خاطرات جواد پویانفر


25 خرداد 1405


سید جواد پویانفر، سرتیپ خلبان و جانباز دفاع مقدس، مهمان دویست‌وهشتادوپنجمین برنامه شب خاطره (آبان 1396) بود. او درباره عملیات هوایی و اسارت در زندان بالغرفه خاطره گفت. پویانفر گفت: «27 شهریور 1359، چهار روز قبل از آغاز جنگ، ما باید می‌رفتیم و هدف‌مان را می‌زدیم. دلیل حمله ما در آن روز این بود که ارتش دولت وقت عراق سنگرهایی را کنده بود، مقداری از خاک ما را گرفته و از مرزهای ما گذشته بود. منطقه دیگری که ما در غرب کشور بمباران کردیم، زین‌القوس بود. یعنی دو قوس در خاک ما بود که عراقی‌ها گرفته بودند و تمام مرزبانان و کسانی که در آنجا نگهبانی می‌دادند را اسیر کرده و با خودشان برده بودند. ما در 27 شهریور، چهار فروند بودیم، دو فروند جلو و دو فروند عقب که عملیات را انجام دادیم. متأسفانه جنگنده حسین لشکری در آن عملیات سقوط کرد و ما اطلاع نداشتیم چه اتفاقی افتاده است؛ اسیر و یا کشته شده است؟ در عملیات دیگری که انجام دادیم، با 140 فروند رفتیم و پایگاه‌های مختلف دشمن را زدیم. من پایگاه ناصریه عراق را زدم. موقع برگشت تعدادی تانک دیدم و می‌خواستم آنها را بزنم که متوجه شدم بین آنها خانواده و افراد غیرنظامی با ماشین‌های شخصی در حال فرار کردن هستند و از زدن آن تانک‌ها منصرف شدم.

من حدود 10 سال اسیر بودم و مدت مدیدی را در زندان بالغرفه که یک زندان سیاسی بود گذراندم. حدود دو ماه آنجا بودم که از ما خواستند تا ریش‌مان را اصلاح کنیم و دیدم تمامش سفید شده است. سپس ما را سوار ماشین کردند تا به زندان ابوغریب ببرند. من با شهید لشکری یک کد داشتم؛ زمانی که من می‌گفتم تانک، او می‌گفت توپ و برعکس. زمانی که در ماشین بودم، زیرچشمی نگاه کردم و دیدم که لشکری نیز کنارم است. خدا را شکر کردم که زنده است. من گفتم: تانک، او گفت: جواد تو هستی؟ تو هم اسیر شده‌ای؟ گفتم: بله. در زندان ابوغریب مدت‌ها با او بودم. او اخلاق حسنه داشت و بسیار بردبار بود. 18 سال اسارت واقعاً سخت بود و تنها من و امثال من می‌دانند که شهید لشکری در آن 18 سال چه کشیده است. مدتی در آنجا بودیم و سپس ما را به اردوگاه بردند که در آنجا توانستیم برای خانواده‌های خودمان و خانواده‌های کسانی که در ابوغریب مانده بودند و هیچ‌گونه تماسی با بیرون نداشتند، نامه بنویسیم. با کتاب و نامه‌هایی که صلیب سرخ می‌آورد، با دویدن و ورزش (با سنگ، دمبل درست کرده بودیم) خودمان را سرگرم کردیم که مفید باشیم».

در ادامه، این روایت را ببینیم.

تاکنون 379 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده پنج‌شنبه 11 تیر ۱۴۰۵ برگزار می‌شود.

آرشیو

 



 
تعداد بازدید: 393


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (6 + 4) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/38

در تدوین نهایی تاریخ شفاهی با لهجه‌ و گویش‌ محلی چگونه رفتار کنیم؟
لهجه و گویش، بخش جدایی‌ناپذیر تاریخ شفاهی هستند و ثبت روایت‌ها با زبان محلی، علاوه بر حفظ اصالت روایت، به صیانت و احیای گویش‌ها و لهجه‌های بومی نیز کمک می‌کند. با این حال، در تدوین نهایی که هدف آن ارائه متنی روان و منطبق با زبان معیار است، تداوم استفاده از لهجه محلی ممکن است درک متن را برای مخاطبان دشوار سازد.