تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا-14
ایدئولوژی و نهادهای تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا
این تاریخی کردن راویان به آنان این فرصت را میدهد که به صورت فردی و با قاطعیت نظراتشان را تغییر بدهند [و تعدیل کنند] و ارزشها وباورهاشان را چنان به واقعیت تبدیل کنند که زندگی کردهاند. آن وقت مورخ باید قادر باشد. موقعیت این مردم را آن چنان که حاصل اوقاتشان در زندگی است، استحکام بخشد، اما در عین حال آنان را درک کند، چنان که چگونگی متفاوت بودن درجات انسانی را، و انتخاب تحت موقعیتهای مختلف را وسپس تن در دادن به زمان و یا فائق آمدن برآن را. چنان که Alessandro Protelli آورده است:
پایبندی و ذهنیت نه جدای از یکدیگر و نه دشمن هم هستند؛ هر یک معیاری را در برابر تشخیص دیگری در اختیار قرار میدهند و بوسیله ذهنیت بیان میکنند.
منظور از تحقیق اشکال فرهنگی و فرایندهای آن که اشخاص اظهار میکنند، فهم خودشان از تاریخ است. به این ترتیب، تعریف ذهنیت در خودش قوانین واقعی ـ عینی، خارجی، ساختارها و نقشهها را (چیزی که Haw tharne قلب حقیقت انسانی می نامد) دارد. آنها ممکن است نسبت به آنهایی که سخت مسّلم و واقع امرند ملموس و همگانی ـ فراگیر نباشند، اما میتوانند با استفاده از شیوههای متناسب علمی که در بردارنده وسعت نظر و موافق قدرت تخیلاند بازسازی شوند و سرانجام بازگشت به کنفرانس 1978، میتینگای نشاندار ـ برجسته. اولین پلّه در شروع و برای آن زمان مشهور، هیجانانگیز و برنامهریزی شده. در عین حال واکنشی نسبت به آن چه گذشته بود؛ [توامبا] معصومیت، جوانی، ناشکیبایی در بدست آوردن کاری برای انجام دادن.
عقیده Grele پیرامون گواهی بودن روایت و Thompson دربارة سرشت اعتقادی تاریخ شامل موادتاریخ شفاهی است، که از حالت تدافعی صاحبان اسناد و آرشیویستها آزاد است. کسانی که با احاطه به نوارهای ضبط شده تاریخ شفاهی، برای نشان دادن بیطرفی در واقعیت نواها، آن چنان که هیچ پرسشی مطرح نشود، به نظر میرسد دربارة سطحی از حقیقت کنترل دارند، بحث و فحصی که فقط نزد مورخ مثبتنگر میتوان سراغ گرفت. وقتی که فرد ثانی خودش میبیندکه به همان اندازه طبیعی اعتقادی بودن، در چرخش خودبخودی یک بی اعتقادی هست؛ و این آن وضع موجود است که بعد مبادرت به تصمیم همچو پرسشهایی میکند؛ چنان که پیشگامان جوامع استحقاق مییابند، سیرت و خاطراتشان در قالب تاریخ شفاهی حفظ شود.
به این ترتیب نوارهای فعلی بیشتر از آینده (نیاز کاربران نسلهای بعد) و حتی گذشته (پیشگامانی که فراموشی را به رخ میکشند و با مقتضیات فعلی آن برخورد نمیکنند) دارای مزیتاند.
در ایالات متحده امریکا، جایی که تاریخ نگاری همهجانبه و حلقه اتصال تاریخ شفاهی است وضع به مراتب غیرشفافتر و سستتر از مورد بریتانیا است. بازیابی تاریخ شخص معمولی با استفاده ازتاریخ شفاهی و نوشتن تاریخ قومی ملتها که کاملاً سیاسی است، تحت بیشترین فشار قرار دارد. عهدهدار یکی از چنین تلاشها دانشگاه هاوایی؛ با طرح تحقیقاتی: مطالعات نژادی Manoa بود پروژه تاریخ شفاهی و مؤسسه یونایتد اکیناوا که نتیجه آن در سال 1981 با عنوان «یوچی تاچو» تاریخ اکیناوا منتشر شد.
فلسفهای که پشت سر این تحقیقات وجود داشت این بود که تاریخ شفاهی نباید فقط مبتنی بر پاسخ به نیازهای محققین باشد، بلکه جامعه تحت مطالعه، هم درتولید و هم در مصرف نتیجة نهایی پروژه، باید در آن مشارکت داشته باشد. برای بهبود بخشیدن به آن چه مورد توجه پروژه بود، ملاقاتهای مقدماتی بوسیله محققان با افرادی ازجامعه که تمایل به گفتوگو داشتند ترتیب داده شد. همراه با پرسشهایی که ایشان فکر میکردند ضروری است و باید از مصاحبه شوندهها بپرسند.
آنان همچنین فرصتی پیدا کردند برای شنیدن نوارها ونقدو نظر راجع به این که چگونه در نوشتن کتاب، مطالب مورد استفاده قرار گیرند. سعی بلیغ در ارزیابی این فصل هیجان انگیز شد:
مشارکت در پروسههای ثبت وقایع تاریخی، به پیشرفت مردم و پالایش فهم تاریخی، هویت و ارزشهای آنان کمک میکند. توجه به تسهیلات درمهارت بیان آنان و آنچه برای ایشان مهم است و ضبط آن میتواند موجب دلگرمی و اطمینان آنان به بقاء ارزشهای مهم یا سنتهای درحال گذرشان، برای نسلهای آینده باشد. برای اقلیتهای قومی، خصوصاً این مهم است (...) چون فشار برای همسانسازی، اغلب سنتهای سازنده آن فرهنگ منحصر به فرد را، محدود میکند.
سودمندی، شرافت و روح دموکراتیک در پروژه را نمیتوان انکار کرد اما به یک پرسش بیدرنگ میتوان پرداخت و آن این که، آن چه بیشتر نظر عموم در مورد هاواییهای اکیناوا نشان میدهد، جامعه تحت مطالعه، جامعهای بود آکنده از شکاف طبقاتی و بیشتر سیاسی و خواستار نقش جدی هاواییها در سیاستهای امریکا؛ اما راجع به اقلیتهای قومی جنوب شرق آسیا چطور؟ ضمن این که تاریخ شفاهی ممکن است به روشهای قابل استفاده در تواریخ غنی قومی دسترسی پیدا کند و این وضع جای چون و چرا برای مردم اقلیت باقی نمیگذارد؛ با صراحت بیان کردن چقدر برایشان مهم است. چه وقت این صراحت لهجه با تربیت و پرورش با بنای آن قوم ناسازگار است؟
به نظر میرسد حتی تمایل به پژوهش محلی یا منطقهای تاریخی، وضع بالقوه هشداردهندهای را مبنی بر قابلیت ترک انداختن به نتیجه تاریخ عمومی مرکز و تاکید بر وفاداری به یک جایگزین را داشته باشد. و ممکن است دیده شود اعضای جامعه مورد مطالعه نسبت به فرهنگ، تاریخ و یا روابطشان با سایر جوامع و یا در حقیقت وضع کسانی که به واسطه ازدواجشان با اعضای جامعه دیگر، یا مهاجرت از جامعه گسسته شدهاند، اظهار نارضایتی کنند و آگاهیبخشی و یا ارتباط خبررسانی؛ از آن جا که اعتقاد ندارند، احساسات مثبتی نشان ندهند.
تاریخ شفاهی، با ارج نهادن جانبدارانه از گذشته به عنوان کلید اسرار و رموز، بوسیله قابلیت خودستایی، به مردان بزرگ وکوچک ـ هر دو اجازه داده است که صدایشان شنیده شود.صداهایی که هنوز میتوانند از جایگزینی جلوگیری کنند و به آسانی نه فقط بیان حقیقت بلکه آن چه را [پیش از این] گزارش شده، نادیده بگیرند اما این ساختار سازمان یافته به وسیله راوی است که میتواند در مجموع با به هم ریختن و دوباره مرتب کردن به کلی متفاوت یک داستان، بر مصاحبهکننده استیلا یابد. به نام یک دانش حرفهای آرشیویکال، نغمه ـ صدای عامه میتواند، سرود ملی را از اساس تغییر دهد.
نوشته: هُنگلایزا ـ ترجمه: مهدی فهیمی
روزنامه اطلاعات، یکشنبه 4 بهمن 1388 ـ شماره 24672
تعداد بازدید: 4730
http://oral-history.ir/?page=post&id=1228
