عبور از آخرین خاکریز - 5

دکتر احمد عبدالرحمن

16 اسفند 1404


این گروه‌ها ضمن هدف قرار دادن مواضع، استحکامات و خاکریزهایی که ارتش عراق در منطقه احداث کرده بود، کمین‌هایی نصب کرده و مین‌های ضدنفر و ضدتانک کار می‌گذاشتند که در خلال ده ماه قبل از شروع جنگ ده‌ها نفر را مجروح و مصدوم کرده بود. و عجیب این است که گروه‌های کرد ایرانی و عراقی نه تنها هیچ‌گونه درگیری با یکدیگر پیدا نمی‌کردند، بلکه هر گروهی در طرف دیگر مرز برای اجرای هدف‌های خود تلاش می‌نمود!

علیرغم تمامی این اتفاقات و برخوردها، رسانه‌های تبلیغاتی عراق مهر سکوت بر لب می‌زدند و به همین خاطر مردم عراق از زمان روی کار آمدن بعثی‌ها از مسائل جاری کاملاً بی‌اطلاع بودند. به طور حتم حوادث مشابهی در نقاط دیگر مرز رخ می‌داد، ولی متأسفانه اطلاع دقیقی از آنها ندارم.

از  اوایل آوریل 1980 خصوصاً بعد از ترور نافرجام به جان طارق‌عزیز عضو کادر رهبری حزب و شورای رهبری انقلاب بر وخامت اوضاع افزوده شد. نامبرده از قدرتمندترین شخصیت‌های رژیم به حساب می‌آمد به گونه‌ای که حتی صدام جرئت برخورد با او را ندارد در حالی که بسیاری از عراقی‌ها متوجه این قضیه نیستند.

این ترور بعدها به «حادثه مستنصریه» شهرت یافت، چرا که این اقدام در صحن دانشگاه مستنصریه بغداد صورت گرفت؛ ولی با کمال تأسف نافرجام ماند و مجری آن بلافاصله به شهادت رسید. همچنین برخی از دانشجویانی که در نزدیکی محل حادثه قرار داشتند، کشته و مجروح شدند.

به دنبال وقوع این حادثه تمامی دولتمردان گرفتار جنون عجیبی شدند به طوری که صدام سه بار قسم یاد کرد که خون شهدایی که بر صحن مستنصریه جاری شده به هدر نخواهد رفت! و این به واقع یک جنون تبلیغاتی بود، چرا که تمامی مجروحین و مصدومین آن حادثه و عده‌ای که هنگام تشییع جنازه دانشجویان مقتول جراحاتی برداشتند، بی‌جهت به بزرگترین بیمارستان غیرنظامی عراق انتقال یافتند.

بسیاری از پزشکان همکار به من اطلاع دادند که مصدومیت‌ها عمدتاً ساده بود و فقط چند نفر دچار کوفتگی و سائیدگی پوست شده بودند و امکان داشت بلافاصله از بیمارستان مرخص شوند ولی طرح از پیش تعیین شده اجازه این امر را نمی‌داد. تلویزیون دولتی، عصر همان روز فیلم دیدار صدام از بستری شدگان و سخنرانی انفعالی و آتشین او را پخش کرد و ضم ارائه تفسیرهایی در استهزای ایران و انقلاب مردم این کشور، ادعا نمود که ایرانی‌ها با وجود آن همه هیاهو، کاری جز طرد شاه از کشورشان نکردند! من نمی‌دانم کودتای ژوئیه سیاه جز طرد عبدالرحمان محمد عارف از کشورش چه دستاورد دیگری را نیز عاید خود ساخت!

در اینجا ضروری می‌بینم حقیقتی را به اثبات برسانم و آن این است که شخصی که قصد ترور طارق عزیز را داشت عراقی بود و هیچگونه تحقیقات رسمی در اثبات ارتباط او با ایران صورت نگرفت. گذشته از آن یک جنبش مخالف اسلامی سال‌هاست که در عراق فعالیت می‌کند و تا به حال ده‌ها تن از افراد آن اعدام شده و صدها تن دیگر بالاجبار به خارج از عراق گریخته‌اند. همچنین سال‌ها قبل ترورهای متعددی در مورد عناصر بعثی به اجرا در آمد، بی‌آنکه انگشت اتهام به طرف ایران نشانه رود، خانواده عامل ترور طارق عزیز مورد چنان تعرض غیرانسانی قرار گرفتند که کاملاً با راه و رسم عربی و یا غیرعربی منافات داشت مطبوعات تصاویری از اعضای خانواده را به چاپ رسانیدند. تمامی این عده را بانوان تشکیل می‌دادند که دستگیر شدند و من اطلاعی از سرنوشت آنان ندارم. هنگامی که نسبت به اعمال این رفتار ابراز تنفر نمودم و در مورد جرم این بی‌گناهان سئوال کردم ـ خصوصاً اینکه در قانون اساسی عراق که ظاهراً بعثی‌ها به آن پایبند می‌باشند آمده است که فقط انسان بالغ عاقل مسئول اعمال خود می‌باشد نه دیگران ـ یکی از افسرانی که گوشت و پوستش از حرام پرورش یافته بود پاسخ داد: «انقلاب حق دارد برای دفاع از خود به هر اقدامی متوسل شود!» آری این همان منطقی است که بر عراق بعثی حاکم است! منطق توجیهی ضداخلاقی که عراق هنوز هم که هنوز است از آن رنج می‌برد!



 
تعداد بازدید: 20


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (3 + 2) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه اول: «دوگانگی ساختاری فرصت-تهدید در ورود دولت به تاریخ شفاهی»

این نظریه بر مبنای پاسخِ 14 متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «آیا ورود سازمان‌های دولتی به روند تولید آثار تاریخ شفاهی، فرصت است یا تهدید؟» به دست آمده است.