تاریخ شفاهی جنوب شرق‌آسیا ـ43


بازسازی زندگی گذشته

گرایش شرح حال در آسیا، تأکید روی نقش عمومی کسانی داشت که در مقام فاعل بازی می‌کردند. به این ترتیب خود «فردیت» موضوع شرح نبود. آنچه مهم بود گونه نادر و صرفاً منفی بود.

گفته ایشان راجع به شرح حال فردی آسیایی شاید بیشتر مربوط بشود به علت کمبود شرح حال نویسی در این بخش از جهان. زیرا نزدیک آسیایی مقام سنّت در جامعه بیشتر اهمیت دارد تا قضیه فردی. نوشتن شرح حال و به مراتب و از آن افزو‌ن‌‌تر شرح حال خود نوشت در معرض این تمتّع و حض نفس ـ خود است.

از این گذشته، اعتقاد چینی‌ها به فروتنی‌ ناشی از رعایت آداب و تصویر «نفس» حقیر شمرده است شده‌ای که خود را به طور علنی کم‌اهمیت جلوه می‌دهد، همه اینها در جهت تلقین خوی و خلق مهم است. کوچک‌شمردن و تأیید مقام او به مثابه جزیی از یک گروه، اما نه چنان که «خود» جداگانه او هست.

به علاوه این مفهوم سترگ از زندگی خصوصی و نیاز به محافظت از این امر قطعاً در نوشتن شرح حال می‌تواند نقش اول را در مزاحمت داشته باشد.

در مصاحبه راوی می‌تواند راجع به مسائلی که با یک فاصله‌ای در گذشته اتفاق افتاده، دوران بچگی و جوانی‌اش، یا تجربه‌های عمومی‌تر چون جنگ یا در امور غیرشخصی چون کار و همکاری با یک انجمن و سایر فعالیت‌های گروهی، کاملاً آزادانه حرف بزند اما وقتی پای پرسش‌های نزدیک‌تر به زمان حال و نزدیک‌تر به احساسات می‌رسد به یک معنی عقب‌نشینی می‌کند که می‌تواند ناشی از بی‌میلی او باشد، که باید با زبردستی استادانه و کنترل راوی و با ملایمت و بنای مجدد رابطه نزدیک و ضروری او را به روال عادی مصاحبه بازگرداند.

فرزندان بیش از حد برای خوشنامی والدین یا نیاکان حس دلسوزی نشان می‌دهند.و در واقع این یک نوع حساسیت است که آنها نسبت به هر گونه مرجع در غیر شرایط هیجانی و از خود بیخودی دارند. برای نمونه در مقاله‌ای مربوط به خاطرات که به وسیله مؤسسه مطالعات جنوب شرق آسیا شده، نویسنده به یک شهروند سرشناس اشاره می‌کند که به سهم خود برای اجتناب از وطن‌فروشی در زمان جنگ ژاپن وانمود به میگساری می‌کند.

اما آنچه این دوست با تصمیم مبتکرانه و خلاقه در نظر داشت این بود که با سؤ‌تعبیر و تقبیح خانواده‌اش مواجه نشود.

هنوز عوامل دیگری در منصرف‌شدن اشخاص از نوشتن شرح حال وجود دارد؛ تبیین این بی‌رغبتی عملی در برخی، موجبات قضاوت سایرین را فراهم می‌آورد.

این خصلت فراگیر در اغلب فرهنگ‌های آسیایی هست،انتقاد و انتقاد از خود تا همین اواخر از نظر اعتقاد چینی اختلال در هوشمندی محسوب می‌شد.

این نداشتن تمایل به این عقیده که فرد با احترام به شخص بزرگتر و قبول نصیحت ایشان آبروی خود را نمی‌برد و او را به چالش نمی‌کشد، گره خورده است.

نتیجه‌ای که اجمالاً می‌شود گرفت این است که یک بی‌تفاوتی در این امر قطعا، وجود دارد. در این که شخص صرفاً تمایلی به نمایان‌شدن وصف خود در شرح حال خود داشته باشد.

مگر آنچه نویسنده خودش در خاطرات و شرح‌های خود نوشت برملا می‌کند.و در یک نگاه گذرا باید گفت هنوز مقدار معتنابهی نکات گریز پا در اشخاص معنوی به چشم می‌خورد.

 

خاطرات و شرح احوال چینی‌های سنگاپور و مالزی

در بررسی شرح‌ حال‌هایی که تا بحال راجع به چینی‌ها در مالزی و سنگاپور نوشته شده دغدغه خاطر تهیه‌کنندگان در تعداد بسیار زیادی از شرح‌حال‌هایی که عمدتاً هم راجع‌به نخبگان جامعه بوده این است که نمی‌توان بین شرح‌حال یک نخبه و رهبر و نقد سیاسی او تمایزی قائل شد. و این تفاوت مهم است.

از این رو ما نیاز داریم بین کارهایی که واقعاً شرح حال هستند و آثاری که واجد اطلاعات شرح‌حال گونه‌اند فرق بگذاریم. اما مواردی هم وجود دارد که شکل اصلی یا مضمون شرح حال ندارند بلکه یکی فرد را مرکز توجه قرار داده دیگری سیاست او را.

نسبت دادن عنوان شرح حال به لیست بلندبالا و دور از انتظار از آنچه گردآوری شده دشوار است. چون تعداد معدودی از آنها در واقع دارای نوعی از محتوای شایسته موضوع هستند. به کار شگفت‌انگیز yap Ah loy (85 ـ 1837) پیش‌تر اشاره داشتم. وانگ‌نای‌سایونگ (1924 ـ 1849) که از همان نسل بود، خیلی پس از او (در سال 1900) به سنگاپور مهاجرت کرد و در همان سال با اجاح بروک رهسپار ساراواک شد. جایی که اجاح بروک به عنوان مسئول انتقال، تعداد زیادی از مهاجران را با خود از فوزایو که خودش بومی آنجا بود به ساراواک آورد. در شرح حال «یاپ» «سایونگ» و فوک توضیح داده‌اند که چینی‌های مهاجر وقتی وارد قلمرو مالی می‌شدند اولین کار آنها این بود ببینند آیا در شرایط جنگ برای استخراج معدن در سلنگور ـ‌ یکی از ایالتهای مالزی جدید ـ بمانند یا ساراواک را مقر سفید ها و یا این که مطابق شرایط جدید دولت مدرنی در جوهور تأسیس کنند.

در بخشی که شخصیت‌های جنگ موضوع شرح حال بوده‌اند، به «لیم.بو.سنگ.» (44 ـ 1909) برمی‌خوریم که قهرمان جنگ بود. مادامی که «تان.جیاک.کیم» (1917 ـ 1859)، «لیم.بون.کینگ.» (1917 ـ 1817) اجازه یافتند شهروند سنگاپور شوند، کیم عضو انجمن قانونی مستعمره، شورای شهر سنگاپور، هیأت مدیره مشورتی چینی‌ها و سایر بخش‌های دولتی و یکی از مهم‌ترین برپاکنندگان مدرسه پزشکی بود که اکنون دانشکده طب در دانشگاه ملی سنگاپور است.

لیم.بون.کینگ. یکی از اطبای چینی تربیت یافته غرب بود. اولین رئیس دانشگاه xiamen ، قاضی دادگاه بخش، عضو انجمن قانونی مستعمره و شورای شهر سنگاپور و فعال در امور معنوی، اجتماعی و تغییرات آموزشی بود. «سانگ.آنگ.سیانگ.» یکی از اولین چینی‌های لیسانسیه حقوق سنگاپور بود.

مؤلف کتاب: صد سال تاریخ چینی‌ها در سنگاپور و ویراستار مجله چینی straits. و آخرین سه نفر از چینی‌های فرنگی‌مآب که انگلیسی صحبت می‌کرد و بنیان گزار و عضو مؤسسه ای چینی ـ انگلیسی و آنقدر از خودراضی که او را پادشاه چینی‌ها بنامند!

خو.سیان.ایو. (1964 ـ 1886) در منطقه پینانک ـ از ایالات‌ مالزی جدید ـ دارای همان سوابق بود.

آنان گروهی از نخبگان چینی بودند که از سه مستعمره مِلِکا، پینانگ و سنگاپور، سر برآورده بودند و به صور مختلف به چینی استرایت پردانا کان یا بابا فرستاده شده و در آنجا نمایان شدند. طرز عمل چینی نخبه که در استرایت شکل گرفته بود در مقیاس وسیع، میانجی گری بین مأموران عالیرتبه انگلیسی و جامعه چینی‌ها بود. آنان دارای تعلیم و تربیت انگلیسی بودند؛ وفادار به امپراطوری، بسیار زیاد مورد اعتماد غرب، اما با این وصف و به معنی دقیق کلمه سبک زندگی چینی را از دست نداده بودند؛ چنان که گویی هنوز نفوذ و تأثیر مالی خاتمه نیافته بود.

اما از اشخاص نامبرده، فقط «کینگ» پیوند نزدیک شرقی ـ‌چینی و صحبت کردن به زبان چینی را در محیط کسب و کار حفظ کرد. یکی از استثنایی‌ترین رهبران، «تان.کا.کی.» (1961 ـ 1874) بود. کسی که اشتغال سیاسی او معطوف به وقایع دوره چین کمونیست و کیومین تیج اصلاح‌طلب بود. فقط شرح حال او در بین فهرست شرح حال‌ها از حیث موضوع و مطلب چینی و انگلیسی بود.

«آو.بون.هاو.» (1954 ـ 1882) یکی از رقبای kee در رهبری جامعه چینی بود. او با علامت تجاری «ببر ماده» روی محصولاتش، بهترین صنعتگر شناخته می‌شد.

شکل رسم شده و آن محصول، پمادی بود که به ملاحظه و مصرف مردمی قابل توجه داشتن، روغن ببر نامیده می‌شد. ببری که به طور تزئینی در بوستانی چون ویلای Haw par ترسیم شده بود.

چینی پیشرویی که فعالیت سیاسی‌اش را قبل از جنگ آغاز کرد. «انگ.چانگ.کینگ» است. پزشکی که در نهایت امر هم در قوه مقننه و هم مجریه صاحب مقام شد. مردی تزلزل‌ناپذیر و صریح‌اللهجه در عقاید. او در شرایط بحرانی مالزی توسط یک تروریست مسلح مورد هجوم قرار گرفت و کشته شد.

نوشته: پی.لیم.پوی‌هون/ترجمه: مهدی فهیمی


روزنامه اطلاعات: یکشنبه 9خرداد 1389- شماره 24762


 
تعداد بازدید: 3815


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (6 + 6) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.