نگاهی دقیق‏تر به مشارکت‏های جامعه


خلاصه: این مقاله مراحل اولیه برنامه‏ریزی برای یک طرح تاریخ شفاهی و حقوق مدنی را که برای یک جامعه جهت پخش و نگهداری در رادیو طراحی شده را شرح می‏دهد. همراه با ارائه مستند پیچیدگی‏های مربوط به مشارکت در برنامه‏های یک جامعه، هم چنین بر این مسئله که چگونه عصر دیجیتال برای صدور رضایت نامه مشکل ایجاد می‏کند و توانایی ما را جهت دسترسی و پشتیبانی و استفاده از منابع محدود قول داده شده به راویان به چالش می‏کشاند، توضیح داده می‏شود.

کلیدواژه‏ها: عصر حقوق مدنی، مشارکت در جامعه، عصر دیجیتال، اخلاق، جلب رضایت و دسترسی آگاهانه، مالکیت حقوقی

تاریخ به شکل بسیار گسترده و ریشه دار در شهر پرماجرا و کوچک یلو اسپرینگز (Yellow Springs، به معنای چشمه زرد)،‏ در ایالت اوهایو جریان دارد. این شهر که در زمان جنگ دوم جهانی روستایی فرهنگی در دره اوهایو محسوب می‏شد از بدو تأسیس خود، پرچمدار مبارزه با نژادپرستی و اختلافات فرهنگی قلمداد شد. سیاهان عالی رتبه که در پایگاه هوایی رایت پترسون (Wright Patterson Air Force Base) مقیم شدند به این جامعه پیوستند و بسیاری از آنها در هنگامی که گرفتن وام مسکن بسیار دشوار بود، مستغلاتی در آن خریداری کردند. قبل از این که تحولات اجتماعی اواخر دهه 1960 رخ نمایند،‏ سیاهان، ریاست نیروی پلیس،‏ شورای روستا و مدیریت مدارس عمومی را در اختیار داشتند. اما گوناگونی نژادی یلو اسپرینگز مانع از آن نشد که مردم آن در آشفته بازار مبارزات سراسری برای حقوق مدنی اقدامی شرکت نجویند. مرکز روستا دچار شورش شد زیرا یک آرایشگر محلی از اصلاح سر یک سیاه پوست خودداری می‏کرد. در زمان این شورش،‏ یک رییس پلیس سیاه پوست، نیروهای محلی، و هم چنین جوانان پرشور کالج بر پیچیدگی بیشتر آن اوضاع آشفته افزودند. در حالی که یلو اسپرینگز از سوی بسیاری همچنان گریزگاهی برای اختلافات نژادی محسوب می‏شد، بیشتر جمعیت روستا سفیدپوست بودند و و پیوسته پولدارتر هم می‏شدند و در مدارس عمومی بی‏نظیرش پیوسته و مصرانه دیگر شاگردان رنگین پوست نتایج خوبی از نظر تحصیلی حاصل نمی‏کردند.


تحت این شرایط،‏ جای تعجب نبود که چندین سازمان به تدارک مصاحبه با اعضای این جامعه درباره گوناگونی تاریخی و معاصر یلو اسپرینگز برآمدند. یکی از آن سازمان‏ها گروه جیمز ای. مکی James A. McKee Group بود که توسط اولین رییس پلیس سیاه‏پوست روستا تأسیس شده و به دنبال بازگشت به ریشه‏های خود بود. تصور می‏شد که اولین مجموعه مصاحبه‏های ضبط شده با افراد قدیمی‏تر این جامعه که در اواخر دهه 1980 انجام شده بود در منزل یکی از اهالی قدیمی وجود داشته باشد،‏ اما جعبه‏های نوارهای کاست پیدا نشدند. به علت آسانی کار ضبط به یمن فناوری‏‏های جدید برای مصاحبه،‏ اعضای گروه به این فکر افتادند که مجموعه دیگری از این مصاحبه‏ها را جمع‏آوری‏ کنند که این کار توسط داوطلبان کانال محلی ضبط شد و به شکل مجموعه برنامه‏ از تلویزیون و به صورت آنلاین پخش گردیدند. انجمن تاریخ یلو اسپرینگز The Yellow Springs Historical Society نیز کمک کرد و گروه مطالعاتی نسب‏شناسی آفریقایی-آمریکایی گرین کانتی Greene County African American Genealogy Study Group به سیستم کتابخانه این شهر متصل شد و این خود گام بسیار مهمی همزمان با ارایه و مطرح شدن این طرح بود.


در این ضمن،‏ رادیو دولتی وایسو(۱) WYSO که دفتر و استودیوهایش در یلو اسپرینگز قرار دارند،‏ به تازگی کار یک طرح آزمایشی آرشیو آمریکایی را به سفارش شرکت سی‏پی‏بی (Corporation of Public Broadcasting) را به پایان رسانیده بود. رادیو وایسو،‏ یکی از معدود ایستگاه‏های سراسری رادیویی آمریکا بود که داشته های خود را بر اساس فعالیت‏های تأثیرگذاری که در زمینه حقوق مدنی انجام داده بود بدست می‏آورد. این فعالیت‏ها شامل ضبط اولیه شورش یادشده در مرکز یلو اسپرینگز،‏ جلسات بلک پانتر(Black Panther) که در فضاهای دانشجویی کالج آنتیاک (Antioch College) برگزار شده بود و همینطور سخنرانی مارتین لوترکینگMartin Luther King در گردهمایی فارغ التحصیلی در سال 1965،‏ می‏شد.
این طرح آزمایشی به رادیو این امکان را داد تا یک بایگان (آرشیویست) استخدام کرده،‏ مجموعه‏های قبلی اش را سازماندهی نموده و مقدمات اولیه تأسیس یک مخزن دیجیتال با استفاده از استانداردهای پخش رادیو تلویزیونی دولتی را فراهم آورده است.


رادیو وایسو سعی کرد تا همکاری بیشتری با کتابخانه عمومی گرین کانتی Greene County نموده تا از این طریق در حدود 200 ساعت ضبط‏های تازه دیجیتالی شده را به صورت اسناد و مدارک قابل خواندن برای ماشین (۲) MARC در آورده و از این طریق با یک جستجوی ساده کتابخانه‏ای،‏ دسترسی جهانی به داده‏های صوتی را فراهم کنند.


وقتی که دو گروه از فعالیت یکدیگر مطلع شدند،‏ رادیو وایسو در حال ارسال درخواستی به بنیاد محلی شهر برای جذب مبلغ کمی بودجه بود تا مقدمات خرید 6 بسته وسایل ضبط را آماده کرده و هم چنین طرح‏هایی را برای آموزش داوطلبانی که با کهنسالان شهر مصاحبه کنند در دست تهیه داشته باشند. این روایتهای اول شخص،‏کارهای قبلی ضبط شده را که الان به شکل دیجیتالی شده در آرشیو صوتی رادیو وایسو وجود دارند کامل می‏کنند. اولین ملاقات بین سازمان‏های متعددی که این دو کار را انجام دادند منجر به ایجاد یک اجماع شد و آن این که این گروه‏ها کنسرسیومی را تشکیل می دهند تا این کار را به انجام رسانند.

گام‏های اولیه:
نمایندگان هر سازمان در چارچوب یک کمیته برنامه‏ریزی با یکدیگر ملاقات نموده و یکی از معاونین رادیو وایسو (خودم) به عنوان هماهنگ کننده طرح انتخاب شد. اولین سئوالی که همان اول رک و پوست کنده پرسیده شد این بود که: هدف ما از طرح مصاحبه چه بود؟ علائق افراد حاضر در کمیته بسیار گسترده بود و از سئوالات محض تاریخی مربوط به گذشته اهالی تا سئوالات مربوط به تاریخ معاصر شهر درباره برابری نژادی و این که چگونه با آن سابقه رنگین پوستان در این شهر زندگی می‏کنند، ‏مطرح گردید. از لحاظ تاریخی نقش مستحکم رهبران سیاهپوست در شهر نقطه مشترکی بود که از طریق آن هر چیزی در کمیته به بحث گذاشته می‏شد، ولی یک نکته مد نظر بود و آن این که نباید بر وجه سیاهپوستی آن قدر متمرکز شد که نقش شهروندان سفید پوست در زمان جنبش حقوق مدنی نادیده گرفته شود.


این مسائل ماه‏ها روی میز باقی ماندند تا در هر جلسه کمیته مجدداً مطرح و بررسی شوند. هنگامی که ما ژرفتر می اندیشیدیم که مصاحبه‏ها باید چگونه انجام شوند،‏ و تحت راهنمایی‏ها و استانداردهایی،‏ و در چه محدوده زمانی، موارد مشخصی روشن می شدند. ما تصمیم گرفتیم که بهتر آن است طرح را مرحله‏بندی کنیم. این به ما این فرصت را می‏داد که درباره مرحله اول یعنی چگونگی انجام مصاحبه بدون این که مجبور شویم احتمالات،‏ رشد و ایده های جدید را نادیده بگیریم، با آسودگی تصمیم‏گیری کنیم.

صدای لحظات سرنوشت ساز تاریخ یلو اسپرینگز، شالوده ای را پی ریزی کرد که مرحله اول طرح بر روی آن بنا گردید و به ما این امکان را داد که با جدیت بر نقاط عطف حقوق مدنی شهر متمرکز گردیم. در نتیجه،‏ در مرحله اول مصاحبه شونده‏ها خود را معرفی کردند: بسیاری از اهالی شهر که خود به طور مستقیم تجربه تلاش برای حقوق مدنی را داشتند و در حال حاضر دهه هشتم عمرشان را سپری می‏کردند. هر عضو کمیته برنامه‏ریزی افرادی را معرفی می‏کرد که فکر می‏کرد ممکن است دستی بر آتش داشته‏اند. این اسامی وارد یک لیست گسترده شدند. ما این امر را دنبال می کردیم که هر یک از اعضای کمیته برنامه‏ریزی کدام یک از اهالی را در یکی از ستون های لیست گسترده مان جای داده اند و سپس اسامی کسانی را که فکر می‏کردیم 80 ساله یا بالاتر باشند مشخص کردیم. در اولین مرحله اسامی 108 نفر برای ما مشخص شد که از این تعداد،‏ بین 20 تا 40 نفر از آنها به خاطر سن بالا و شرایط ویژه شان در اولویت مصاحبه قرار گرفتند.

روش مصاحبه:
ما در همان اوایل کار سند اصول و بهترین روش‏های انجمن تاریخ شفاهی [آمریکا] را به عنوان راهنمای استاندارد برای روش مصاحبه با اهالی در نظر گرفتیم. از آنجایی که بیشتر اعضاء با این سند آشنا نبودند منجر به پیش آمدن سئوالات زیادی شد که در بعضی موارد جوابی نداشت. برای مثال: آیا ضابطه مشخصی در جهت شناسایی روش‏های درست از نادرست برای مصاحبه در میان اهالی وجود دارد؟ آیا مصاحبه‏های ما توسط داوطلبان مسلط به مسائل تاریخی در تلاشی سازمان یافته جهت جمع‏آوری‏ اطلاعات تاریخی انجام گرفته است؟ ما احساس می‏کردیم که واقعاً می‏خواهیم تاریخ روستا را از طریق این مصاحبه‏ها بهتردرک کنیم - تا صداهای تاریخی بایگانی شده از تلاش‏های ما بهره مند شوند. اما آنچه که گروه واقعاً به دنبال آن بود،‏ به دست آوردن مشخصه آن زمان بود. ما به این برآورد رسیدیم که ما به دنبال سرگذشت ها بودیم: خاطراتی از مردم و مکانهایی را می‏خواستیم که دیگر وجود خارجی نداشتند و همچنین درک دقیق‏تری از لحظات ضبط شده ای که مدت ها قبل ضبط شده بودند. بنابراین،‏ ما می‏دانستیم که در حال انجام طرحی هستیم که بر وجه تاریخی متمرکز است.


از طرف دیگر،‏ ما تشخیص دادیم که چگونه رویدادهای جاری بزودی به تاریخ تبدیل می‏شوند. بنابراین اگر راویان ما در باره مسائل معاصر صحبت می‏کردند و به روابط و تنوع نژادی موجود در یلو اسپرینگزمی پرداخت،‏ ما از آن گفتگو‏ها نیز استقبال می‏کردیم. زمان معاصر همیشه به نظرات ما درباره گذشته رنگ می‏دهد، و ما احساس کردیم اگر به این شکل در زمان فعلی اجازه آن را بدهیم و گفتگو‏ها را به سوی وضعیت فعلی زندگی دریلو اسپرینگزسوق دهیم، مجموعه مصاحبه‏های ما غنی‏تر خواهند شد (با ایجاد زمینه کاری بیشتر و اختلافات کمتر برای محققین بعدی).


در پایان،‏ ما تصمیم گرفتیم که به مصاحبه‏هایی با رویکرد داستان زندگی روی آوریم. با استفاده از مشاوره‏های قبل از مصاحبه، راویان ما به این نتیجه خواهند رسید که آنها در طرحی شرکت می‏کنند که به خاطر منافع تاریخ حقوق مدنی اهالی به راه افتاده است. اما خواهی نخواهی مصاحبه‏ها بر اصل و نسب مصاحبه‏شونده و این که آنها چگونه جای خود را اوضاع و امور در یلو اسپرینگز یافتند، سوق داده خواهد شد. سپس مجموعه سئوالات متمرکز که کمیته برنامه‏ریزی آماده کرده ، چارچوب تمام مصاحبه‏های ما را تشکیل خواهند داد تا از این طریق باعث استحکام و غنای هر چه بیشتر موضوعات مورد بحث در مصاحبه‏های ما گردند. سپس،‏ به مصاحبه‏ها این فرصت داده خواهد شد تا به زمان معاصر کشانده شده و فرصتی برای بازخورد بیایند. در مرحله آخر،‏ مصاحبه‏کنندگان سئوالاتی درباره تبعات حوادث یا روند شکل‏گیری آنها خواهند پرسید و فرصتی را برای هر مصاحبه شونده فراهم خواهد کرد تا در مورد هر موضوعی که راجع به آن مسلط به نظر می‏رسند بیشتر صحبت کنند.


در عصر دیجیتال،‏ حجم هر مصاحبه تنها با اندازه کارت حافظه محدود می شود؛ بنابراین،‏ ما فکر کردیم که می‏توانیم آن قدر مصاحبه‏ها را گسترش دهیم تا با یک روش منسجم و سازمان دهی داده شده مسائل ناگفته آشکار شوند، چرا که ما به دنبال عمق بخشیدن به کار بودیم که با سئوالات متمرکز بر اساس سیر زمانی تاریخی حقایق را آشکار کنند.

 

اصول اخلاقی:
به عنوان مدیر طرح،‏ من خودم به طور مستمرسئوالات اخلاقی را تعیین و بر آنها نظارت دارم و این بهترین کار است که ما به دنبال راه‏هایی برای طراحی طرح جامعه خودمان باشیم. من متوجه شدم اصول و بهترین روشهای انجمن تاریخ شفاهی به عنوان با ارزش ترین سند برای کمک و سرعت بخشیدن به گفتگو‏های ضروری با همکاران جامعه‏ام محسوب می‏شود،‏ اما متوجه شدم که این سند به طور جدی در زمانی که ما از زاویه دیگر به قضییه نگاه می‏کنیم و وارد جزئیات و عمق قضایا می‏شویم و در حال گزینش رویکردی نسبت به رویداد دیگر هستیمٰ دارای کمبود و نقایصی است. من از دستور العمل‏های قدیمی‏تر وروش های ارزیابی Evaluation Guidelines انجمن استفاده کرده و توانستم نکات بسیار تخصصی و جزئی را در آنها پیدا کنم. دستورالعمل‏های قدیمی به ما کمک کردند که رابطه مصاحبه‏کننده را با راوی و مسئولیت‏ها و تعهداتی که از قبل آن روابط شکل گرفته‏اند را بررسی و جهت دهی کنیم. موقعی که من احساس کردم که فی نفسه ممکن است مصاحبه‏های ما از مدار اصلی تاریخ شفاهی خارج شوند در آن موقع من برای اتخاذ استانداردهای سازمان‏های دیگر با آنها به مشورت پرداختم. بیانیه مسئولیت‏های اخلاقی و حرفه‏ای انجمن مردم شناسان کاربردی آمریکا به من کمک کرد تا نسبت به تمام گروه‏های تشکیل دهندهای که ما باید در کارمان آنها را لحاظ کنیمٰ اطلاعات کاملی به دست آورده و در همان زمان،‏ بیانیه انجمن تحقیقات فولکلور با موضوعات انسانی آمریکابه ما کمک کرد تا طرح‏های مان را در چارچوب یک برنامه تحقیقاتی اجتماعی گاهی جنجال برانگیز قرار دهیم تا بتوانیم شناختی از تجارب گروه‏های محروم و فاقد قدرت به دست آوریم. معلوم شد که ما به چیزی بیش از یک علاقه ماندگار در تاریخ جامعه مان نیاز داریم تا بتوانیم این طرح را اداره کنیم. به موازات این که کمیته برنامه‏ریزی در حال آماده کردن متن مذاکراتی بود که ما می‏باید از اعضای انجمن سئوال می‏کردیم،‏ به نوعی از دقت و علاقه نیاز داشتیم تا بنیاد و اساس این طرح مان بر همگان آشکار شود.

دسترسی و رضایتنامه:
زمانی که ما تعداد نسبتاً زیادی مصاحبه ضبط کردیم،‏ از خود سئوال کردیم که حال با این منابع چه کارهایی می‏توان انجام داد. توقعات ما نسبت به اهداف طرح درطول زمان ارتقاء یافته بود وآخرین آن بکارگیری لوازم لازم برای آرشیو دیجیتالی بود تا موضوعات را در داخل خود مصاحبه‏ها به صورت فهرست بندی شده درآورد. (ما به دنبال پیاده کردن نوارها نبودیم،‏ چرا که ما از همان ابتدا به منابع صوتی مان ( شنیداری) به عنوان منبع اصلی و پایه هر برنامه‏ای که داشتیم نگاه می‏کردیم). ما انتظار داشتیم که بتوانیم یک مستند صوتی یا سریالهایی برای رادیو وایسو، بسازیم تا قسمت‏هایی از آن مصاحبه‏ها از طریق کانال‏های در دسترس محلی مان بر روی آنتن بروند تا محققین انفرادی یا سازندگان مستند‏های محلی سر شوق آمده و جهت دسترسی به تاریخ انجمن برای اهداف شخصی‏شان دست به کارهایی بزنند. ما این احتمال را نیز در نظر گرفتیم که علاقه به تاریخ ما ممکن است مورد علاقه افراد خارج از جامعه ما نیز قرار گرفته و این شاید به منزله شانسی برای طرح ما باشد تا بتواند خود را به عنوان گرایشی عمومی در Midwest(میدوست) مطرح کند. ما هم چنین این احتمال را نیز در نظر گرفتیم که امکان دارد تعداد معدودی از چهره‏های کلیدی انجمن بتوانند بخاطر شخصیتشان یا نقشی که آنها برای منافع جامعه‏شان بر عهده گرفته و از این طریق به عنوان نماینده شهر و عصرشان شناخته گردیده بودند،‏ به عنوان الگویی ممتاز شناخته گردند.


با مخاطبانی که در ذهن‏مان ساخته بودیم (چیزی به مراتب بیشتر از آنچه که ما در ابتدا فکر می‏کردیم)،‏ سناریوهای مختلف را تجسم نمودیم. اولین نگرانی که توسط اعضای کمیته برنامه‏ریزی مطرح شد،‏ حقوق اقتصادی بود. آیا می‏شد کسی با هدف کسب سود و درآمد در خارج از چارچوب جامعه ما فیلمی بسازد و هیچ گونه تعهد مالی به اعضای شرکت‏کننده در ساخت فیلم اش نداشته باشد؟. دومین نگرانی ما مربوط به زمانی می‏شد که تعدادی از لغات و اصطلاحات مورد استفاده در مصاحبه‏ها ممکن بود که مورد سوءاستفاده واقع شده و مورد کلاه‏برداری یا تهاجم اینترنتی قرار بگیرند و عده‏ای در این بین از آب گل آلود ماهی گرفته و اوضاع را متشنج کنند. در ادامه متوجه شدیم که ما خواهی نخواهی یک سازمان بیشتر سفیدپوست هستیم که به دنبال جمع‏آوری‏ و نشر بیشتر افکار اعضای سیاه‏پوست جامعه خود هستیم. ما متوجه شدیم که باید نسبت به این واقعیت از خود حساسیت نشان دهیم. تصمیم گرفتیم که دسترسی و ورود به استودیوهای رادیو وایسو را برای هر کس که مایل به شنیدن آنها باشد آزاد کنیم. یک سیستم ورود و یک سیستم اجازه (مجوز) برای استفاده‏های مجاز راه خواهند افتاد. تنهاموارد قابل استفاده اجازه داده شده،‏ موضوعات آموزشی،‏ تحقیقاتی و هر نوع تولیداتی که ماهیتاً غیرانتفاعی بودند را در بر می‏گرفت. اما واقعیت‏های عصر دیجیتال بسرعت همه چیز را تحت الشعاع خود قرار داد. از آنجا که صدای دیجیتالی به راحتی از طریق بلندگوهای رایانه قابل پخش بوده،‏ به آسانی کپی شده و به سرعت هر چه تمام تراز طریق امکانات چند گزینه‏ای پخش خواهند شد. با وجود نرم افزارهای ویرایشی مربوط به مطبوعات که در بیشتر رایانه و تلفن‏ها نصب گردیده‏اند،‏ امکان اینکه گفته‏های کسی به شکل ویرایش شده و آماده ارائه باشد،‏ به شکل دائم وجود دارد. حتی بارگذاری خبر در باره طرح از طریق رسانه‏های اجتماعی،‏ این شانس را بوجود می‏آورد تا گفته‏های راوی به ناگهان از گوشی‏های شنونده‏ای که اصلاً احتمالش وجود نداشت که شنونده چنین برنامه‏ای باشد،‏ شنیده شود.


حقیقتی که مجبور به باور آن بودیم این بود که شما در عصر دیجیتال دیگر به آسانی کنترلی بر دسترسی یا پخش برنامه‏ها ندارید. شما می‏توانید محدودیت‏ها را دسته بندی (طبقه بندی) کنید اما نمی‏توانید به راویانتان این تضمین را بدهید که شما دارای ابزارهای فناوری‏ هستید که با استفاده از آن امکانات بر آن محدودیت‏ها غلبه می‏کنید. این نکته اخیرالذکر مخصوصاً برای آن اعضای کمیته برنامه‏ریزی که بر پویایی قدرت بکار برده شده در هنگام مصاحبه با گروه‏های اقلیتی محروم تاکید می‏ورزیدند،‏ بسیار مهم بود. ما با هوشیاری خاصی ماموریتمان را انجام می‏دادیم و چشم‏انداز آن فعالیت‏ها را بررسی می‏کردیم و نسبت به کارمان،‏ تعهدی پایدار و همیشگی در مورد روند صادقانه و رضایت بخش اطلاعات کسب شده‏مان داشتیم.

مالکیت و جنبه‏های قانونی
هنوز به این سئوال که چه کسی به کارهای ضبط شده دسترسی داشته باشد جوابی داده نشده بود که سئوالات دیگری نیز مطرح شدند. مصاحبه‏ها به چه کسی تعلق داشت (صاحب اصلی مصاحبه‏ها چه کسی است)؟. جواب‏های اولیه کمیته برنامه‏ریزی این بود که هر سازمان و هر مصاحبه‏کننده باید نسخه‏ای از هر مصاحبه‏ای را که متعلق به خود بود را داشته باشند. اما به موازات این که حقوق قانونی و مسئولیت‏های ما بیشتر عیان می‏شدند،‏ لحن گفتگو تغییر کرد. دیگر این مسئله که هر کس باید نسخه‏ای از مصاحبه‏ها را در اختیار داشته باشد مطرح نبود. در عوض،‏ این مسائل که چه کسی مسئول حمایت از قراردادهای حقوقی بین طرح،‏ مصاحبه‏کننده و راوی است ؟ یا چه کسی مسئول نگهداری مصاحبه‏ها تا ابد خواهد بود؟ مطرح گردیدند.


بطور کلی،‏ تاریخ شفاهی برای هم مصاحبه‏کننده و هم راوی حقوق قانونی مشخصی را تبیین نموده است. هر کدام از آنها حق کپی رایت را در مورد مصاحبه‏های ضبط شده‏ای که خود در شکل گیری اولیه آن دخالت داشته اند را دارند. وقتی که مصاحبه‏ها جمع‏آوری‏ و در یک آرشیو نگهداری می‏شوند،‏ حقوق مربوط به آن نیز همراه با یکسری شرایط از قبل تعیین شده‏ای جهت دسترسی یا عدم دسترسی و استفاده از آنها،‏ به آرشیو منتقل می‏شود. کمیته برنامه‏ریزی منابعی را جهت شروع به کار امور حقوقی در اختیار داشت. رادیو وایسو نسبت به امورحقوقی مربوط به مصاحبه‏های صورت گرفته صوتی تاریخی و معاصر آشنایی کاملی دارد. جهت مشاوره،‏ و ارتباط ضمنی با رادیوو همینطور از آنجایی که ایستگاه،‏ فرم مفصل مربوط به مجوز پخش را از قبل در اختیار داشت،‏ برای کمک به یک طرح محلی،‏ سازمان غیرانتفاعی Story Corps پا به میدان گذاشت. هم چنین کانال در دسترس محلی جامعه مان فرم‏های مجوز پخش برنامه‏های آرشیوی صوتی تصویری مخصوص به خود را در اختیار داشت. راویانی که موافقت کنند تا مصاحبه‏شان به شکل هم صوتی وهم ویدئویی ضبط گردد،‏ هر دو شکل فرم‏های مجوز پخش را امضاء خواهند کرد. ما پیش‏نویس سندی را بر اساس قالب و فرم اصلی مجوز پخش با موضوعیت تاریخ شفاهی تهیه و بخاطر مسائل اشکال مختلف پخش رادیویی هم درزمان حال حاضر وهم در آینده آن را به چند شکل مختلف آماده نمودیم. مثل بیشتر مجوز‏های پخش، شکل موجود مجوز پخش در رادیو وایسو هم به مصاحبه‏کننده و هم به راوی این اجازه را می‏دهد که طی امضاء سندی حق کپی‏رایت خود و اجازه پخش آن را به رادیو وایسو منتقل کنند. در اغلب موارد، مصاحبه‏کننده و راوی،‏ حق کپی‏رایت مصاحبه‏هایشان را برای خود محفوظ نگاه می‏دارند. اما کمیته برنامه‏ریزی به این نتیجه رسید که اگر اوضاع به همین منوال پیش برود ما نمی‏توانیم با این موافقت نامه‏ها به اهداف خود برسیم چرا که با موافقت نامه‏های فعلی،‏ این امکان هست که مصاحبه‏کنندگان با توجه به نوع موافقت نامه‏ای که در دست دارند هر طور که خود بخواهند پخش آن مصاحبه‏ها را در اختیار خود دارند. گرچه داوطلبان شرکت‏کننده در این طرح به شکل داوطلبانه و به خاطر خود طرح و نه کار تحقیقاتی جداگانه در آن شرکت کرده بودند،‏ در عوض ما بنا را بر این گذاشتیم که با هر مصاحبه‏کننده حاضر در این طرح به شکل قراردادی( کارمزدی) کار بکنیم. یک فرم قرارداد کارمزدی در بسته‏های آموزشی داوطلبان قرار داده شد با این مضمون که مصاحبه کنندگان داوطلبان طرح هیچ گونه حقی بر این طرح ندارند اما طبق شرایط موجود در قرارداد و مجوز پخش آن،‏ حق دسترسی و استفاده از مصاحبه‏ها را خواهند داشت. کمیته برنامه‏ریزی هم چنین با سئوال دیگری مواجه شد و آن این که: اگر راوی موافقت کرد که در طرحی شرکت کند اما مایل بود که در مصاحبه ضبط‏شده‏اش محدودیت‏های دسترسی بر روی آن قرار دهد،‏ باید چه کرد؟. در اغلب موارد این محدودیت‏ها به دوره زمانی خاص یا تا زمان مرگ راوی محدود می‏شود.


با توجه به مفاد قرارداد،‏ کمیته برنامه‏ریزی متوجه این قضیه شد که رادیو وایسو نیازی ندارد که به طور مستمر محدودیت‏های شخصی را اعمال کند. پس این به اراده کمیته برنامه‏ریزی بستگی داشت که به کسی اگر خواست دسترسی بیشتری به آرشیوها تقدیم کند. فرم مجوز پخش برای وکیل رادیو وایسو و دانشگاه آنتیاک فرستاده شد و تغییرات کمی در آن داده شد. این سند بدین ترتیب آماده و با راوی در طی مذاکرات پیش از مصاحبه در میان گذاشته می‏شود. 5 سازمان دیگر، همین سیستم دسترسی و ورود به آرشیو‏های ما را برای خود در نظر گرفته و به عنوان قانونی عمومی لحاظ نمودند. یعنی،‏ مالکیت مصاحبه‏ها به طور کامل متعلق به راویان بوده و وظیفه قانونی آنها برای استفاده و نگهداری از منابع آرشیوی بطور انحصاری در چهارچوب موافقت‏نامه‏ای که قبلاً امضاء کرده‏اند در انحصار کامل رادیو وایسو قرار دارد. کمیته برنامه‏ریزی و سازمان‏های کارگزار (نمایندگی) به عنوان محافل فراگروهی با یکدیگر همکاری نموده و جهت تسهیل برنامه‏های طرح و اهداف جامعه،‏ فعالیت خواهند کرد.


نتیجه‏گیری:

این یک نکته ضروری است که در مرحله برنامه‏ریزی دقت زیادی صورت گیرد. کمیته برنامه‏ریزی باید لیست جامع و بلند بالایی از نمایندگان و افراد جامعه را تهیه کند تا بتواند در طول یک دوره زمانی طولانی و پایدار به نمایندگی از جامعه به سئوالات بسیار مهمتری که تاکنون به آنها پاسخ مناسبی داده نشده و یا بی‏پاسخ مانده،جواب داده و گوشه‏هایی از تاریخ تاریک را شفاف و روشن کنند. طرحی که فاقد چنین برنامه اساسی باشد بیشتر سئوال و مشکل به وجود می‏آورد تا اینکه کشف حقیقت کند. عصر دیجیتال به نوبه خود موضوعات پیچیده‏ای را به همراه دارد که باید به دقت کنترل و بررسی شده و قبل از این که به مرحله نهایی و برنامه‏ریزی برسد به طور همه جانبه‏ای رفع و رجوع گردد. رضایت‏نامه و مقررات دسترسی جزو موانع و موارد مشکل‏زا محسوب می‏شوند که اگر فکری به حال آنها نشود ( به حساب نیایند) در ادامه کار محدودیت‏های جدی تری را به وجود خواهند آورد. مواظب باشید که چه قولی می‏دهید،‏ فناوری‏ می‏تواند با مهارت هر چه تمامتر توانایی شما را در مورد دسترسی و انتشار منابع زیر سئوال ببرد. شرکت‏کنندگان شایستگی این را دارند که از استانداردهای کار چنین طرحی مطلع شوند تا از این طریق هم از کار حمایت نموده و هم گستره احتمالات را افزایش دهند. مالکیت و حقوق اقتصادی جزو نگرانی‏ها و دغدغه‏های جدی عده زیادی از افراد جامعه و حتی از لحاظ تاریخی گروه‏های محروم بوده است. زمان می‏خواهد تا حقوق و مسئولیت ‏ها از هم باز شناخته شوند.


همراه با 5 سازمان دیگر که تلاش هم زمانی را برای طرح مصاحبه انجمن آغاز نموده بودند،‏ ما فکر می‏کردیم که می‏توانیم کار را در ظرف یک الی دو ماه به پایان برسانیم. با این وجود 2 سال طول کشید تا ما بتوانیم مراحل سازماندهی و آموزش طرح انجمن را به اتمام برسانیم. این تأخیر باعث ضرر و زیان به ما شد. تعدادی از افراد جامعه قبل از این‏که بتوانیم روایت آنها را ضبط کنیم از دنیا رفتند و این اوج بدبیاری و مصیبت است که جامعه‏ای فرد مسن خود را از دست می‏دهد. با این وجود ما با اطمینان و اتکاء به نفس بیشتری کار خود را ادامه داده و با شناخت از پیچیدگی‏ها و تفاوت‏های ظریف به جمع‏آوری‏ تجارب همسایگانمان پرداختیم. ما هم چنان حمایت از اجرای این کار خوب را در راستای وظایف مان بر خود واجب می‏دانیم اما فقط به این علت که زمان مقتضی را گذراندیم تا با چالش‏های آن آشنا گردیم.

بروک بریان،‏ محقق مستقل و تهیه‏کننده انجمن برای رادیو دولتی وایسو است که در آن طرح Yellow Springs Story را اداره می‏کند.


1- West of the Mississippi, Yellow Springs, Ohio.
2- MAchine-Readable Cataloging

 

بروک برایان
Brooke Bryan
ترجمه: علی‏محمد آزاده



 
تعداد بازدید: 3797


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (5 + 7) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.