نیروی انسانی قرارگاه نجف
روایت بهمن کارگر
محیا حافظی
سردار بهمن کارگر، از مسئولان پرسنلی منطقه ۷ (غرب کشور)، مسئول پرسنلی قرارگاه نجف و معاون نیروی انسانی و آموزشی سپاه یکم ثارالله(ع)، خاطرات خود را در کتاب نیروی انسانی قرارگاه نجف روایت کرده است.شانههای زخمی خاکریز - 3
صباح پیری
اول خرداد 1362 بود که به پادگان امام حسین(ع) در تهران رفتیم. البته با سه تجدیدی که در کیسه داشتم. پس از دو روز که در پادگان بیکار بودیم، همه را جمع کردند تا تقسیم کنند. بچههای مالکاشتر را برای امدادگری انتخاب کردند تا تقسیم کنند ـ در پادگان نیروها از جاهای مختلف بودند، به همین دلیل هر منطقه با نامی شناخته میشد. ما جزو گردان مالکاشتر بودیم ـ من هم شدم امدادگر!گویاسازی
مینا صادقی
هنگام انجام پژوهش یا در مرحله تدوین، باید مخاطب را در نظر گرفت و زمینه درک بهتر متن را برای او فراهم آورد. وقتی در پژوهش از یک سری گزارهها یا اصطلاحات و تعابیر استفاده میشود که برای مخاطب ابهام ایجاد میکنند یا سبب آسیب به رشته معنایی متن تاریخ شفاهی میشود، باید به گویاسازی این بخشها مبادرت ورزید.برشی از خاطرات رهبر انقلاب اسلامی
مؤسس حسینیه ارشاد
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
در مورد شرکت ایشان [شهید آیتالله مطهری] در «حسینیه ارشاد» نباید گفت: شرکت، باید گفت: مؤسس؛ ایشان مؤسس حسینیه ارشاد است. آن وقتی که در تهران جلسات مذهبی درست و حسابی و منظمی نبود، چند نفر به فکر افتادند که یک کار این جوری بکنند و عنصر اصلی آقای مطهری بود و آقای همایون که بانی مالی آنجا بود، جزو پیشقدمان این کار بودند. چند نفری نشستند و زمینی را در یک مقداری بالاتر از محل کنونی حسینیه در نظر گرفتند و چادری زدند و دیوار مختصری دورش کشیدند...خاطرات مجتبی جعفری
سرهنگ مجتبی جعفری، رئیس سازمان ایثارگران نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، مهمان دویستوچهلوسومین برنامه شب خاطره (بهمن 1392) بود. او درباره قیام 17 شهریور 1357 خاطره گفت. او گفت: «17 شهریور، وقتی بیدار شدم، میدانستم قرار است آن روز در میدان ژاله (شهدا) تظاهرات شود. چون روز قبل، پنجشنبه از قیطریه تا میدان آزادی راهپیمایی کرده بودیم.سیصد و شصت و هفتمین شب خاطره - 5
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
سردار رحیمصفوی در پایان گفت: مردم خرمشهر پیاده از جاده ماهشهر به آبادان میآمدند. هوا گرم بود. آب خوردن نداشتند. ما پشت ماشین مقداری آب و خوراکی داشتیم. پیاده شدیم و هرچه در ماشین داشتیم، به آنها میدادیم. در آبادان بیشتر چراغها خاموش بود. سوسنگرد هم همینطور. شهری که مردم در آن زندگی نکنند، مدرسه و نانوایی باز نباشد، شهر ارواح است.شانههای زخمی خاکریز - 2
صباح پیری
کارها به سرعت انجام گرفت. بعدازظهر همان روز ـ 61/9/1 ـ گروه را سوار قطار کردند تا 24 ساعت بعد در اهواز باشد. در طول راه گروه ده نفره کاملاً با هم اخت شده بود. در ایستگاه اهواز، ماشینی منتظر بچهها بود تا آنها را به قرارگاه کربلا ببرد. تا رسیدن به قرارگاه از خیابانهای شهر عبور کردیم. زندگی در تن شهر جاری بود و کارون با آرامش مرموز خود همچنان میرفت.برشی از زندگی و سیرۀ مبارزاتی امام خمینی در بیانات مقام معظم رهبری
صدور انقلاب
به انتخاب: فائزه ساسانیخواه
در اینکه در راههای دور، اسم مبارک امام(رضوانالله علیه) کار خودش را کرده و نفوذ کرده، شکی نیست؛ این را من یک وقت به خودِ امام هم عرض کردم. جاهایی هست که اصلاً صدای تبلیغات ما به آنجاها نرسیده بود؛ اما رادیوهای دشمن، بیتوجه به اینکه چه کار میکنند، خبرهای امام را در دنیا دست به دست میکردند.خاطرات سیدهاشم دربندی
سرهنگ سید هاشم دربندی، نیروی ارتش جمهوری اسلامی ایران، مهمان دویستوچهلوسومین برنامه شب خاطره (بهمن 1392) بود. او درباره ارتش و انقلاب اسلامی خاطره گفت. او گفت: «ما در ارتش، ظلمِ مضاعفی را تحمل میکردیم. مردم به کوچه و خیابان میآمدند. مرگ بر شاه میگفتند، تظاهرات میکردند، حرفشان را میزدند...سیصد و شصت و هفتمین شب خاطره - 4
تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران
راوی پنجم برنامه، خانم فاطمه حبیبی، همسر مرحوم اسماعیل جبارزاده، ابتدای سخنانش گفت: 35 سال با مرحوم دکتر جبارزاده زندگی کردم. حتی سختیهایش هم برایم شیرین بود. قبل از شروع عملیات کربلای۴، فقط دو ماه بود که ازدواج کرده بودیم. همسرم آمد و گفت میخواهم به جبهه بروم. من هم گفتم «بفرمایین، قرارمون همین بود که هر وقت شما خواستی بتونی به جبهه بری»....
26
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





