مالک تاریخ شفاهی کیست؟


راه حل تعمیم خلاق

مالک تاریخ شفاهی کیست؟ وقتی راوی تاریخ شفاهی در پاسخ به سؤالات مصاحبه‌کننده روایت‌های خود را بیان می‌کند و نوارها و دست‌نوشته‌ها در بایگانی جای می گیرد، حقوق این منابع تاریخی متعلق به چه کسی است؟ چه کسی تصمیم می‌گیرد این مطالب در اختیار عموم قرار گیرد، در مطبوعات نقل یا در صفحات وب بارگذاری شود؟ چه کسی تصمیم‌ می‌گیرد که آیا کسی حق دریافت پول بابت درج آن مصاحبه در کتاب، فیلم یا وب ‌سایتی که به صورت تجاری نشر می‌یابد را دارد یا خیر؟ به علاوه آیا روش تعمیم خلاق Creative Commons که ابزاری است که از سوی جنبش دسترسی آزاد برای حمایت از قانون حق طبع و نشر (copyright) ایجاد شده است و در عین حال مطالب مشترک عمومی را گسترش می‌دهد، راه‌حل بهتری را نسبت به تفاهم نامه‌های موجود تاریخ شفاهی برای این مسائل ارائه می‌دهد؟

فعالان تاریخ شفاهی چنین سؤالاتی را در حالی مطرح می‌کنند که ما در عصر اینترنت برای انجام کارهایمان با چالش‌های جدیدی روبرو هستیم. شلدون هلپرن(Sheldon Halpern)، پروفسور حقوق و تکنولوژی، در یکی از پروژه‌های سمپوزیوم برنامه ریزی در نوامبر سال 2010 در مورد طرح تاریخ شفاهی در عصر دیجیتال Oral History in the Digital Age این سئوال بحث برانگیز را مطرح ساخت که فکر می‌کنید مالک چه هستید؟ یکی از شرکت‌کنندگان در سمپوزیوم، تروی ریوس(Troy Reeves) به تامل در مورد مفاهیم گسترده این سؤال در زمینه تاریخ شفاهی پرداخت. حدود یک دهه پیش وقتی راویان، یک مصاحبه تاریخ شفاهی را اهدا و فرم واگذاری را امضا می کردند، بر این تصور بودند که نوارهای صوتی یا تصویری و متون آنها تحت نظارت و کنترل یک مرکز بایگانی یا کتابخانه باقی می‌ماند و آن مرکز حق مالکیت آن را در اختیار خواهد داشت و در صورت صلاحدید امکان دسترسی عموم به آن را فراهم خواهد ساخت. اما شبکه اینترنت این تصورات را از اساس تغییر ‌داد. بسیاری از گنجینه‌های تاریخ شفاهی محتویات دارایی‌های خود را به صورت آنلاین به اشتراک گذارده‌اند. به گفته یکی از بایگان های با سابقه «از دست دادن برخی کنترل ها به خاطر دستیابی به مزیت بزرگتر دسترسی افراد بیشتری به مطالب، واقعا ارزنده است.»(1) ما در نسخه «تاریخ نگاری در عصر دیجیتال Writing History in the Digital Age که دسترسی به آن برای عموم آزاد است، به شرح اندیشه‌های خود در مورد چگونگی تغییر حرفه تاریخ‌نگاری به وسیله اینترنت می‌پردازیم.(2)

جک دوئرتی (Jack Dougherty) و دانشجویان محقق او الحاق عبارات مربوط به تعمیم خلاق به فرم‌های رضایت نامه تاریخ شفاهی را به عنوان جایگزینی برای تفاهم نامه‌های سنتی، در حین انجام مصاحبه‌ در مورد حومه شهرها و پروژه‌های تحصیلی در منطقه شهری هارتفورد (Hartford)، در دانشکده ترینیتی (Trinity) ایالت کانکتیکیت(Connecticut) شروع کردند. چندین مصاحبه در کتاب ما با عنوان "برخط : چگونه استقرار در مدارس و حقوق مدنی، هارتفورد و حومه آن را شکل داد: On the Line: How Schooling Housing, and Civil Rights Shaped Hartford and its Suburbs " آمده است. این کتاب تاریخ، تحت وب و رایگان است و تمام مجموعه در گنجینه دیجیتال دانشکده ترینیتی Trinity College Digital Repository قرار دارد.(3) این کتاب تحت وب با ترکیب متون تفسیری با مصاحبه‌های شفاهی و دیگر اشکال تعاملی، داستان چگونگی حفظ خط رنگ پوست از سوی شرکت‌های املاک و مستغلات، مشارکت رهن‌دهندگان در ترسیم خط قرمز، یافتن خانه از سوی خانواده ها در سمت مطلوب‌تر خط حضور در مدرسه و مبارزه فعالان برای عبور از این خط و ترسیم مجدد آن یا پاک کردن این خطوط را بیان می‌کند. ما در ابتدا این مقاله را به عنوان بخشی از یک مبحث گسترده‌تر در مورد «داستان حقوق مدنی چه کسانی روی وب است؟ ?Whose Civil Rights Stories on the Web» در جلسه مشترک سال 2012 سازمان تاریخ‌نگاران آمریکا/ شورای ملی تاریخ عمومی ارائه کردیم.(4)

جک در همین رابطه اظهار داشت: در نیمه دهه 1990، شروع به انجام مصاحبه‌های تاریخ شفاهی برای تحقیق پایان‌نامه‌ام در مورد فعالان اصلاحات مدارس آفریقایی ـ آمریکایی در میلواکی(Milwaukee) کردم.(5) مصاحبه‌ها را ضبط و شکل تفاهم نامه‌ استاندارد در مورد فرم رضایت نامه و بازنگری متداول را رعایت می‌کردم و تلاش داشتم به وعده خود برای پیاده‌سازی و بازگرداندن نسخه رایگانی از نوار و متن به هر یک از 60 شرکت‌کننده‌ای که از سر محبت سرگذشت خود را برایم بیان کرده بودند، عمل کنم. اما تلاش‌هایم در این زمینه مرا راضی نمی‌کرد. اساساً، تاریخ شفاهی و تاریخ عمومی به عنوان ابزارهایی برای قدرت بخشیدن به جامعه در مورد تاریخ حقوق مدنی مرا جذب خود کرده بود، اما رعایت قواعد استاندارد مرا ملزم می‌ساخت از افرادی که به رایگان سرگذشت‌هایشان را در اختیارم می‌گذاشتند امضا بگیرم و بخشی از حقوقشان را از آنها سلب کنم.

در آن موقع، راهنمای اصلی من برای فرم‌های رضایتنامه، جزوه انجمن تاریخ شفاهی نوشته جان نوئنشواندر(John Neuenschwander) با عنوان " تاریخ شفاهی و حقوق Oral History and the Law " بود که اکنون بسط یافته و به صورت کتاب درآمده است.(6) در مسئله حقوقی مالکیت، راوی تاریخ شفاهی پس از ضبط مصاحبه مالک اولیه حق طبع و نشر آن است، اما رفتار معمول آن است که فرم رضایت‌نامه‌ای آماده شده و این حق انتقال یابد. همان‌طور که نوئنشواندر توضیح می‌دهد: «بیشتر تاریخ شفاهی‌ نگاران و پروژه ‌ها در یک مرحله از کار از انتقال منافع حق طبع و نشر مصاحبه‌ شونده از طریق یک توافقنامه حقوقی، اطمینان حاصل می‌کنند» که وی نمونه‌ای از آن را در بخش ضمائم ارائه کرده است.(7) همینطور، بیانیه سال 2009 انجمن تاریخ شفاهی در مورد «اصول و بهترین عملکردها Principles and Best Practices» اکیداً از شرکت‌کنندگان در تاریخ شفاهی می‌خواهد که به عنوان بخشی از مراحل استاندارد انجام مصاحبه حقوق خود را واگذار نمایند: «مصاحبه‌کننده باید فرم رضایت‌نامه‌ای را اخذ کند که براساس آن راوی حقوق خود نسبت به مصاحبه را به گنجینه یا فرد پیشنهاد شده منتقل می‌کند. این فرم بعد از هر جلسه ضبط یا در پایان آخرین مصاحبه با راوی امضا می‌شود.»(8) چون من به دنبال پیاده‌سازی متن مصاحبه و نقل قول آزادانه ازآن در نوشته‌های دانشگاهی‌ام بودم، و براساس برداشتم از قانون حق طبع و نشر، واگذاری مالکیت حق طبع و نشر از سوی راوی به بهترین حالت خواسته مرا تأمین می‌کرد.

اما کنایه ناخوشایند در اینجا نهفته است که من به عنوان یک محقق سفیدپوست جنبش حقوق مدنی، طی فرم رضایت‌نامه خود از فعالان آفریقایی آمریکایی می‌خواستم حقوق خود نسبت به مصاحبه تاریخ شفاهی را واگذار کنند. در آن زمان، به دلیل آن که با دو گنجینه مختلف کار می‌کردم بهترین روشی که می‌توانستم از طریق آن این خواسته را مطرح کنم یک فرآیند دو مرحله‌ای بود. نخست، فرم رضایت‌نامه پیشنهادی ام از راویان تاریخ شفاهی می‌خواست حق طبع و نشر را مستقیماً به من واگذار کنند و من به نوبه خود آن را به همراه نوارها و دست‌نوشته‌ها به آن دو مؤسسه منتقل می‌کردم: انجمن / موزه تاریخی سیاهپوستان ویسکانسین(Wisconsin) (یک سازمان محلی تاریخ عمومی که دارای بهترین موقعیت برای به مشارکت گذاشتن این داستان‌ها با جامعه آمریکایی آفریقایی بود) و بایگانی کتابخانه دانشگاه میلواکی ـ ویسکانسین (مؤسسه‌ای غالباً سفیدپوست با بودجه بیشتر که تجهیزات بهتری برای به مشارکت گذاشتن گسترده ‌تر سرگذشت‌ها در اینترنت نوظهور داشت). من به عمد با هر دو گنجینه همکاری داشتم و به وعده خود برای دادن نوارها و دست‌نوشته‌ها به دو طرف عمل می کردم تا به مقابله با نسل‌های دانشگاهیان و روزنامه‌نگاران سفیدپوستی بپردازم که به میان جامعه سیاهپوستان میلواکی آمده بودند تا روایت ‌ها را برداشته و چیزی بر جای نگذارند. نسخه سال 1995 فرم رضایت‌نامه من (نسخه کامل PDF را از اینجا دانلود کنید) شامل عبارات مهم زیر است که از جزوه سال 1993 نوئنشواندر نقل شده است:

من می‌پذیرم که جک دوئرتی به عنوان بخشی از پایان‌نامه‌اش در مورد تاریخ اخیر آموزش آفریقایی آمریکایی در میلواکی با من مصاحبه و صدایم را ضبط کند. در پایان پروژه تحقیقاتی، نوارهای اصلی و متن ویرایش شده به بایگانی شهر میلواکی در دانشگاه ویسکانسین ـ میلواکی و موزه / انجمن تاریخی سیاهپوستان ویسکانس تحویل می شود. این مطالب به نام من شناخته خواهد شد و برای انجام مقاصد تحقیقاتی و تحصیلی در اختیار عموم قرار خواهد گرفت مگر آنکه جزو استثنائات مشروح زیر باشد....
من همچنین هر گونه حق طبع و نشر، حق مالکیت و حق ادبی در نوارها و استفاده از آن در انتشارات و نیز کلیه حقوق در مورد باز تولید، نسخه برداری، نمایه گذاری یا یافتن کمک در زمینه نوارها را به جک دوئرتی منتقل می‌کنم.
مشارکت من در این پروژه کاملاً داوطلبانه است و قبل از اتمام کار و اهدای مطالب به بایگانی‌ها هر زمان که اراده کنم می‌توانم از پروژه کناره ‌گیری نمایم.
برای دریافت یک نسخه رایگان از نوار اینجا را علامت بزنید
برای دریافت یک نسخه رایگان از رونوشت‌ها (کلی و جزیی) جهت بازخوانی یا تشریح کلمات گفتاری خود اینجا را علامت بزنید.

با این حال از این ادبیات برای انتقال حق طبع و انتشار ناخشنود بودم. از نظر من، این کلمات الزامی ناخوشایند برای حفظ این تاریخ شفاهی ارزشمند در بایگانی دانشگاه بود (که کارکنانش در آن زمان مرا در مورد فرم رضایت‌نامه راهنمایی می‌کردند) و به من اجازه می‌داد حجم قابل توجهی از آن را در کتاب نهایی خود (در حدی که برای فرآیند حق طبع و نشر ناشر من لازم بود) استفاده کنم. قابل درک است که وقتی من برای اهالی سیاهپوست میلواکی شرایط رضایت‌نامه را توضیح می‌دادم بسیاری از آنها مردد یا مشکوک می‌شدند. تعدادی از آنها نگرانی شدید خود را از واگذاری حق خود نسبت به سرگذشت های خود ابراز می‌کردند و من به آنها اطمینان می‌دادم که موضوع این طور نیست. تعدادی موافقت کردند که مصاحبه‌ کنند اما فرم را امضا نکنند. تعدادی دیگر کلاً با مصاحبه مخالفت کردند. یکی از آنها پس از انجام مصاحبه مرا ترغیب کرد که یک فرم رضایت‌نامه ویژه تهیه کنم که حق طبع و نشر را برای او نگه دارد و در عین حال به من اجازه دهد بخش‌هایی خاص از آن را در نوشته‌هایم نقل کنم، اما این حق را به سایرین همچون بایگانی‌ها ندهد، در نهایت بیش از 60 نفر از شرکت‌کنندگان در طرح تاریخ شفاهی موافقت کردند فرم رضایت‌نامه مرا امضا کنند که از آنها ممنونم. برخی با هدف به اشتراک گذاشتن تاریخ خانواده خود، در عوض دریافت یک نسخه رایگان از نوار و دست‌نوشته ها، فرم را امضا کردند. انگیزه دیگران محاسن عمومی حفظ و به اشتراک گذاشتن خاطرات خود درباره حقوق مدنی‌ از طریق یک یا دو سازمان بایگانی مشارکت‌کننده بود. در کل تمام این گفتگو ها مرا بر آن داشت تا عمیقاً به این نکته فکر کنم که چه کسی از این ترتیبات قراردادی نفع خواهد برد. اگر فعالان به رایگان روایت های خود درباره حقوق مدنی را با من در میان می‌گذاشتند آیا من حق داشتم به عنوان یک تاریخ نگار حرفه‌ای از آن نفع ببرم؟ این روند اندیشه مرا به سمت تاریخ شفاهی و محاسن عمومی و انعقاد قرارداد کتاب دانشگاهی سوق داد، از این رو من سهم خود از حق‌التالیف (و بعدها پول، جوایز و دستمزد سخنرانی‌ها) را به موزه / انجمن تاریخی سیاهپوستان ویسکانس برگرداندم تا به کارهای تاریخ عمومی خود ادامه دهند.

با توجه به برداشت من از تاریخ شفاهی و قانون حق طبع و نشر به عنوان دانشجویی که در نیمه دهه 1990 فارغ‌التحصیل شده‌ام، این فرم به لحاظ کاربرد ساده‌ترین فرمی بود که توانستم تجسم کنم. با نگاه به گذشته به نظر می رسد امکان برخی جایگزینی ها وجود داشت که درج آنها مستلزم دقت بیشتری بود. مثلاً می‌توانستم در متن انتقال حق طبع و نشر جمله‌ای اضافه کنم که حق راوی را برای استفاده از مصاحبه‌ها در طول حیاتش برای او محفوظ نگه می‌داشت.(9) اما افزودن این شرط اشاره‌ای به مسئله پنهان خارج شدن حق طبع و نشر از دست راوی و خانواده‌اش در پایان حیات وی نمی‌کند. مورد دیگری که می‌توانستم اضافه کنم درخواست از راوی برای تبدیل مصاحبه خود به بخشی از اموال عمومی بود. اما این گزینه تا حد حذف تمامی حقوق آنها که منتج از حق طبع و نشر بود پیش می رفت و علاوه بر آن نمی‌توانستم نمونه‌های سودمند دیگری از این دست را در بین تاریخ شفاهی نگاران بیابم.(10) با توجه به این شرایط، این رضایت‌نامه مربوط به نیمه دهه 1960 بهترین شکلی بود که می‌توانستم تهیه کنم. با این حال ذائقه‌ای تلخ و اشتیاقی فراوان برای یافتن نمونه‌ای بهتر در آینده همچنان بر جای مانده است.

کندیس سیمپسون (Candace Simpson) در این رابطه گفت: وقتی درتابستان سال 2011 شروع به کار با پروژه کتاب تحت وب "بر خط" کردم، یکی از وظایف من انجام مصاحبه‌های تاریخ شفاهی با فعالان حقوق مدنی هارتفورد بود. در این زمان گروه تحقیقاتی ما استفاده از فرم معمول رضایت‌نامه را (که از شرکت‌کنندگان می‌خواست تمام حقوق خود نسبت به مصاحبه‌ها را واگذار کنند) کنار گذاشته و به استفاده از فرم جدیدی که جک با ادبیات تعمیم خلاق تهیه کرده بود، روی آورد. اساساً تعمیم خلاق مجوزی است که حق طبع و نشر اصلی را برای شخص خالق اثر نگه می‌دارد. در حالی که در صورت تمایل وی، امکان به اشتراک گذاشتن آن در سطح وسیع‌تری، با محدودیت‌های خاص، برای عموم را نیز فراهم می‌آورد. مجوزهای تعمیم خلاق که ابتدا در سال 2002 با حمایت مرکز مالکیت عمومی منتشر شد، شش نوع مختلف دارد:


BY: اِسناد ـ دیگران می‌توانند اثر را نسخه ‌برداری، توزیع، ارائه و ادغام نمایند به شرط آن که اعتبار مورد اشاره شما را برای نامتان قایل باشند.

ND:
اشتقاق ممنوع ـ دیگران تنها می‌توانند اثر شما را نسخه‌برداری و توزیع یا نقل قول واژه به واژه نمایند.

SA: اشتراک مشابه ـ دیگران تنها می‌توانند براساس مجوزی که مشابه مجوزی است که شما برای اثر خود برگزیده‌اید، اثر شما را توزیع کنند.

NC: غیر تجاری- دیگران تنها می‌توانند برای مقاصد غیرتجاری اثر شما را نسخه‌برداری، توزیع، ارائه یا ادغام نمایند.

فرم رضایت‌نامه فعلی ما (نسخه کامل PDF را از اینجا دانلود کنید) از مجوز اِسناد ـ غیرتجاری‌ـ اشتراک مشابه بهره می‌برد، که عبارات اصلی آن به قرار زیر است:

من داوطلبانه موافقت خود را برای انجام مصاحبه در زمینه این مطالعه تاریخی اعلام می‌کنم...
من واقفم که مصاحبه ام (و دیگر موارد فوق) ممکن است برای مقاصد آموزشی استفاده شده یا از طرقی همچون چاپ ، برنامه‌ریزی عمومی و اینترنت در بین عموم منتشر شود.
همچنین موافقت خود را برای به اشتراک گذاردن رایگان مصاحبه خود (و دیگر موارد فوق) تحت مجوزشماره 3 تعمیم خلاق اِسناد ـ غیرتجاری‌ ـ اشتراک مشابه اعلام می‌کنم. این بدان معناست که من حق طبع و نشر را برای خود محفوظ نگه می‌دارم اما عموم مردم می‌توانند به رایگان از این موارد نسخه‌برداری کنند، آنها را تغییر دهند یا این موارد را برای مقاصد غیرتجاری با شرایط مشابه به اشتراک بگذارند، البته اگر منبع اصلی اطلاعات را نیز درج نمایند.
در عوض مصاحبه‌کننده متعهد می‌شود یک نسخه رایگان از نوار ضبط شده، متن پیاده شده و موارد مرتبط را به آدرس من که در بالا ذکر شده است، ارسال نمایند.

ما فرم رضایت‌نامه تعمیم خلاق را به این جهت ترجیح می‌دهیم که به وضوح حق طبع و نشر را در دست شرکت‌کنندگان در مصاحبه تاریخ شفاهی نگه می‌دارد و در عین حال اجازه به اشتراک‌ گذاری رایگان نوارهای ضبط شده و متون را در گنجینه کتابخانه و وب سایت تاریخ عمومی ما، که دسترسی به آن برای همگان آزاد است، فراهم می‌کند. از این طریق افراد و سازمان‌ها می‌توانند آن را به اعتبار منبع اصلی نسخه‌برداری و توزیع کنند. ما در فرم رضایت نامه تاریخ شفاهی خود محدودیت غیرتجاری را اضافه کردیم تا به شرکت‌کنندگان اطمینان دهیم که هیچ کس نمی‌تواند از طریق فروش مصاحبه‌های آنها کسب منفعت کند.

همانطور که در بخش «سؤالات متداول» تعمیم خلاق آمده است، امکان لغو مجوز در مورد هر اثری که مجوز تعمیم خلاق برای آن صادر شود، وجود ندارد. اما تمام مجوزهای تعمیم خلاق غیرانحصاری هستند بدین معنی که دارنده حق طبع و نشر (در این مورد شرکت ‌کننده در مصاحبه) می‌تواند مجوزهای دیگری به دیگر طرف‌ها (مثلاً به فیلم‌ها یا کتاب‌های انتفاعی ـ البته در صورت تمایل) بدهد.(11) همچنین مجوزهای تعمیم خلاق شرایط استفاده منصفانه قانون حق طبع و نشر موجود در ایالات متحده را محدود نمی‌کند، بدین معنی که گزارشگران و مفسران حق دارند اثر اصلی را گزارش یا از آن نقل قول‌ کنند. به علاوه مجوزهای تعمیم خلاق به طور فزاینده مورد استفاده مؤسسات دانش بنیان همچون پروژه فرآورده‌های دوره آزاد مؤسسه تکنولوژی ماساچوست (MIT: Massachusetts Institute of Technology) و کتابخانه عمومی علوم (PLOS: Public Library of Science) واقع می‌شود. در کل معتقدم که ترکیب ابزارهای مالکیت فکری ـ حق طبع و نشر سنتی با مجوز تعمیم خلاق ـ نسبت به حق طبع و نشر سنتی صرف، بیشتر با هدف اولیۀ حفظ تاریخ و آموزش عمومی تطابق دارد.

ما یک مصاحبه تاریخ شفاهی خاص را در هارتفورد با الیزابت هورتون شف (Elizabeth Horton Sheff)، فعال در زمینه ادغام مدارس، انجام دادیم که شایان توجه است، چراکه او فرم رضایت‌نامه تعمیم خلاق ما را از طریق گفتگو در مورد شرایط آن درست پیش از آنکه ضبط تصویری را آغاز کنیم، یک گام به پیش برد. شف با هدف ما برای حفظ تاریخ شفاهی او در جهت منفعت عمومی موافق بود، اما نگرانی اصلی او نقل جملاتی از او خارج از فضای گفته‌هایش بود که آن را قبلاً در مورد روزنامه‌نگاران تجربه کرده بود. او خواهان آن بود که مصاحبه تاریخ شفاهی‌اش به صورت کامل روی وب در دسترس قرار گیرد و به دیگران اجازه تغییر یا گزینش آن داده نشود. خوشبختانه شف از طریق پسرش که در زمینه موسیقی مستقل فعالیت می‌کند، با تعمیم خلاق آشنا بود. او خواهان درج محدودیت «اشتقاق ممنوع» بود و در همان جا ما مجوز فرم رضایت‌نامه را به مجوز تعمیم خلاق با اِسناد ـ غیرتجاری ـ بدون اشتقاق تغییر دادیم. درنتیجه با در نظر گرفتن محدودیت‌های مورد درخواست او ، نوار تصویری مصاحبه وی و متن آن در گنجینه دیجیتال کتابخانه دانشگاه ترینیتی قرار گرفت و ما امکان دانلود نسخه‌ای از فیلم برای کاربران را مسدود کردیم (تا ایجاد نسخه‌ای دست خورده از آن را دشوارتر کنیم).(12) با این حال هر کسی می‌تواند در صورت تمایل نشانگر زمان پخش فیلم را روی جستجوگر وب خود حرکت دهد تا بخش خاصی از آن (مثلاً دقایق 28 تا 32) را نگاه کند. به علاوه هر کسی می‌تواند متن مصاحبه را دانلود کرده و براساس دستورالعمل «استفاده منصفانه» بخش‌هایی از متن را نقل کند.

برای دیدن مصاحبه تصویری و متن پیاده شده اینجا کلیک کنید

مدعی نیستیم که تعمیم خلاق تمام مسائل ما را در مورد مالکیت تاریخ شفاهی حل کرده است همچنین مدعی تبحر در زمینه قانون مالکیت فکری نیستیم، اما به عنوان متخصصین تاریخ شفاهی که به دنبال راهی جایگزین هستیم، معتقدیم که ترکیب حق طبع و نشر و مجوز تعمیم خلاق نیازهای دوگانه ما را برای حفظ حقوق افراد شرکت‌کننده تأمین می‌کند و در عین حال تاریخ را در اختیار عموم قرار می‌دهد.

از شما دعوت می‌کنیم سؤالات، نظرات یا موارد دیگری از پروژه‌های تاریخ شفاهی را که در آن از مجوز تعمیم خلاق استفاده شده است، برای ما بفرستید.

این مقاله در ابتدا در جک دوئرتی و همکاران، برخط؛ چگونه تحصیل، اسکان و حقوق مدنی هارتفورد و حومه آن را شکل داد (هارتفورد، CT: دانشکده ترینیتی، پائیز 2011 کتاب تحت وب) ، و براساس مجوز BY-NC-SA تعمیم خلاق به اشتراک گذاشته شده است.


یادداشت ها:


1. Troy Reeves, “What Do You Think You Own,” in Oral History in the Digital Age, 2012, http://ohda.matrix.msu.edu/2012/06/what-do-you-think-you-own/.

2. Jack Dougherty and Kristen Nawrotzki, eds. Writing History in the Digital Age. Under contract with the University of Michigan Press. Trinity College (CT) web-book edition, Spring 2012, http://WritingHistory.trincoll.edu.

3. Jack Dougherty and colleagues, On The Line: How Schooling, Housing, and Civil Rights Shaped Hartford and its Suburbs. Web-book preview edition. Hartford, CT: Trinity College, Fall 2011, http://OnTheLine.trincoll.edu; Oral History Interviews, Cities Suburbs and Schools Project, Trinity College Digital Repository, http://digitalrepository.trincoll.edu/cssp/.

4. “Whose Civil Rights Stories on the Web?” roundtable session at Organization of American Historians/National Council on Public History joint meeting, Milwaukee, WI, April 20, 2012, available from the Trinity College Digital Repository,
http://digitalrepository.trincoll.edu/cssp_papers/40/.

5. Jack Dougherty, More Than One Struggle: The Evolution of Black School Reform in Milwaukee (University of North Carolina Press, 2004). See author’s website links,
http://caribou.cc.trincoll.edu/depts_educ/struggle/,
and “More Than One Struggle Oral History Project Records,” University of Wisconsin-Milwaukee archives, http://digital.library.wisc.edu/1711.dl/wiarchives.uw-mil-uwmmss0217.
Some interviews have been digitized and included in the March on Milwaukee Civil Rights History Project website,
http://www4.uwm.edu/libraries/digilib/march/index.cfm.

6. John Neuenschwander, Oral History and the Law, revised edition. (Oral History Association Pamphlet series no. 1, originally published 1985, revised 1993), which has been updated and renamed as Neuenschwander, A Guide to Oral History and the Law (New York: Oxford University Press, 2009).


7. Neuenschwander, A Guide to Oral History and the Law, p. 64. He also cites case law that the copyright may be jointly held by the interviewee and interviewer.

8. Oral History Association, “Principles and Best Practices”, 2009, http://www.oralhistory.org/do-oral-history/principles-and-practices/.

9. آن طور که به یاد می آورم، یک دلیل این که این عبارت را در فرم رضایت نامه نیاوردم، در ذهنم آن زمان این بود که، من از آن هراس داشتم که ادبیات ارایه شده در جزوه انجمن تاریخ شفاهی در سال 1993 (ص. 46) و تأکید آن بر مرگ، ممکن است مصاحبه شوندگان سالمند مرا هراسانده و از من دور کند: «اجازه می دهم از خاطرات شفاهی من به طور جزئی یا کلی تا زمان مرگ من یا [تاریخ معین] بهره برداری شود.» در مقابل در نسخه متعلق به نوئنشودر مربوط به سال 2009 (ص. 116) اکنون ادبیاتی که بیشتر متمایل به دوران حیات است مورد استفاده است: «[در ازای انتقال حقوق مادی و معنوی]، مرکز به من در یک پروانه غیرانحصاری اجازه می دهد از مصاحبه/های خود در دوران حیاتم استفاده کنم.»

10. در نسخه متعلق به نوئنشودر مربوط به سال 2009، اکنون این نمونه از ادبیات به کار رفته است: «با اهدای این خاطرات، من به خوبی می دانم که مصاحبه/های من دارای حقوق نشر از سوی خودم و یا برنامه تاریخ شفاهی نیست، بلکه بلافاصله در دسترس عموم خواهد بود. این تصمیم به منظور ایجاد بیشترین تعداد استفاده از سوی محققان در آینده اتخاذ شده است.» (ص. 85)


11. “How Do CC Licenses Operate?” Frequently Asked Questions, Creative Commons,

http://wiki.creativecommons.org/FAQ.

12. Elizabeth Horton Sheff, Oral history interview on Sheff v. O’Neill (with video) by Candace Simpson for the Cities, Suburbs, and Schools Project, July 28, 2011. Available from the Trinity College Digital Repository, Hartford Connecticut,

http://digitalrepository.trincoll.edu/cssp_ohistory/16.

جک دوئرتی
Jack Dougherty
کندیس سیمپسون
Candace Simpson
ترجمه: اصغرابوترابی

مطلب مرتبط: بررسی حقوق راوی و مولف در کتاب‌های خاطرات انقلاب و دفاع مقدس



 
تعداد بازدید: 4899


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (5 + 1) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.