عبور از آخرین خاکریز - ۴

دکتر احمد عبدالرحمن

09 اسفند 1404


این توضیح در نوع خود حائز اهمیت است، چرا که صدام از مسائل مرزی قدیمی به عنوان دلیل و بهانه‌ای بی‌اساس برای شروع حمله‌ای گسترده علیه ایران بهره‌برداری کرد، بی‌آنکه تلاشی در جهت اثبات ادعای خود مبنی بر نقص توافقنامه از سوی ایران، کرده باشد.

البته در ظاهر امر اختلاف مرزی صرفاً جنگ‌افروزی بود، ولی اهداف واقعی چیزی بس خطرناک بودند! خاطرم هست که ملت عراق هنگام امضای موافقت‌نامه 1975 از سوی شخص صدام حسین که آن را یک پیروزی و دست‌آورد بزرگ «انقلاب» مردم عراق به حساب آورد چقدر احساس آرامش کردند. ارتش برای خاتمه درگیری با ایران مشتاقانه لحظه شماری می‌کرد.

با وجود اینکه موافقت‌نامه 1975 الجزایر مشخص می‌کرد که چه تدابیری را بایستی برای حل اختلافاتی که ممکن است در آینده ظاهر شود، اتخاذ نمود، ولی صدام برای حل مشکل «نقص توافقنامه از سوی ایران» به بندهای آن متوسل نشد بلکه کلاً آن را لغو کرد تا بر حدت و شدت اختلافات موجود بیفزاید.

چند هفته بعد از ورود به محل خدمتم در ماه سپتامبر 1979 تعدادی مجروح به بیمارستان انتقال یافتند و من که در آن موقع پزشک کشیک بودم جهت ویزیت آنان به اطاق معاینه رفتم. مجروحان گروهی از کردهای غیرنظامی بودند و این امر تعجب مرا برانگیخت. از خود پرسیدم چه رابطه‌ای بین درمانگاه نظامی و معالجه غیرنظامیان ـ با وجود بیمارستان بزرگی در شهر ـ وجود دارد!؟ ولی بعد از اینکه متوجه شدم آنها کردهای ایرانی هستند دیگر جای تعجبی برایم باقی نماند. فعالیت این عده که هوادار سازمان‌ها و جنبش‌های کرد مخالف رژیم ایران و تحت حمایت عراق بودند، با همکاری و زیر نظر ضداطلاعات نظامی صورت می‌گرفت. آنها با آموزش‌هایی که فرا می‌گرفتند، سلاح‌ها و مبالغ کلانی دریافت می‌کردند تا به منظور ایجاد تشویش و ناامنی دست به یک رشته عملیات تخریبی در داخل خاک ایران بزنند.

آنها هنگام مراجعت‌شان به داخل خاک عراق، گاهی از واحدهای مرزی عراق عبور می‌کردند و هنگامی که نیروهای ایران به سوی آنان آتش می‌گشودند، پادگان‌های عراق زیر رگبار گلوله قرار می‌گرفت و پاسخ‌هایی از طرف مقابل دریافت می‌شد و این امر اوضاع را متشنج می‌ساخت؛ و در صورتی که این جنگجویان متحمل جراحاتی می‌شدند به همراه معرفی‌نامه‌های رسمی با مهر ضداطلاعات خانقین به درمانگاه نظامی انتقال می‌یافتند. خاطرم هست که روزی جسد یکی از آ‌نان را تحویل گرفته و پرسشنامه «مصدومین و متوفیات» را در مورد او پُر کردم. این یک پرسشنامه رسمی است که برای آن دسته از نظامیان عراقی که مصدوم یا کشته می‌شوند و یا در حین انجام خدمت می‌میرند پر می‌شود.

از سوی دیگر جمعی از کردهای عراقی مسلح، گاه و بیگاه از طریق مرزها به داخل عراق نفوذ می‌کردند. آنها در برخی از پایگاه‌های زیرزمینی واقع در تپه‌ها و کوه‌های نزدیک استقرار یافته بودند. این مبارزان، هواداران آن گروه از سازمان‌ها و احزاب کرد مخالف رژیم عراق بودند که از دهه پنجاه وارد مبارزه‌ای بی‌امان با دولت مرکزی شده بودند. 

ادامه دارد

 



 
تعداد بازدید: 28


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (3 + 4) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه اول: «دوگانگی ساختاری فرصت-تهدید در ورود دولت به تاریخ شفاهی»

این نظریه بر مبنای پاسخِ 14 متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «آیا ورود سازمان‌های دولتی به روند تولید آثار تاریخ شفاهی، فرصت است یا تهدید؟» به دست آمده است.