یک اشارۀ موجز
فریدون حیدری مُلْکمیان
مبحثی که ما از آن به عنوان «تاریخ شفاهی» یاد میکنیم، به مثابه یک میراث هویتی، واجد ظرایف مهم و اجتنابناپذیری است که توجه به جزئیات آن کاملاً ضروری مینماید. مثلاً اینکه تاریخ شفاهی وابستگی تام و تمام به زمان دارد.موقعیت کمنظیر سایت تاریخ شفاهی ایران
میثم غلامپور
سالهای زیادی نیست که موضوع «تاریخ شفاهی» بین اهالی تاریخ در ایران بدل به دغدغه و مسأله شده و دربارۀ اهمیت و درکل جوانب مختلف آن قلمفرساییها شده است. ضرورت پرداختن به این موضوع شاید دیگر اظهر منالشمس باشد...ساختار هفتهنامه تاریخ شفاهی
ابوالفضل حسنآبادی
امروز که به عنوان یک دستاندرکار و مورخ تاریخ شفاهی نیمنگاهی به گذشتۀ تاریخ شفاهی در ایران و محتوای منتشر شده در این هفتهنامه میاندازم بیتردید مهمترین ابزار برای مستندسازی فعالیتهای تاریخ شفاهی از زمان انتشار بوده است.تاریخ این حکایت
نسرین خالدی
به اولین «شفاهی»ها برمیگردم؛ وقتی داخل حیاط خانه، گوشۀ ایوان، بساط خالهبازیمان پهن بود، ناخواسته گفتوگوی بین مامانی و بالاخانم، همسایه دیوار به دیوار سالهای دورمان را شنیدم. آن سالها شبکههای تلویزیون اندازه انگشتان یک دست هم نبود...سایت تاریخ شفاهی و موقعیت آن
حمید قزوینی
سایت تاریخ شفاهی که اولین و تا امروز تنها پایگاه تخصصی در این حوزه در ایران است، در مسیر انتشار اطلاعات، ایدهها، افکار و پیامها و حمایت از یافتههای جدید علمی و تقویت گفتوگو میان فعالان این بخش و معرفی و نقد آثار منتشر شده گامهای مؤثری برداشته است.تفاوت بین خاطره و تاریخ شفاهی
علیرضا عبدالرحمان
تولد هفتصدمین شماره از هفتهنامهی الکترونیک تاریخ شفاهی را به پایکاران کوشای این عرضهگاه (سایت) تبریک میگویم. یکی دو نکته راجع به تاریخ شفاهی تقدیم خوانندگان و مخاطبان میشود.700 شماره، 15 سال روایت:
نگاهی آماری به گنجینه تاریخ شفاهی ایران
سایت تاریخ شفاهی ایران
هفتهنامه الکترونیکی تاریخ شفاهی، که انتشار منظم خود را از آبان 1389 آغاز کرده است، اکنون در آستانه انتشار هفتصدمین شماره قرار دارد. این گزارش، با استناد به دادههای آماری از مطالب منتشر شده در بخش فارسی سایت، بین آبان 1389 تا مرداد 1404، به تحلیل عملکرد این مجموعه میپردازد.شانههای زخمی خاکریز - 10
صباح پیری
دوستانم یکییکی میرفتند. باید من هم برمیگشتم. نمیشد در تهران ماند و خبر پرواز را شنید. هفتم تیر 1363 به طرف دوکوهه حرکت کردم. رفتم تخریب. نیرو نمیپذیرفتند. رفتم واحد بهداری «مولایی» آنجا بود. خیلی خوشحال شد دو ـ سه روز با آنها بودم که گردان «کمیل» در شلمچه احتیاج به یک امدادگر پیدا کرد. من انتخاب نشدم تا اینکه گردان «انصار رسول» امدادگر خواست، من رفتم. رفتم به جایی که گرما مغز را میجوشاند.اما و اگرهای یک مصاحبه خوب
محیا حافظی
در یادداشتهای پیشین درباره ویژگیهای مصاحبهکننده و مصاحبهشونده به تفصیل صحبت شد، اما برای اینکه یک مصاحبه خوب داشته باشیم، علاوه بر موارد گفته شده، باید به مسائل دیگری نیز توجه کرد که در این یادداشت به برخی از آنها پرداخته میشود.سیصد و شصت و نهمین شب خاطره - 4
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
حاج جواد علیگلی سومین و آخرین راوی، در سیصد و شصت و نهمین برنامه شب خاطره بود. او خاطره خود را اینگونه روایت کرد: من در طول دفاع مقدس، در واحد تبلیغات لشکر 27 محمد رسول الله(ص) بودم. یکی از بخشهای مغفول در دوران دفاع مقدس که بعداً به آن تقریباً پرداخته شده، بحث تبلیغات در جنگ است. جایی برای نوجوانان، درباره این قضیه صحبت میکردم، اما اصلاً نمیدانستند که در جنگ، چیزی به نام تبلیغات هم وجود داشت....
22
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





