عبور از آخرین خاکریز - 20

دکتر احمد عبدالرحمن

30 خرداد 1405


ناگاه درهای جهان گشوده شد! عده‌ای از آتشبارهای توپخانه، حملات سنگین و هماهنگی را که به ارکستر مرگ شباهت داشت، آغاز کردند. لحظه‌ای تصور کردیم در زیر آتش توپخانه ایران قرار داریم. به دنبال یافتن پناهگاهی، حفره‌ای، سنگری و یا خاکریزی به این سو و آن سو می‌دویدیم؛ الله‌اکبر! بعضی‌ها با وجود اینکه نظامیانی با تجربه بودند به پشت بوته‌ها پناه می‌بردند! گرچه می‌دانستند این بوته‌ها در برابر آتش توپخانه آسیب‌پذیر هستند. اندکی بعد متوجه شدیم گلوله‌ها توسط توپخانه ما شلیک می‌شود؛ حمله بزرگی توسط یک تیپ ناقص زرهی و با پشتیبانی حملات توپخانه آغاز گردید. هدف منطقه زین‌القوس بود. در میان قشری از آتش و دود یک فروند هلیکوپتر عظیم‌الجثه حامل رئیس ستاد کل و به روایتی وزیر دفاع از مقر گردان اول تیپ 25 ـ که به مرکز فرماندهی صحرایی مبدل گردید ـ به مقصد بعقوبه یا بغداد به پرواز در آمد. بایستی بگویم که ما قبل از وقوع حادثه از حضور این عده در منطقه اطلاعی نداشتیم و شاید آن شخصاً بر اجرای حمله نظارت می‌کردند.

حدود 6 ساعت بعد از آغاز حمله، نیروهای مهاجم به تمامی اهداف از پیش تعیین شده دست یافتند و کنترل تپه زین‌القوس را که در حد وسط آن مرزهای بین‌المللی قرار دارد، به دست گرفتند. این نتیجه به هر حال بر کسی تازگی نداشت! وقتی یک تیپ زرهی قوی مراکز و پاسگاه‌های مرزی و پلیس را مورد تهاجم قرار می‌دهد، چه نتیجه‌ای را باید انتظار داشت؟ افسرانی که در آن حمله شرکت داشتند بعدها پیرامون آن با ما سخن گفتند. یکی از افسران کادر فرماندهی تیپ 16 که در حمله شرکت نموده بود اظهار داشت: «ایرانی‌ها هیچگونه فرصتی برای مقابله با تهاجم بیش از 150 دستگاه تانک و زره‌پوش را نداشتند.»

بعد از اینکه جنگ شروع شد و نیروهای عراقی با پیشروی حدود 30 الی 50 کیلومتر در عمق خاک ایران بر سلسله کوه‌های سر به فلک کشیده‌ای که از خانقین قابل رویت بود، تسلط یافتند، نیروهای مستقر در روی آن کوه‌ها توانستند تمامی منطقه را تا غرب و حتی شهر «سعدیه» واقع در 30 کیلومتری غرب خانقین زیر نظر بگیرند. بنابراین معلوم می‌شود که نیروهای ایرانی می‌توانستند بر نیروهای زرهی عراق که به مدت دو روز در دشت خانقین سازماندهی شدند، اشراف داشته باشند. حتی نیروهای ایرانی مستقر در تپه زین‌القوس می‌توانستند با چشم معمولی زره‌پوش‌های عراقی را مشاهده کنند. با این همه در جو متشنج و تیره‌ای که نمی‌توان این قبیل حرکت‌ها و نقل و انتقال‌ها را صرفاً یک مانور به حساب آورد نیروهای ایرانی برای برخورد با احتمالات هیچگونه تدبیری اتخاذ نکردند؛ دست به تقویت امکانات خود نزدند و حتی به حال آماده‌باش نیز در نیامدند!



 
تعداد بازدید: 697


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (2 + 3) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/45

آیا پرداختن به شکست‌ها و تلخی‌ها در تاریخ شفاهی ضرورت دارد؟
در تاریخ شفاهی نمی‌توانیم فقط وقایع و رویدادهای مثبت را در قالب پیروزی‌ها ثبت کنیم زیرا مخاطب انتظار دارد وقایع را آنگونه که اتفاق افتاده بیاوریم و تفاوتی نمی‌کند حاصلِ روایت، مثبت باشد یا منفی؛ زیرا مورخ شفاهی خود را موظف به بازنماییِ بی‌پرده تجربه راوی می‌داند، نه داوری درباره خوبی یا بدیِ آن واقعه.