عبور از آخرین خاکریز - 13

دکتر احمد عبدالرحمن

12 اردیبهشت 1405


به ظاهر رسانه‌های تبلیغاتی جاهل بعثی فراموش کرده‌اند که سرزمین عراق مانند سرزمین‌های ایرانی به زور شمشیر فتح شده است و اکثر قبایل عرب که در بین‌النهرین سکونت داشتند به حمایت از مجوس در برابر سپاه مهاجم اسلام به پا خاسته بودند.

دشمنی تاریخی بین اعراب و ایرانیان در عقل و ذهن ناسیونالیست‌های عرب، به ویژه زمامداران عراق جای گرفته است. وقوع جنگ و برخورد را بین آن‌ها تکذیب نمی‌کنم، ولی این برخوردها در طول تاریخ بین اعراب و دیگر ملت‌ها نیز صورت گرفته است. چرا هیچ‌کس در عراق راجع به دشمنی تاریخی بین مسلمانان و اروپایی‌ها و زمان برخورد با آن‌ها که به دوازده قرن پیش بازمی‌گردد و به شدیدترین وجه ادامه می‌یابد، سخن نمی‌گوید، چرا رسانه‌های تبلیغاتی عراق در مورد دشمنی تاریخی بین ترکیه و عراق طی چهار قرن در زمان حاکمیت عثمانی‌ها، حرفی نمی‌زنند؟

شهروندان عراقی طی سال‌های قبل نیز افتتاح اردوهای مشابهی را تجربه کرده‌اند، ولی این‌بار با دفعات قبل فرق می‌کند. صدام گاه و بیگاه از اردوگاه بازدید به عمل می‌آورد، گاهی شب را در کنار دانشجویان دختر و پسر در محفل رقص، آواز، نمایش و شعرخوانی آن‌ها سپری می‌کند. او کسی نیست که فرصت‌های سخنرانی در مورد مجد و عظمت و پیروزی‌های ملت عراق طی سال‌های گذشته و دستاوردهای احتمالی در آینده را به آسانی از دست بدهد، از این رو نظریات عجیبی در مورد تاریخ، سیاست، جغرافیا و... ارائه می‌داد. وی در حالی که بیلی بر دوش داشت، متکبرانه از میان جمعی از دانشجویان که همچون میمون‌هایی هلهله سر می‌دادند، عبور می‌کرد. این صحنه به نمایشی با کارگردانی خوب شباهت داشت، لباس پوشیدن صدام، رفتار و حتی سخنرانی‌های او مانند نمایشی بود که به منظور خاصی به اجرا درآمده بود.

آرامشی توأم با تشنج، هفته‌ها در منطقه ادامه یافت تا اینکه در نیمۀ ماه ژوئن، یک مین در زیر کامیونی نظامی حامل سرباز و در مسیر حرکت به نفت‌خانه[1] منفجر شد. براثر این انفجار شدید، دو سرباز کشته و عده‌ای دیگر مجروح شدند. اجسادی که بلافاصله به درمانگاه انتقال یافتند به گونه‌ای متلاشی شده بودند که احتمال نمی‌رفت براثر انفجار مین یا براثر اصابت خمپاره از بین رفته‌اند.

اوضاع بار دیگر متشنج شده طبق معمول مسبب امر شناخته نشد. بعد از گذشت ده روز منطقۀ نفت شهر ایران با توپخانۀ سنگین هدف قرار گرفته، خسارات فراوانی به بار آورد. این‌بار ایران واکنش شدیدی از خود نشان داد و پالایشگاه الوند واقع در جنوب خانقین و تأسیسات نفتی نفت‌خانه طی روزهای بیست‌وششم و بیست‌وهفتم ژوئن زیر آتش توپخانه قرار گرفت. در همان روز رئیس مرزبانی خانقین که درجۀ سرهنگی داشت، به منظور بررسی اوضاع از نزدیک عازم نفت‌خانه شد، ولی اتومبیلش در راه مورد اصابت قرار گرفت که در نتیجۀ آن یکی از محافظینش کشته شد و چشمان خود او نیز آسیب دید.


[1] شهر نفت‌خیزی که در چهل کیلومتری خانقین واقع شده است.



 
تعداد بازدید: 67


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (9 + 2) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه اول: «دوگانگی ساختاری فرصت-تهدید در ورود دولت به تاریخ شفاهی»

این نظریه بر مبنای پاسخِ 14 متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «آیا ورود سازمان‌های دولتی به روند تولید آثار تاریخ شفاهی، فرصت است یا تهدید؟» به دست آمده است.