نیروهای مذهبی در دوره پهلوی دوم -23
فعالیتهای «جمعیت امربه معروف و نهی از منکر» در رقابتهای انتخاباتی مجلس هفدهم در آذربایجان
در آذربایجان یک تشکل مذهبی به نام «جمعیت امربه معروف و نهی ازمنکر» نقش تعیینکنندهای در انتخابات دوره هفدهم مجلس در تبریز ایفا کرد. در شرایط فضای باز سیاسی، این تشکل توانست تودههای مذهبی را برای انتخابات بسیج نماید. حتی برای ترغیب مردم، برخی وعاظ و روحانیون سخنور را از مرکز برای ایراد سخنرانیهای تحریککننده به تبریز دعوت کرد. در خلال همین مراسمها، مردم در مساجد نسبت به مساله انتخابات و انتخاب اصلح آگاهیهایی به دست آوردند و حتی در رقابت با گروهها و جناحهای رقیب، به طور جدی تری در صحنه انتخابات حضور یافتند. این نقش آفرینی چنان تعیینکننده بود، که با واکنش یک گروه رقیب به نام «جمعیت فداکاران آذربایجان» مواجه گردید. به طوری که در خلال انتخابات، درگیری و زد و خوردهایی بین طرفداران رقبا رخ داد.
بنابر یک گزارش مفصل ، شیخ فضلالله محلاتی از طلاب وقت حوزه علمیه قم که به عنوان نماینده آیتالله کاشانی و به دعوت «جمعیت امر به معروف» به تبریز عزیمت کرده بود، با ایراد سخنرانیهایی چند در ماههای محرم و صفر، اهالی را به انتخاب نمایندگان طرفدار آیتالله کاشانی دعوت کرد. میرزا علی اکبر صحت، سید جواد خلخالی و ... از سران آن جمعیت، نقش مهمی در این وقایع به خصوص حمایت رسمی از کاندیدای طرفدار آیتالله کاشانی به نام شیخ مرتضی خلخالی ایفا کردند. به طوری که برای ترغیب مقامات مرکز به ویژه آیتالله کاشانی، چندین تلگراف شکوائیه از فعالیتهای و اقدامات جناح مقابل به نخستوزیر و سایر مقامات رسمی مخابره نمودند.
از آن جمله در تلگرافی به تاریخ 18/10 1330 خطاب به آیت الله کاشانی با اشاره به این که: «بنا به دعوت جمعی، حجت الاسلام آقای حاجی سیدمرتضی خلخالی مدتی است وارد تبریز در مسجد جامع مشغول تبلیغ می باشند که با پخش در رادیو قاطبه اهالی استفاده می کنند.» درخواست نمودند: «چون معظمله کاندید شدن قبول نکرده درصدد مراجعت می باشند استدعا می کنم برای استفاده از تبلیغات موثر ایشان تجدید فرمایند به تبلیغات ادامه دهند.» در پایان این تلگراف اسامی آقایان: حسین فاطمیان، حسین صوفیانی، صادقی، علی اکبر صحت، حسینی، میر ابراهیم خرازی، علی داروئی، سید محسن اخلاقی، غلامعلی نامداری، کریم فرهادی، احمد محمدنژاد، عباچی، میرزاحسین خوئی آمده است.
در همین راستا، گروهی دیگر منتسب به همین جمعیت در تلگرافی مشابه و کثیرالامضاء به تاریخ 21/10/1330خطاب به آیتالله کاشانی با اشاره به این که: «از روزی که حجتالاسلام آقای حاجی سید مرتضی خلخالی بنا به دعوت اهالی وارد تبریز شده در مساجد اجتماع مشغول تبلیغ و ترویج تعالیم اسلامی با پخش از رادیو قاطبه اهالی استفاده می کردند.» خاطر نشان نمودند: «چون این تبلیغات موثر، موقعیت خائنین را متزلزل، غاصبین حقوق انتخابی را متوحش کرده، با وجود استاندار مورد اعتماد توانسته اند تضییقاتی به وجود آورده مانع پخش تبلیغات مذهبی بشوند.» آنان در پایان از آیتالله خواستهاند: «استدعا داریم با قدردانی از این شخصیت روحانی که خود کاندیداتوری را نمی پذیرد مقرر فرمائید از تبلیغات مذهبی رفع تضییق شده احساسات خروشان مردم تسکین یابد.»
در پایان این تلگراف اسامی آقایان: «علی اکبر سرکارانی، محمد خراط تبریزی، اسمعیلهاشمی فیروزمند، خلخالی، علی اکبر صحت، میرابراهیم بابری، غلامحسین اخلاقی، محمد نعیمی، کریم عبدالله زاده، حسین قلی تهباش، غلامعلی پایدار نژاد، محمد مریخی، اصغر حلمی، سید جواد هشترودی، اکبر صادقی، حسین پیشکار اکبر برازی، صمدی زینال عدلی، حسن خدائی، رضا قلی پتوک شعاران، حسن ترابی، احمد سهیلی، محمد رضائی، علی اکبر گوئی، عبدالحسین صوفی، غلامحسین خیابانی، تقی زادگان، محمد رصولی، اصغر باغ پیشه، عبدالحسین ایوبی، حسن خادم، حسین رسول بنکدار، جواد صادقی، علی صانع اسمعیل خیابانی، عباس قلی، غلامعلی فتح المفضل، الهی، حسین پور چهانی، حسین حسین نژاد، دانش سید محسن اخلاقی، جمشید بینش، رحیم شیربنکار، تقی مشعود، میرامیر سید غیاثی، میراحمدی موسوی، میرعلی اصغر غیابی، علی اسمعیل زاده، مجید شهید پور، سید صدری، احمد شکرزاده، عبدالحسین جوادی، عباس قلی شید محمدی، محمدقلی محسن، سعید اسمعیل، اطمینان محمد حسین، صادق فیض، حسین خدیوی، ابراهیم علاف، محمد علی رضائی، محمد امیر حسینی، محمد باقر تبریزی نژاد، میرزایی، حسین پیشرو، میرمحمدعلی قرآنی، اسمعیل امجدی، یوسف نانوا محمد زرین قلی، یعقوب پور باقری، عبدالحسین بهاز، مهدی احمدی، حمید رسول زاده، جمال سینایی، عبدالله دانشگر، میرعبدالحسین رضوی، محبوب ستاری، علی اصغر دلنواز، حسین عزیز فاطمی، اسمعیل رضاپور، حاجی محمدتقی، سید مرتضی محمدی نعیمی، میرحسن انزلی نژاد، حسن صابون چی ، سید صادق علی برایی اصل، علی اکبر، علی تقوی، حسین ترابی، محمدحسین، سید علی خجسته غفار خامنه، میرزا حسین خوئی» آمده است.
اما برای شناخت جایگاه و اقدامات این جمعیت و فعالیتهای انتخاباتی آنان، گزارشات مقامات دولتی استان به شرح ذیل میتواند، پرتوی از ماهیت این تکاپوها را روشن سازد. بر این اساس، سند شماره 16114 ستاد ارتش و به نقل سرلشکر مقبلی فرمانده لشکر 3 تبریز، به تاریخ 18/ 10 /1330حاکی است: «محلاتی از مبلغین جمعیت امر به معروف و نهی از منکر در مسجد جامع در ضمن سخنرانی به هیئت حاکمه شدیداً حمله نموده و وزرا و وکلاء و مسئولین امور را دزد و خائن و بیگانه پرست خطاب نموده و بعداً آقای سیدمرتضی خلخالی واعظ اظهار داشته که خوب به خاطر دارم که یک نفر پاسبان تریاک و خمار جلو مسجد می ایستاد و علما را جلب می کرد و مجتهد در محراب از ترس پاسبان تریاک جرئت نماز گزاردن نداشت مردم باید متحد شده و نگذارند که این قبیل جریانات تکرار شود و هم چنین درباره لزوم انتخاب 5 نفر از علماء طراز اول به وکالت مجلس بیاناتی ایراد نمود».
در این راستا گزارش رمز دکتر سجادی استاندار آذربایجان مورخ 24/11/1330 با شماره 5985، به دکتر مصدق نخستوزیر، در باره تشکیل این جمعیت و فعالیتهای انتخاباتی آن، ابعاد دیگری از موضوع را روشن میسازد: «قریب دو ماه است جمعیتی به نام جمعیت امر به معروف و نهی از منکر در تبریز تشکیل، شخصی به نام شیخ فضل الله محلاتی خود را نماینده حضرت آیتالله کاشانی معرفی نموده در ابتداء امر به عنوان سخنرانی مذهبی و بعد تبلیغات انتخاباتی به نفع آقاسیدجواد خلخالی کارمند وزارت دارایی [شیخ مرتضی خلخالی صحیح است. سیدجواد خلخالی از سران جمعیت امر به معروف بود] جلساتی در مسجد جامع تشکیل و همه روزه ضمن سخنرانی های خود علیه نمایندگان فعلی مجلس شورای ملی و به نفع کاندیدای خود تبلیغ می نمودند از روز نوزدهم بهمن که اخذ رأی در حوزه انتخابیه تبریز شروع شد تبلیغات شدیدتر می شد لکن به نام حفظ آزادی انتخاب و به احترام آزادی بیان با رعایت اقدامات احتیاطی به هیچ وجه کس متعرض آنها نگردید.» نامبرده سپس به وقایع روز انتخابات پرداخته و میافزاید: «دیروز آخرین روز اخذ رأی در تبریز بود مقارن ساعت شش و نیم بعد از ظهر یعنی پس از آخرین ساعت اخذ رأی آقای سیدجواد خلخالی در معیت عده از طرفداران خود به حالت اجتماع به شهرداری که محل انعقاد انجمن نظارت است رفتند. سخنرانان آنان در میدان شهرداری مشغول متینگ دادن شده وعده هم به عنوان نماینده به اتاق انجمن نظارت رفته تقاضای سه روز تمدید اخذ آراء شهر تبریز را می نمایند با قید اینکه این کار در حومه تبریز نباید انجام شود یعنی برای چهارده صندوق شهر سه روز تمدید اخذ رای کنند و برای چهل و سه صندوق حومه بسیار وسیع شهر تمدید قائل نکردند. چون این درخواست با الفاظ تهدیدآمیز عنوان می شد انجمن حاضر به اتخاذ تصمیم فوری نشده و اظهار نموده اول جمعیت باید متفرق شود تا مادر محیط آرام بتوانیم مشاوره کرده و پس از تبادل نظر تصمیم اتخاذ کنیم بالاخره در ساعت نه و نیم بعد از ظهر عده در حدود پانزده نفر به عنوان نماینده به تلگرافخانه رفته و مطالب خود را حضور جناب آقای نخست وزیر تلگرافی معروض داشته».
استاندار در ادامه گزارش مفصل خویش، در باره ماجرای درگیری روز بعد نیز خاطر نشان نموده: «امروز صبح آن عده طرفداران جمعیت امر به معروف، پس از اطلاع یافتن از تصمیم انجمن نظار مبنی بر غیرقابل قبول دانستن تقاضای آنان به علت عدم انطباق با مقررات قانون انتخابات در مسجد جامع اجتماع نموده مردم بازار را دعوت به بستن دکاکین و تحصن در تلگرافخانه می نمودند. در این بین عده از دسته مخالف آنها در مسجد ظاهر شده و شروع به مخالفت با بیانات ناطق جمعیت امر به معروف و نهی از منکر می کنند ضمناً چند تیر به هوا شلیک می کنند که هر دسته خالی شدن تیر را به طرف مقابل نسبت می دهد. خوشبختانه تلفاتی وارد نگردیده فقط آقا شیخ علی اکبر صحت که از سخنرانان جمعیت امر به معروف است در اثر ضربت مشت ولگد مختصراً مجروح می گردد که در این ساعت هم در تلگرافخانه متحصن می باشند.»
ایشان سپس به واکنش جمعیت مذکور پرداخته و میافزاید: «موضوع تیراندازی و تشخیص مرتکبین از هر دو دسته و تعقیب قانونی آنان از طرف شهربانی در دست اقدام است. شش شبانه روز است کلیه مأمورین انتظامی با فداکاری منتهای مراقبت را در حفظ انتظامات با مراعات احترام از وقوع حادثه به عمل می آورند. عده کثیری از ساکنین شهر هم همه روزه از تحریکات تهدیدآمیز سه چهار نفر گردانندگان جمعیت امر به معروف شاکی بوده، معذالک آنها به علت احساس عدم موفقیت کامل احتمالی نامزد خود دم از آزاد نبودن انتخابات می زنند در اثر تحریکات زیادی که [توسط این جمعیت] شده و پی در پی مردم به کشتار دعوت می شدند، بیم آن میرفت که فاجعه مهمتر از قضیه زاهدان پیش آمد نماید. ولی به خواست خداوند و در اثر خونسردی مامورین جریان به ترتیب معروض جلوگیری شده و حال محرکین که می بینند تیر آنها به سنگ خورده با معکوس جلوه دادن قضایا و ذکر مطالب اغراق آمیز از قبیل اینکه عده مقتول و مجروح شده اند می-خواهند مردم را مرعوب و وادار به بستن دکاکین نمایند.» که البته پایان گزارش حاکی از اتخاذ تدابیر برای خاتمه اعتصاب بازاریان است: «از طرف آقایان حجج اسلام: شبستری و انگجی و میلانی روحانیون تبریز بنا به آنچه که در ملاقات امروز عصر به این جانب اظهار داشتند، بازاریها را دعوت به باز کردن دکاکین خود شده اند تفصیل جزئیات امر توسط شهربانی به شهربانی کل مخابره گردیده است انجمن از ساعت سه و نیم بعد از ظهر مشغول شمارش و استخراج آراء شده است.»
در همین راستا تلگراف رمزی مشابه نیز از سوی آقای صبا، فرماندار تبریز در تاریخ 24/11/1330خطاب به دکتر مصدق نخستوزیر مخابره شده، که در آن بخش دیگری از رویدادهای بازگو شده است. در این تلگراف با اشاره به این که: «در ساعت شش بعد از ظهر امروز اخذ آرا در نهایت نظم و آرامش پایان یافت.» در خصوص واکنش سران جمعیت امر به معروف خاطر نشان نموده: « مقارن ساعت هفت بعد از ظهر جمعیتی به نام امر به معروف و نهی از منکر جلو عمارت شهرداری محل تشکیل انحمن تجمع و به طور دسته جمعی قصد دخول به محوطه انجمن را داشتند که مأمورین انتظامی جلو تهاجم آنها را گرفتند و آقایان سید مرتضی شبستری و شیخ فضلالله محلاتی و سید جواد خلخالی و طلائی و داوران به اطاق انجمن وارد و با تهدید و تشدد تقاضا داشتند که مدت اخذ آراء در شهر سه روز تمدید شود و پافشاری می کردند که انجمن در حضور آنها و با بودن جمعیت کثیری که افراد مشکوک و افراطی با آنها مخلوط شده بودند در بیست متری محل انجمن که مشغول تظاهرات بودند بلادرنگ تصمیم قطعی برای موافقت به تقاضای سه روز تمدید آنها بنماید.» سپس اضافه کرده: «با این که تذکرات قانونی به آنها داده می شد و مأمورین انتظامی مراقب حفظ انتظامات بودند ولی به واسطه آرام نبودن محل انجمن، اعضاء انجمن موفق به اتخاذ تصمیمی در این باره نشدند و حوالی ساعت نه و نیم بعد از ظهر در نتیجه مراقبت مأمورین تامینیه جمعیت متفرق گردیدند و اظهار میداشتند که در تلگرافخانه متحصن خواهند بود». فرماندار در پایان نیز یادآوری نمود: «فعلاً اوضاع آرام و صندوقهای ضبط آراء انجمن های فرعی و شعب و حومه به واسطه پایان مدت اخذ رأی با دستور قبلی انجمن مرکزی به تدریج به شهر انتقال و تحویل انجمن مرکزی می شود.»
رحیم روح بخش
roohbakhsh1965@yahoo.com
تعداد بازدید: 4206
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





