محسن كاظمي، نويسنده و پژوهشگر تاريخ انقلاب و دفاع مقدس گفت: از وظايف مورخ در بستر تاريخ شفاهي اين است كه ديوار ضخيم سكوت راويان را شكسته و با ظرافت آنها را به گذشته برگرداند و محتواي ذهنيشان را استخراج كند._
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) همايش 2 روزه "تدوين تاريخ شفاهي جهاد سازندگي"، عصر امروز (22 دي88) با سخنراني محسن كاظمي، نويسنده و پژوهشگر تاريخ انقلاب و دفاع مقدس در ساختمان شماره 2 وزارت جهاد كشاورزي ادامه يافت.
كاظمي در ابتدا با ارايه تعريفي از خاطره در بستر تاريخ شفاهي اظهار داشت: خاطره، بنمايه تاريخ شفاهي و موجودي است كه متولد ميشود و تكوين و تكامل پيدا ميكند. خاطره، درون ريختهاي ذهني ماست و با حضور در واقعه، خاطره به صورت خودآگاه و ناخودآگاه در حال به وجود آمدن است. اما با گذر زمان تكميل و در تاريخ شفاهي عرضه ميشود.
نويسنده و تدوينگر كتاب "خاطرات عزتشاهي" ادامه داد: خاطره در فضاي جنيني در ذهن شكل ميگيرد. بايد تولد خوبي براي آن طرح كرد تا به جامعه عرضه شده و تاريخ را رقم بزند. ديدهها، شنيدهها و حتي صداي انفجار، خاطراتي لذتبخش يا ناراحت كننده را شكل ميدهند. در اين لحظات فقط شاهد صحنههاي آشكار خاطره بوده و از مسايل پشت پرده بيخبريم و ممكن است اطلاع ما از اين پشتپردهها، نحوه عمل را در تاريخ شفاهي تغيير دهند.
وي با اشاره به آسيبهاي وارده بر خاطرات و تاريخ شفاهي، خاطرنشان كرد: برخي آسيبها، موجوديت خاطره را در معرض خطر قرار ميدهند. براي مثال؛ گزينش و چينش برخي اسناد مبارزان قبل از انقلاب، اصل و صحت خاطرات را به خطر مياندازند.
نويسنده و تدوينگر كتاب "خاطرات احمد احمد"، عامل "زمان" را مولفهاي موثر در پيشبرد و تخريب خاطرات دانست و يادآور شد: در بحث تاريخ شفاهي، از "زمان" به عنوان تقليلگر حافظه و ذهن تعبير ميكنيم. در واقع بزرگترين خطري كه خاطره را تهديد ميكند، تقليل و از بين رفتن ذهن راوي است.
محسن كاظمي، خاطرات موجود در ذهن افراد را گنجينهاي ملي دانست و گفت: اغلب افراد خاطرات را مسايلي شخصي دانسته و از بيان آن خودداري ميكنند. اين در حالي است كه خاطرات گنجينهاي ملي هستند كه جامعه براي آنها بها پرداخته و بايد به درستي استخراج شوند.
وي درباره خودسانسوري برخي خاطرهگويان تصريح كرد: گاه گذشت زمان سبب تغيير درارزشها و هنجارهاي راوي و خودسانسوري وي ميشود. بر همين اساس از وظايف مورخ است كه ديوار ضخيم سكوت اين افراد را شكسته و با ظرافت آنها را به گذشته برگرداند و محتواي ذهنيشان را استخراج كند.
نويسنده و تدوينگر كتاب "خاطرات مرضيه حديدچي" مسايل امنيتي و سياسي را از محدوديتهاي بيان خاطرات راوي دانست و اظهار داشت: اين عوامل براي مخاطب محدوديتهايي را در بيان خاطرات ايجاد ميكنند. براي مثال؛ ترس از بيان نام برخي از افراد و حوادث احتمالي و ايجاد مشكلات امنيتي بعد از انتشار اثر، سبب پرهيز راوي از بيان خاطرات ميشود. تكنيكهاي تاريخ شفاهي ميتوانند به اين مشكلات پايان دهند.
محسن كاظمي سپس به ويژگيهاي مصاحبهگر اشاره كرد و افزود: گاه محققان با توجه به گرايشها و ملاحظات سياسي خود به مصاحبه با خاطرهگو ميپردازند كه اين موضوع باعث ايجاد حجاب بر حقايق خاطره شده و آسيبزا خواهد بود. اين نوع برخورد سبب خودسانسوري راوي ميشود. در واقع محقق بايد بدون در نظر داشتن اين موارد به مصاحبه پرداخته و رسالت خود را اداي دين به تاريخ و آينده بداند.
وي در ادامه گفت: رابطه مناسب بين مصاحبهگر و مصاحبهشونده،صبر و بردباري محقق، عدم استفاده از سوالات چالشي و جدلي، حفظ آسودگي راوي و انتخاب زمان و مكان مناسب حال راوي از ديگر عوامل موثر در مصاحبه تاريخ شفاهياند.
كاظمي در پايان با اشاره به ابزار مصاحبه گفت: دوربين و ضبط صوت از ابزار مصاحبهاند و اين محقق است كه با ديد عميق خود ميتواند ابزاري مناسب انتخاب كند. البته با استفاده از ضبط صوت از سال 1948 (پس از جنگ جهاني دوم در دانشگاه كلمبيا)، تاريخ شفاهي وارد بحث جديتري شده است.
نخستين روز همايش 2 روزه "تدوين تاريخ شفاهي جهاد سازندگي"، صبح و عصر امروز (22 دي 88) به همت دفتر كل امور ايثارگران وزارت جهاد كشاورزي و پژوهشگاه علوم و معارف دفاعمقدس با 2 نشست برگزار شد و صبح فردا (23 دي) نشست پاياني همايش برپا ميشود.
گزارشگر : نسترن پورصالحی