تاریخ شفاهی جنوب شرقآسیا ـ49
نگارش شرح حال
البته تان سری فاطمه قبل از عزیمت از انگلیس با شوهرش، عضو بسیار فعال Kaumlbu بود و در جنبش استقلال مشارکت تمام عیار داشت. سابقه و جانبداری او از حزب دلیل غیرقابل تردیدی بود.
او واقعاً شایسته این مقام بود. بنابراین همانطور که خودش انتظار داشت ، طرح کایوم برای رهبر بعدی او بود او به آسانی رهبری را از صدیق تحویل گرفت و متصدی وقت حزب شد.
پس تمامی موضوعات و تأکید روی سه پرسش همزمان شکل گرفت: توانایی سازماندهی از خودگذشتگی و بدستآوردن قابلیت که او میتوانست آن را در سطح عالی اجتماعی بر اثر داشتن همسری در رده بالای نظام حاکم، از آن خود کند و در همان زمان نظر مساعد زنان را در پشتیبانی از ریشههای رشد به خود جلب کند.
وقتی که او رهبری «وانیتا آمنو» را ترک کرد، برای هر روستایی شعبهای از واینتاآمنو بوجود آورد و حضور زنان و عضویت آنان را در «آمنو» به 50 درصد مجموع اعضاء افزایش داد. ارتقاء سطح دانش زنان وابسته به آمنو، سازماندهی دورههای آموزشی در سطح گستردهای از موضوعات مثل سیاست، حکومت، سروسامان دادن به فعالیتهای مذهبی و حتی مدیریت امور خانه، آوردن جوانان تازه نفس و متخصصین دانشگاه ها به جنبش وانیتا، کسانی همچون رافده عزیز (سرپرست پیشین وانتیا آمنو) اسماء حاج عمر، فاطمه حمیدان، مارینا یوسف، عایشه غنی (جانشین او به عنوان رئیس وانتیا آمنو) و به این ترتیب او به وانیتا آمنو یک چهره حرفهای پراهمیت بخشید و موجب گستردهتر شدن تقاضای عضویت روشنفکران بعلاوه زنان متخصص و نیز درخواست زیادی از ناحیه زنان روستایی خانهدار و آموزشندیده شد که تاکنون ادامه دارد.
«جنبش ما در آغاز کار خود« کایوم ایبو آمنو» نامیده میشد. اعضاء مرد از اسم خودمانی «ایبوایام» (مرغ مادر) برای من استفاده میکردند. «بازتاب بیشتر حرفهایشدن آمنو منجر به تصمیم اعضاء برای تغییر نام وانیتا آمنو در ژوئن 1972 شد. او با اشتیاق و التزام خاص خود، موجب ریشه دوانیدن گیاه جنبش وانیتا و تصویر حرفهای امروز آن، بدور از هر انحراف شد که میتوانست موجب خوف یا نگرانی بدنه اصلی آمنو شود و تحت عنوان نا اطمینانی به شخص اتفاق بیفتد. او انتظارات تان کو عبدل رحمن را که در معرفی او به دو کلمه مالایی بسنده کرد، در عمل برآورده ساخت.
او آنقدر باهوش و واقعگرا بود که حتی وقتی شروع به حرفهای و روشنفکری کردن فضای جنبش کرد، بداند که بسا یک روز موقعیت او دستخوش این تغییرات شود. او به کراّت درباره نخبگان نزدیک به خودش نیز، هشدار داده بود. اما خلوص عمل او در تحکیم مبانی جنبش، ملاحظات شخصی او را کنار گذاشت در حقیقت این رقابت و مبارزهطلبی بوسیله یکی از زنان در هیأت شخصیتان سری عایشه غنی، روزنامهنگاری که فاطمه را در انتخابات رهبری حزب در سال 1973 شکست داده بود، ظاهر شد.
تان سری عایشه غنی با تان سری فاطمه در جایگاه رهبر «وانیتا آمنو» مبارزه میکرد که در دو انتخابات گذشته از عهده مدیریت شکست و جانشینی او برنیامده بود. اما وقتی بالاخره این شکست در 1972 رقم خورد و تان سری فاطمه متعاقب آن از وزارت در کابینه نیز استعفاء داد، از سال بعد خط فکری و سیاست آمنو در اثر این ضربه، عوض شد.
بدیهی است بحث و توصیف شکست نهایی تان سری فاطمه با مصاحبهشوندگان کار مشکلی بود. طرفهای مصاحبه نمیتوانستند یا نمیخواستند جزئیات عمده و اصلی شکست را به خاطر بیاورند. خود تان سری فاطمه در توجیه منطقی این واقعه چنین میگوید: «اگر وانیتا آمنو مایل بود یک شخص دیگری را به عنوان نفر اول حزب مطرح کند، البته میتوانست و او را مییافت. اما من دین خودم را ادا کرده بودم و اگر چیز بیشتری نمیخواستم دلیلی نداشت تا کمر خم شوم و در این مبارزه کثیف مصلحت طلبانه شرکت کنم.»
حقیقت همین است که او نمیخواست وارد این بازی خطرناک شود، برخی از خبررسانهای مصاحبه نیز این امر را تأیید کردند. این میتوانست البته نوعی تغییر و تحول باشد.
در ترتیب شکست تان سری فاطمه حقیقتی که باقی میماند این است که او نمیخواست به موضع قدرت به خاطر خود قدرت بچسبد. به بیان دخترش او میدانست چه وقت آن را ترک کند.
در آن مقطع تاریخی، خود «آمنو» توجهاش معطوف به تغییر دوره «تان عبدل رزاق» و سپردن رهبری حزب به تان کو عبدل رحمان بود. در همان زمان، رئیس شاخه جوانان آمنو نیز تغییر کرد و در پی این موج جدید تمایل به تغییر رهبری، درک وضع وانیتا آمنو نیز میتوانست دشوار نباشد.
تان سری فاطمه به قربانیشدن قدرت و موقعیت در پای عزت نفس شخصی راضی بود. این انتظار از لیاقت و حرمت دائمی شخصیت خود در هر جایگاه، با اظهار محبت از ناحیه همکاران و هواداران و در مصاحبه با مقامات عالی وزارت بهداشت، بیشتر به همان خوی و خصلتها تأکید داشت که او در رفتار سیاسی و زندگیاش نیز به نمایش گذاشته بود. توانایی سازماندهی و دقت نظری که در تاریخچه وزارت بهداشت تصویر جدیدی را ارائه میکرد که تا آن روز کمتر مشاهده شده است.
او توجه متفاوتی به ساختمان زهوار در رفته وزارت کرد و تا آن جا که ممکن بود، در دورهای که ریاست سازمان ملی زنان را بعهده داشت توانست با مدیریت خود، موقعیت حرفهای زنان را در وزارت تقویت کند. خستگیناپذیری، اخلاص عمل و برخورد جدّی او با کار موجب دلگرمی و از خودگذشتگی در برخورد با کارکنان را به همراه داشت. میانگین قابل توجه پوشش خدمات بیمه وزارت و اقدامات بهزیستی او در NCWO و نیز رهبری دلگرمکننده و توانایی سازماندهیاش و طبیعت سختکوش و شجاعت زیاد او مثلزدنی بود.
وقتی که او NCWO را پس از 26 سال ریاست آن ترک کرد، یک گروه 47 نفره از زنان داوطلب همکاری آزادانه سیاسی و صرفاً اجتماعی و سلامت اولیه زندگی را زیر چتر NCWO در کنار خود داشت،تا در جهت اهداف اجتماعی و تأمین امنیت و موقعیت شغلی زنان در جامعه کوشا باشند. از جمله موفقیتهایی که او به دست آورد و از موارد قابل توجه آن، نقشی است که او در تنشهای سیاسی مربوط به مسایل نژادی که در شورش می 1969 در کوالالامپور اتفاق افتاد، بعهده داشت.
روز دوم شورش، در شرایطی که کشور دچار شوک شده و شخصیتهای سیاسی بواسطه نگرانی عمیق در حالت قبض بسر میبردند. NCWO مالایی تان سری فاطمه با حضور در ناحیه درگیر شورش و همکاری با چینیها و هندیها و تأمین دارو و غذا و لباس و ترتیبدادن پناهگاه برای آنان و از آن مهمتر آرامکردن آنها موجبات آسودگی از تنش را با کمک خود فراهم کرد.
او با نوشتن نامه به زنان همه نژادها تقاضا کرد برای آرام کردن وضع پیش رو دست بکار شوند. این نامه بوسیله رسانهها به تمام زبانها البته برگردانده شد.
انجام این امر لابد برای هر کسی مستلزم شجاعت بسیار است. در شرایطی که وضع اضطراری است و هر لحظه بیم آن میرود که بدتر شود.پیرورزدی دیگر او، نبرد برای پرداخت حقوق برابر در مقابل کار برابر است که به موجب آن زنان بتوانند همان حقوق همتایان مرد را در یک نوع کار که هر دو انجام میدهند، به طور قطع دریافت کنند.
از آن زمان به بعد NCWO چندین حقوق انحصاری به دست آورد و مقام زنان را در جایگاهی که مالزی امروز از آن برخوردار است، ارتقاء داد.
علت اصلی تمامی این توقیفات کمک بزرگی است که او تحت لوای NCWO به عنوان وحدت ملی در جامعه چندنژادی مالزی ایجاد کرد. چنان که خانم «ر.بهایو پالان» که مدت مدیدی قائم مقام رئیس NCWO بوده، تأکید میکند.
نوشته: عزیزه مخزنی ـ ترجمه: مهدی فهیمی
روزنامه اطلاعات: یکشنبه 30خرداد 1389- شماره 24779
تعداد بازدید: 4381
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





