زیتون سرخ (56)

گفت و گو و تدوين: سيدقاسم‌ياحسيني

زیتون سرخ (۵۶) خاطرات‌ناهید‌یوسفیان گفت و گو و تدوین: سیدقاسم‌یاحسینی انــتــشـارات‌سـوره‌مــهــر(وابسـته‌بـه‌حـوزه‌هنـری) دفتـرادبیات و هنر مقـــاومت نقل و چاپ نوشته‌ها منوط به اجازه رسمی از ناشر است. در همين ايام وزارت نيرو موافقت كرد كه به وزارت آموزش و پرورش منتقل شوم، به شرطي كه وزارت آموزش و پرورش مرا بخواهد و بپذيرد. با خودم گفتم: «من فوق‌ليسانس فيزيك هسته‌اي هستم. در دبيرستان‌ها ليسانس باشي كافي است. خيلي هم استقبال مي‌كنند.»به...

زیتون سرخ (55)

گفت و گو و تدوين: سيدقاسم‌ياحسيني

زیتون سرخ (۵۵) خاطرات‌ناهید‌یوسفیان گفت و گو و تدوین: سیدقاسم‌یاحسینی انــتــشـارات‌سـوره‌مــهــر(وابسـته‌بـه‌حـوزه‌هنـری) دفتـرادبیات و هنر مقـــاومت نقل و چاپ نوشته‌ها منوط به اجازه رسمی از ناشر است. از آن به بعد هر دو ماه كه بايد پروتز پاي روزبه را عوض مي‌كردم خيالم راحت بود كه مواد اوليه ساخت آن را دارم و با مشكلي روبه‌رو نخواهم شد. روزبه، روزبه‌روز در حال رشد بود و از اين رو من مرتب بايد به هلال‌احمر مي‌رفتم.اگرچه مادرم از روزبه و...

زیتون سرخ (54)

گفت و گو و تدوين: سيدقاسم‌ياحسيني

زیتون سرخ (۵۴) خاطرات‌ناهید‌یوسفیان گفت و گو و تدوین: سیدقاسم‌یاحسینی انــتــشـارات‌سـوره‌مــهــر(وابسـته‌بـه‌حـوزه‌هنـری) دفتـرادبیات و هنر مقـــاومت نقل و چاپ نوشته‌ها منوط به اجازه رسمی از ناشر است. نزد مادرم رفتم و گفتم: «مي‌خواهم يك موضوع را روراست به شما بگويم.»ـ بگو.ـ اميدوارم ناراحت نشوي و به شما برنخورد.ـ نه. بگو.ـ مي‌خواهم از بچه‌هايم نگه‌داري كني و ماهانه چهار هزار تومان هم بگيري.ـ آخه...ـ نمي‌خواهم منت هيچ‌كس روي سرم باشد. حتي...

زیتون سرخ (53)

گفت و گو و تدوين: سيدقاسم‌ياحسيني

زیتون سرخ (۵۳) خاطرات‌ناهید‌یوسفیان گفت و گو و تدوین: سیدقاسم‌یاحسینی انــتــشـارات‌سـوره‌مــهــر(وابسـته‌بـه‌حـوزه‌هنـری) دفتـرادبیات و هنر مقـــاومت نقل و چاپ نوشته‌ها منوط به اجازه رسمی از ناشر است. ـ لاله ...ـ لاله چه؟ تب كرده؟ـ نه!ـ پس چه؟ـ نيست.ـ نيست!ـ او را دزديده‌اند.ـ دزديد‌ه‌اند؟ مگر مي‌شود؟ـ بيدار كه شدم، نبود. حالا مي‌گويي چه خاكي بر سرم بريزم؟ فاطمه خانم آمد و اتاق خواب را كمي گشت و لاله را پيدا كرد. لاله در سبد عروسك‌ها بود....

زیتون سرخ (52)

گفت و گو و تدوين: سيدقاسم‌ياحسيني

زیتون سرخ (۵۲) خاطرات‌ناهید‌یوسفیان گفت و گو و تدوین: سیدقاسم‌یاحسینی انــتــشـارات‌سـوره‌مــهــر(وابسـته‌بـه‌حـوزه‌هنـری) دفتـرادبیات و هنر مقـــاومت نقل و چاپ نوشته‌ها منوط به اجازه رسمی از ناشر است. آن شب خيلي دلم شكست. بي‌صدا گريه كردم؛ طوري كه با گريه به خواب رفتم. در خواب علي را ديدم. علي گفت: «چرا گريه مي‌كني؟» ـ لاله شير ندارد.ـ برايش مي‌خرم. ناراحت نباش.صبح روز بعد زنگ آپارتمان به صدا درآمد. فكر كردم خواهرم روياست، كه زودتر آمده است....

زیتون سرخ (51)

گفت و گو و تدوين: سيدقاسم‌ياحسيني

زیتون سرخ (۵۱) خاطرات‌ناهید‌یوسفیان گفت و گو و تدوین: سیدقاسم‌یاحسینی انــتــشـارات‌سـوره‌مــهــر(وابسـته‌بـه‌حـوزه‌هنـری) دفتـرادبیات و هنر مقـــاومت نقل و چاپ نوشته‌ها منوط به اجازه رسمی از ناشر است. معلوم شد وقتي که من نبوده‌ام روزبه بيدار شده و چون مرا نديده، شروع به گريه كرده است. از گريه او لاله هم بيدار شده و هر دو گريه را سر داده بودند؛ طوري كه دختر فاطمه خانم مجبور شده بيايد بالا و آن‌ها را ساكت كند.تهيه يك شيشه شير گاو به مشكل اصلي...

زیتون سرخ (50)

گفت و گو و تدوين: سيدقاسم‌ياحسيني

زیتون سرخ (۵۰) خاطرات‌ناهید‌یوسفیان گفت و گو و تدوین: سیدقاسم‌یاحسینی انــتــشـارات‌سـوره‌مــهــر(وابسـته‌بـه‌حـوزه‌هنـری) دفتـرادبیات و هنر مقـــاومت نقل و چاپ نوشته‌ها منوط به اجازه رسمی از ناشر است. رفتم و براي اولين بار در عمرم پشت فرمان پيكان نشستم. مثل حرفه‌اي‌ها اول آيينه‌ها را ميزان كردم. بعد صندلي‌ام را تنظيم كردم و ترمزدستي را هم خواباندم و راه افتادم. خودم هم نمي‌دانستم كه چطور ماشين را به راه انداخته‌ام. كمي كه رفتيم، افسر...

زیتون سرخ (49)

گفت و گو و تدوين: سيدقاسم‌ياحسيني

زیتون سرخ (۴۹) خاطرات‌ناهید‌یوسفیان گفت و گو و تدوین: سیدقاسم‌یاحسینی انــتــشـارات‌سـوره‌مــهــر(وابسـته‌بـه‌حـوزه‌هنـری) دفتـرادبیات و هنر مقـــاومت نقل و چاپ نوشته‌ها منوط به اجازه رسمی از ناشر است. نگاهي سطحي به كتاب تعليمات راهنمايي و رانندگي انداختم و براي امتحان دادن راهي شدم. آيين‌نامه را امتحان دادم و قبول شدم. بلافاصله اعلام كردند كه بايد امتحان شهري بدهم. تا آن روز من حتي يك بار هم پشت فرمان اتومبيل ننشسته بودم و نمي‌دانستم...

زیتون سرخ (48)

گفت و گو و تدوين: سيدقاسم‌ياحسيني

زیتون سرخ (۴۸) خاطرات‌ناهید‌یوسفیان گفت و گو و تدوین: سیدقاسم‌یاحسینی انــتــشـارات‌سـوره‌مــهــر(وابسـته‌بـه‌حـوزه‌هنـری) دفتـرادبیات و هنر مقـــاومت نقل و چاپ نوشته‌ها منوط به اجازه رسمی از ناشر است. گفتم: «زائو من هستم!»از آنجا كه شكمم خيلي كوچك بود، اصلاً معلوم نبود كه باردارم. آن خانم با پرخاش گفت: «خانم ما را مسخره نكن، برويد بيرون!»ـ شما را به دينتان سوگند، بياييد مرا معاينه كنيد. بچه دارد به دنيا مي‌آيد. مرا معاينه كردند، ديدند راست...

زیتون سرخ (47)

گفت و گو و تدوين: سيدقاسم‌ياحسيني

زیتون سرخ (۴۷) خاطرات‌ناهید‌یوسفیان گفت و گو و تدوین: سیدقاسم‌یاحسینی انــتــشـارات‌سـوره‌مــهــر(وابسـته‌بـه‌حـوزه‌هنـری) دفتـرادبیات و هنر مقـــاومت نقل و چاپ نوشته‌ها منوط به اجازه رسمی از ناشر است. با حالت حزين و خاصي اين سرود را مي‌خواندند. همان‌جا و در همان وقت از نظر روحي تغييري در خود حس كردم و دلم براي خدا و نماز خواندن تنگ شد. حقيقت اين است كه من از سال دوم دانشگاه در اهواز، نماز را رها كرده بودم. با شنيدن آن سرود مذهبي، باز نور خدا...
...
70
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/38

در تدوین نهایی تاریخ شفاهی با لهجه‌ و گویش‌ محلی چگونه رفتار کنیم؟
لهجه و گویش، بخش جدایی‌ناپذیر تاریخ شفاهی هستند و ثبت روایت‌ها با زبان محلی، علاوه بر حفظ اصالت روایت، به صیانت و احیای گویش‌ها و لهجه‌های بومی نیز کمک می‌کند. با این حال، در تدوین نهایی که هدف آن ارائه متنی روان و منطبق با زبان معیار است، تداوم استفاده از لهجه محلی ممکن است درک متن را برای مخاطبان دشوار سازد.