تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا-12
ایدئولوژی و نهادهای تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا
به این ترتیب، برای مورخی که از این یا آن شخص نوار ضبط شده در اختیار دارد، مصاحبه نخبگان میتواند یک گنجینه هنگفت از مستندات و شواهد باشد که ممکن است بخوبی بتواند تاریخ اشخاص را بازنویسی کند؛ فراسوی آنچه از اوضاع و احوال امروز روزنامههای رسمی؛ تجزیه و تحلیل و عرضه میکنند، حتی با منتشر کردن نامههای رسمی و منابع مهم که مجوز گرفتهاند.
اما هنوز در شرایطی وجود دارد. پیشنهاد امکان ضبط نوار در هر زمینهای که چیزی اساساً جدید است، واقعاً محدودیت است.
در جنوب شرق آسیا، دو عامل ممکن است بهعنوان مانع کار تاریخ شفاهی، در مصاحبه با نخبگان و درباره فهم بهتر موضوع که روایت میشود، وجود داشته باشد.
اول، در جوامعی که حرمت سن و سال (پیری و سالمندی)، خصوصاً از حیث مرجعیت نگهداشته میشود؛ در این موقعیت نابرابر اجتماعی مصاحبهکننده در ارتباط با مصاحبه، باید هوشیار باشد، یعنی باید سخت تلاش کند که مرعوب این مقام ثانوی نشود و کنترل برنامه خود را از دست ندهد.
دوم، و اساسا، بیشتر جوامع جنوب شرق آسیا، دارای معرفت مستقل در یک سنت نیستند بخاطر این که در ایام پیش ـ استعماری، نوشتن تاریخ و سایر فعالیتهای مذهبی و عقلایی به عنوان حق قانونی دادگاه (هیأت قضایی) و یک وظیفه سیاسی به دقت حراست میشد.
مؤسسات جدید و تحقیقات آموزش عالی، عموماً در برنامه و کارکرد، وظیفه مرتبط با آموزش شخصی فرد و تجهیزات اداری، تاریخ پیش ـ استعماری ندارند.
هدف آنها در نظام سلسله مراتبی، بواسطه نفوذ استعماری و معرفت بیکم و کاست به ساختار سازمانی، و فرهنگ سیاسی که خود عاملش بودند از جا کندنی نبود.
به همین نحو، تحقیق تاریخی که نقطه امیدش دورة پس از استعمار جوامع است، اغلب مسئولیت شاق ترتیب دادن این وضع را دارد که بفهمد دلبستگی همگانی یا بنای کشور بر چه چیز باید باشد. به این ترتیب بسیار محتمل است که گنجینههای اطلاعات تاریخ شفاهی در این کشورها، موجودیتاش مدیون رهبری سیاسیشان باشند. چنان که مؤسسات، همراه رسانههای گروهی و کتب درسی، در تعریف و معنی اینکه چه وقایعی از حیث تاریخی قابل ملاحظه و بررسیاند و چطور باید درک بشوند نقشی را نسبت به جمعیتشان بعهده میگیرند.
و اگر واقعاً اوضاع و احوال این بود، پس بسیار از نظر آنان طبیعی است که مصاحبه نخبگان و پروژههای تاریخ شفاهی، ذاتاً پیچیدگی سیاسی داشته باشند.
اما آیا این تصمیمی بود که بوسیله اعضاء پروژه تاریخ شفاهی گرفته میشد یا نه؟ و از همین مقوله است درگیریهای سیاسی که حتی به مصاحبه با رقبای سیاسی از نخبگان حاکم، نفوذ میکند. چنانکه آنان ممکن است در طرح برنامههای تاریخ شفاهی دست به انتخاب راویان بزنند و بسیار محتمل است که مبنای این عمل رقبای گذشتهشان باشد تا کسانی که در حال حاضر هستند. و بنحوی جایز بشمرند که از زمامداران جوامعی که به نحوی پختگی سیاسی بیشتری نسبت به ایالات خودمختار جدید در جنوب شرق آسیا دارند، استفاده کنند.
البته مصاحبه با دشمنان رژیم سیاسی گذشته در منطقه باید با بستر دورهای که قضایا در آن ایجاد شده، همخوان باشد؛ زمانی که نبرد مردان و زنان مستلزم فرصت بیشتری بود و امکان نداشت آنان مقابل وضع موجود و برخلاف عرف (یا به عنوان جایگزین) ژست طولانیتری بگیرند. پس از پیروز شدن غیر از پیشنهاد یک طرح سیاسی جایگزین چه چیز باید به عنوان خاطره مکتوب یا شفاهی گزارش شود؟
به این ترتیب ممکن است نحوه خودیاری یا هیجانانگیز بودن روایت مسألهای نباشد و پیامد آشکار ساختن روایت بسا این باشد که مصاحبه حکایتی ارائه کند از شکست طرف مقابل، حکایتی که الزاماً مغایر طرف پیروز نیست.با کمی خوشبینی بعید نیست که مصاحبه شوندگان با انواع افراد اخلاقی و آرمانگرا که تا حدودی از ظلم و ترفند سیاستمداران مغبون شده باشند، روبرو شوند.
اما مورخ نباید احتمال بدهد که قادر است از این نوع پرکردن نوار روایات که تاکنون تحت فشار بودهاند، آن کنترل تاریخنگاری را بیرون بکشد.
حکمرانی نخبه یکبار دیگر با تصمیم نخبه واقعاً باید صدای آنان شنیده شود. البته با حال و هوایی که ممکن است بیشتر هوشمندانه، بیشتر ظریف (نامحسوس) باشد. و این بساکه اغواگرانه نیز به حساب آید.
قید و شرطهایی که خود شرکتکنندگان کنفرانس 1978 راجع به مصاحبه با نخبه به زبان آوردند، از منابع قابل اعتماد تاریخی است.
آنان تأکید کردند که ارزش پرکردن چنین نوارهایی بیشتر وابسته به صداقت و رک و راستی مصاحبه شونده است. و احتمال دارد که نخبگان با فراغت بال، نوعی ـ روایت از تاریخ را که از جنبهای مورد نظر خودشان است بهطور ضمنی، در آن جای دهند.
مصاحبه با غیرنخبه عموماً در معرض disembling و فریبکاری، است و از آنجایی که این تجربه پیشتر وجود داشته، مورخ تکیه مردم و ترجیحاً افکار و اعمال خاص آنان را در تمام موضوعات زندگی با هم مورد توجه قرار داده است. و در نهایت وقتی سخن دروغ در مصاحبه معمول شد، مورخین شفاهی باید بتوانند موارد خلاف واقع را جدا کنند و به قابل وثوق بودن اشخاص در محافظت از روایت، بیشتر توجه نشان دهند. برخلاف نخبه، دیده شده که غیر نخبه به درجة بسیار زیادی تغییر پذیرند. یک گروه از اشخاص ممکن است دنبال همان منظوری بروند که به طور قطع برای مورخ شفاهی بهترین خاطره هستند، و راوی به این نحو سعی در مکانیابی و گزارش آنها دارد. این آزادی عمل ـ فرصت تا حدی به مورخ پروژه شفاهی اجازه میدهد که پربارترین روایت ممکن و قابل اعتمادترین گزارش را تهیه کند.
مصاحبه با شخص معمولی ـ متعارف که دسترسی مورخین به نقطه نظر او پیرامون وقایع سراسر زندگیاش بدیهی فرض میشود، یکی از غیرقابل بحثترین مزایای تاریخ شفاهی است. برای چنان اطلاعاتی که در سایر منابع مُستند پیدا نمیشود و تاکنون محققین آن را از دست داده بودند.
در جنوب شرق آسیا، زمان اشغال ژاپن در طی جنگ جهانی دوم، تجربهای وجود دارد که شماری از پروژههای تاریخ شفاهی مبادرت به گزارش آن کردند. ژاپن صرفاً یک نقطه عطف در خلأ رهبری ـ قدرت، سیاستهای استعماری کشورها نبود؛ بلکه جریان زندگی روزمرّه مردم عادی را نیز مختل کرده بود.
تقریباً هیچ کس نبود که از گستره وقایع این سه سال و نیم، تأثیر نپذیرفته و آن را پشتسر نگذاشته باشد. بنابراین برای بازیافت تاریخ، هر دو وجه سطح و عمق موضوع اشغال، بوسیله مرکز تاریخ شفاهی سنگاپور، در پروژه ذیل، به این ترتیب توضیح داده شده است: «تاریخ شفاهی امکان دارد تعداد زیادی تصویر دقیق با نبودن سایر شکلهای سند از گذشته فراهم آورد. یک نمونه خوب آن طرح تحقیقاتی اشغال ژاپن است که بخش تاریخ شفاهی عهدهدار آن شده است.
تعدادی کتاب و گزارش از دوره اشغال ژاپن نوشته شده است و اینکه چرا و چطور بریتانیا سنگاپور را در برخورد با ژاپن از دست داد؛ و تجربیاتی از افراد کوچه و خیابان از جنگ؛ اما در این جا رخنه و خلأیی در دانش ما از تجربیات مردم عادی سنگاپور وجود دارد.
این پروژه که دپارتمان مسئولیتاش را پذیرفته به ما در پرکردن این شکاف کمک میکند. هرچند «تاریخ پایین» به طور خودبه خود و به محض ضبط شدن صدای مردم عادی به یکباره رخ نمیدهد.
بیش از این در مورد مصاحبه نخبه، نقش مصاحبه کننده، هوشیاری تاریخنگار نسبت به مؤسسهای که او نماینده آن است و تصمیمات جور واجوری میگیرد و در دلایل مصاحبه مهم است باید گفت که او نماینده آن است مهم است باید گفت: «ماهیت سند» در دلایل مصاحبه است.
از اینرو بخشهای تاریخ شفاهی در اطلاعات آرشیوی در تولید نوارهای ضبط شده که پیشاپیش به تعدادی از کاربران فصلی و آینده خدمتی را با چنان دقت ممکن است ارائه کنند، مسئولیتی سهمگین بردوش دارند.
این هدف حرفهای، بنا دارد آنان را به سوی یک منزلت مثبت از تاریخ که فرضاش براین است که: گذشته میتواند چنان که واقعاً اتفاق افتاده است، از اول تا آخر با قصد استفاده از اسناد، بازیافت شود، سوق دهد.
گنجینههای ملی اظهار میکنند نه از باب اثبات یا اثبات نشدن یک دیدگاه بلکه با هدف ساده فراهم آوردن حقایق صحیح برای کاربرانشان فعالاند؛ و برای انجام این کار آنان باید روششناسیای را به کار گیرند که مصاحبهکننده قادر باشد تا حد توان، موضوعات زیادی را نشانهروی و بیدقتیهایی را که بالقوه در روایات پنهان هستند و او سعی دارد هرچه بیشتر آنها را بیاد بیاورد، ردیابی کند.
نوشته: هُنگلایزا
ترجمه: مهدی فهیمی
روزنامه اطلاعات، یکشنبه 27دی 1388، شماره 24666
تعداد بازدید: 3995
http://oral-history.ir/?page=post&id=1219
