خاطرات آیت‌الله حبیب‌الله طاهری گرگانی


یکی از یاران راستین امام و نهضت اسلامی مرحوم آیت‌الله طاهری گرگانی می‌باشد که با داشتن سوابق درخشان علمی و معنوی، در راه دفاع از دین اسلام و مکتب تشیع و مبارزه با طاغوت و خط نفاق تا آخر عمر شریفش تلاش نمود و پیش از پیروزی انقلاب، زندان، تبعید و ضرب و شتم عوامل طاغوت را متحمل شد و پس از پیروزی در مبارزه با نفاق پیچیده منطقه به درجه رفیع جانبازی رسید و تا مرز شهادت پیش رفت و فرزند برومند و فرزانه‌اش، سردار حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد طاهری، را نیز در دفاع مقدس تقدیم این انقلاب نمود.

بیت مرحوم آیت‌الله طاهری گرگانی در مقدمه کتاب حاضر آورده‌اند «مجموعه حاضر که «خاطرات آیت‌الله طاهری گرگانی» نام دارد حاصل تلاش شبانه‌روزی تاریخ‌نگار محترم جناب آقای مهندس غلامرضا خارکوهی است. این کتاب هر چند گوشه‌ای از خاطرات آن مرحوم را ارائه می‌دهد ولیکن با توجه به اینکه خاطرات گفتاری و نوشتاری آن مرحوم بسیار اندک و پراکنده می‌باشد و نیز با عنایت به اینکه این اولین کاری است که در این زمینه صورت گرفته و نویسنده محترم فرصت کمی را در اختیار داشته است، مع‌ذلک جامعیت و استحکام خوبی دارد.»

این مجموعه خاطرات در شش فصل تهیه و تنظیم شده است که فصل پایانی آن به ارائه اسناد و تصاویر مرتبط با این خاطرات اختصاص یافته است.

در فصل اول اثر حاضر به زندگی آیت‌الله طاهری به شکلی کلی و در یک نگاه پرداخته شده است.

مرحوم آیت‌الله سیدحبیب‌الله طاهری فرزند مرحوم سیدکاظم سال 1309 شمسی، در گرگان متولد شد و روز شنبه هشتم دی‌ماه سال 1386 همزمان با روز عید غدیر به رحمت ایزدی پیوست بررسی سوابق علمی ظاهری نشان می‌دهد که ایشان تحصیلات حوزوی خود را در نجف گذراند. این دوره قریب هفده سال طول کشید و او از مراجع عظام و اساتید برجسته وقت نظیر آیت‌الله شاهروید، آیت‌الله آقا میرزا باقر زنجانی و آیت‌الله میرزا هاشم آملی درجه اجتهادی را اخذ کرد و سپس به ایران مراجعه نمود و در منطقه گرگان اقامت گزید.

گفتنی است از فعالیت‌های سیاسی وی بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، تأسیس و مسئولیت یکی از چهار کمیته موقت گرگان در سال 1357 بود. وی مبارز سرسخت علیه منافقین و خط نفاق، ملی‌گراها، لیبرال‌ها، بنی‌صدر و سایر عوامل ضدانقلاب و سلطنت‌طلبان در منطقه بود.

در قسمتی از خاطرات ایشان در این فصل آمده است «بیش از ده سفر پیده از گرگان برای زیارت حضرت علی‌بن موسی‌ (ع) به مشهد مشرف شدم. پیاده روی به مشهد در اینجا ناشناخته بود و چون ما با لباس روحانی هم نبودیم و لباس‌های بلند به تن داشتیم بعضی‌ها فکر می‌کردن ما سیاح یا ورزشکار هستیم.

وی می‌گوید: «وقتی مردم می‌فهمیدند ما زوار امام رضا (ع) هستیم و پیاده مشرف می‌شویم، سؤالاتی در مورد این نحوه زیارت مطرح می‌کردند به آن‌ها می‌گفتیم که راهپیمایی برای زیارت، چه زیارت بیت‌الله و چه زیارت پیامبر گرامی اسلام و ائمه «هداه مهدیین سلام‌الله علیهم اجمعین» فضیلت خیلی بالایی دارد و یکی از بهترین عبادت‌ها در روایات ماست. علی کل این مسئله پیاده‌روی دیگر الان رایج شده است و شاید زوار پیاده به هزاران نفر در سال برسد.»

عنوان فصل دوم از مشروطه تا رضاخان می‌باشد که در این فصل به مواردی از قبیل مشروطیت بازی انگلیسی‌ها و دفاع از سیدطاهر، موقوفه محمدتقی خان و اجتناب وی از امور مادی و عدم وابستگی خانواده طاهری به خاندان پهلوی پرداخته شده است.

به نقل از کتاب حاضر، قدر مسلم خانواده‌های طاهری به هیچ شکل ارتباط رفاقتی با رضاخان و خاندان پهلوی نداشتند. مرحوم سیدطاهر و شاید بعد از او هم پسرش آقا میرزا مهدی بود که این‌ها با قاجاریان ارتباط داشتند نه با خانواده پهلوی، آن‌ها درست مقابل هم بودند.

تحصیلات علمی، تدین، تقوا و محبوبیت آن‌ها در میان مردم و دیگر جهات اجتماعی‌اشان که بر اساس دیانت واقعی‌شان بود، چنان بود که هرگز با کشف حجاب رضاخان کمترین موافقتی نشان ندادند بلکه درست برعکس مخالف آن هم بودند.

فصل سوم این مجموعه خاطرات اختصاص به دوره‌ای دارد که از حوزه گرگان تا حوزه نجف را شامل می‌شود.

از دبستان تا طلبگی، آغاز تحولات سیاسی در حوزه قم و نقش مرحوم نواب صفوی، ماجرای جنازه رضاخان، تلاش آیت‌الله کاشانی برای به قدرت رساندن مصدق، شهادت مظلومانه نواب، قضایای زنجان که مربوط به اولین تجربه سیاسی آیت‌الله گرگانی می‌شود.

کودتای آمریکایی و جنایت بی‌شمار، در محضر اساتید نجف و... موضوعاتی است که در این فصل از خاطرات گنجانده شده است.

در بخشی از خاطرات آن مرحوم در خصوص کودتای آمریکایی می‌خوانیم: «شاه به عنوان یک نوکر حلقه به گوش آمریکا، سلطنت خودش را مدیون کودتای آمریکایی سرلشگر زاهدی در 28 مرداد سال 1332 می‌دانست و تحت سیطره آن‌ها هر جنایتی را خود و درباریانش مرتکب می‌شدند. جنایات برادران و خواهران شاه را می‌توانید در اسناد و مدارک مطالعه کنید تا ببنید چه فسادی در دربار حاکم بود و چه جنایت‌هایی این‌ها مرتکب می‌شدند و هیچ‌کس قدرت نفس کشیدن در برابرشان را نداشت.»

بازگشت و اقدامات تازه فرهنگی، سیاسی، موضوع فصل سوم این مجموعه است که بازگشت به گرگان، احیای مدرسه امام صادق گرگان، ارتباط با دانشگاه دانشجویان، تهدید ساواک گرگان، از شهادت حاج آقا مصطفی خمینی تا چهلم تبریز، از جمله خاطراتی است که در این فصل بازگو می‌شود.

در این فصل آمده است: «واقعه رحلت آقا مصطفی خمینی و برگزاری مجالس ترحیم ایشان، جرقه نهضت را شعله‌ور ساخت. آیت‌الله طاهری نیز مصمم شد تا مجلس ترحیمی برپا کند. اما علی‌رغم اینکه اعلامیه‌ فراخوان عمومی برای حضور مردم در این مراسم نیز صادر شده بود. دستگاه امنیتی مانع برگزاری جلسه شد. همین ماجرا برای مجلسی ترحیم چهلم شهدای قیام 19 دی قم نیز تکرار شد بعد از بستن مسجد از سوی نیروهای امنیتی، مردم در مدرسه علمیه تجمع نموده و ایشان با ایراد سخنرانی مختصر و خواندن فاتحه مراسم را برگزار کرد. وقایع انقلاب با شدت تمام ادامه داشت. چندی بعد چهلم شهدای تبریز پیش آمد و این بار مراسم ترحیم آنان در مسجد گل خم برگزار شد و آیت‌الله طاهری یکی از سه سخنران این مراسم بود. موفقیت در برپایی این مراسم باعث شد مجالس بعدی از جمله اربعین شهدای یزد و... نیز هر چه باشکوه‌تر برگزار گردد و دامنه انقلاب روز به روز گسترش یابد.»

خاطرات تبعید این بزرگ مرد انقلاب در فصل پنجم از کتاب حاضر گردآوری شده است. عناوین این فصل: در شهربانی گرگان، خاطرات تبعیدگاه یاسوج، خاطرات تبعیدگاه انارک، از انارک تا سقز، در منزل شیخ علی تهرانی، انقلاب در کردستان اعلامیه نامناسب علمای گرگان، بازگشت از تبعید و استقبال مردم، می‌باشد.

وی در یکی دیگر از خاطراتش می‌گوید: «یادم هست، همان موقع که ما در سقز بودیم یک راهپیمایی در گرگان برگزار شده بود که مردم به خاطر تبعیت از امام، آن را برگزار کرده بودند، ولی عده‌ای از عوامل ساواک با لباس شخصی در آن نفوذ کرده و به آتش زدن مراکز مختلف پرداخته بودند. حتی دوستان انقلابی ما می‌گفتند که یکی از عوامل ساواک در خانه‌ای بود و با لباس مبدل، بی‌سیمی داشت و مثلاً می‌گفت: آتش زدن فلان جا الان تمام شد. به دنبال این قضایا عده‌ای از روحانیون گرگان اعلامیه‌ای برای محکوم کردن این آتش‌سوزی‌ها صادر کردند...»

مؤلف آورده است: «در مورد دست داشتن مأموران امنیتی و انتظامی رژیم شاه در آتش‌سوزی‌ها و خرابکاری‌ها، سال‌ها بعد نیز اعترافاتی از طرف رجال وابسته به سلطنت پهلوی منتشر شد.» در جای دیگری از این فصل آمده است: طبیعتاً در همه جای کشور با آمدن تبعیدی‌ها و روحانیون و آزاد شدن زندانی‌ها، حرکت انقلابی شکل‌ بهتری پیدا کرد و با شتاب بیشتری رو به جلو رفت و مردم روز به روز در راهپیمایی‌ها گسترده‌تر و فشرده‌تر شرکت می‌کردند.

آیت‌الله گرگانی در ادامه خاطراتش می‌گوید: در منطقه ما بخشی از منافقین که در زندان‌ها بودند آزاد شدند و آن‌ها چه در زندان و چه در ماقبل زندان سازمان یافته بودند و شکل متشکل و خوبی بین خودشان داشتند و کوشش می‌کردند همه مراکز را به دست بگیرند برای آینده بعد از پیروزی انقلاب.

تشدید مبارزات و ارمغان پیروزی، خاطرات فصل ششم را تشکیل می‌دهد این فصل مشتمل بر موضوعاتی از قبیل: تحصن مقابل دادگستری و مخالفت با دولت نظامی، حوادث پنجم آذر سال 1357 گرگان، اهانت به مسجد و حمله به آیت‌الله طاهری، عاشورای سال 1357 در گرگان، شرکت در مراسم استقبال از امام،‌ پلیسی برادر، عصر 21 بهمن سال 1357 و انتقال مردم گرگان، پیروزی انقلاب اسلامی، تشکیلات کمیته گرگان و نقش منافقین، حزب جمهوری اسلامی گرگان و تأسیس جهاد سازندگی، پخش اخباری به نیت توهین به آیت‌الله خوئی، مخالفت من با انتخاب آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری، در خدمت جبهه و جنگ، شهادت دکتر بهشتی و جریان ترور آیت‌الله گرگانی، شهادت فرزندم در سال 1363 می‌باشد.

در بخشی از خاطرات وی در رابطه با عصر 21 بهمن سال 1357 و انتقام مردم گرگان می‌خوانیم: «پلیس در این شهر به خشونت معروف بود شاید کمتر شهری پلیس‌های خشن شهربانی گرگان را داشت آن‌ها خیلی عجیب بودند و از گفتن بدترین فحش‌ها به مردم ابا نداشتند و بدترین بد و بیراها را به خصوص به روحانیون می‌گفتند، یکی از خشونت‌های مأموران شهربانی دزدی از مغازه‌های گرگان بود.

وی در ادامه می‌گوید: شب 22 بهمن یک شب پرمخاطره برای تمام کشور و برای شهر ما که از جمله شهرهای استثنایی بود، مردم گرگان تحت عنوان همبستگی توی شهربانی ریختند. سرگرد قیامی را که از سرگردهای خود شهر و شناخته شده بود و خشونتی هم از او دیده نشده بود، روی دوش گرفتند و به عنوان اعلام همبستگی با پلیس، وارد شهربانی شدند.

البته یکی از منافقین می‌گفت که این بازی را من سر پلیس‌ها درآوردم برای اینکه بتوانیم این‌ها را بگیریم که فرار نکنند حال کار او بود یا کار دیگری یا اساساً همان جریان سرگرد قیامی، بالاخره مأموران شهربانی هم آمدند و با مردم اظهار همبستگی کردند. شب بسیار پرحادثه‌ای بود و من رفته بودم نماز بخوانم که به من تلفن زدند و...»

مطالعه خاطرات و زندگی‌نامه‌های بزرگان و نخبگان یک جامعه می‌تواند فواید زیادی را برای خوانندگان به همراه داشته باشد، از جمله آشنایی با تاریخ، شناخت هویت و فرهنگ جامعه، شیوه صحیح تکامل و ترقی فردی. در این میان خاطرات علمای پرهیزگار و مبارز که دارای سه ویژگی: علم، تقوا و مجاهدت می‌باشند فواید خاص خود را نیز دارد عظمت انقلاب اسلامی با همه ابعاد گسترده و برکات فراوانش بر اهمیت این گونه کتاب‌ها می‌افزاید. انقلابی که با رهبری بی‌نظیر قائد عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی (ره) شکل گرفت و به پیروزی رسید.

یقیناً آشنایی با خاطرات و مجاهدت‌های یاران راستین آن رهبر کبیر، می‌تواند به آشنایی با این نهضت عظیم کمک شایانی نماید، علی‌الخصوص آنان که علاوه بر سوابق درخشان پیش از انقلاب، در نگهداری انقلاب نیز کوشیدند و با دشمنان بیرونی و درونی این نهال نوپا به مجاهدت پرداختند.

در ابتدای کتاب حاضر پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت درگذشت مرحوم آیت‌الله طاهری گرگانی درج گردیده که نشان‌دهنده علاقه رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی به شخصیت این بزرگوار می‌باشد. در بخشی از این پیام آمده است: «این عالم بزرگوار از دوران مبارزات اسلامی تا زمان رحلت همواره در خدمت انقلاب و هدف‌های آرمانی آن بودند. حضور ایشان در مسئولیت‌های گوناگون، به ویژه در مجلس خبرگان در دوره‌های متعدد در شمار ذخایر معنوی این عالم خدوم و موجب اجر و پاداش الهی است. انشاءالله.»



 
تعداد بازدید: 5395


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (1 + 8) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی

این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.