تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا-16
بـررسی سبک زنـدگی
متن روایت شده، بوسیله ساختار پرسشها، در یک چارچوب مورد موافقت مصاحبهکننده و مصاحبهشونده، بر سر همکاری در تولید یک روایت تاریخی قابل فهم [دارای ارتباط منطقی]، روششناسی، دو منظور را دنبال میکند؛ اولاً این امکان را فراهم میآورد که تجربیات ذهنی – روانی واکنشهای تفسیری مصاحبهشونده مجال بروز پیدا کند و دوماً این ملاقات باعث میشود مرکز تاریخ شفاهی به هدف گردآوری دادههای اجتماعی و تاریخ فرهنگی برسد.
با نمایان شدن دادههای ذهنی، میتوان وجود تصورات را مورد تردید قرار داد.
یک نکته ناگوار در این مورد، «باور (...) سازگاری» - تطبیق جامعه مالایی با برنامه اسکان عمومی دوباره روستایی در سنگاپور است.
تاریخ شفاهی اما چشمانداز دیگری را پیش روی ما قرار میدهد. درست است که مجاورت فیزیکی خانههای Kampung امکانپذیر شد، اما سازگاری با سبک زندگی جدید که در برجهای بلندمرتبه محقق شد، نشان داد که پیوندهای اجتماعی را بشدت از هم میگسلد. پیوندهای شخصی بواسطه سهولت همسایگی مذهبی، عملاً شدت گرفت و کمیتههای مجتمع در ساختمانهای مربوط به Housing Development Board تمرکز داده شدند؛ نیازهای مربوط به برگزار کردن میتینگ ساکنان، وظایف شبیه به وظیفه کمیتههای Kampung پیشین با سهولت بیشتری انجام شدند.
روایات متون تاریخ شفاهی دارای محدودیت هستند. حتی وقتی که ساختار مصاحبه با پرسشهای مصاحبهکننده تناسب داشته باشد. مصاحبه ممکن است بیسروته باشد. مصاحبهشونده بسا که نخواهد به پرسشها پاسخ دهد. و یا اطلاعات سانسور بشوند و یا در خاطره لغزش راه پیدا کند.
راویان ممکن است معتقد باشند بعضی از جنبههای تجربیاتشان را که احساس میکنند مهم هستند، برجسته شوند در حالی که هرگز نخواهند همه آنها را گردآوری کنند.
یک نمونه آمادگی و تمایل برخی مردم برای صحبت کردن از تجربیات روزانهشان در دوره اشغال ژاپن است که در مصاحبههای پیشین بخوبی مورد استناد قرار گرفته است.
مصاحبه بدون ساختار میتواند به گردآوری تعداد بیشماری نوارهای ضبط شده با غیر ضروری یا اطلاعات ناخواسته و نا لازم منجر شود و از طرف دیگر سبک مصاحبه انعطافناپذیر ممکن است نتیجهاش سرکوب کردن اطلاعات مفید و قابل ملاحظه باشد.
علیرغم رنگ و بوی شخصی داشتن گزارشهای گردآوری شده در مرکز تاریخ شفاهی، تعمیم دادن پروسههای تفکیکناپذیر اجتماعی بواسطه شرح حال فردی، آگاهی گمراهکنندهای است. جایی احتمال دارد مصاحبه ضمن بازبینی شدن مقابل منبع دیگری قرار بگیرد، یک نمونه، اطلاعات مربوط به هویتهای گوناگون و موقعیت مطلوب مهاجران تازهوارد مجمع الجزایر [اسامی خاص] از مصاحبهشوندگان مختلف در ناحیه Kampong Glam و بازبینی آن با منبع دیگر بود. یک طبقه کارگر شهری، نامتجانس با جامعه مجمع الجزایر در این ناحیه شکل گرفته است که مشغول تجارت کردن، خرید و فروش اوراق بهادار و حمل و نقل است. رنج و مشقت ضروری جامعه، برای مطالبات بوروکراسی استعماری و اقتصاد شهری، پیک همه جا حاضر، راننده یا باغبان - گروههای گوناگونی که خاستگاه های اقلیمی، زبانی و فرهنگی بینشان تفرقه انداخته است.
از آن جایی که جنبه ساختاری مصاحبه ممکن است پاسخ مشکلات را ارائه کند، من مایلم برخی دشواریهایی را که در یک مصاحبه بدان دستم یافتم؛ برای پاسخ به پرسشهای مربوط به شرح فیزیکی Kampung Glam برجسته کنم.
ـ مصاحبه کننده: نظرت راجع به خانهها و خانه – مغازهها چیست؟
ـ مصاحبهشونده: خانه – مغازههایی مثل مال ما که در خیابان «با سوراخ» بودند، و خانههایی که از آن نوع بودند، اغلب خوب تهویه نمیکردند.
و بعد وقتی که (Rickshaws) – گاری که در چین به جای اسب انسان حمل میکند – بوسیله زنان محلی مالایی که سر تا پا پوشیده بودند مورد استفاده قرار میگرفت، [ناگزیر] پرده را بالا میزدند. آنان بنابر محافظه کار بودنشان باید حجاب میداشتند. (انحراف از موضوع)
ـ مصاحبه کننده: موقعی که شما در اطراف و اکناف قدم میزدید بیشتر چینی میدیدید یا مالایی؟ (تلاش در جهت بازآوردن مصاحبه به جای نخست با پرسشهای متفاوت).
ـ مصاحبهشونده: در حوالی نزدیک به خیابان «سانگی» من چینیهایی را که «ریکشاکش» آن ناحیه بودند، زیاد میدیدم. و زنان فامیل را، خیلی کم با زنان فامیل (...) بهم میپیوستند، مگر فرد کوچکتر و آنان سپس خیلی تند راه میرفتند.
چندی بعد این اشخاص (...) با مالاییها در خیابان عرب قاطی شدند و بعد در «روچور»، خیابان ساحل و چیزهای جور واجور دیگر.
ـ مصاحبه کننده: بنابراین در خیابان«شانچی» غالباً چینی بودند؟
ـ مصاحبهشونده: بله
ـ مصاحبهکننده: و درطول خیابان سلطان بیشتر مالایی دیدی؟ (بیدرنگ)
ـ مصاحبهشونده: در حول و حوش خیابان سلطان، مالاییها، جوانان ملایی بودند.
ـ مصاحبهکننده: خوب وقتی چینیها شروع میکردند به آمدن، آنان تغییر محل میدادند؟
(سئوال متفاوت برای بازآوردن مصاحبه شونده به سئوال اصلی)
ـ مصاحبهشونده: در «روچور» سابقاً، کار و کسب تحت کنترل مالاییها و بعد از آن چینیها بود. کاسبکاران جزء – تاجران کوچکتر به سمت خرید عمده کالا و بعد فروش جزیی آن، روی آوردند.
آنان شروع کردند به دایرنمودن مغازه و آموختن زبان مالایی. ابتدا مالاییها از اوزان مالایی مانند Chupak gantang استفاده میکردند، بعد وقتی چینیها به تجارت رسیدند همه به Tahil, kati تبدیل شدند. بنابراین تکه چوبی، یعنی ترازوی چوبی Kati را ساختند که مالاییها نمیتوانستند از آن سر دربیاورند. (انحراف از موضوع)
با همه این مشکلات در اجرایی کردن ساختار مصاحبه، این درآمد در گردآوری کردن شرح حال برای ضبط مصاحبه در چندین طرح و برنامه تاریخ اجتماعی از گروه چینی زبان و جامعه سنگاپور مفید بود.
ما دو مساله اصلی در تشخیص هویت و مهاجرت را در حرکت مردمی مردم سنگاپور شناسایی کردیم.تشخیص هویت، حلقه پیوند قومیت، خویشاوندی، کار که عبارت از، موقعیت مکانی، فعالیتهای فرهنگی زندگی در سرزمین جدید و پیدایش ملت و دولت سنگاپور بود.
نوشته: دانیل جو ـ ترجمه: مهدی فهیمی
روزنامه اطلاعات، یکشنبه 11بهمن 1388 ــ شماره 24678
تعداد بازدید: 4343
http://oral-history.ir/?page=post&id=1239
