نیروهای مذهبی در دوره پهلوی دوم-۲۵


گزارش‏ها‏یی از بازتاب وقایع انتخاباتی تبریز در دوره هفدهم مجلس

چنان که در دو نوشتار پیشین خاطر نشان گردید، انتخابات مجلس هفدهم در تبریز به درگیری میان دو تشکل عمده رقیب، یعنی«جمعیت امر به معروف و نهی از منکر» و «جمعیت فداکارن آذربایجان» انجامید. به نظر می‏رسد وابستگی‏ها‏ی سیاسی و تشکیلاتی این دو تشکل از یک سو و سابقه دیرینه خصومت میان آنها، انتخابات دوره هفده مجلس در تبریز را به جولانگاهی برای رقابت و عرض اندام این دو تشکل تبدیل کرد. ناگفته پیداست که در اندک فضای باز سیاسی دوره نخست‏وزیری دکتر مصدق به علت عدم رشد فرهنگ سیاسی جامعه، چنین درگیری‏ها‏یی در بیشتر شهرهای کشور در خلال انتخابات آن دوره به وقوع پیوست. در دو نوشتار پیشین بخش‏ها‏یی از این اختلافات و درگیری‏ها‏ در تبریز مورد بررسی قرار گرفت. به نظر می‏رسد که ابعاد و زوایای این منازعات به سرعت دامن برخی مناطق حاشیه‏ای از جمله منطقه اسکو در جوار تبریز را نیز در بر گرفت. بر این اساس در این نوشتار دو گزارش از بازتاب وقایع تبریز به شرح ذیل مورد بررسی قرار می‏گیرد. گزارش نخست در قالب نامه‏ای مفصل و توسط یکی از علمای برجسته تبریز به نام وحیدالدین مرعشی نجفی رئیس اتحادیه جامعه مسلمین نوشته شده و به تاریخ 29/11/1330 به مرکز ارسال گردیده است. نامبرده در این نامه خطاب به: «محضر انوار حضرت پیشوای ملی کشور و قهرمان فعال عصر حاضر آقای دکتر مصدق نخست‏وزیر محبوب دامت شوکته و ایام عمره الشریف» ضمن اظهار ارادت: «بعد از اهدا کاملترین سلام و تقدیم مراحم اخلاص و احترام و اظهار را داد و وظیفه مذهبی و وطنی که عبارت باشد از دعاگوئی در مجامع و مساجد و سخنرانی‏های خودم در مجالس تفسیر قرآن شریف و مبارزه با خرافات و بدعت و فساد اخلاق و زورگوئی و بیگانه پرستی، با استقبال گرم و بلند آمین گفتن حاضرین» در باره فعالیت‏ها‏ی جمعیت امر به معروف و نهی از منکر، خاطر نشان می‏سازد: «مدتی است در شهر تبریز جمعیتی تشکیل یافته بنام جمعیت امر به معروف و نهی از منکر و یک جوان روحانی واعظ بنام میرزا فضل الله محلاتی از ماه محرم به تبریز آمد برای شرکت در صعود بر منابر مجالس سوگواری و توصیه ئی از حضرت آیت‏الله بزرگ و مجاهد آقای کاشانی دام‏ظله به همراه داشت و جمعیت امر به معروف طرز سخنرانی او را پسندیده بودند و پس از انقضا ماه محرم و ماه صفر او را نگهداری کردند تا یک ماه قبل بر این که همین جمعیت مزبور عصرها در مسجد جامع تبریز مجلس وعظ خطابه تشکیل دادند.»


نامبرده در ادامه راجع به اهداف فعالیت‏ها‏ی تبلیغی جمعیت، اضافه کرده: «هدف آنها بیدار کردن مردم عوام و کسبه بازار بود برای وقف در انتخابات این دوره می‏گفتند ای مردم اشخاص قمارباز وطن فروش و بی¬دین را انتخاب نکنید و دین و شرافت و وطن را به پول نفروشید و با گرفتن پول رأی ندهید و سخنگویان جمعیت آقای حاج سید مرتضی خلخالی نام و حاج میرزا علی اکبر صحت نام و همان شخص محلاتی بودند.»


وی در ادامه در خصوص وقایع و درگیری‏ها‏ی انتخاباتی خاطر نشان می‏سازد: «روز پنجشنبه گذشته که فردای آخرین روز اخذ آراء و تبریز بود اصناف بازار را تعطیل کردند و درخواست دو روز تمدید مدت برای اخذ آرا کردند شب پنجشنبه در چهار راه شهرداری مجتمع شده بودند که حرف خود را به انجمن مرکزی برسانند، [جمعیت فداکاران] خودشان را به چهار راه شهرداری رسانیده و حمله کردند بر جمعیتی متدینین و اصناف بازار. جمعیت امر به معروف با کمال خونسردی خودداری نمودند و مانع از وقوع زد و خورد شدند و مامورین دولتی مردم بیچاره را بستند به آب پاشی ماشین‏ها‏ی آتش نشانی و همه را خیلی تر کردند در شب زمستان».


ایشان سپس به ادامه ماجرا در روز بعد پرداخته و می‏افزاید: «روز پنجشنبه در موقع سخنرانی و عاظ مزبو در بالا در مسجد جامع چند نفر از همان جمعیت چاقوکشان آذربایجان با پیشاهنگی یک نفر در سر در دهاتی بنام شهباز که بعنوان حمله بر میتینگ هواداران صلح سابقاً خود را در نظر استانداری و شهربانی مقرب الخاقان کرده است در صورتی که طپانچه در دست داشت وارد مسجد جامع و چند گلوله به داخل مسجد پرت نمود و به حاضرین فحاشی گرد و با تنه طپانچه کوبید بر سر حاج میرزا علی اکبر صحت و سر او را مجروح نمود و محلاتی مزبور را تعقیب نمودند و خواستند سر او را ببرند و کسبه بازار حائل شده نگذاشتند و گفتند مهمان را نمی‏کشند این مهمان ما می‏باشد و عمامه او افتاده بود و خودش فرار کرد و فعلاً مردم تبریز بسیار عصبانی و نسبت به حکام دولتی خیلی بدبین و می¬گویند ما با وجود این اشرار و چاقوکشان نمی‏توانیم در این شهر زندگی کنیم با اینها اینجا».


مرعشی نجفی در همین فراز از نامه‏اش به سابقه گروه مذکور پرداخته و خاطر نشان می‏سازد: «تشکیل این دسته چاقوکش به زمان سرتیپ شوکت رئیس شهربانی سابق و دکتر اقبال بر می‏گردد، که در آن زمان جمعیتی بنام« جمعیت فداکاران آذربایجان» تشکیل دادند، که اعضای آن در زمان متجاسرین از اتباع پیشه‏وری و از اعدا اعلی‏حضرت شاه و دولت بودند و فعلاً خودشان را با تزویر و تدلیس منستب به شخص شاه و متکی بر ارتش نموده اند.» سپس در باره یکی از اقدامات جمعیت مذکور نقل می‏کند: «سال گذشته موقع تجدید تاریخ روز قتل محمد مسعود جریده «مرد امروز» که جبهه مطبوعاتی آذربایجان و مدایران جراید محلی و دانشجویان و اساتید دانشکده‏ها‏ و تجار و طبقات روشنفکر تبریز مجلس تذکر و قدردانی برای مسعود در مسجد کلکته چی تشکیل دادند فوراً همان چاقوکشان شهربانی اعلانی تقریباً به این مضمون که نباید کسی به فلان مسجد در فلان روز برود و نباید از مسعود قدردانی شود و هرکس برود چنین و چنان یعنی تهدید کردند و جای تعجب است که نامسلمانها و قماربازها و شربی‏ها‏ چنین امضائی کرده بودند در ذیل آگهی: از طرف مسلمین تبریز».


وحیدالدین مرعشی نجفی در خصوص بازتاب سیاسی-اجتماعی این فجایع می‏افزاید: «[با این وقایع] عمال توده‏ئی فرصت خوبی بدست آوردند و به مردم می¬گویند: دیدید [دولت‏ها‏] هواداران صلح جهان را زندانی و تبعید می‏کنند و چاقوکشان را طپانچه می‏دهند و بر مسجد و شما تیراندازی می‏کنند و می¬گویند که این است وضع حکام شما بیدار شوید. [کما این که] آن چاقوکشان در موقع حمله گفته اند: «علما و مداح‏ها‏ عمال انگلیس می¬باشند»، یعنی همان کفریات غلام یحیی و گاویان را می گویند.»
وی در ادامه ابراز امیدواری می‏کند: «که به زودی این وسیله بدبینی ملت به دولت و ماشین کمونیزم‏ساز پر حدت را از کار انداخته و مرتفع فرمائید و اشرار را مجازات و تبعید کنید.» سپس درخواست کرده: «چون این دعاگو فعلاً کاندیدای مردم تبریز و حومه‏ها‏ی تابعه می‏باشم و فراغت ندارم و گرفتار سرمازدگی هستم خواهشمندم که این شرح حال را فوراً به حضرت پیشوای مسلمین جهان آیت‏الله کاشانی ارائه نمایند تا که در این چند روزه شرحی به حضور پر نورشان تقدیم نمایم.».


مرعشی نجفی در این گزارش از حادثه دیگری نیز پرده برداشته و نقل می‏کند: «دیگر این که یک شکایت نامه مفصلی از دهات آذرشهر حومه انتخاباتی تبریز به عنوان رونوشت بدعاگوئی از طرف دو هزار نفر آمده است و رونوشت دیگر به آقای استاندار و دیگر به آقای خلخالی و رونوشت دیگر به حضور مبارک آیت‏الله کاشانی و به حضور مبارکتان و به حضور جناب آقای ملکی و رونوشت دیگر به روزنامه آتش فرستاده‏اند حاکی از این که شخص جعفر جوادی نام چند نفر را در آن حوزه با کمال سماجت و وقاحت و خیانت کاندید دولتی و استانداری به دهاتی‏ها‏ معرفی نموده و تحمیلاً از آنها رأی گرفته است امیدواریم هرچه زودتر بذل توجه شود.»


همچنین در باره مطالب توهین‏آمیز یکی از نشریات آذربایجان به مقام نخست‏وزیر، خاطر نشان می‏سازد: «دیگر این که یک نفر سرسری و آسمان جل و هرزه با شهرت محمدعلی علامی از آزادی مطبوعات سوء استفاده کرده و ورق پاره بنام روزی نامه پیام آذربایجان امتیاز گرفته و صادر نموده و همه چیز از او پول است و پس و طرفدار چاقوکشان و دکتر اقبال و سرتیپ شوکت و نوکرنوکران استعمارگران و مداح جمال حمامی یعنی جمال امامی و همراهان او می باشد و در ورق پاره‏اش اعتراض‏ها‏ی بی‏جا و تحیر وارد و با کلمات ر کیکه و زشت به مناسبت پلیدی و هویت خودش به ساحت آن پیشوای ملی و نخست‏وزیر محبوب جسارت کرده بودند.» سپس واکنشی را که خود وی در قبال آن جسارت به عمل آورده را متذکر شده: «دعاگوئی قدیمی این چند بیت سفر را در رد او گفته‏ام و سابقاً در یکی از شماره‏ها‏ی روزنامه وزین و محبوب و ملی منادی درج شده بود بی‏امضا و جناب آقای بوشهری معاون محترم اگر چنانچه صلاح دانستند که در رادیوی تهران قرائت شود به عنوان (اثر قریحه و طبع یکی از علماء و روشنفکر تبریز) گفته شود و عجاله شهرت دعاگوئی صراحه گفته نشود. به جهت ملاحظه پاره مطالب فعلاً صلاح نیست.» اما متن شعر ایشان از این قرار است:


پیام نوکران شرکت نفت
تو گشتی نوحه‏خوان شرکت نفت
جمالت روی خوک جنگلستان
کمالت چاروا دارا انگلستان
ز روزی نامه کردی اشکمت سیر
خورد بر اشکم گندیده ات تیر
بحقگویان مطبوعات دنیا
که در اوصاف یکتا مرد دنیا
قلمفرسائی شرعی نمودند
حقوق پیشوا مرعی نمودند
مصدق آن صدیق شهریاری
مصدق آن رفیق مهر و یاری
مصدق فاتح میدان نفتی
مصدق قاتل شیطان نفتی
نمودی هتک حرمت چون سگ‏ها‏
بکن عو عو به ماه یکده و جار»

وحیدالدین مرعشی نجفی در پایان نیز خود را با این عناوین معرفی کرده است: «دعاگویی چندین ساله شما، رهبر مجلس تفسیر قرآن و روحانی اتحادیه جامعه مسلمین آذربایجان، خادم الشرع المبین، سید وحیدالدین مرعشی نجفی، ساکن تبریز در تاریخ 21/5/1371 برابر با 29/11/1330»


یک گزارش مختصر دیگر در باره برخی ابعاد و زوایای ماجرای انتخابات دوره هفدهم مجلس در تبریز توسط فردی به نام داوران که به نظر می‏رسد از مقامات دانشگاهی تبریز بوده و وابستگی به شاخه حزب ایران تبریز و در نتیجه به دولت مصدق دارد، ارائه شده است. نامبرده در این گزارش که به تاریخ 22/11/1330 تهیه و ارسال نموده به برخی از حواشی دیگر درگیری‏های انتخاباتی تبریز اشاره کرده است. از آن جمله به واکنش دانشجویان پرداخته و نقل می‏کند: «صبح برای اینکه دانشجویان دمونستراسیونی برای رفع نواقص بدهند به دانشگاه رفتم و خواهش نمودم از این عمل به خاطر حفظ امنیت خودداری شود و از طرف دولت قول دادم که پس از اعزام رئیس دانشگاه، در دانشکده هر چه زودتر رفع نواقص شود.»


نامبرده در ادامه از بازتاب ماجرای درگیری‏ها‏ی انتخاباتی به خصوص فعالیت‏ها‏ی آشوب گرانه گروه منتسب به جمعیت فداکاران آذربایجان در منطقه اسکو پرده برداشته است: «اما درباره این که چند نفر چون می¬بینند پول و زور نتوانسته از آزادی انتخابات جلوگیری کند بدین لحاظ در اسکو دست به تظاهرات ضدملی زده¬اند دوستان و هواداران ما برای این که تشنجی ایجاد نشود و خدای ناکرده بدین وسیله آراء حقیقی مردم دستخوش تمایلات پست این عده نشود آرامش را حفظ و به تبریز آمده¬اند. چون قصور در رسیدگی شکایات آنها شد و فرصت انتخابات با نداشتن تامین آزادی مقدور نبود لذا با یک عده از اهالی شرافتمند تبریز تحصن نموده امید داریم هر چه زودتر از طرفداری انتخابات آزاد که اعضاء حزب ایران هستند رفع مزاحمت بشود.»
ایشان راجع به انتخابات تبریز نیز اضافه کرده: «انتخابات در تبریز با سکوت و خفقان انجام می¬شود. بلندگو سیار حزب ایران را شهربانی شب جمعه توقیف نمود با وجود دستور صریح جناب نخست¬وزیر تاکنون بلندگو مسترد نشده» سپس راجع به واکنش مردم افزوده است: «مردم علاقه وافر به انتخابات نشان نمی¬دهند و فرصت هم از دست رفته» در ادامه پیشنهاد داده: «برای اینکه بعدها به ملی‏ها‏ ایرادی نگیرند خواهش داریم کاری شود آراء دهقانان بی¬سواد، آراء مردم شهر را نسوزانند و اجازه بدهند با بلندگو مردم را به انتخابات تشویق کند.» همچنین پیشنهاد دیگری در خصوص تمدید انتخابات ارائه نموده: «به علاوه مدت انتخابات که در شهر 5 روز بوده 4 روز آن با سردی و بدبینی عجیبی پایان پذیرفته از شورای انتخابات اجازه گرفته شود انتخابات شهر و اسکو دو روز تمدید شود اهالی محروم اسکو که گناهی جز دوستی با دولت ندارند همه چشم به راهند که هر چه زودتر طرفداران چاقو[کش] و ضدملی از اسکو رانده و تحت تعقیب [قرار] گیرند شایسته نیست این افراد را در زمان پیشه¬وری و دولت دکتر مصدق در هر دو حال با سر نیزه و چاقوی اشرار و اوباش که به وسیله چند نفر بی¬موکل پشتیبانی می¬شوند، روبرو باشند.» در پایان نیز تأکید نموده: «عجولانه منتظر توصیه شخص دکتر مصدق هستیم: شماره ابلاغ اجازه بلندگو با رفع نواقص دانشگاه، رفع مزاحمت افراد حزب ایران اسکو خواست ما است زنان و کودکان و سالخوردگان اسکو در انتظار متحصنین تلگرافخانه هستند. جاوید باد ایران: داوران»

رحیم روح بخش
roohbakhsh1965@yahoo.com



 
تعداد بازدید: 3987


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (8 + 8) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.