ایران را با چشمهایم دیدم؛ در اینجا مردم لبخند می زنند
یک هفته در ایران؟ دوستان و آشنایان هنگامی که مطلع شدند قصد سفر به ایران را دارم، گویی قصد عزیمت به جبهه جنگ را داشته باشم، هشدار میدادند که «مراقب خودت باش» و یا «آنجا میروی چکار کنی؟». این اظهارات ناشی از پیشداوریهای افرادی است که بهصورت روزمره در کشورهای غربی در برابر نظام غولآسای اطلاعرسانی گروههای فشار امریکایی و اسرائیلی قرار دارند. البته ایران، که زمانی امپراتوری پارس نام داشت، با مشکلات خود دست و پنجه نرم میکند و حکومت اسلامی محدودیتهایی را اعمال مینماید که همواره با استقبال مردم و بهویژه جوانان آن کشور مواجه نمیشود.
خاستگاه راوی گری جنگ ایران و عراق - بخش دوم
روایت در ایران طی سالهای اخیر، با تأثیر از فلسفه پدیدارشناسی و روش های تفسیری و هرمنوتیک، مباحث گسترده ای درباره «چیستی روایت» و روش های آن، همچنین قرابت های دو حوزه "تاریخ و ادبیات" طرح شده است. در عین حال، مفهوم «راوی» همچنان تحت تأثیر مفاهیم موجود در فقه و حدیث قرار دارد. حال آنکه به لحاظ نظری و روشی، مفاهیم «راوی- روایت- روایت گری» در نظریه های جدید روایت، بهم پیوسته است. فارغ از مباحث گسترده و متنوعی که در این زمینه وجود دارد و باید به آن توجه کرد، با مشاهدات و تجربه، همچنین مطالعات مختصر و پراکنده ای که داشتم، در این بخش به مفهوم راوی، روایت و روایتگری بصورت اجمالی اشاره خواهم کرد.
روششناسی در تاریخ شفاهی ایثار و شهادت
جمعآوری، نگهداری و ساماندهی اسناد شفاهی و مکتوب جنگ در ابعاد با توجه به تأثیر آن از نظر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یکی از اولویتهای فرهنگی کشور در دو دهه گذشته بوده و مراکز زیادی بنا بر نیاز و تعریف خود از موضوع در این زمینه فعالیت نمودهاند. از جمله ابعاد مستندسازی تاریخ جنگ، تاریخ شفاهی شهدا است. در چند سال اخیر مبحث تاریخ شفاهی و ضبط خاطرات مرتبط با شهدا به طور ویژه از نهادهای گوناگونی مانند بنیاد شهید، سپاه، ارتش، بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس و حتی برخی لشکرها و تیپهای نظامی به صورت سازمانیافته و یا خودجوش دنبال شده است.
خاستگاه راوی گری جنگ ایران و عراق - بخش اول
محمد درودیان؛ روایت جدید از جنگ یادداشت درباره سخنرانی برادر عزیزم گلعلی بابایی درباره روایتگری جنگ و نظراتی که درباره عنوان شد، با ارج نهادن به زحمات برادر عزیز جناب آقای قدمی، بیش از هر چیز ناظر بر ضرورت و تأکید بر بازتعریف مفهوم راوی است. با این توضیح، منظور از راوی، روایت و روایت گری چیست؟ فرض بر این است که مفاهیم، کارکرد دارند و به همین دلیل شکل می گیرند، صیقل می خورند و تغییر می کنند. بنابراین در این یادداشت، خاستگاه اولیه راوی گری و کارکردهای مفهومی آن در سه دهه گذشته، توضیح داده خواهد شد. هدف اصلی در این یادداشت، مصادره مفهوم «راوی- روایت» و یا محدود کردن آن به اشخاص یا نهادها و سازمانهای خاص نیست، بلکه کمک به فهم بهتر و بحث در این باره است.
تئوریپردازی در تاریخ شفاهی ایران؛ از امکان تا ضرورت
حسن آبادی شکلگیری تاریخ شفاهی در ایران بیشتر از آنکه مبتنی بر ضرورت و برنامهریزی باشد، متکی به نیاز بوده است و همین امر باعث شده تا استفاده از روش آزمون و خطا در آن رایج باشد. دولتی بودن و نگاه سلیقهای به تاریخ شفاهی که برای حیات خود نیاز مستقیم به بودجههای دولتی دارد، زمینهی عدم دسترسپذیری برای نقدهای عالمانه دربارهی روش و محتوا را فراهم کرده است.
تاریخ و ادبیات عامیانه: پژوهش تاریخنگارانه
این مقاله در حکم مقدمة سایر مقالههایی است که در این ویژهنامة ادبیات عامیانه منتشر شده است. رابطة بین مورخان و کارشناسان ادبیات عامیانه سه مرحله را پشت سر گذاشته که در مقالة حاضر بدان پرداختهایم. این مراحل عبارتند از: «عصر هماهنگی» پیش از جنگ جهانی اول که هر دو رشتة مذکور دوران طفولیت خود را میگذراندند؛ «عصر سوء ظن» از دهه 1920 تا 1970 که مورخان میکوشیدند به هر نحوی شده رشته خود را به عنوان نشانه توسعهیافتگی دولت ملی معرفی کنند، و بر اساس اسناد آرشیوی معاصر بر متدولوژی «علمی» خود تأکید میکردند،؛ و «عصر آشتی» از دهه 1970 که مورخان پا به عرصههای جدید-فرهنگ مردمپسند، تاریخ خُرد، «تاریخ از پایین»- گذاشته متدولوژیهایی را از علوم اجتماعی وام گرفتند. و اینک به «عصر همکاری» بین دو رشته چشم دوخته شده است.
ادیب موسس؛
من این اقبال را داشتم که با جناب «مرتضی سرهنگی» در تاسیس دفتر ادبیات و هنر مقاومت همراهی کنم و نزدیک به دو دهه در کوران تلاش های آن باشم. تردیدی ندارم که این دفتر بر هوشمندی، آینده نگری، شکیبایی و بیست و هفت سال کوشش مستمر و همواره جناب سرهنگی بنا و تبدیل به نهادی جریان ساز گردید. آنچه امروز به عنوان ادبیات پایداری یاد می شود برآمده از همان اوصاف یاد شده است. از این رو مایلم لقب «ادیب موسس» را به برادرم مرتضی سرهنگی پیشکش کنم و امیدوار باشم که تاریخ نیز این تصورم را تصدیق کند.
فنون مخفیکاری آموختیم
از سالهای پیش از انقلاب که خفقان سیاسی بر کشور حاکم بود، بسیاری از فعالان سیاسی و روشنفکران در پی راهحلی برای مبارزات مخفی و در نهایت نجات مملکت بودند. برخی نیز از پی مبارزات در داخل کشور و گرفتاریهای ناشی از آن به مهاجرت از ایران و ادامة مبارزه در خارج از کشور روی آوردند. در آن سالها صادق قطبزاده در فرانسه، دکتر تقیزاده در انگلستان، ابراهیم یزدی و مصطفی چمران در امریکا پناهگاه کسانی بودند که به قصد مبارزه از ایران خارج میشدند.
تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی: حوزهی جدیدی از تاریخنگاری انقلاب
دبیرستانها از حیث جامعیت فعالیتها اهمیت ویژهای داشتهاند لکن وقتی آنها را در سیر تاریخ انقلاب در بستر تظاهراتهای دانشآموزی، تشکیل کمیتههای انقلاب، کمک به محرومین، حضور جدی در نمازهای جمعه، درگیری علمی با گروهکها، مقابله با منافقین، مدیریت فرهنگ عمومی شهر، حضور در جنگ، تشییع شهدا و هزاران کار زمین ماندهی انقلاب، میبینیم اهمیت دوچندانی مییابند. دبیرستانها از حیث راویان ماجراها و خاطرات نیز تنوع زیاد و جالبی دارند.
تاریخ شفاهی از پایین به بالا
من، جِسی لیمیش (Jesse Lemisch) و جمعی از مورخانِ معتقد به تفکر چپ نوین در سال 1968 پیشنهاد کردیم که تاریخ نه از منظر بالانشینان و از مابهتران و نخبگان بلکه از منظر فرودستان و طبقات پایین جامعه و به عبارتی از پایین به بالا نوشته شود. به اعتقاد جِسی لیمیش: آنچه که به عنوان تاریخ در کتابها و نوشتجات مختلف ثبت شده، غالباً تاریخ «بزرگمردان سفیدپوست» است. حرف ما این بود که باید تاریخی هم برای «بیزبانان»بیافرینیم.
...
446
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه دوم: بحران مشروعیت مرزیِ تاریخ شفاهی در نظام دانشگاهی
این نظریه بر مبنای پاسخِ ۱۳ متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «علت عدم استقبال دانشگاهیان از تاریخ شفاهی چیست؟» به دست آمده است.





