تاریخ شفاهی جنوب شرقآسیا ـ36
گفت و گو با نخبگان تایلند
چند روز پس از جنگ بود که م.ر.سنی از «پرایدی» نایبالسلطنه تلگرامی دریافت کرد که در آن از وی خواسته بود به تایلند برگردد و سمت نخستوزیری را به عهده گیرد. اما او پاسخ داد که خیال ندارد نخستوزیر شود و خدمات او در دوره جنگ را باید به عنوان وظیفه او و حقشناسی ساده یک شهروند تایلندی منظور کرد. او اصرار داشت حکومت جدید به او اجازه دهد به عنوان همان سفیر در ایالات متحده باقی بماند. پرایدی تلگرام دیگری به او نوشت و اظهار داشت که تمامی نیروهای نظامی مایلاند که او نخستوزیر جدید باشد. و دوباره سنی عذرخواست و برنرنجیدن ایشان تاکید کرد.
او همراه با تلگرام سوم اظهار کرده بود که گفته میشود گروههای انگلیسی برای حمله و خلع سلاح کردن نیروهای ژاپنی حرکت کردهاند و م.ر.سنی یگانه کسی بود که میتوانست با انگلیس مذاکره کند و تایلند را از مستعمره آن کشور شدن نجات دهد. سنی میگوید: «پیغام پرایدی مرا در وضعی به شدت دشواری قرار داد.
او بحث کرد که من در جایگاه رهبر جنبش آزاد تایلند در ایالات متحده، شخص مناسبی از طرف رهبر حکومت جدید برای گفتوگو هستم. او هم چنان دلیل آورده بود که ممکن است من هنوز از پیشنهاد او عذر بخواهم، اما پس از آن، در جلوگیری از هر فاجعهای که برای کشورمان رخ دهد، مسئولیت خواهم داشت.
و سنی سرانجام به وظیفه میهنی خود که پرایدی نیز کراراً آن را از وی خواسته بود تن در داد و تصمیم گرفت به تایلند برگردد و نخستوزیر شود.
او باید در مسیر بازگشت شخصاً تصمیم به جلوگیری از امور متعدد گرفت. او پیش از این از «رانگون» وزیر امور خارجه آمریکا تلویحاً شنیده بود که هر معاهدهای را که او دیکته کند، پرایدی، نایبالسلطنه امضاء میکند؛ از جمله وضع تامین مالیات و مجازات عمده و جبران ضرر و زیانها در تایلند مستقل. معنی این قرارداد کنترل کامل انگلیس بر مایحتاج نیروهای ارتش سلطنتی تایلند، صادرات کالاهای اساسی از کشور برای یک دوره نامعین در آینده بود. این معاهده همچنین، تایلند را ملزم به پرداخت هزینه روزانه نیروهای اشغالگر انگلیس به مبلغ حدود 5 میلیون باهت (baht=) در روز میکرد. سنی البته به مقاصد سلطهگرانه انگلیس در تایلند پس از جنگ که بسیار روشن و صریح بوسیله Lord hailey در کنفرانس 1942 بنیاد صلح بیان شده بود، آگاهی داشت:
«شاید با وجود این که پرایدی و کشورش مرتباً به انگلیس چراغ سبز نشان داده بود، دیگر نیازی به برگشتن من نداشت تا به تایلند برگردم و مثل یک برده زندگی کنم. معاهدهای که از طرف انگلیس به تایلند ارائه شده بود، به نمایندگی از سوی بریتانیای کبیر و ایالات متحده، هر دو بود.
در حالی که من تصور میکردم ممکن نیست آمریکا با معاهدهای که استعمار انگلیس را به تایلند برمیگرداند موافق باشد. با این همه ایالات متحده بیشتر روابط مودت آمیزش را با جنبش آزاد تایلند من حفظ کرد، همچنین استقلال تایلند را پس از جنگ به رسمیت شناخت.
من براین باور بودم که مردم آمریکا قاعدتاً نباید با این عقیده موافق باشند که سربازانشان زندگیشان را قربانی مستعمرات جدید انگلیس در آسیا کنند. سوءظن م.ر.سنی در برخورد با Rangoon وزیر امور خارجه آمریکا تایید شد. حکومت آمریکا هیچ چیز راجع به معاهدهای که به وسیله انگلیس و به نمایندگی او ارائه و امضاء شده بود نمیدانست. پرسش از انگلیس در مورد محو نام آمریکا از معاهده و دریافت قرارداد جدیدی که تجویز شده بود موجب شد م.ر.سنی آمریکا را به مقصد بانکوک ترک کند تا در خصوص این معاهده با انگلیس وارد مذاکره شود.
در 17 سپتامبر 1945، م.ر.سنی در حالی که 41 سال سن داشت ششمین نخستوزیر تایلند شد. او رابطه مناسب و شفافی با نائبالسلطنه بهم زد. هر چند که او در جایگاه نخستوزیر، صرفاً تا زمانی که به او برای گفتوگو با انگلیس و حل و فصل بغرنج معاهده نیاز بود، باقی ماند و پس از به نتیجه رساندن این امر، زودتر از آن که تصور میشد از سیاست کناره گرفت. پرایدی همچنین برای اثبات حسن نیت خود مبنی بر به کارگیری عوامل موثر سیاسی در حکومت جدید از او درخواست کرد که در کابینهاش عضو شود. اما هنوز چیزی از رفتن م.ر.سنی به محل کارش نگذشته بود که انگلیس معاهده جدید را که چیزی شبیه معاهده قبلی بود برای حکومتش فرستاد. اکثر اعضاء کابینه و همه کسانی که دنبالهرو پرایدی بودند از او خواستند که در اولین فرصت ممکن، معاهده را امضاء کند. انگلیس قادر بود پرایدی را وادار به امضاء معاهده که پرستیژ ملی آنان محسوب میشد، کند. موضوع محل مناقشه اما قید و شرط روزانه نبودن امضاء معاهده از طرف تایلند و تحقق این خواست متفاوت بود.
سنی به هر حال به عنوان یک حقوقدان نسبت به این امر واکنش نشان داد و مکرر از امضاء آن سرباز میزد. او با تاکید بر روزانه بودن معاهده میخواست حتیالامکان برخی قید و بندهای زیانآور را از دور خارج کند.
مخالفان سرسخت او در کابینه کار او را بیشک دشوار میکردند، اما او مدام به این یا آن بهانه امضاء اصلاحیه را برای تغییر فوری و همزمان مواردی از افزودهها به تاخیر میانداخت.
سرانجام انگلیس ناشکیبا شد و در 13 دسامبر 1945 کار به التیماتوم کشید و تایلند را مکلف کرد که معاهده را ظرف سه روز امضاء کند. سنی درصدد برآمد تا از کاردار آمریکا در بانکوک کمک بگیرد ،اما دیدگاه او در مذاکرات به انگلیس نزدیک بود.
در این استیصال، سنی یک خبرنگار آمریکایی را فراخواند و بیپرده از دسیسه انگلیس علیه تایلند سخن گفت. گرچه او در آن زمان از اهمیت تاریخی و مناسبت زمان مصاحبه بیخبر بود.
کنگره آمریکا آن موقع مشغول سبک سنگین کردن قانونی بود که بواسطه آن مبلغ 5 میلیون دلار در اختیار انگلیس میگذاشت. برخی از سیاستمداران و اصحاب رسانه که مخالف این وام بودند طبعاً اخبار دسیسه انگلیس علیه تایلند را مستقیم از بانکوک به واشنگتن دی.سی. مخابره کردند که سر و صدایی در ایالات متحده براه انداخت.
تعدادی از اعضای کنگره شروع کردند به پرسش از این که آیا چنین وامی موجب تسهیل سیاست توسعهطلبی استعماری انگلیس نخواهد شد؟
15 دسامبر 1945 بود که به م.ر.سنی اطلاع دادند وزارت خارجه در مورد توقف امضاء و تصویب معاهده انگلیس درخواست رسمی صادر کرده است.
این یک معجزه بزرگ بود و من میدانم که این کار Siam Devatirai (روح نگهبان وطن) بود. اگرچه من هرگز اعتقاد به معجزه و روح ندارم اما باورم این است که من وسیلهای در دستان کبرایی بودم که مرا از بسیاری بحرانها که با آن روبرو شدم بیرون کشید؛ در طول دورهای که مسئولیت جنبش آزاد تایلند با من بود بعلاوه در زمان نخستوزیریام، پروردگار همیشه در کنار من بود.
پس از آن انگلیس شروع کرد به نرمش نشان دادن در رفتارش و مذاکرات به نحو دلپذیری تغییر کرد. انگلیس معاهدهای جدید ارائه کرد و در آن تمام قید و شرطهای غیرمنصفانه را بیرون انداخت.م.ر.سنی با تحقق بخشیدن به تصمیماش در 16 ژانویه 1946 از کار کناره گرفت.
بخش سوم
در این فاصله انتخابات عمومی ژانویه 1946 برگزار شد که نتیجهاش پیروزی Kuang Aphaiwong، سیاستمدار غیرنظامی و دوست سنی بود. او با کسب حمایت اکثریت در مجلس پست نخستوزیری را در 31 ژانویه 1946 عهدهدار شد. سنی با تکالیف توانفرسای جنبش آزاد تایلند و مذاکرات مربوط به معاهده انگلیس بود از سیاست دور بماند اما متأسفانه کوانگ نمیتوانست به او این اجازه را بدهد.
او میگوید: «من در طی دوره نخست وزیریام از کمک کوانگ برای راه انداختن عملیات بغرنج تأمین برنج اتحادیه از او درخواست کمک کردم و از این حیث سپاسگزار کارایی و خدمات او هستم بنابراین وقتی او از من در به دور انداختن چرخ حکومت کمک خواست مرا مرهون منت خود در این دستیاری کرد.
به این ترتیب م.ر.سنی در 31 ژانویه 1946 وزیر امور خارجه شد اما حکومت پی.ام.کوانگ خیلی دوام نیاورد. او در 18 مارچ 1946 بعد از آن که مجلس کابینه او را به ناکامی کشاند، استعفاء داد. کوانگ بعد از این ماجرا توانست سنی را وادار کند تا به او در سازماندهی حزب ترقی (که بعداً به Prachatipaf معروف شد) کمک کند. این حزب در طی سه دهه بعد، بزرگترین حزب مخالف در تاریخ سیاسی جدید تایلند شد.
بعد از استعفای کوانگ، پرایدی در 18 مارچ 1946 نخست وزیر شد. اما با مرده یافتن پادشاه جوان Ananda Mahidol در محلة خصوصیاش براثر اصابت گلوله در نهم جون 1946 همه چیز بهم ریخت. شاهکشی بیدلیل و ناتوانی پرایدی را کنترل اوضاع پس از مرگ مرموز پادشاه جوان برخی را تحریک به مبارزه بر علیه وی کرد و راه را در حد یک کودتای نظامی در نوامبر 1947 باز کرد.
نوشته: یاس سانتا سامبات /ترجمه: مهدی فهیمی
روزنامه اطلاعات: سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 - شماره24735
تعداد بازدید: 4188
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





