درستی به قلم استادز ترکل
مارک گیلهود Marc Geelhoed از شیکاگو، ریچارد جی. اوانز Richard J. Evans منتقد ادبی را به محاکمه کشیده است تا برای از قلم انداختن دو علامت نقل قول در شماره جدید «نقد کتابهای نیویورک New York Review of Books » پاسخگو باشد. موضوعی که به این کوچکی که به نظر میآید نیست.
در نسخه 11 اکتبر نقد کتابهای نیویورک، اوانز بحث خود را در مورد دو کتاب درباره جنگ جهانی این گونه آغاز کرد:
«از زمانی که جنگ جهانی دوم شروع شد، به عنوان 'جنگ خوب' شناخته شد، که در حقیقت نامی است که از عنوان یک کتاب تاریخ شفاهی به قلم استادز ترکل Studs Terkel و برنده جایزه پولیتزر Pulitzer قرض گرفته شده است. جنگ جهانی دوم، در تناقضی فاحش با جنگ جهانی اول، که یادآور وضعیت هولناک سنگرهای جبهه غرب، تلف شدن فاجعه بار یک نسل کامل از مردان جوان، و دیگر پیامدهای فاجعه بارش در اروپا، که به خیزش فاشیسم و کمونیسم و ظهور هیتلر است، یادآور غلبه دموکراسی بر دیکتاتوری، شکست نژادپرستی در برابر تحمل یکدیگر، پیروزی جهانیگرایی بر ملیتگرایی، شکست افراطگرایی در برابر میانهروی، و شکست اهریمن به دست نیکی است. این خاطرهای است که در ژرفای وجدان سیاسی و هویت دنیای مدرن خصوصاً در بریتانیا و آمریکا کاملاً جا افتاده است.»
در ادامه یک پانویس منبع خود را چنین توصیف میکند:
استادز ترکل، جنگ خوب: تاریخ شفاهی جنگ جهانی دوم (پانتئون Pantheon ، 1984).
اما این عنوان کتاب ترکل نیست. عنوان صحیح «جنگ خوب»: تاریخ شفاهی جنگ جهانی دوم است.
نامه گیلهود، صدابردار ارکستر سمفونی شیکاگو، که در شماره پنجم نوامبر نقد کتابهای نیویورک منتشر شده، این لغزش را مسئله بزرگی تلقی میکند. گیلهود مینویسد:
در حالی که ریچارد جی. اوانز کاملاً حق دارد بخواهد نام کتاب «جنگ خوب» استادز ترکل را در هر نقدی درباره آثار جنگ جهانی دوم بر سربازان عادی جنگ به میان آورد، اما به نظر من، او به اشتباه نام این کتاب را در کنار کتابهای عامهپسندی قرارداده است که فرض خوب بودن جنگ جهانی دوم را گرامی میدارند. اوانز و دبیران نشریه در زیرنویس خود، علامت نقل قول کاملاً عامدانه در دو طرف عنوان را، جا میاندازند، حال آنکه ترکل انگیزه خود از این دو علامت را در یادداشتی این طور بیان کرده است: «[استفاده از این دو علامت] یک تغییر مشی فکری و یا نظر ویرایشی نیست، بلکه تنها به این دلیل است که صفت 'خوب' در کنار اسم 'جنگ' یک تناقض بسیار آشکار را نشان می دهد.»
من اول گمان بردم که اوانز نه تنها عنوان مورد استفادۀ ترکل، بلکه طعنه او را نیز از آن خود کرده، و این احتمالیست که گیلهود نخواسته آن را در نظر بگیرد– شاید از این رو که باید از هر فرصتی که بتواند ترکل را در مقابل شرق خائن قهرمان جلوه دهد، استفاده کرد. اما بازهم، به غلط بکار بردن عنوان کتاب ترکل، حکایت دم خروس است. و همانند ایرادی که بر نتیجه گیری اوانز در نقد کتاب جنگ جهانی دوم به قلم آنتونی بیوور Antony Beevor و کتاب ژنرال استالین: زندگی گئورگی ژوکوف Georgy Zhukov به قلم جفری رابرتز Geoffrey Roberts قایل هستم، گمان میکنم گیلهود زیاده از حد ملایم بوده است.
«آیا جنگ دوم، یک جنگ خوب بود؟» اوانز این سؤال را کاملاً صادقانه مطرح میکند. «پس از چند صد صفحه تصاویر خشن از مرگ و ویرانی، ستم و بی کفایتی، ترس و رنج، دریافتن این که بیوور جنگ جهانی دوم را به عنوان "بزرگترین مصیبت ساخته دست بشر در تاریخ" بنامد، جای شگفتی ندارد... در این جنگ، 6 میلیون یهودی (بیوور دو فصل کامل درباره هولوکاست دارد)، 20 میلیون یا شاید هم بیشتر از مردم ساکن در اتحاد شوروی، بیش از 50 میلیون چینی، قربانیان جنگ داخلی وحشیانه و همینطور ژاپنی ها کشته شدند. بیوور این طور نتیجهگیری میکند به جنگ جهانی دوم، نام "جنگ خوب" دادهاند، اما این "احساسات دوگانهای را برمیانگیزد، چراکه این جنگ هرگز نمیتوانست با این تصویر در اذهان باقی بماند، به ویژه وقتی نیمی از اروپا مجبور شد قربانی استالینیسم شود تا نیمه دیگر نجات یابد".این جنگ صلح را به جهان نیاورد چراکه جنگهای داخلی و نبردهای ضداستعماری پس از آن آغاز شدند، و از دل آنها جنگهای بزرگتر در کره و ویتنام بیرون آمدند.»
اوانز ادامه میدهد. «با این حال نمیتوان این جنگ را بیمعنی یا بیمورد انگاشت، بیوور هم چنین منظوری ندارد. با توجه به نیات متجاوزانه و نظامیگری بی حد وحصر، جاه طلبانه و امپریالیستی آلمان و ژاپن، دیگر راهی به جز استقامت در برابر آنها باقی نبود.»
شما میخواهید به این مرد یک مدال طلا برای این همه کار خودجوش او بدهید. جنگ جهانی دوم باید رخ میداد، هر چند نهایت مصیبت و یک ذلت مطلق در تاریخ بشری بود. اوانز به شدت به نتیجهگیری خودش فکر کرده (باید امیدوار بود که او دقیقاً به دنبال انعکاس افکار بیوور نبوده است) و من کاملاً مطمئن هستم که او متکی خرد متعارف نیم قرن گذشته بوده است. بله، جنگ جهنم است، نکتهای که استادز ترکل توانست با استفاده از یک علامت نقل قول آن را در 1984 نشان دهد.
(به اطلاع میرسانم که سایت آمازون هم از این علامت نقل قول چشم پوشی کرده، هرچند مثل روز برایشان روشن است که روی جلد کتاب چیست. آیا باید به راه علاجی برای دانشگاهمان فکر کنیم؟)
ترجمه: عباس حاجی هاشمی
تعداد بازدید: 4938
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





