مشهد در آبان ماه 1357
شهر مشهد در آبان ماه 1357 شاهد اتفاقات تلخی بوده است، در این ماه شهر درتب و تاب انقلاب به سر میبرد و دوران پر از هیجانی را طی میکرد. اوجگیری اعتصاب کارمندان و کارگران، استعفای استاندار، راهپیماییها و تیراندازی به سمت اماکن حرم مطهر از مهمترین حوادثی است که موجب عکسالعمل علما و مردم مبارز ایران شده است.
•اول آبان 1357، اعتصاب غذای تعدادی از اساتید، کارمندان و دانشجویان دانشگاه فردوسی
دانشگاهیان دانشگاه فردوسی مشهد در اعتراض به حکومت پهلوی اعتصاب غذای خود را از ساعت 8 بامداد دوشنبه اول آبان 1357 آغاز کرده و قطعنامهای به شرح زیر صادر میکنند: «اگرچه اراده و خواست ملت ایران دستیابی به استقلال و آزادی از دست رفته میباشد و هیچ قدرت خارجی امکان و یارای از میان بردن همبستگی مردم و جلوگیری از رسیدن به این هدفهای مقدسی انسان را ندارند، با وجود این هیئت علمی، آسیستانها، انترنها، دانشجویان، کارکنان مراکز پزشکی و کارمندان اداری دانشگاه فردوسی برای تایید همبستگی ملی واعتراض و ابراز انزجار نسبت به کشتارهای دستهجمعی و عملیات شناخته شدهای که در کرمان و سایر نقاط کشور برای از میان بردن یکپارچگی ملت زجر کشیده و آگاه ما از طرف عمال استعمار انجام میشود و به خواست خدا نیستیم ای به جز بیآبروئی هر چه بیشتر بانیان آن ندارد...»
در دومین روز اعتصاب غذای 48 ساعته دانشگاهیان تعداد زیادی از طبقات گوناگون جامعه به سمت محوطهی اداره مرکزی دانشگاه فردوسی و دانشکده پزشکی شهناز به راه افتادند تا با اظهار همبستگی و تأیید خواسته دانشگاهیان در اجتماع باشکوه آنان شرکت کنند.(1) گروههای زیادی از مردم از کوچههای فرعی خود را به محوطه اداره مرکزی دانشگاه میرسانیدند در حالی که دستهها و سبدهای گل به همراه داشتند به برادران دانشگاهی خود پیوستند. همانند روزهای گذشته حضرات آیات تهرانی، مرعشی، خامنهای، آیتالله زادگان شیرازی و قمی طلایهدار صفوف راه پیمایان بودند.
روزنامه آفتاب شرق هم در نخستین تصویر انقلابی با درج تصویر تجمع معلمان مشهد اعتصاب غذای آنها را به تصوی کشیده است.(2)
●یکشنبه 7 آبان 1357،راهپیمایی مردم مشهد
در این روز شهر شاهدتظاهرات وسیعی بود. تظاهرکنندگان بر سر سربازان نقل وگل ریختند و در خیابان بهار نماز جماعت اقامه شد.(3)
● تعطیلی مدارس مشهد(4)
بنابر دعوت قبلی جامعه معلمین مشهد ساعت 3 بعداظهر پنجشنبه 11 آبانماه 1357 جمع باشکوهی از نمایندگان و اکثریت معلمین مدارس مختلف شهر مشهد و بخشهای حومه در محل سالن تربیت بدنی واقع در خیابان دانشسرا مقدماتی تشکیل گردید. معلمین به عنوان اعتراض به وضع موجود و عدم اجرای خواستههای سیاسی آنان از طرف دولت به اتفاق آراء تصمیم گرفتند؛ از روز شنبه 13 آبان ماه 57 به مدت یک هفته از رفتن به سر کلاسها خودداری نمایند و طی این مدت دانشآموزان را در محیط مدرسه در جریان علت اعتراضات خود قرار بدهند.
●14 آبان، پیگیری مطالبات کارگران شهرداری
کارگران ناحیه دو شهرداری مشهد در 14 آبان 1357 طی نامه¬ای به روزنامه خراسان خواستههای خود را چنین منعکس نمودهاند: «پرداخت 80 تومان جیره غیرنقدی، پرداخت 1500 ریال حق مسکن، پرداخت 20 درصد اضافه بر دستمزد، دادن ابلاغ مامورین، پرداخت 10 روز تعطیلات رسمی سال 56، پرداخت حق همسر، دادن لباس زمستانی و تابستانی سال 57، اضافه حق کمک عائله¬مندی که از اول سال جاری برای هر بچه 630 ریال تعیین شده، پرداخت وام مسکن به کلیه کارگران، پرداخت هر سال دو ماه پاداش».(5)
● 17 آبان، اعتصاب کارمندان شهرداری مشهد
در 17 آبان 1357 کارمندان شهرداری به دنبال ارائه تقاضای بیست و یک ماده¬ای خود دست به اعتصاب زدند و گفتند تا حصول نتیجه کار نخواهیم کرد. این اعتصاب بطور آرام و نشسته در محل کار انجام شد.(6) آنها برای پیگیری خواستههای خود 9 نفر نماینده انتخاب کردند که به شرح زیر بودند: 1- محمودی 2- مهندس الله قلی زاده 3- مهندس ضیائیان 4-رضا شادلو 5- صبوری 6- علیزاده 7- بورقی 8- سلیمانی 9-هوشنگ صالحی.(7)
● پنجشنبه 18 آبان
در اولین ساعات صبح گروه بیشماری از مردم در میان ریزش برف به سوی سازمان مرکزی دانشگاه به حرکت درآمدند تا در مراسم هفتمین روز قربانیان دانشگاه تهران شرکت نمایند. ولی مأموران دولتی با بستن خیابانها و کوچههای منتهی به خیابان احمدآباد و اداره مرکزی دانشگاه از پیوستن مردم به دانشگاهیان جلوگیری به عمل آورند، تظاهرکنندگان در این راهپیمائی همدردی خود را با کشتهشدگان حادثهی دانشگاه تهران اعلام داشتند.(8)
●20 آبان، راهپیمایی سیصدهزار نفری در مشهد در روز عید قربان(9)
راهپیمایی روز بیستم آبانماه عید قربان در مشهد بیسابقهترین راهپیمایی در مشهد بود. این راهپیمایی 4 ساعت به طول انجامید. گروههای مختلف مردم در آن شرکت داشتند. در پایان این راهپیمایی قطعنامهای قرائت شد که مفاد آن عبارتند از:
1ـ پشتیبانی از تمامی کسانی که برای رسیدن به حقشان و تشکیل حکومت اسلامی اعتصاب نموده و تاکنون به عللی دست از کار کشیدهاند.
2ـ قطع روابط کامل دولت ایران با اسرائیل.
3ـ بیرونکردن تمامی مستشاران بیگانه از کشور به ویژه مستشاران در ارتش.
4ـ پشتیبانی همه جانبه از انقلاب مردم فلسطین.
5ـ آزادی بیقید و شرط کلیه زندانیان سیاسی در سراسر کشور.
6ـ ایجاد تسهیلات برای بازگشت آیتالله خمینی به ایران طرف دولت.
7ـ تشکیل حکومت اسلامی به معنای واقعی آن.
●21 آبان، معرفی استاندار جدید خراسان
از شهریور ماه تا بهمن 1357 شاهد برکناری سه نفر از استانداران خراسان هستیم. پس از این که عبدالعظیم ولیان در شهریور استعفا داد. سید حسن سراج حجازی فرزند هدایتالله (سراجالسلطان) استاندار خراسان شد. ورود سیدحسن سراج حجازی به مشهد مقارن با اوج مبارزات انقلابیون بود، به خصوص حوادث مختلفی در شهر مشهد به وقوع می پیوست. وی طی نامهای به کلیه فرمانداران و مسئولان سازمانهای اداری استان توصیه کرد در اجرای دستور نخستوزیر که از طریق وزارت کشور ابلاغ شده، مدیران کل و مسئولان اجرائی استان و نیز فرمانداران و بخشداران در شهرستانها و بخشها باید همیشه در دسترس مردم باشند به طوری که مراجعه به آنها برای ارباب رجوع آسان باشد.(10)
پس از ورود سیدحسن سراج حجازی به مشهد روزنامه خراسان در سرمقاله سخن روز «سخن ما با استاندار جدید» به نقد و بررسی اوضاع آن زمان پرداخته و متذکر شده است: «آقای حجازی شما وارث مشکلات، نابسامانیها و ستمهایی هستید که در عرض چند سال اخیر در استان خراسان به ویژه شهر مشهد به وقوع پیوسته است و.... (11) مهمترین اتفاقاتی که دردوره استانداری و نیابت تولیت حسن سراج حجازی در مشهد و خراسان به وقوع پیوست و به برکناری سراج حجازی نیز انجامید عبارتند از: برقرای حکومت نظامی از19 شهریور ماه 57 در مشهد، اعتصاب چند روزه کارکنان آستان قدس رضوی در مهرماه 1357 و درخواست ملاقات با سراج حجازی، وقوع زلزله طبس و کشته شدن تعداد زیادی از افراد، تحصن عموم ادارات از جمله رادیو تلویزیون، رانندههای تاکسی، کارمندان سازمان آب، دانشگاه فردوسی، تعاون روستایی و شرکت آب، دانشگاه پزشکی، بیمارستانها و... ،(12) تعطیلی مدارس مشهد و راهپیمایی 300 هزار نفر در مشهد، ورود حدود دو هزار نفر از دستجات مختلف به صحنهای حرم مطهر در آخرین شب حضور سراج حجازی در مشهد که آنان ضمن اعتراضات شدید و دادن شعارهای مختلف خساراتی وارد کردهاند.(13)
پس از استعفای سراج حجازی در روز دوشنبه 21 آبان 1357 ارتشبد قره باغی وزیر کشور آقای سپهبد صادق امیرعزیزی به استانداری خراسان منصوب کرد. وی 25 آبان ماه ساعت 10 با هواپیما وارد مشهد شد و پس از مراسم استقبال و آشنایی با مسئولان به آستان قدس و زیارت امام رضا(ع) رفت. با ورود سپهبد عزیزی به مشهد مبارزات مردم شدت میگیرد به طوری که در 29 آبان 1357 در حرم حضرت رضا(ع) به سمت مردم و اماکن مقدس تیراندازی میشود.
● 29 آبان تیراندازی در اماکن حرم مطهر
ساعت 17 روز 29 آبان 1357 پس از برگزاری مراسم ختم یکی از کشته شدگان حوادث اخیر شهر مشهد در مدرسه عباسقلیخان گروهی از شرکتکنندگان در مراسم ختم به صحن مطهر حضرت رضا(ع) رفتند و اقدام به تظاهرات نمودند. این عمل آنان با عکسالعمل تعدادی از عناصر موافق در صحن مطهر مواجه و بین آنان درگیری ایجاد شده که مامورین انتظامی برای متفرق کردن آنها از گاز اشک و شلیک گلوله پلاستیکی استفاده کردند و طرفین متفرق شدند. طبق گزارش ساواک در این حادثه یک نفر در اثر اصابت گلوله پلاستیکی مجروح و سه نفر نیز به علت ضربات چوبدستی و پنجه بکس مجروح شدند.
غلامرضا جلالی پژوهشگر انقلاب اسلامی و از شاهدان وقایع انقلاب در مشهد ضمن مصاحبهای با روزنامه خراسان علل حمله به حرم مطهر و مشاهدات اش را چنین تشریح کرده است.
«روز 27 آبان سال 57، یعنی دو روز پیش از واقعهای که مد نظر ماست، به همراه تعدادی از دوستان، در مقابل بیت آیت ا... شیرازی جمع شده بودیم که ناگهان نیروهای امنیتی و ارتش رژیم به مردم حمله کردند. مقابل بیت دالانی سرپوشیده و یک بن بست وجود داشت و من داخل آن پناه گرفتم و شاهد وقایع تلخی بودم. مردم برای فرار از گلوله نظامیان رژیم به داخل بیت آیت ا... شیرازی پناه بردند، اما مأموران در چوبی بیت را با مسلسلهای سنگین به گلوله بستند و گمان میکنم در این واقعه بیش از 10 نفر به شهادت رسیدند. یکی از آنها به نام شهید احمدی از دوستان من بود که فرزندش پس از این واقعه به دنیا آمد. این جنایت رژیم، آن هم در بیت یکی از مراجع بزرگ تقلید، واکنشها و اعتراضات گستردهای را به همراه داشت و نشان داد که آنها برای اماکن مورد احترام مردم اهمیتی قائل نیستند.
روز 29 آبان در خانه بودم که ناگهان صدای گلوله و هیاهوی مردم را شنیدم. از خانه بیرون آمدم و دیدم مردم از حرم بیرون میدوند و میگویند، سربازها به حرم مطهر امام رضا(ع) حمله کردهاند. با سرعت خودم را به حرم رساندم. وقتی وارد حرم شدم، ظاهراً ماجرا خاتمه یافته و صحن عتیق خالی از جمعیت بود. اما کف صحن پر بود از چادر، چارقد و کفش. قدری که نزدیکتر شدم دیدم که به ایوان طلا هم شلیک کردهاند و کمانه این تیرها باعث ریختن برخی تزئینات شده است. آثار زیاد گلوله روی مرمرها نیز خبر از شدت حمله عوامل رژیم به مردم میداد. وقتی وارد حرم شدم، زیر گنبد حاتم خانی و در چندقدمی ضریح مطهر امام رضا(ع)، جایی که اکنون محل زیارت خواهران است، روی دیوار و سقف تعداد زیادی جای گلوله وجود داشت و نشان می داد که سربازان رژیم تا داخل رواقهای حرم هم آمده و تیراندازی کردهاند. تعداد اندکی از خادمان مشغول تمیز کردن کف حرم بودند. کاملاً شوکه شده بودم.
اصلاً به ذهن کسی نمیرسید که چنین بیحرمتی نسبت به حرم مطهر امام هشتم(ع) انجام شده باشد. یکی از دوستان من، به نام آقای خوشبخت که در همان واقعه به شدت مجروح شده بود، تعریف میکرد که در این جریان، مأموران، مردم را با تیر مستقیم هدف قرار داده بودند. در مورد تعداد شهدا و مجروحان این واقعه آمار دقیقی وجود ندارد. برخی مانند آقای خوشبخت توسط مردم نجات پیدا کردند. اما انتقال مجروحان و به شهادت رساندن آنها توسط عوامل رژیم، با توجه به سوابق آنها در وقایعی مانند واقعه مسجد گوهرشاد، دور از انتظار نبود. به هر حال این واقعه شتاب انقلاب را مضاعف کرد و از آن پس تا پیروزی انقلاب اسلامی، هر روز شاهد حرکتهای مردمی علیه رژیم طاغوت در شهر مشهد بودیم.»(14)
این حادثه موجب عکس العمل و اعتراض آیات عظام و روحانیون شد. امام خمینی(ره) در پیامی ضمن محکوم کردن این فاجعه 5 آذر را عزای عمومی اعلام کردند. در بخشی از این پیام چنین آمده است.
«جنایات رژیم منحط شاه روز به روز پر اوجتر میگردد. افزایش حجم جنایات به قدری است که قدرت بیان را سلب مینماید. ضایعات این چند هفته اخیر سرتاسر ایران را به سوگ نشانده است و قدرت تفکر را از شاه سلب کرده است. دولت یاغی نظامی به امر شاه تر و خشک را به آتش کشیده و یکی از بزرگترین ضربههای این جنایتکار به اسلام، به مسلسل بستن بارگاه قدس حضرت علی بن موسی الرضا صلوة الله علیه است. این بارگاه مقدس در زمان رضاخان به مسلسل بسته شد و قتل عام مسجد گوهرشاد به وجود آمد و در زمان محمدرضاخان آن جنایت تجدید و دژخیمان شاه در صحن و حریم آن حضرت ریخته و کشتار کردند.
ملت مسلمان باید از این شاه و دولت یاغی غاصب تبری کنند و مخالفت با آن لازم است. تمام اقشار ملت خصوصاً اهالی قراء و قصبات باید بدانند که شاه غاصب و دولت یاغی او کمر به هدم مقدسات اسلام بستهاند و اگر مهلت پیدا کنند به محو آثار شریعت برمیخیزند. بر تمام طبقات ملت لازم است با هر وسیله ممکن به سقوط این دستگاه جبار قیام کنند. اطاعت این دستگاه، اطاعت طاغوت و حرام است. خداوند مسلمین را از شر آنان حفظ فرماید. در این عزای بزرگ و جسارت به مقام امام امت، روز یکشنبه 25 ذیحجه عزای عمومی اعلام می شود. انالله و اناالیه راجعون. روح الله الموسوی الخمینی...».(15)
پس از این حادثه و کشتار مردم و هتک حرمت به حریم حرم مطهر رضوی علمای مشهد و دانشگاهیان، بازاریان، فرهنگیان مشهد 30 آبان را تعطیل و عزای عمومی اعلام نمودند. علاوه بر این استاندار خراسان با صدور اعلامیهای که از رادیوی مشهد پخش گردید، واقعه تأسف بار حرم مطهر را محکوم و از مردم معذرت خواهی کرد و قول دادند عاملان این واقعه را که توسط عدهای درجهدار اشتباهاً روی داده است مجازات نماید.(16)
حمله به حرم مطهر انعکاس وسعی در بین علما و انقلابیون سایر شهرها داشته است. به طوری که این موضوع موجب گسترش راهپیماییها و اعتراض مردم به حکومت پهلوی شده است. حماسه 5 آذر 1357 شهر گرگان به واسطه این موضوع بوده است. غلامرضا خارکوهی مولف کتاب «حماسه 5 آذر سال 57 گرگان» ضمن بررسی این موضوع مهمترین علت حوادث گرگان را در حاثه 29 آبان مشهد دانسته است. این کتاب در سال 1387در 320صفحه مصور توسط انتشارات رازبان قم منتشر شده است. کتاب «حماسه 5 آذر» از یک مقدمه و در چهارده فصل تدوین شده است. نویسنده در فصل اول با عنوان حمله به حرم مطهر امام رضا(ع) به بیحرمتی رژیم به اماکن مذهبی پرداخته سپس با معرفی شهید محمد مقصود لو(17) دانشجوی گرگانی مقیم مشهد به حادثه پنجم آذر گرگان پرداخته است. نویسنده کتاب پنجم آذر معتقد است: «مردم مسلمان گرگان که از حمله ماموران رژیم به حرم مطهر حضرت رضا(ع) به خشم آمده بودند با شنیدن پیام امام خمینی(ره) برای اعتراض به این جنایت مهیا شدند. با وجود جو خفقان این پیام دهان به دهان و دست به دست به گوش امت مسلمان در شهرها و روستاها رسید که فردا صبح (پنجم آذر57) از محل امامزاده عبدالله گرگان راهپیمایی اعتراض آمیز انجام شود.»(18) همچنین در این کتاب به معرفی چهارده نفر از شهدای پنجم آذر گرگان پرداخته شده است.
۱ - روزنامه خراسان، چهارشنبه 10 آبان 1357
۲ - روزنامه آفتاب شرق، 9 آبان 1357، اسماعیلی، زینب. انقلاب اسلامی به روایت تصاویر روزنامههای آفتاب شرق و خراسان. ویژه نامه انقلاب اسلامی در مشهد. شماره 4 بهمن 1392
۳ - روزنامه خراسان، دوشنبه 8 آبان 1357
۴ - همان، جمعه 12 آبان 1357
۵ - همان، شماره 8536
۶ - نجف زاده، علی. شهرداری مشهد در انقلاب اسلامی. ویژه نامه نقش مشهد در انقلاب اسلامی. شماره سوم. زمستان 1391
۷ - آفتاب شرق، شماره 11818، سال پنجاه و چهارم، 6.
۸ - روزنامه خراسان، جمعه 19 آبان 1357
۹ - همان، دوشنبه 22 آبان 1357
۱۰ - روزنامه آفتاب شرق، شنبه 15مهرماه 57، ص6
۱۱ - روزنامه خراسان، چهارشنبه 15شهریور 1357
۱۲ - روزنامه خراسان، 17 مهر ماه 57، ص1
۱۳ - آفتاب شرق، 20 مهر ماه 57، ص6
۱۴ - روزنامه خراسان. چهارشنبه 29/8/1392
۱۵ - صحیفه امام، جلد پنجم، ص 93. همچنین خارکوهی، غلامرضا. حماسه پنجم آذر57 گرگان، قم. رازبان. 1387، ص12
۱۶ - سکندری، علی. «غروب خونین حرم مطهر». روزنامه قدس 2/9/1389
۱۷ - محمد مقصودلو راد در جریان حمله به حرم مطهر زخمی شده و در اوایل اسفند 1357 به شهادت می رسد.
۱۸ - خارکوهی، غلامرضا. حماسه پنجم آذر57 گرگان. ص13
غلامرضا آذری خاکستر
تعداد بازدید: 7236
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





