تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا -27


پژوهش میدانی در سنگاپور

چنان‌ که اشاره شد، زمان و مکان خاص، موضوع مطالعه، گفت‌وگو و مصاحبه‌های گفت و شنودی با هم و استراق‌سمع و مشاهده، از فنون اصلی کسب اطلاعات هستند. پیشینه شخصی و موقعیت اجتماعی پژوهشگر میدانی، دسترسی مؤثر، پذیرش، حسن تفاهم و اعتقاد به توسعه رابطه با خبررسانان، نقش منتقدانه‌ای در پژوهش میدانی باز می‌کند.

در مورد شرایط تحقیق در سنگاپور، پیشینه‌ نژادی من، اغلب مورد توجه بود؛ و کمی شانس را در اجتناب از تعیین هویت و وانمود کردن به درک موقعیت، آشکارا به همراه داشت.

هر قدر هم که وضع نژادی داخل و خارج گروه‌های محلی، منوط به موقعیت باشد، پژوهشگر وقتی که با عقلانیت و طرزی حساس از ابزار تحقیق استفاده کند، مزایای زیادی ببار می‌آورد. علیرغم تمایل خبررسانان به طبقه‌بندی کردن شرایط قومی، بواسطه توسعه خوب روابط مذاکره به سادگی امکان داشت، مباحثه و حتی جهت‌یابی نفی یکدیگر راجع به هویت قومی و طرز رفتار را توضیح داد.

تعیین هویت نژادی پژوهشگر و خبررسانان هر دو به نحو غیرقابل اجتنابی، اعضاء گروه اقلیت یا اکثریت را به ملاحظه‌شأن خود وا می‌دارد. دیده شده که یک عضو از گروه اکثریت چینی حاکم، بوسیله خبررسان غیر چینی که نیازمند حمایت من بود با صراحت‌ نظر و بی‌طرفانه به شکل قابل نقدی از گروه قومی من بدون گرفتن حالت دفاعی به خود ظاهر شده است.

نیاز به گفتن ندارد که شناخت زبان و رموز فرهنگی در بهبود راه رسیدن و اداره کردن طرز رفتار و تأثیر متقابل آنها برروی هم قطعاً ضروری بودند. چرخش موضع فرهنگی و سیاسی نه فقط بین خود افراد همتراز، بلکه به مثابه یک واحد اندازه‌گیری حساسیت و احترام همراه با ویژگی هرگروه نژادی و تأثیر متقابل اجتماعی بین گروهها می‌تواند ارزشمند باشد.

من همچنان به هیچ وجه نمی‌توانم بهانه‌ای برای بی‌اطلاعی داشته باشم. من انتظار داشتم پیشینه فرهنگی ام ازشناخت گفت و گو، طرز بیان و حتی ایستادن برسر موضوعات برخی از آنها را نشان بدهم.

در حالی که اینها هرگز کاملاً بسنده نبودند، یا حتی مورد سؤال قرار نگرفته‌اند. آنان نیازمند پایه‌ای برای بنا نهادن مشروعیت و حسن تفاهم، بعلاوه اطلاعاتی بودند که گردهمایی را ممکن سازد.

از این گذشته، بدون ضرورت موافقت با آنها، نشان دادن قابلیت همدلی کردن (بدون در حق کسی لطف نمودن) خود را بزرگ داشتن، یا بیشتر ریا کردن و به دست آوردن اعتماد برای مشروعیت است.

درست همزمان با واکنش متقابل من نسبت به خبررسانان که خودشان نیز به آن پی بردند، به قراری وضع نامساعد اعضای یا تفاوتی که اقلیت برای آنها قائل شدند، یک دلبستگی نادر، بلکه نگران‌کننده به فرهنگشان و مشکلاتی که به واسطه یک عضو از اکثریت حاکم ـ به عنوان نقطه امتیاز، نمایانده شد، حال آن که این گرایش اغلب به عنوان کمبود ادراک می‌شود.

در تجربه من، ارج نهادن به عضوی از اکثریت که سعی می‌کند اقلیت آنها را درک کند، به هیچ وجه از سر دشمنی شبهه‌انگیز نیست؛ من این مطلب را البته نپذیرفتم تا این که یک خبررسان که پیشینه‌ نژادی‌اش با من متفاوت بود نیز به این امر گواهی داد که ممکن است حد و مرزهای نژادی در برخی گستره‌ها که مناسبات قدرت بین پژوهشگر و خبررسان وجود دارد، علیرغم سوابق قومی‌شان، غالب شود.

اما فقط بعد از آن که به قدر کافی حسن تفاهم شخصی، به صورت یک به یک با خبررسان بنا شود می‌تواند چنین روابطی با سطحی از اطمینان به تأثیر متقابل فرا برسد.

عموماً در یک موقعیت چند فرهنگی پیچیده که قومیت یک عامل با اهمیت است، پژوهشگر ابراز علاقه و اخلاص می‌کند به این‌که می‌خواهد به سهم خود در فائق آمدن به جهل نسبت به فرهنگ دیگر و درک مشکلات آن و بهبود بخشیدن به روابط نژادی، بهترین ورود را داشته باشد.

در یک تجزیه و تحلیل نهایی، دو راه روابط بین پژوهشگر و خبررسان، نیازمند پافشاری در تلاش و توانایی کسب اعتماد، در حد یک پژوهشگر محلی است که به وسیله استراتژی، مهارت، حساسیت و دلسوزی، داخل و خارج گروه نژادی، و تکیه بر مورد اخیر تکیه بر تصمیم می‌کند.

این نیز بدیهی است که از لحاظ قوم‌شناسی، محیط نامتجانس می‌تواند روایتی از یک جامعه بکلی بی‌اساس و نه بطور خاص چشم‌اندازی گروهی را ارائه کند.

کثرت دید گاه های، موجبات کنترل بی‌وقفه سیطره یک طرف از آنان برعلیه طرف دیگر را فراهم می‌کند. روابط من و برخوردم با خبررسانان غیرچینی نیز چشم‌انداز تطبیقی بی‌طرفانه بیشتری را در دورنمای فرهنگی‌شان نصیب من کرد. من اغلب شباهتهایی را در برخی شئون و حتی بیشتر پرسش‌هایی را در طرز رفتار آنان می‌جویم.

در تدارک یکانهای عملی پژوهش میدانی، باید توانایی مدیریت تنوع، و حفظ حسن تفاهم با گروههای مستقل به درجه‌ای باشد که به فضای فیزیکی طراحی شده محیط خانه‌های سازمانی بعلاوه حد و مرز اجتماعی تفکیک شده آنها کمک کند.

از یک جهت پژوهش میدانی در جامعه میکس ـ درهم به این معنا برپایه چندین تجربه متمایز ـ متفاوت اما همزمان ریخته شده است.

معروف است که انسان‌شناسی با یک خانه شروع می‌شود و آنگاه انسان‌شناسی کاربردی می‌شود که یک جامعه چند نژادی برای ایجاد تعادل در مطالبات و مسئولیت‌ها در جامعه‌ای که اغلب مشکل دارد از عقلا، افراد فهیم و دلسوز درخواست کمک می‌کند که این نیز البته دستیابی‌اش برای پژوهشگر میدانی، ارزشمند است.

برای من شاید درک این دستاورد بیش از سایرین محسوس باشد، برای این که من به خود جرأت دادم این موضوع حساس را مورد مداقه قرار دهم، برخلاف پیشینة کلیشه‌ای عجیب و غریب، روابط حاکم بین نژادی و رشد خودآگاهی نژادی. اظهار نظر شده است که جوامع چند قومی، پژوهشگر را می‌پیچاند در نتیجه هرکس فقط باید یک جامعه را مورد مطالعه قرار دهد، در حالی که نیاز است این امر انجام شود و مطمئناً مزیت‌هایی دارد.

این تحقیق نشان می‌دهد که این‌جا هم [در واقع] یک جامعه است و شاید حتی برای پژوهشگر ضروری باشد که به آن سوی حد و مرزهای نژادی برود و بحث حشر و نشر فرهنگها را عهده‌دار شود. با این همه در جامعه چند نژادی هیچ چیز حیاتی‌تر از فهم این مواجهه فرهنگی بین نژادی نیست. وظیفه‌ای که هم انسان‌شناسان هم مورخان شفاهی هر دو را موقعیت بسیار خوب از تأثیرگذاری قرار می‌دهد.

نوشته: تای. آهینگ- ترجمه: مهدی فهیمی


روزنامه اطلاعات،یکشنبه 23اسفند 1388 - شماره24709
 
تعداد بازدید: 4220



http://oral-history.ir/?page=post&id=1279