نیروهای مذهبی در دوره پهلوی دوم -۲۲


درخواست کشاورزان فاقد زمین از آیت‏الله بروجردی برای تصویب لایحه اصلاحات ارضی

چنان که گذشت، مسأله اصلاحات ارضی مسأله چالش‏برانگیزی بود که همزمان با تحولات سیاسی به خصوص از همان طلیعه انقلاب مشروطه مطرح شد و در خلال چندین دهه از سوی جریان‏های سیاسی پیگیری گردید. در این میان احزاب و گرایش‏های چپ با اتکا به مبانی و نظریات سوسیالیستی از پیشگامان طرح اصلاحات ارضی در کشور بودند. اما تصویب و اجرای این طرح تا اواخر دهه سی با مقاومت برخی ملاکین، ناکام ماند. کما این که مراجع و علما نیز بر مبنای اصول شرعی به مخالفت با اصلاحات ارضی برخاستند. صرف نظر از برخی جریانات سیاسی، در این میان طیف وسیع دهقانان فاقد زمین از اصلاحات ارضی- که سهمی نیز به آنان تعلق می گرفت-استقبال کردند. آنان حتی با توسل به اصل لزوم حق برخورداری از حداقل رفاه و آسایش، در صدد همراهی مراجع با اصلاحات ارضی برآمدند. نکته درخور توجه این که هم ملاکین و هم دهقانان فاقد زمین برای اعلام مواضع خود به آیت‏الله بروجردی توسل جسته و تلگرافات مخالفت و موافقت خود با اصلاحات ارضی را به ایشان مخابره و از آن مقام مذهبی استمداد جستند.


به هر حال، لایحه اصلاحات ارضی در مجلس 19 و در سال 1338، به تصویب مجلس رسید، اما با مخالفت آیت‏الله بروجردی و ملاکین اجرایی نشد. اما در این میان تکاپوهای موافقین و مخالفین اصلاحات با عنایت به استدلال‏ها و توجیهات هر کدام حائز بررسی ویژه است. نکته قابل تأمل این که برخی کشاورزان و عناصر موافق تصویب لایحه تحدید مالکیت ارضی، دست یاری و استمداد به سوی آیت‏الله بروجردی دراز کردند. حال آن که آیت‏الله بروجردی، خود مخالف تصویب این لایحه بود. آنان در تلگرافات خویش با «مترقی» خواندن لایحه مذکور، تصویب آن را باعث رفاه و آسایش کشاورزان و «مشت محکمی به دهان دشمنان کشاورزان و ملت ایران» ذکر کردند.


از آن جمله تلگراف کشاورزان علی آباد کتول(1) به تاریخ 22/11/1338 و خطاب به آیت‏الله بروجردی و البته با رونوشت به برخی علما و مقامات کشوری نظیر: رونوشت تهران آیت‏الله بهبهانی، رونوشت آیت‏الله خوانساری، رونوشت آیت‏الله نوری نبوی، رونوشت جناب آقای نخست‏وزیر، رونوشت مجلس شورای ملی، رونوشت مجلس سنا، رونوشت وزارت جلیله دربار شاهنشاهی، رونوشت اداره کل انتشارات رادیو، رونوشت روزنامه اطلاعات، رونوشت روزنامه کیهان، رونوشت جناب آقای استاندار استان2.» است. آنان در تلگراف خویش با اشاره به این که: «چون لایحه تحدید مالکیت اراضی در مجلس مطرح است بعضی افراد سودجو تبلیغات سوئی منتشر می‏نمایند و درصدد هستند اذهان عموم را تاریک نموده مانع تصویب لایحه مزبور شوند. بدیهی است این‏گونه اشخاص هرگز مایل نیستند کشاورزان و خانواده‏های آنها در رفاه و آسایش قرار گیرند.» خاطر نشان کرده‏اند: «اینک ما امضاءکنندگان از طرف عموم کشاورزان منطقه علی‏آباد کتول از جامعه روحانی و مقامات مسئول خواستاریم که از پشتیبانی این طبقه زحمتکش دریغ نفرموده و ضمن تصویب لایحه مذکور، مشت محکمی به دهان دشمنان کشاورزان و ملت ایران کوبیده و بیش از پیش ما را به زندگانی امیدوار ساخته با رفاه و آسایش عموم کشاورزان و خانواده ایشان فراهم شود.» در پایان اسامی ذیل آمده است:


از طرف کشاورزان علی‏آباد: ولی الله معززی، حاج حجت الله احمدی، حاج باب الله احمدی، ربیع الله زنگانه، عباس زنگانه، اسدالله زنگانه، ذبیح الله زنگانه، بهرام زنگانه، محمد باباکردی، رمضان فرامز زنگانه، علی اکبر زنگانه، عباس علی زنگانه، علی محمد زنگانه، اسمعیل مشکی، ابراهیم مشکی، مسلم مشکی، جان علی زنگانه، محمد جعفر گرایلی، محمدرضا احمدی، اصغر زنگانه؛ غلام شیخ نظری، نورعلی شیخی، علی یوسف شیخ نظری، موسی شیخ نظری، اسحق شیخ نظری، قلی شیخ نظری، موسی شیخ نظری، اسحق شیخ نظری، قلی شیخ نظری، نصرت شیخ نظری، اسحق کتولی، نورعلی زنگانه، اکبر شیخ نظری.


در موردی مشابه تعدادی از کشاورزان شهسوار(2) نیز طی مخابره تلگرافی به آیت‏الله بروجردی، درخواست تسریع مجلس جهت تصویب لایحه را تقاضا نمودند.
در تلگراف آنان نیز به تاریخ 23/12/1338، و خطاب به: «محضرت مقدس آیت‏الله العظمی حضرت آقای بروجردی، قم» و رونوشت به: «تهران حضرت آیت‏الله خوانساری، رونوشت حضرت آیت‏الله بهبهانی، رونوشت مجلس محترم شورای ملی، رونوشت جناب آقای نخست‏وزیر، رونوشت جناب آقای وزیر دربار، رونوشت روزنامه اطلاعات» با اشاره به این که: «در این موقع که لایحه تعدیل مالکیت و تقسیم اراضی که یکی از لوایح مهم و مترقی کشور و به نفع عموم طبقات کشاورزان است در دستور مجلس شورای ملی می باشد» خاطر نشان گردیده: «ما امضاءکنندگان از طرف طبقات کشاورزان استدعا داریم برای بقاء و عظمت ایران عزیز و تأمین رفاه آسایش ملت مسلمان ایران در تصویب این لایحه مفید و مترقی تسریع به عمل آید.» در پایان نیز اسامی ذیل آمده است:


سیف‏الله کوکانی، عزیزالله حبیب‏زاده، حاجی‏بابا جلیلی، رمضان محمودپور، سیدنورالله بهرامی، عبدالحسین روزمزدی، گل‏آقا دلفان، آذرعلی جان‏زغفری، علی قدیری، غلامعلی عبدی، احسان اله رمضان اولیای، سید جعفر میرعباس، سیدصادق میرعباس، محترم‏علی میرعباس، محمود منتظری، حسین سلیمانی، ابوطالب جانی، حسین صادقیان، رحیم فرج‏الهی، اسمعیل سبزه‏میدانی، محمود سلطانی، محمدباقر سلطانی، عباس‏علی کشاورزی، اسمعیل مسلمی، بهاءالدین مشایخی، لقمان البرزی، ابوالقاسم خستوان، حسین طلوعی، جعفر مسعودی، نصرالله سلطانی، ابوطالب حبیب، رحیم بهجتی، اطهری، محرابی، پزشکی، منتظمی، و صد امضاء دیگر.


حاصل سخن این که، در این مقطع با به قدرت رسیدن کندی – از حزب دموکرات- به ریاست جمهوری آمریکا، اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در کشورهای تحت سلطه آمریکا از جمله ایران، به منظور مقابله با نفوذ احتمالی نظام کمونیستی شوروی در این کشورها، به امری اجتناب ناپذیر تبدیل شده بود. از این روی چنان که گذشت، برای حل معضل شرعی مسأله و جلب رضایت رهبران مذهبی تلاش‏هایی صورت گرفت تا با برداشتن قید «اجبار» از مالکان، تقسیم اراضی آنان و واگذاری آن به دهقانان شرعی جلوه نماید و این عمل را یک کار اختیاری از سوی مالکان نشان دهند ،(3) ولی این ترفند هم نتیجه‏ای در بر نداشت. کما این که آیت‏الله‌ بروجردی نیز مخالفت خود با آن لایحه را به خاطر: «عدم موافقت آن با قوانین دیانت مقدسه اسلام»(4) اعلام کرد. بالاخره همین قاطعیت، هیئت حاکمه را از اجرای آن منصرف ساخت. کما این که شاه بعدها در یکی از سخنان خود ضمن تأیید مخالفت بروجردی، خاطر نشان نمود: «ما حتی تا زمانی که او [آیت‏الله بروجردی‌] زنده بود اصلاحات ارضی را به تاخیر انداختیم، چون‌ می‌دانستیم که آن را تأیید نخواهد کرد.»(5) به طور یقین اینک شاه و هیئت حاکمه مترصد فرصتی‌ ماندند، که بعد از رحلت ایشان، با فراغ خاطر اصلاحات مذکور و موارد مشابه دیگر را اجرا کنند و اینک‌ آن فرصت به دست آمده بود. اما پیش از آن لازم می‌نمود که نگذارند آیت‏الله بروجردی دیگری در ایران‌ قد علم کند.


۱-آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیابی 73401
۲- آرشیو مرکز انقلاب اسلامی، شماره بازیابی 73401
۳-مسعود بهنود، از سید ضیاء تا بختیار: دولت‏های ایران از سوم اسفند 1299 تا 22 بهمن 1357، تهران، سازمان انتشارات جاویدان، چاپ پنجم، 1370، ص 432
۴- برای اطلاع از متن تلگراف ر.ک: علیرضا زهیری، عصر پهلوی به روایت اسناد، قم، دفتر نشر و پخش معارف،1379 ،ص 791، تلگراف مذکور توسط آیت‏الله‌ بروجردی به آیت‏الله بهبهانی در تهران جعت ابلاغ نظر وی، به مقامات مسؤول در تاریخ 52 شعبان 9731 صادر گردیده‌ است.
۵-احسان نراقی، از کاخ شاه تا زندان اوین، ترجمه سعید آذری، تهران موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1373، ص 27

رحیم روح بخش
roohbakhsh1965@yahoo.com



 
تعداد بازدید: 4286


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (8 + 2) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.