عبور از آخرین خاکریز - 9
دکتر احمد عبدالرحمن
15 فروردین 1405
من مطمئنم تا به حال کسی نشنیده است که مخلوقی در عالم حیوانات همجنس خود را بدون دلیل منطقی به قتل رسانیده باشد، مگر هوموساپنیز که برای انجام این کار و یا بدتر از آن ساخته شده است! با وجود این من همه را به یک چشم نگاه نمیکنم. حتی در سازمان امنیتی عراق انسانهایی با وجدان و متدین هستند که میتوان آنها را به سنگهای گرانقیمتی تشبیه کرد که گاهی انسان ممکن است در داخل تلی از زباله به آنها دست یابد.
اتفاقی که در خانقین روی داد در بسیاری از شهرهای عراق نظیر کربلا، نجف، کوفه، عماره، کوت، دیاله و حتی بغداد رخ داده است. به طور مثال در بغداد عده کثیری از تجار سرشناس برای شرکت در جلسه اتاق بازرگانی بغداد با در دست داشتن تمامی اوراق رسمی دعوت شدند تا اجازه واردات کالا و یا چیزی از این قبیل به آنان داده شود. آنها نیز به این دعوت پاسخ گفته و با اتومبیلهای شیک در محل مورد بحث حضور یافتند و به محض اجتماع در سالن درها به رویشان بسته شد و تمامی آنها بعد از مصادره اوراق هویتشان به وسیله کامیونهایی که از قبل تهیه شده بود به سمت مرزها هدایت شدند و اتومبیلهایشان توسط دولت مصادره گردید. آیا کسی از شیوههای پارتیزانی این «دولت انقلابی» آگاه است؟! بهراستی آنها شیطانهایی هستند که به سرزمین «رافدین»[1] حکومت میکنند.
گویی این همه ظلم و بیعدالتی کافی نبود! رژیم مدتی بعد از تبعید اهالی این مرز و بوم، به دستگیری افراد خانوادههای راندهشدگان و آنهائی که برای ادای خدمت وظیفه مناسب تشخیص داده شده بودند مبادرت ورزید. در اینجا این سئوال مطرح میشود که: «چنانچه آنها بنا به ادعای رژیم، ایرانی بودند چرا به همراه خانوادههایشان به ایران که آن روزها درگیر جنگ با عراق نبود، تبعید نشدند؟» آیا این نشانهای از اهداف و برنامههای آینده عراق نبود؟
تا آنجائی که اطلاع دارم ارتکاب تمامی این جرائم ضدبشری جلو چشم و گوش کشورهای جهان واقع میشد، بیآنکه واکنشی از طرف آنها بروز کند. رسانههای تبلیغاتی بینالمللی بدون استثنا مهر سکوت بر لب زدند و حتی سازمانهای حقوق بشر که هنگام ممنوعیت خروج یک شهروند روسی یهودی جار و جنجال به راه میاندازند و یا هنگام خُرد شدن دوربین فیلمبرداری یکی از خبرنگاران امریکایی در اینجا و آنجا برای سلب آزادی اشک تمساح میریزند، حتی لفظاً این جرائم را محکوم نکردند! بنابراین آیا ما حق نداریم صدای اعتراضمان را بلند کنیم، چرا؟!
[1]. رافدین به مجموع دورود دجله و فرات میگویند
تعداد بازدید: 20
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه اول: «دوگانگی ساختاری فرصت-تهدید در ورود دولت به تاریخ شفاهی»
این نظریه بر مبنای پاسخِ 14 متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «آیا ورود سازمانهای دولتی به روند تولید آثار تاریخ شفاهی، فرصت است یا تهدید؟» به دست آمده است.





