بسمه تعالي
روايت فتح واژهاي آشنا و تداعيگر ياد و نام مرتضي آويني است كه از به تصوير كشيدن صحنههاي جنگ تجربهاي ارزشمند به ميراث گذاشته است. اين مجموعه در تجربه ديگر تهيه و توليد كتاب با همان موضوع دفاع مقدس روي آورده است و در اين تجربه جديد آثار متعددي با سبك و سياق خاص و ادبيات ويژه منتشر نمودهاند از آن جمله مجموعه از چشمها كه تاكنون هفت كتاب را شامل شده است: 1. كتاب حميد باكري؛ 2. كتاب مهدي باكري؛ 3. كتاب محمدابراهيم همت؛ 4. كتاب محمود كاوه؛ 5. كتاب مهدي زينالدين؛ 6. كتاب مصطفي چمران و 7. كتاب علي صيادشيرازي.
روايت فتح مجموعههاي ديگري چون يادگاران دارد كه مجموعهاي ارزشمند با شيوه جديدي از قالب ادبي ارايه گرديده است.
اين مجموعه: به مجنون گفتم زنده بمان؛ كتاب مهدي باكري را ميتوان در مجموعه كتابهاي خاطرات يا تاريخ شفاهي ارزيابي كرد. عنوان داخلي كتاب، «خورشيد مجنون از چشم من» است كه بر اين اساس همسر و دوستان و همرزمان و همكلاسيهاي مهدي باكري هر يك روايتي ساده و صميمي از وي بازگفتهاند.
ويژگي جالب اين مجموعه در آن است كه بسياري از راويان اين مجموعه از كساني هستند كه نامشان كمتر به گوشمان خورده است چون صمد عباسي، رحيم سارمي، مصطفي مولوي.
ادبيات كتاب به زبان محاورهاي نزديكتر است از آن رو به روايتها جذابيت ميدهد گرچه به نظر ميرسد معرفي چند خطي از راويان در ابتداي هر روايت «خورشيد مجنون از چشم من» خواننده را با رابطه و تعامل راوي و مهدي بهتر درك ميكرد يا زمان و مكان ضبط روايتها هم چون نقش و جايگاه راوي مكمل فرهاد خضري در ابهام است.
عليرغم اين چنان بر ميآيد تلاش تدوينگر مجموعه بر ارايه يك متن ادبي دلنشين، ساده و صميمي از آقا مهدي بوده است به همين سادگي و بيآلايشي.