چاپخانهی کاویانی- دستاورد فعالیت فرهنگی «کمیتهی ملیون ایرانی در برلین»
راضیه محب- کارشناس ارشد ایرانشناسی
چکیده
در فاصله سالهای 1333ـ1340ق. / 1915ـ1922م. جمعی از اندیشمندان ایرانی در مرکز آلمان ـ برلین ـ تجمع کردند. این گروه تحت عنوان کمیتهی ملیون ایرانی از طریق انتشار روزنامه و تماس با همفکران خویش در ایران برای مبارزه با نفوذ روسها و انگلیسیها از طریق توجه به نیروی تازه نفس آلمانی در اروپا تلاش میکردند.
با توجه به شرایط آلمان در جنگ جهانی اول، کمیتهی ملیون ایرانی با حمایت آن کشور تشکیل شد. اعضای کمیتهی فوق امیدوار بودند با کمک آلمانیها و با استفاده از شرایط بینالمللی به سلطه و حضور روسها و انگلیسیها پایان داده و مقدماتی را برای اصلاح امور و توسعهی ایران فراهم کنند. کمیتهی مزبور با ورود سید حسن تقیزاده به برلین در 1333 ق. / 1922 م. فعالیت خود را آغاز کرد. در اولین قدم، او از کسانی برای همکاری و حضور در برلین دعوت بهعمل آورد. در نهایت افراد زیر را میتوان مهمترین همکاران او محسوب نمود که به دعوت وی پاسخ مثبت دادند: سید محمد علی جمالزاده، حسین کاظمزاده ایرانشهر، محمد قزوینی، ابراهیم پورداود، رضا و محمد علی تربیت، رضادارا (افشار)، عزتالله هدایت، اسماعیل امیرخیزی و سلیمانخان میکده.
فعالیت کمیتهی ملیون در دو بخش، همزمان با جنگ جهانی و پس از آن مورد توجه است. چه اینکه، با پایان جنگ و شکست آلمان، انگیزهی اولیهی شکلگیری آن پایان یافته تلقی میشد، اما از آنجا که تقیزاده و برخی از نزدیکش با پیوستن افراد جدیدی فعالیتهای خود را در برلین ادامه دادند، لذا حیات گروه تا پایان حضور فعال تقیزاده در برلین و تا پیش از سفر او به مسکو در سال 1340ق./ 1922 م. قابل بررسی است.
مجموعهای از فعالیتهای سیاسی و فرهنگی در کارنامهی کمیتهی مزبور جای دارد که بخشی از آنها مربوط به دوران جنگ جهانی اول است. بخش دیگری از این اقدامات همزمان با جنگ آغاز شدند اما تا سالها پس از آن نیز ادامه یافتند. موقعیت فکری، علمی و فرهنگی اغلب اعضای کمیته و در عین حال ناکامیهای سیاسی پس از مدت کوتاهی دست زدن به اقدامات فرهنگی و ادامهی انتشار روزنامه را جایگزینی مناسب برای مأموریتهای سیاسی جلوه داد. بهخصوص که کمکهای مالی آلمان، گرهی بستهی نیاز مالی آنها را میگشود. تلاش برای ایجاد چاپخانه و انتشار روزنامه و کتاب از جمله این اقدامات بود.
چاپخانهی کاویانی دستاوردی فرهنگی «کمیتهی ملیون ایرانی» در برلین
یکی از اقدامات کمیتهی ملیون ایرانی تلاش برای انتشار روزنامههایی چون رستخیز و کاوه بود. پس از آن انتشار کتابهای مختلفی نیز در کارنامهی این گروه جای گرفت. در این میان نشر روزنامهی کاوه و تلاش برای در اختیار داشتن چاپخانه کاویانی مرکز ثقل این فعالیتها به حساب میآید.
انتشار روزنامهی کاوه با اهداف سیاسی از 18 ربیعالاول 1334/24 ژانویه 1916 با کمک آلمان در برلین آغاز شد. براساس خاطرات برجامانده از اعضای اصلی کمیتهی ملیون که در انتشار کاوه نیز تأثیرگذار بودند، برخورداری از امکانات چاپ و چاپخانه از ابتدا یکی از تقاضاهای اصلی تقیزاده بود. ظاهراً به دلیل نگرانی آلمانیها از انتشار مطالب و خبرهایی که برخلاف منافع سیاسی آنها باشد، این خواسته به زودی تحقق نیافت. بالاخره پس از مدتی چاپخانهای با عنوان کاویانی پا به عرصهی ظهور گذاشت.(1)
براساس نوشتهی پایانی شمارهی اول کاوه، این روزنامه در چاپخانه کاویانی که تازه تأسیس شده بود، به طبع میرسید.(2) در ضمن از نشانی چاپخانه سخنی به میان نیامده و در شناسنامهی کاوه نیز آدرس چنین اعلام شده بود:
Redaktion Kaveh:
BrlinـCharlottenburg,
Leibniz str. 64.
این شیوه تا شمارهی سوم از سال دوم دورهی جدید در غره رجب 1339 / 11 مارس 1921 اعمال گردید. پس از آن در شناسنامه این عنوان دیده میشود.
Redaction du journal Persan "Kaveh"
(Allemagne) BerlinـCharlottenbourg
Leibniz str. 64
کاوه بلافاصله و در شمارههای 5، 6، 7، 8 و 9 در اطلاعیه کوتاهی تمایل خود را به گرفتن سفارش اعلام کرد. در این اطلاعیه هدف چاپخانه را «خدمت به تسهیل نشر علم و معرفت در ایران» اعلام کرده و ادامه میدهد «... صورت تابناک اهورامزدا را با بالهای طلایی درخشان علامتاداری خود قرار داده...» در این اعلامیه آدرس چاپخانه چنین آمده است:
Buchـund Kunstraucgerei "Kaviani", BerlinـChorlottenburg, Leibnizstr. 43.
در همین شماره نیز در صفحهی پایانی و بهعنوان جایگزین جملهی فارسی «در چاپخانه کاویانی در برلین چاپ شد» این جمله دیده میشود:
Richsdruckerei, Berlin, SW 68
در روزنامه کاوه طی اطلاعیههای مختلفی برای معرفی کاویانی اقدام شده است. چنانچه در اعلامیهای ضمن معرفی کاوه و تلاشهای گذشتهی آن برای اهداف مورد نظرش محل چاپ کاوه را چنین معرفی میکند: «روزنامه کاوه با کمال نفاست در کاغذ اعلا در مطبعهی خیلی قشنگ «کاویانی» به طبع میرسد» (کاوه، س 2، ش 1، جمادیالاولی 1339 / 11 ژانویه 1921). پس از آن طی اعلامیهای چاپخانه مذکور را «از تأسیسات یک شرکت ایرانی در برلین» معرفی کرده که هرگونه کتاب، نقشه و تصاویر را «کاملاً مثل چاپخانههای بزرگ فرنگی طبع میکند» (کاوه، س 2، ش 5، غرهی رمضان 1339 / 9 مه 1921 : 17).
بعد از شمارههای 5 تا 9 در دورهی جدید بهنظر میرسد کاوه نه در کاویانی، بلکه در چاپخانه دولتی به طبع رسیده اما همچنان در آن شمارهها نیز اعلان کاویانی دیده میشود (امیر ارجمند، 1376: 31). پس از آن ضمن درج «صورت تابناک اهورامزدا با بالهای درخشان» در سمت راستِ اطلاعیه تبلیغی خود در اعلام چاپخانه در صفحه آخر تغییر جدیدی دیده میشود. این تغییر با افزوده شدن «شرکت محدود» به عنوانِ چاپخانهی کاویانی تکمیل شد (کاوه، س 2، ش 10، دورهی جدید، غرهی صفر 1340 / 3 اکتبر 1921 : پشت جلد).
از این مرحله اختلاف نظری آشکار در نظریهپردازی در مورد کاویانی پیش میآید. ادوارد براون معتقد است میرزا عبدالشکور، بازرگان ایرانی، از مدیران این مؤسسه بوده است. بهنظر میرسد این بازرگان ایرانی پس از قطع کمکهای مالی وزارت خارجه آلمان حمایت از کاویانی و کاوه را برعهده گرفته است.
کاویانی در یک آگهیِ مربوط به انتشارات خود که در آخرین شمارهی کاوه در غره شعبان 1340/20 مارس 1922 چاپ شد، با تأکید، یادآور میشود که «به احیای ادبیات ایران همت گماشته است.» از آن گذشته یادآور شده که کاویانی را نباید باکاوه اشتباه کرد. البته این خطا طبعاً تنها از آنجا ناشی نمیشد که این هر دو نام با یکدیگر قرابت دارند یا تاریخ هر دو مشترک است. بلکه برنامه و هدف جدید کاویانی که با جهتگیری تازه کاوه، در دورهی جدید، موافقتِ کامل نداشت نیز در این امر دخیل بود.
در هر حال کاویانی را در هر موقعیتی که بدانیم آنچه مهم است نتیجهی فعالیت آن سلسله انتشاراتی است که در این محل چاپ و منتشر شدهاند. در ورقهی فوقالعاده کاوه که در شعبان 1340ـ30 مارس 1922 م. در چهار صفحه منتشر شد. در این باره کاویانی را چنین معرفی کرده است: «مطبعهی کاویانی که در برلین از طرف یک شرکت ایرانی تأسیس شده...» سپس کتابهای منتشر شده در این چاپخانه را چنین معرفی میکند:
ـ سفرنامه ناصرخسرو علوی و سعادتنامهی ناصرخسرو و روشنایی نامهی وی در یک مجلد؛ دو تومان.
ـ مجموعهی مشتمل بر سه قطعه تیاتر منسوب به میرزا ملکمخان؛ 8 قران.
ـ کتاب تاریخ سنی الملوک الارض و الانبیاء، تألیف حمزه اصفهانی (عربی)؛ 8 قران.
ـ قرآن مجید با کشفالایات کامل مشتمل بر تمام کلمات قرآن؛
ـ کتاب دستور تار در علم موسیقی، تألیف سرهنگ علیقلی خان وزیری؛
ـ لغت آلمانی به فارسی، تألیف آقامیرزا رضاخان تربیت،
یک تقویم جیبی و یک تقویم دیواری برای سال 1302 هجری شمسی طبع خواهد شد.
در این مرحله از فعالیت و در پایانِ این نوشته، تذکر داده میشود که مطبعهی کاویانی ربطی به روزنامه کاوه منتشر شده در برلین و ادارهی کاوه ندارد. بههیمن دلیل تقاضا میشود که مکاتبه با کاویانی به صورت مستقل بر اساس آدرسی که نوشته شده است، صورت بگیرد. پس از ورقهی فوقالعاده کاوه تعطیل شد و پس از آن دورهی دوم فعالیت انتشارات کاویانی آغاز گردید. دورهای که مستقل از کاوه به حیات خود ادامه داد.
ادوارد براون خاورشناس انگلیسی که با برخی از اعضای کمیتهی ملیون ارتباط نزدیکی داشته، بین کاویانی و کاوه تفاوت قائل شده است:
تأسیس چاپخانه کاویانی در برلین که صاحب و مدیرش عبدالشکور و دیگر ایرانیانی بودند که میخواستند نیاز به چاپ کتابهای ارزانقیمت، درست و بدون غلطهای چاپی فارسی را مرتفع کنند مرحلهی بسیار مهم دیگری است در تجدید حیات ادبی ایران، درحال حاضر چاپخانهای وجود ندارد که بتواند از این لحاظ با آن برابری کند (براون، 1375: 424).
براین اساس ادوارد براون مدیریت میرزا عبدالشکور را بر کاویانی،از ابتدای تأسیس آن دانسته درحالی که نام وی بهعنوان مدیر از 1924 م. بر صفحهی عنوان کتابها دیده میشود. اگرچه ظاهراً پیش از آن عبدالشکور از طریق علوی با گروه کاوه همکاری داشته است.
نکته قابل توجه این است که محمد صدر هاشمی در کتاب «تاریخ جراید و مطبوعات ایران» نیز تأسیس کاویانی را به میرزا عبدالشکور و سایر ایرانیانی که در برلین اقامت داشتهاند نسبت میدهد. از این جهت به نظر میرسد وی از اساس بر نظر ادوارد براون استناد کرده است.(3)
براساس اطلاعات مندرج در مقالهی کامران امیر ارجمند(4) «از فهرست تجاری شهر برلین هیچ نکتهای در اینباره بهدست نمیآید که چاپخانه کاویانی چه زمانی به ثبت رسیده و مؤسسان آن چه کسانی بودهاند» (امیر ارجمند، پاییز 1376: 3). در کنار آن منابع ایرانی و آلمانی نیز اطلاعات دقیق و اثباتشدهای دراینبار بهدست نمیدهد (همان: 4). بنابراین برای مطالعهی بهتر دربارهی این چاپخانه بهتر است تا، تاریخ کاویانی چون تاریخ کاوه، به دو دورهی سالهای جنگ و سالهای پس از جنگ تقسیم میشود.
براین اساس با توجه به اینکه کتاب هایی که درکاویانی به چاپ رسیده بهعنوان «انتشارات کاوه» معرفی شدهاند در سالهای نخستین جنگ، انتشار مستقلی از کاویانی به دست نیامده است. به این معنی که در این دوره این چاپخانه در وابستگی به کاوه وجود خارجی یافته است. براساس خاطرات برجا مانده از تقیزاده و جمالزاده میتوان چنین نتیجه گرفت که آلمانیها چاپخانهای دولتی را که از نظر فنی برای چاپ کتابهای فارسی آماده شده بود برای چاپ کاوه و کتابهای مورد نظرش مهیا کرده بودند. محمدعلی جمالزاده در اینباره چنین اظهار داشته است:
روزنامه کاوه، در چاپخانه بزرگ دولتی بهنام «رایش دروکرای» به چاپ میرسید و گرچه حروف فارسی داشت ولی حروفچین مخصوص نداشت و حروفچین نداشت و حروفچین باید هر حرفی را از روی اعداد بچیند و کار مشکل بود و از هر صفحه چند بار نمونه برایمان میفرستادند و ما تصحیح میکردیم و میفرستادیم تا بالاخره اجازه طبع داده میشد (جمالزاده، 1349: 23، 204ـ205).
اگر بپذیریم که در مراحل اولیهی چاپ کاوه، کاویانی فقط اسمی بوده است که کمیتهی ملیون به امید عملی شدن وعدهی ایجاد چاپخانهای با امکانات چاپ فارسی در کاوه منعکس کردهاند. پس باید گفت که سفارشهای چاپ در این مرحله به چاپخانهای دولتی فرستاده شده است. در این مرحله کاویانی فقط نامی، بهعنوان صفتی ساخته شده از کاوه و منسوب به آن مطرح بوده است (امیر ارجمند، 1376: 31).
«به هر حال هیأت تحریریه کاوه تا آخر ماه اوت 1918 توانست با جلب موافقت وزارت امور خارجه دستگاههای لازم را برای کلیشهسازی یک چاپخانه متعلق به خود فراهم آورد» (همان: ص 5). این زمانی است که به گفتهی جمالزاده حروفچینی فارسی، به سختی و با استفاده از شمارههای مخصوص صورت میگرفته است. پس از پایان جنگ شرایط برای کاوه وکاویانی کاملاً تغییر کرد. در این دوره گروه کاوه پس از مذاکره با وزارت خارجهی آلمان به راهحل موقتی برای تثبیت و تأمین کار دست یافتند:
مؤسسه شرقی آلمان که محل آن در برلین بوده و ریاست آن را اویگن میتوخ به عهده داشت قرار شد به عنوان مدیر امورمؤسسه منصوب شود. بین مؤسسه شرقی آلمان و گئورک لئون لستینسکی خاورشناس قراردادی بسته شد که طبق آن وی مسئولیت کلیهی امور قسمت حروفچینی و همچنین غلطگیری و نظارت بر چاپ را به مدت یک سال از تاریخ پانزدهم دسامبر 1919 به عهده میگرفت و آن هم با این تعهد که: «همهی حسابهای چاپخانه را همراه با مدارک... به مؤسسه شرقی آلمان بفرستد.» کار چاپ را قرار شد به علت پیشنهادی مساعدتتر به چاپخانه گوتنبرگ که در برلین بود بسپارند(همان: 6).
در این دوره است که براساس اعلامیههای مکرر در کاوه، کاویانی به انتشار چند کتاب دست زد که در ادامه معرفی میگردند:
ـ یکی از مهمترین کتابهای منتشر شده «کشف تلبیس از روی اسناد محرماهی انگلیسی در باب ایران» است. پیش از این کاوه به معرفی آن پرداخته، ترجمه و نشر آن را نوید داده بود. در این نوشته اسناد مربوط به این کتاب مراسلاتی معرفی میشود که بین «وزیر مختار انگلیس در تهران سرتونلی Sir Tiownley با کارپرداز آن دولت در شیراز اکونور O Cinnor رد و بدل شده است.) (کاوه، س دوم، ش 20ف 22 جمادیالاخر 1335 / 15 اوریل 1917: 8) در ضمن در همین شماره ترجمهی یکی از این سندها که نامهی شخصی والتر تونلی به اوکانر است، چاپ شده است.
براساس نوشتهی کاوه در اوایل سال 1334 ق. در شیراز اسنادی در کنسولخانه انگلیس به دست آلمانیها افتاده و به برلین منتقل گردید. در مقدمهی چاپ آلمانی این اسناد که با عنوان «اسناد انگلیسی اختناق ایران» منتشر شده بود چنین مینویسد که این اسناد «غالباً عبارت از مراسلات محرمانهای هستند که در کتابهای آبی درج آنها محتمل نبود.» در این اعلامیه در مورد چاپ آلمانی این اثر چنین اظهارنظر میشود: «... اگرچه مندرجات آن کاملاً از سهو و خطا مصون نیست لکن توان گفت که از این حیث بر اغلب کتبی که در فرنگ در باب ایران نوشته شده مزیت دارد و نواقص آن محدودتر و معدودتر است» (کاوه، ش 29ـ30، 6 شوال 1336 / جولای 1918 : 16). قابل توجه است که این کتاب با عنوان «سلسله انتشارات کاوه» معرفی میشود. (قیمت اعلامشده برای این کتاب در اعلامیهی «سلسله انتشارات کاوه» در ورقهی فوقالعاده در ایران 16 قران و در خارجه 8 شیلینگ انگلیسی اعلام شده.)
ـ گنج شایگان از برجستهترین آثاری است که در این مرحله منتشر شد. این اثر، کتابی تحقیقی است با موضوع اقتصادی که به وسیلهی محمدعلی جمالزاده دربارهی اوضاع اقتصادی ایران تا جنگ جهانی اول در 1918م./1336 ق. منتشر شد.
کاوه طی مطلبی کوتاه به معرفی این کتاب اقدام کرد. از نظر کاوه این نشر از جهات مختلفی حائز اهمیت است: «از آنجا که هنوز اصول تألیف و طبع به ترتیب سلیقه و قاعدهی اروپاییان در میان ایرانیان معمول نشده است این کتاب برای مؤلفین و نویسندگان وطن ما بهترین نمونه در این خصوص خواهد شد» (کاوه، س 2، ش 24، 2 ربیعالثانی 1336 / 15 ژوئن 1918: 6). برتریهای علمی این کتاب از نظر کاوه عبارتند از:
... اولاً با عبارات ساده و خالی از تکلفات نوشته شده است. دوم مطالب با یک ترتیب و انتظام صحیح از پی همدیگر آمده کلیه مباحث به همدیگر مربوط میباشند. سوم اطلاعات از مآخذهای صحیح و معتبر اخذ شده و در پای صفحات آن مأخذها را یادآوری کردهاند. چهارم جدولهای متعدد احصائیات و نقشههای مختلف با دقت و صحت تمام ترتیب داده شده. پنجم علاوه بر فهرست مندرجات فصول یک فهرست عمومی الفبایی نیز در آخر کتاب درج شده است.(همان: 6).
در همین مطلب کاوه وعده میدهد که در شمارههای بعدی نیز بخشهایی از کتاب مزبور را چاپ کند.
ـ از جمله کتابهای نفیسی که کاویانی طبع نموده سفرنامهی ناصرخسرو بود. «این کتاب را مرحوم شفر مدیر مؤسسهی السهی شرقیه پاریس مدتی قبل از روی نسخه خطی که در کتابخانههای اروپا محفوظ است طبع کرده بود ولی حالا نسخههای این طبع خیلی نادر است... و کتاب سعادتنامهی ناصرخسرو و روشنایینامهی وی است.» (کاوه، ورقه فوقالعاده، غرهی شعبان 1340 / 30 مارس 1922)
سفرنامهی مذکور به وسیلهی محمود غنیزاده تصحیح شده است. این اثر را از نخستین انتشارات مستقل کاویانی میتوان محسوب نمود. در مقدمهی این چاپ که توسط غنیزاده نوشته شده، چنین آمده است:
... اگر چه اخیراً به واسطهی جمعی از علما و فضلای خاورشناسان فرنگی کیفیت زندگانی و همچنین بعضی از منفصات ناصرخسرو به معرض مداقه درآمده و تا یک اندازه هم جلالی شده است ولی صرف نظر از تدقیقات و تتبعات ایشان در بعضی موارد با همدیگر مطابقت نداشته... ولی این اوقات که مطبعهی شریفهی کاویانی که بواسطهی هیئتی از منسوبین و هواخواهان علم و ادب در شهر برلین پایتخت دولت آلمان برای ترویج و احیای علوم و خصوصاً ادبیات فارسی تأسیس یافته و به نشر یک سلسله از منصفات ناصر خسرو همت گماشته و ابتدا به طبع سه کتاب از موفیالیه که عبارت از «سفرنامه» و «روشنایینامه» و «سعادتنامه» باشند مبادرت نموده است (سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی، 1341 ق: ب.)
ـ «مجموعهی مشتمل بر سه قطعه تیاتر منسوب به مرحوم میرزا ملکمخان.»
در مورد این نمایشنامهها اظهارنظرهای متفاوتی شده است، چنانچه برخی آنها را براساس نوشتهی میرزا آقای تبریزی دانستهاند. ادوارد براون نیز در بحث دربارهی تئاتر ایران به سه نمایشنامه اشاره میکند که متعلق به پرنس ملکم خان است اما تاریخ نگارش آنها را معلوم نمیکند.(5) (جنتی عطایی، 2535: 2).
به گفتهی وی« بخشهایی از آنها به صورت پاورقی در روزنامه اتحاد تبریز به سال 1908 م. / 1326 ق به چاپ رسید. نسخهی کامل آن از روی کتابی که در کتابخاهی دکتر روزن دیپلمات و محقق معروف آلمانی بوده، به سال 2ـ1921 م / 1340 ق. توسط چاپخانه کاویانی در برلین به طبع رسیده. این نمایشنامهها عبارتند از: 1ـ سرگذشت اشرفخان، حاکم خوزستان در ایام توقف وی در تهران به سال 1817 م. / 1232 هـ. ق و 2 ـ طریقه حکومت زمان خان بروجردی در سنه 21ـ1820 م. / 1236 هـ ق و 3ـ حکایت کربلا رفتن شاهقلی میرزا و سرگذشت ایام توقف چند روزه در کرمانشاه نزد شاه مراد میرزا حاکم آنجا» (براون، 1375: 406).
ـ کتاب تاریخ سنی ملوکالارض و الانبیاء تألیف حمزه اصفهانی (عربی) با این مشخصات: (کتاب تاریخ سنی ملوکالارض و انلانبیا علیهم الصلوه و السلام، تألیف حمزه بنالحسن الاصفهانی، طبع علی نفقه «مطبعه کاویانی» الشرکه المحدوده برلین.
Buchdruckerei u. Verlagsanstalt "KAVIANI" G, M, bH, BERLIN
BRATRIR KAVEH
ـ قرآن مجید با کشفالآیات کامل مشتمل بر تمام کلمات قرآن
ـ کتاب دستور تار در علم موسیقی تألیف سرهنگ علیقلی خان وزیری؛ این کتاب، کتابی درسی محسوب میشد که در آن برای اولین بار یک ساز به سبک اروپای نُتنویسی میشد.
ـ کتاب لغت آلمانی به فارسی تألیف آقا میرزا رضاخان تربیت.
ادوارد براون از انتشار رسالهای به وسیلهی کاویانی خبر میدهد که به قلم خانملک حسینی ساسانی، پسر عم ادیبالممالک بوده است. در این رساله نویسنده برای جمعآوری شعرهای ادیب الممالک استمداد میطلبد و از خوانندگان تقاضا دارد تا اگر شعرهایی از وی در اختیار دارند، در دسترس نویسنده قرار دهند(همان: 300).
ـ رباعیات عمر خیام که براساس نسخههای خطی به وسیلهی محمود غنیزاده تصحیح شده و با مقدمهی فردریش روزن منتشر شد.
ـ تذکره شاه طهماسب در سال 1924 م.
ـ در ضمن مجلهی ایرانشهر و نامهی فرنگستان نیز در ادامهی حیات کاویانی، در فهرست انتشارات مذکور جای میگیرند.
مجموعهای که بهعنوان سلسله انتشارات کاوه نشر یافته است، شامل کتابهای دیگری نیز هست که در زیر اشاره میشود :
ـ «جنایت روس و انگلس نسبت به ایران؛ به قلم ژورژ براندس (Branded, Georg Morris Cohen) در دارالسلطنه برلین در چاپخانه کاویانی به طبع رسید؛ 1336، شامل 25 صفحه.
در دیباچه، این کتاب ضمن معرفی براندس چنین مینویسد: «.... استاد مشارالیه در اواسط سال 1334 ق. مقالهی در روزنامهی پولیتیکن (Politiken) در باب ایران نشر کرد که خیلی از لحاظ ایرانی مفید بود و از مظلومیت ایران سخن رانده و از حقوق آن دفاع کرده و تعدیات انگلیس و روس را شرح داده بود....» (براندیس، 1336: 1). این مقاله بعدها زمینهای برای انتشار این کتاب شد. جمالزاده در دفاع از تقیزاده در این کتاب چنین مینویسد:
... تقیزاده وقتی کاوه را مینوشت شنید در دانمارک یک نفر نویسنده بزرگ که با انگلیس دشمن است مطالب مستدلی مینویسد آن وقت با کمک المانیها خودش را رساند به دانمارک و رفت سراغ آن پرفسور همه اطلاعاتی را که از تقیزاده گرفته بود به صورت کتابی در دانمارک چاپ کرد. این کتاب را بعدها به آلمانی ترجمه کردند و من خودم به فارسی ترجمهاش کردم. در حقیقت از اولین کتابهای ضد انگلیس بود.(6) (همان: 59)
به هر حال تقیزاده در زندگی طوفانی این واقعه را با همین مضمون بیان کرده است.
سبب رفتن به دانمارک این بود که خبر رسید بزرگترین روزنامهی دانمارکی «پولیتیکین» شرحی به خیر و منفعت ایران و شکایت از روسیه و تعدیات روسیه نوشته است و آن را پروفسور معروف جرج براندس نوشته است... با او صحبت کردم و به او شرحی از تعدیات روسها و همچنین انگلیسیها را بیان کردم... او به من گفت اگر «ماتریال» یعنی معلومات، به من بدهید من باز مینویسیم. من همانجا در دانمارک شرح مفصلی به زبان انگلیسی راجع به تمام دردهای ایران و شکایت از همسایهها نوشتم و به او دادم. او آنها را به کار برد ومقالاتی نوشت و از آن مطالب استفاده کرد (تقیزاده، 1368: 187).
ـ تاریخ مختصر مجلس ایران؛ این کتاب براساس شناسنامه کتاب و منابع موجود به قلم سید حسن تقیزاده نوشته شده است. این درحالی است که در برخی منابع محمود غنیزاده نویسندهی این کتاب معرفی شده است.(7)
این موضوع شاید بهدلیل تلاش غنیزاده برای تهیه فهرست وکلا و وزرا باشد. چنانچه در مقدمهی این کتاب نیز چنین آمده است. براین اساس «فهرست وکلا و وزرا که در ذیل این رساله ضمیمه شده مدتی است از طرف ادارهی کاوه ترتیب داده شده و بیشتر به سعی و اهتمام مخصوص همکار محترم ما آقامیرزا محمود غنیزاده مدون شده و ادارهی کاوه ممنون زحمان فضلاهی ایشان است.»(8) (تاریخ مختصر مجلس ایران، 1327: 3).
این کتاب را میتوان هم تاریخ مجلس ملی ایران و هم تاریخ دولت در آن فاصلهی زمانی محسوب کرد. چنانچه در متن کتاب آمده است: «بعد از آنکه صورتی از وکلای سه دورهی مجلس ملی ایران در این رساله ثبت شده بیمناسبت نخواهد بود اگر فهرست مختصری نیز از وزرای عهد مشروطیت ایران ذیلاً درج شود که در واقع همهی اجزای قوهی مقننه و اجرائیه این عهد که مصادر امور بوده و تاریخ عهد اخیر را بهعمل آوردهاند ثبت گردد...» (همان: 82). در ادامه به ذکر تاریخچهی تشکیل اولین دولت در ایران میپردازد. از نکات مثبت این کتاب برخورداری از فهرست کاملی از نام وکلا، القاب و محل انتخاب آنها است.
روزنامهی کاوه در شمارههای 25، 26، 27 و 29 و 30، خود به مناسبت انتخابات مجلس دچهارم سلسله مقالههایی را با عنوان «دورهی جدید مشروطیت در ایران» منتشر نمود. سپس با توجه اطلاعات گستردهی مندرج در این مقالهها، آنها را به شکل رسالهای جداگانه در ضمن سلسله انتشارات کاوه «به اضافهی شروح و تفضیلات زیادی راجع به جزییات اسامی وکلا و وزرا منتشر» کرد. در عین حال دو ـ سه مورد اشتباه مقالههای کاوه را اصلاح و در برخی از آمارها نیز تجدیدنظر نموده و به شکل کاملتری منتشر کرده است.
در این مقدمه کتاب مذکور، با عنوان اخطار، در مورد ابراز نظر شخصی نویسنده در مقالههای چاپ شده در کاوه چنین یاد کرده است: «در بعضی محاکمات تاریخی ناچار رأی شخصی نویسندهی سطور مدخلیت داشته نه عقیدهی عامه و لهذا اگر از این حیث ایرادی شود محض بر خطای اجتهاد نگارندهی عاید است نه عقیده و مسلک یک هیئت یا روزنامه...»
ـ حکایات یکی بود یکی نبود؛ این کتاب که از نوشتههای سید محمدعلی جمالزاده است «با اعاهی جمعی از محبان علم و ادب و به اشتراک ادارهی کاوه در جزو سلسله انتشارات کاوه به طبع رسیده است.» (کاوه، ورقهی فوقالعاده، غرهی شعبان 1340 / 30 مارس 1922). کتاب مزبور دیباچهای با موضوع تحقیقات ادبی دارد. جدولی از کلمات عواماهی معمولی زبان فارسی که در فرهنگهای آن دوره موجود نبودند نیز در پایان کتاب ارائه شده است.
ـ چاپ و نشر گلستان سعدی، منتخبالطائف، موش و گربه عبید زاکانی نیز در کارنامهی انتشارات کاوه جای دارد.
ـ بهنظر میرسد تا پیش از اعلام رسمی جدایی کاوه وکاویانی، سلسله انتشاراتی با عنوان «سلسله انتشارات ادارهی کاوه» منتشر میشده است. در این مورد و در جریان کاوشهایی که به وسیلهی اینجانب، صورت گرفته است. در کتابخانهی آستان قدس رضوی (مشهد) به تعدادی از این کتابها دسترسی یافتم. از آنجمله کتاب «مختصر تاریخ مجلس ملی ایران» بود که در شناسنامهی آن چنین آمده بود. (مختصر تاریخ مجلس ملی ایران، از سلسله انتشارات ادارهی روزنامهی کاوه، شمارهی 5، 1327، برلین، در چاپخانه کاویانی بهطبع رسید، سُربی)(9) رسالهی «جنایت روس و انگلیس نسبت به ایران» هم ضمیمهی این چاپ است. در پایان کتاب فوق و براساس اطلاعیهای تبلیغی سلسله انتشارات جدیدی از ادارهی کاوه معرفی شده است.
براساس این اطلاعیه کتابهای زیر نیز در این فهرست جای دارند: قیامت ایران، فرمانروایی انگلیس در هند، آلمان و جنگ عمومی دنیا، زندگانی اقتصادی آلمان در جنگ، تصریحات رسمی در حق انگلیس، غلبهی حق، نطق فرمانفرمای فرانسه در مراکش. در این اطلاعیه این سری انتشارات چنین معرفی شدهاند: «.... بعضی رسالجات دیگر نیز ترجمه و یا تألیف و منتشر نموده که در اداره حاضر و صورت آنها از قثرار ذیل است.»(10)
با توجه به مجموعهای از قرائن تا ژانویه 1923 م، کاویانی همچنان به وسیلهی عبدالشکور و با توجه به مجموعهی برنامههای قبلی مشغول به فعالیت بوده است. اما پس از آن در برنامهی کاویانی تغییراتی بهوجود آمده است. چنانچه در نامهی ژانویهی 1923 ادوارد براون خطاب به سید حسن تقیزاده، همچنان از میرزا عبدالشکور و «مطبعهی کاویانی» سخن گفته شده است: «... امروز از آقای میرزا عبدالشکور صاحب مطبعهی کاویانی مسموع شد که جنابعالی از مسکو به برلین تشریف آوردهاید و دو سه هفته در برلین خواهید ماند و بعد به روسیا برمیگردید.»(11) (براون، 1371: 127). پس از ان نیز در نامههای مکرر، براون به دوستان مطبعهی کاویانی و آقای عبدالشکور و کاظمزاده عرض ارادت داشته و از انتشار برخی مقالهها و کتابهای خاص به وسیلهی کاویانی تقدیر میکند.
ادامه فعالیت کاویانی پس از 1341 ق. / 1923 م. با توجه به قرائنی قابل بازیابی است. با توجه به صفحهی عنوانِ کتاب «تذکرهی شاه طهماسب» چنین برمیآید که در این زمان چاپخانهای با عنوان «آفتاب» از سوی میرزا عبدالشکور و همکاران وی در کاویانی و با همان نشانی تأسیس شده است. در صفحهی عنوان این کتاب، چنین نوشته شده است: «به سعی و اهتمام عبدالشکور مدیر چاپخانه کاویانی و آفتاب در شرکت چاپخانه کاویانی به چاپ رسیده»
با توجه به فهرست آثار چاپ شدهی چاپخانه آفتاب، که در چارچوب برنامهی کارهای کاویانی نمیگنجد،(12) کامران امیر ارجمند، چنین نتیجه میگیرد که «چاپخانه آفتاب به علت وجود اختلافات درونی موجود در چاپخانه کاویانی به صورت انشعابی از آن تأسیس شده بود. این اقدام به کاویانی امکان داد تا به برنامهی دقیقاً فرهنگی ـ ادبی خود پایبند بماند و سایر انتشارات را به چاپخانه آفتاب واگذارد و این معقولترین توضیح برای وجود دو مؤسسه انتشاراتی است که از این پس در یک ساختمان فعالیت میکردند.» (امیر ارجمند، 1376: 13و 14).
چاپخانه کاویانی را با توجه به اوج دورهی فعالیتش که تا سال 1923 م. ادامه یافت میتوان از چند جهت دارای اهمیت محسوب کرد. اول از آن جهت که در انتشارات کاویانی برای رعایت معیارهای جدید تحقیقی تلاش زیادی صورت میگرفت، و از این جهت سرمشقی برای سایرین بود. پس از آن نیز با دقت در امر تصحیح و وسواس در چاپ، زمینهای از برتری علمی را برای کتابها و جزوههای منتشر شدهی خود فراهم نمود.
رواج افکار جدید و تلاش برای ترویج توسعه و براساس معیارهای جهان متجدد را از جمله زمینههای اصلی فعالیتهای کاویانی میتوان محسوب کرد. در ایجاد این زمینهها نمیتوان از نقش مؤثر محمد قزوینی، سید حسن تقیزاده، محمود غنیزاده و برخی خاورشناسان و محققانی چون ادوارد براون، اسکارمان، اویگن میتوخ، فریدریش روزن و دیگران غافل شد.
فهرست منابع
1ـ افشار، ایرج. (1356). نامههای قزوینی به تقیزاده (یادگارهای دوستی و همکاری دو دانمشند تراز اول). تهران: جاویدان.
2ـ میرارجمند، کامران. (1376). »چاپخانه کاویانی و روشنفکران ایرانی مقیم برلین در سالهای جنگ جهانی اول». ترجمه کیکاوس جهانداری. مجله نگاه نو. شماره 34، پاییز 1376.
3ـ ایرانشهر، کاظم. (1320). تجلیلات روح ایرانی. بیجا: بنگاه بازرگانی پروین.
4ـ ــــــــــ. (1350). شرح حال به قلم او. تهران: شرکت بنیاقبال.
5ـ براندس، ژرژ، (1336). جنایت روس و انگلیس نسبت به ایران. ترجمهی حسن تقیزاده. برلین: اداره کاوه (شماره 4).
6ـ براون، ادوارد. (1335). تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت. (ج 1). ترجمه محمد عباسی، تهران: معرفت.
7ـ ــــــــــ. (1371). نامههای ادوارد براون به سید حسن تقیزاده. به کوشش عباس زریاب و ایرج افشار، چاپ دوم، تهران: امیرکبیر.
8ـ ــــــــــ. (1375). تاریخ ادبیات ایران از صفویه تا عصر حاضر. (ج 2). ترجمه بهرام مقدادی. تهران: مروارید.
9ـ بهنام، جمشید. (1379). برلنیها؛ اندیمشندان ایرانی در برلن. تهران: فرزان.
10ـ تقیزاده، حسن. (1333). ایران و جنگ فرنگستان. برلین: کاوه.
11ـ ــــــــــ. (1350). «سید محمدعلی جمالزاده». مجموعه مقالات تقیزاده. زیر نظر ایرج افشار، (ج 2). بیجا: چاپخانه بیست و پنجم شهریور.
12ـ ــــــــــ. (1351). «حسین کاظمزاده ایرانشهر». مقالات تقیزاده. زیر نظر ایرج افشار، (ج 3). بیجا« چاپخانه بیست و پنجم شهریور.
13ـ ــــــــــ. (1351). «سرگذشت سید حسن تقیزاده.» مقالات تقیزاده. زیر نظر ایرج افشار، (ج 3). بیجا: چاپخانه بیست و پنجم شهریور.
14ـ ــــــــــ. (1368). زندگی طوفانی و خاطرات سید حسن تقیزاده. به کوشش ایرج افشار. چاپ اول، تهران: علمی.
15ـ ــــــــــ. (1379). زندگی طوفانی و خاطرات سید حسن تقیزاده. به کوشش عزیزالله علیزاده. چاپ اول، تهران: فردوس.
16ـ جمالزاده، محمد علی. (1333). «سرگذشت به قلم او». مجلهی دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز. سال ششم، شماره 3.
17ـ ــــــــــ. (1373). لحظهای و سخنی با سید محمد علی جمالزاده. به کوشش مسعود رضوی. تهران: همشهری.
18ـ ــــــــــ. (1378). «سوانحی از زندگی». خاطرات سید محمد علی جمالزاده. به کوشش ایراج افشار ـ علی دهباشی. تهران: شهاب ثاقب، سخن.
19ـ ــــــــــ. (1379). یکی بود یکی نبود. به کوشش علی دهباشی. تهران: علی دهباشی.
20ـ جنتی عطائی، ابوالقاسم. (1356/2536). بنیاد نمایش در ایران؛ گلچین آثار نمایش نویسان ایران. چاپ دوم. بیجا: صفیعلیشاه.
21ـ شیبانی (وحید الملک)، عبدالحسین. (1378). خاطرات مهاجرت از دولت موقت کرمانشاه تا کمیتهی ملیون برلن. به کوشش ایرج افشار ـ کاوه بیات. تهران: شیرازه.
22ـ صدر هاشمی، محمد. (1363). تاریخ جراید و مطبوعات ایران. (ج 3). اصفهان: کمال.
23ـ قزوینی، محمد. (1378). زندگینامه و آثار محمد قزوینی. تهران: انجمن آثار مفاخر ایران.
24ـ کشف تبلیس یا دورویی و نیرنگ انگلیس از روی اسناد محرماهی انگلیس در باب ایران، انتشارات کاوه، برلین.
25ـ کاظمزاده ایرانشهر، کاظم. (1363). آثار و احوال کاظمزاده ایرانشهر. چاپ دوم، تهران: اقبال.
26ـ کاوه، (بیتا). تهران: ویس.
27ـ روزنامهی ایرانشهر. (1341 ق.). برلین.
28ـ محیط طباطبایی، محمد. (1366). تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران. تهران: بعثت.
29ـ مختصر تاریخ مجلس ملی ایران. (1337). نویسنده ناشناس. برلین: اداره روزنامه کاوه ـ شمارهی 5.
30ـ ناصرخسرو قبادیانی. (1341). سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی. برلین: کاویانی.
31ـ یغمایی. حبیب. (1349). خاطرات جمالزاده. (ج 1). تهران: انجمن آثار ملی.
32ـ ــــــــــ. (1349). یادنامهی تقیزاده. تهران: انجمن آثار ملی.
پی نوشت ها:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ در مورد کاویانی از منابع ایرانی در دسترس اطلاعات دقیقی بهدست نمیآید. در نتیجه برای شناخت آن در این مختصر به دو شیوه عمل شده است. نخست با مراجعه به کتابخانههای مختلف و به سختی برخی از کتابهای چاپ شده در این چاپخانه را یافتم. سپس با استفاده از شناسنامه، مقدمه یا دیباچهی این کتابها (رسالهها) اطلاعات مورد نیاز، استخراج شد. همچنین توجه به متن اعلامیهها و مطالب مندرج در کاوه مورد استناد قرار گرفت. در کنار آن منابع معرفی شده در کتابنامه نیز بسیار راهگشا بود.
2ـ این مطالب در پایان آخرین صفحه از شمارهی اول کاوه نوشته شده است: «در چاپخانه کاویانی در برلین چاپ شد.»
3ـ ر.ک. صدر هاشمی، محمد، 1363، تاریخ جراید و مطبوعات ایران، جلد سوم، انتشارات کمال، اصفهان، ص 131.
4ـ مطالب مندرج در این مقاله طی گفتگوی تلفنی اینجانب با دکتر ایرج افشار در دی ماه 1376 مورد تأیید قرار گرفت.
5ـ در کتاب «بنیاد نمایش در ایران» دکتر ابوالقاسم جنتی عطائی، انتشارات صفیعلیشاه، چاپ دوم، 2536 ش، که چاپ اول آن در 1323 صورت گرفته است، گلچینی از آثار نمایشنامهنویسان ایران جاپ شده است. در این کتاب تئاتر «حکومت زمان خان» از آثار پرنس میرزا ملکخان معرفی شده است.
6ـ پیشین، ص 59.
7ـ ر.ک. امیرارجمند، کامران، مقالهی چاپخانه کاویانی و روشنفکران ایرانی مقیم برلین در سالهای جنگ جهانی اول، ترجمهی کیکاووس جهانداری، نگاه نو، ش 34، ص 16.
8ـ این کتاب به شمارهی 955/328///3 411 ب، بهعنوان یکی از سلسله انتشارات کاویانی که در سال 1327 ق. به چاپ سربی رسیده است، در مخزن کتابخانه آستان قدس قابل دسترسی است.
9ـ این کتاب در مرداد ماه سال 1311 ش. به وسیلهی میرزا رضاخان نائینی به کتابخانهی آستان قدس رضوی وقف شده است.
10ـ این اطلاعیه تبلیغاتی در آخرین صفحه از کتاب «جنایت روس و انگلیس نسبت به ایران» که از انتشارات کاوه محسوب میشود چاپ شده است.
11ـ طی همین نامه ادوارد براون به تلاشهای خود برای رفع ممنوعیت ورود کتابهای منتشر شده به وسیلهی کاویانی در هند، که از سوی حکومت هند اعلام شده بود، اشاره میکند.
12ـ در این زمان مجله «پیکار» که با افکار کمونیستی منتشر میشد ابتدا با نام «چاپخانهی آفتاب» اما با همان نشانی کاویانی به چاپ میرسید.
کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره 147 مرداد 1389
تعداد بازدید: 6319
http://oral-history.ir/?page=post&id=1171
