول گرفته و اكنون استاد گروه تاريخ دانشگاه اصفهان است. حوزهی تخصصي مطالعات و پژوهشهاي ايشان، تاريخ مغول، تيموريان و صفويه است.
دكتر مرتضي نورايي، مدرك كارشناسي در رشته تاريخ را از دانشگاه اصفهان و كارشناسي ارشد را از دانشگاه شهيد بهشتي اخذ نموده است. ايشان داراي مدرك دكتراي تاريخ از دانشگاه منچستر انگلستان، و هم اينك دانشیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان است. حوزهی تخصصي مطالعات و تحقيقات ايشان تاريخ معاصر ايران، تاريخ محلي و تاريخ شفاهي و روش شناسي است. دکتر نورایی، سابقهی برگزاري سمينارهاي متعدد در زمينه روش تحقيق در تاريخ را داراست. هر دو نويسنده، در حوزهی روششناسيِ تاريخ تخصص و تجربه فراوان دارند.
دربارهی کتاب
آنچنان كه نويسندگان در «سخن نخست» ذكر كردهاند: «هدف از تأليف كتاب حاضر نشان دادن اين نكته است كه تاريخ بهگونهی شايسته اين نام، با چه مصالحي و چگونه شكل ميگيرد؟» آنچه نظر نويسندگان اين كتاب را همواره به خود مشغول داشته است اين نكته است كه هرساله تعداد زيادي دانشجو در رشته تاريخ فارغ التحصيل ميشوند و گروهي از آنها با ارائه پاياننامه كار خود را به پايان ميرسانند كه در آن اصول و ضوابط روش تحقيق را به درستي مد نظر قرار نميدهند، نويسندگان ضرورت نوشتن اين كتاب را آموختن اصول و ضوابط روش تحقيق به دانشجويان تاريخ ذكر كردهاند، از سويي نويسندگان ميخواهند با آموزش روش تحقيق و آشنا كردن آنها با اصول درست تحقيق، از انجام كارهاي تكراري و يكسويه در نگارش تاريخ جلوگيري كنند. (ص 12-11).
كتاب بهطور فشرده در دو بخش كلي مطالبي را در راستاي بهتر شدن سطح تحقيقهاي دانشجويان رشتهی تاريخ و بهطور كلي، گسترهی دايرهی پژوهش نشان ميدهد. آنچه در نگاه اول ميتوان از نقاط قوت و بارز اين کتاب بهشمار آورد حجم و اندازه متوسط کتاب است که نويسندگان سعي کردهاند در اين حجم تمام مطالب خود را به دانشجويان ارائه نمايند.
بخش نخست كتاب با عنوان «مراحل اوليه تحقيق» در چهار فصل سازماندهي شده است. در فصل اول به مبحث «موضوعيابي» اشاره شده است. در اين قسمت ويژگيهاي يك موضوع تاريخي، چگونگي گزينش موضوع و انواع آن و ترسيم چشماندازهاي تحقيق در مرحلهی نخست مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. (ص31-20). بحث ديگر اين فصل «مهندسي آيندهی تحقيق» است. در اين مرحله پژوهشگر با ارزيابي منابع تحقيق ميتواند مرزهاي آينده پژوهش خود را ترسيم كند. در فصل دوم اين بخش به «منبعشناسي» پرداخته شده و انواع منابع تحقيق و دستهبندي آنها به منابع دست اول، منابع ثانويه و مطالات و تحقيقات جديد و توضيح هر كدام از اين موارد و در آخر هم علوم مكمل تاريخ مورد بررسي و معرفي قرار گرفته است. يكي از نكتههاي قوت اين اثر بحث بررسي منابع اوليه است در اين قسمت نويسندگان با مطرح كردن پرسشهايي درباره ويژگيهاي منبع، نحوهی رويارويي و نقد آنها محققين را در استفاده بهتر و نقادانه از اين منابع ياري ميرسانند. براي مثال؛ نويسنده يا مولد اين منبع كيست؟ دربارهی او چه ميدانیم؟ جزو چه طبقه يا خانوادهاي بوده است؟ اين اثر در كجا و در چه زماني توليد يا نوشته شده است؟ اين اثر براي چه منظوري نگارش يافته است؟ هدف از توليد اين اثر چيست؟ اين سؤالات ميتواند پژوهشگران جوان را در استفاده بهتر و نقادانه از منابع ياري رساند. (ص44-36) در مبحث دانشهاي مددكار تاريخ، نگارندگان قسمتي تحت عنوان «آرشيو و اسناد تاريخي» آوردهاند كه كمك شاياني است به پژوهشگران در بهرهگيري از اسناد و آرشيوهاي تاريخي (ص 56- 54). برخی مواقعی ناهماهنگی در تقسیمبندیها به چشم میخورد. به عنوان مثال: در تقسيمبندي انواع منابع كتبي در ص 34، آمده است که این منابع را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد ولي ذيل همان جمله اين منابع را به سه دسته تقسيم كردهاند: الف. منابع اصلي يا اوليه؛ ب. منابع ثانويه؛ ج. مطالعات و تحقيقات. البته در توضیحات فقط دو بخش اول را توضیح دادهاند. (ص49-39). اين ناهماهنگی در تقسيمبندي علوم مددكار تاريخ نیز تكرار شده و بهطور قطع، علوم مكمل و زيرشاخههاي آن بيان نشده است. به اين دليل مخاطب دچار ابهام ميشود. براي نمونه آيا «چرخش زباني» علم جداگانهاي است و يا زيرشاخه ادبيات است؟
بهطور کلی، نام هر علم با حروف سیاه و توضیحات آن در ذیل آن آمده است، اما گاه توضیحات از برابر نام علم شروع شده و یکدستی شکلی کتاب را از بین برده است. يكي از ويژگيهاي جالب و در عين حال ابتكاري اين كتاب، آوردن نمودارهاي متعددي است كه نويسندگان براي شرح بيشتر مطالب خود از آن بهره بردهاند. اما خوانندگان جوان كه در مراحل اوليهی تحقيق هستند، گاه نميتوانند به مقصود اصلي نگارندگان در بعضي از قسمتهاي اين نمودار پي ببرند. بهطور مثال؛ در نمودار منبع شناسي ص 50 در قسمت آخر واژههايي تحت عنوان «روزنگار»، «ديرنگار» و «ديگرنگار» استفاده شده است. اين واژگان باید توضیح داده میشد که چنین نشده و ابهاماتی برای خوانده و پژوهشگر در پی خواهد داشت.
در فصل ديگر اين بخش به يادداشت برداري با طرح سه سؤال در اين مورد اشاره شده است. از چه چيزي يادداشتبرداري ميكنيم؟ تا چه حدي بايد يادداشت برداري كرد؟ يادداشتبرداري در چه شكل و قالبي صورت پذيرد؟ در ادامه به اين سؤالات پاسخ داده شده است. فصل چهارم به سازماندهي تحقيق ميپردازد. در اين فصل نويسندگان چهار مؤلفه را براي سازماندهي و فصلبندي تحقيق در نظر گرفتهاند: زمان، موضوع، جغرافيا و طبقات نظامي ـ اداري و با آوردن مثالهايي براي هر كدام از اينها مبحث را به خوبي توضيح دادهاند.
بخش دوم با عنوان «مراحل ثانويه تحقيق» شامل يك مدخل و چهار فصل است. فصل اول با عنوان چگونگي نگارش مشخص شده است. در نگارش تحقيق «... مهمترين ابزار نويسنده در درجه نخست واژهها هستند با انتخاب درست كلمات و در كنار هم قرار دادن صحيح آنها با ادبيات معمول علمي ميتوان ارتباط مناسبي از يك سو ميان گذشته و حال و از سوي ديگر ارتباط منطقي ميان نويسنده و خواننده برقرار كرد. اين همان چيزي است كه ميتواند منظور يك تحقيق خوب باشد» ( ص89 ). در ادامه، نويسندگان بحث ارتباط ميان اجزاء يك تحقيق خوب را با آوردن جدولي شرح دادهاند. در ادامه اين مبحث به چگونگي نگارش مقدمه، ادبيات تحقيق و ارزيابي منابع و مآخذ و ويژگيهاي هركدام از اين موارد اشاره كردهاند. فصل دوم درمورد اجزاء مختلف يك متن تاريخي، كه شامل طرح مبحث (شامل سؤال اصلي تحقيق)، دعاوي و شواهد، تجزيه و تحليل، روايت متن، متغيرها و پرسشها و در پايان قالبهاي تاريخنگاري است. روايت متن شامل روايت خطمحور و شبكهمحور، در اين مبحث نويسندگان توضيحاتی دربارهی روشهاي تحليل تاريخي ارائه دادهاند و به تفاوتهاي روايتهاي خطمحور و شبكهمحور پرداختهاند. در روايت خطمحور، جريان حوادث از يك نقطه شروع ميشود و در يك نقطه به پايان ميرسد. اين نوع تحليل معمولاً براي داستان كاربرد دارد. هرچند كه بعضي از مورخين از اين روش تكعاملي است براي نوشتن آثار خود استفاده كردهاند. اما روايتهاي شبكهمحور، كه با يك جدول توضيح داده شد، در تأليفات تاريخي استفاده ميشود و در اين روش، مجموعهاي از فاكتها در ايجاد يك واقعه مؤثرند. اين نوع روايت آغاز و انجام واقعي ندارد (ص 109- 105). روايت متن شامل: نقل، شرح يا تبيين، تحليل، تفسير و تأويل و توضيح هركدام از اينهاست. بحث متغيرها و پرسشها، بخش بعدی کتاب و از جمله مباحث جدي در روششناسي است. ادبيات نوشتاري اين قسمت از كتاب روان و سليس است و به دليل اهميت اين بحث در پژوهشهاي تاريخي ميتواند براي خوانندگان مفيد باشد. مفاهيمي مانند؛ [متغيرهاي رابط] در تاريخنگاري موضوعيت بيشتري دارند در اين گروه متغير مستقل نقش علت را داشته و بر ساير متغيرها تأثير ميگذارد. از اينرو در تحقيق، يافتن چنين متغيرهايي كه منشأ ظهور پديدهها هستند نقش تعیينكنندهاي دارند. از آنها [آنجا] كه متغير وابسته، تابع تغييرات مستقل بوده و معلول آنها بهشمار ميآيد به اين جهت به آنها متغيرهاي پيشبيني شونده نيز ميگويند». در ادامه اين بحث نگارندگان با آوردن مثالهایي دربارهی نهضت تنباكو و متغيرهاي مستقل و وابسته آن، بحث را به پايان بردهاند (115 -108).
فصل سوم با عنوان «مستندات» به دو مسألهی اساسي پرداخته است: نقل قول و ارجاعنويسي. سؤالي كه هميشه براي يك محقق ايجاد ميشود دلايل نقل قول از ديگران است. مجموعه دلايل نویسندگان برای ارجاع به شرح زير است؛ الف) اهميت مطالب: ممكن است محقق در طول تحقيق به يك ايده يا گزارش منحصر به فرد برخورد كند در اين صورت به دليل حساس بودن مطلب ناگزير است مطلب را نقل كرده و منبع آنرا ذكر كند. ب) توسعه: اين عامل نمايانگر حجم كارهاي پيشين ديگران نسبت به وضعيت تحقيق فعلي است. ج) امانتداري: محقق بايد امانتدار كارهاي ديگران باشد و در طول كار پژوهش بايد نشان دهد چه بخشي حاصل تفكرات خود و چه بخشي حاصل كار پژوهشگران سابق است. د) ادامه تحقيقات بيشتر: گاهي نويسنده ناگزير است براي آگاهي بيشتر خوانندگان اثر خود را براي آگاهي بيشتر از مطلب به كارهاي ديگران در پاورقي ارجاع ميدهد (صص 124 -122 ). آشنايي با شيوههاي ارجاعنويسي و روش آن از اهميت بالايي در تحقيقات تاريخي برخوردار است. نويسندگان در ادامه اين فصل به خوبي به اين دغدغه پاسخ داده و دو روش ارجاع نويسي كه شامل پانوشت (پاورقي) و پينوشت است را توضيح دادهاند و شيوههاي ارجاع به سه گروه منابع نوشتاري (سند، نسخه خطي، كتاب، پاياننامهها و طرحهاي پژوهشي، دايرهالمعارف، لغتنامه، مجموعه مجلات، روزنامهها، فصلنامهها و منابع الكترونيكي ه) گروه دوم منابع شنيداري و شواهد ديگر (تصاوير، نقاشي، فيلم،.. ) پرداختهاند. فصل چهارم به نتيجه و كلام آخر و ويژگيهاي آن ميپردازد. «نتيجه هر تحقيقي فراتر از خلاصه و تكرار سرفصلهاي تحقيق است. و بايد نوعي ارزيابي به منظور خروج از سردرگميها و نيز رهنمودهايي براي فهم بهتر جوانب كار باشد» ( ص 157 ). فصل آخر كتاب درباره مباني و اصول مورخی نوشته شده، پارهاي اصول كه در واقع بهعنوان مباني اوليه مورخي است و در نظرگرفتن و كاربست چنين عناوين بديهي درباره گذشته، مدخل پيوستن مورخين به خانواده بزرگ تاريخ است.
کتاب با پنج پیوست، که در ادامهی مطالب کتاب و برای راهنمایی بیشتر محققین تاریخ نگاشته شده، به پایان میرسد:
پيوست 1: اصول اوليه مورخي؛ پيوست 2: دستورالعمل فشرده مراحل تحقيق؛ پيوست 3: طرح تحقيق؛ ضرورتها و فايدهها؛ پيوست 4: منابع و اسناد را از كجا بهدست آوريم؟؛ پيوست 5: صفحهبندي تحقيق؛ پيوست 6:كتابهاي سودمند براي مطالعه بيشتر؛ پيوست7: تاريخنگاري در اينترنت
فهرست منابع
- حافظ نيا، محم رضا، مقدمهاي بر روش تحقيق در علوم انساني، سمت، تهران، 1382.
- كلارك، كيتسن، مقدمهاي بر روش تحقيق در تاريخ، آوانس آوانسيان، اساطير، 1366.
- ساماران، شارل، روشهاي پژوهش در تاريخ، گروه مترجمان، چهار جلد، آستان قدس، مشهد، 1371-1370.
- ملايي تواني، عليرضا. درآمدي بر روش پژوهش در تاريخ، ني، تهران، 1386.
- نورائي، مرتضي. راهنماي نگارش در تاريخ، جهاد دانشگاهي، مشهد، 1387.
- زرين كوب، عبدالحسين. تاريخ در ترازو، امير كبير، تهران، 1362.
سوتیترها:
نويسندگان ضرورت نوشتن اين كتاب را آموختن اصول و ضوابط روش تحقيق به دانشجويان تاريخ و نیز جلوگیری از انجام کارهای تکراری و یکسویه در نگارش تاریخ ذكر كردهاند
روايت متن شامل روايت خطمحور و شبكهمحور است. در روايت خطمحور، جريان حوادث از يك نقطه شروع ميشود و در يك نقطه به پايان ميرسد. اما در روايتهاي شبكهمحور، مجموعهاي از فاكتها در ايجاد يك واقعه مؤثرند. اين نوع روايت آغاز و انجام واقعي ندارد
نتيجه هر تحقيقي فراتر از خلاصه و تكرار سرفصلهاي تحقيق است و بايد نوعي ارزيابي به منظور خروج از سردرگميها و نيز رهنمودهايي براي فهم بهتر جوانب كار باشد