تاریخ شفاهی در جنوب شرق آسیا-30


فرآیند روایت در مصاحبه

اما سرانجام این سکوت آزاردهنده با یک مطالبه ملموس پایان می‌یابد: «خوب دیگر شما چه دوست دارید بدانید»؟! یا: «سؤالی دیگری از من داشتید که جواب بدهم؟! و ما در این نقطه می‌دانستیم که در مورد وقت، دیگر کاری از دست ما ساخته نیست. من باید اشاره کنم که در همین مقطع زمانی، یک خبررسان داشتیم که او بدون چنین مکث و درنگی در کلام با ما صحبت کرد و از مصاحبه کامل او بیش از شصت صفحه اطلاعات فراهم آمد.

توضیح و توجیه پرسش‌ها

پرسش‌های صریح و مستقیمی که بدان اشاره شد، در نقطه پایان روایت مصاحبه، نشانه‌گذاری می‌شوند. از این زمان روایت مصاحبه وارد مرحلة توضیح می‌شود که ایدة مربوط به شرح دادن آن بسیار مهم است. ساختار نشانه‌ها که عنوان شدند باید محیط بر پرسش‌های روایت باشند.

در این صورت، وظیفه ما با دقت گوش کردن به جریان گزارش ماوقع بود که انجامش نمی‌توانست کار مشکلی باشد. کار ما در این فرصت رجوع به اصل مطالب در روایت بود که نیازمند توضیح بیشتر بودند و اغلب موجب جلب توجه ما و بنابراین مواد و مصادیقی برای پرسش‌ها واقع می‌شدند.

از این لحاظ در مرحله به مرحله روایت ما باید گوش بزنگ باشیم، بخصوص چنان که در بالا خاطرنشان شد، بخاطر محدودیت‌هایی که در تراکم و بیان مطلب بطور اختصار هست.

و این بیان ملخص که اغلب در بخش‌هایی از داستان ـ روایت وجود دارد نیازمند شرحی مطلوب است.

بطور مثال در جزئیات روایت، یک زن خبررسان این‌طور مطرح می‌کند که ازدواجش از پیش مقدّر بوده است؛ که بعد از شرح و بسط هشت صفحه‌ای این بخش از روایت‌ها مطلب آشکار می‌شود.

اما همین تکیه کردن روی شرح راوی اگر روش معمول شود، باعث مطرح نکردن پرسش می‌گردد. بنابراین [در یک حالت بینابین] ما خیلی فرموله شده سؤال نمی‌کردیم.

در عوض، گفته تألیف شده بوسیله راوی صرفاً تکرار می‌شد. یعنی از راوی درخواست می‌کردیم که بیشتر راجع به آن مطلب برای ما توضیح بدهد. به عنوان نمونه: شما اشاره کردید به این که ازدواجتان توافقی بود می‌توانید راجع به آن بیشتر بگویید؟

و این مرحله از توضیح دادن تا جایی که خبررسان به ما علامت داد وقت جلسه مصاحبه تمام شده، ادامه داشت.

از نشانه‌های عمومی اذعان به ادامه ندادن گفت‌وگو، پاسخ‌های کوتاه [سرسری] به سؤالات پرسیده شده ما بود. که اغلب تکرار آن چه قبلاً گفته شده بود را در خود داشت. و در برخی موارد بوسیله سر رسیدن وقت طبیعی رخدادهای زندگی روزانه مثل، بازگشت بچه‌ها از مدرسه، ما بخود می‌آمدیم.

عناصر روایت

محتوا و کیفیت عناصر تولید شده در روایت مصاحبة البته من حیث‌المجموع از جهتی بسیار مهم است؛ اما چه چیز از آن کیفیت ذاتی را ما به حرکت درآوردیم؟

من فقط می‌خواستم یادآوری کنم که این جا اطلاعات تولید شده غنی و پرحجمی وجود دارد. اما به منظور بهره‌برداری از این ثروت داده‌ها، ضروری بود که روایات به دقت تجزیه و تحلیل و سازماندهی شوند.

من باید تکرار کنم که از این حیث، روایت‌ها مطالعه مورد نبودند، اگرچه آنها می‌توانستند متکی به خودشان باشند. مصاحبه چنان که شناخته شده، قسمتی از یک پروسة جامع‌الاطراف است؛ در حقیقت حجم عظیم از مواد اطلاعات محض است که روی نوار جا خوش کرده است.

پژوهشگر باید از ابزار قابل اطمینانی در دسترسی سریع به این مواد برخوردار باشد و افزون بر آن ـ بدست آوردن سطح مطلوبی اطلاعات و معرفت از آن است.

من قبل از طرح دعوی باید اول به هر اندازه که مملکت است، روی ضرورت فهمیدن هر آن چه از اطلاعات که بواسطه مصاحبه تولید شده تأکید کنم که موجباتش فراهم نیست.

رواست گفته شود بدون آن، جمع‌آوری اطلاعات از هر جهت حتی یک موضوع مجرد، ممکن نیست. با این وجود هیچ‌کس نمی‌تواند راجع به چیز دیگری صحبت کند. خود حرف زدن همیشه، از هرچه که هست و از هر که هست، زمینه‌ساز مؤلف و حاضران است.

روایت مصاحبه تلاش می‌کند وجود حاضران را کاهش بدهد، برای این که ما خیلی آزاد نیستیم هر پرسشی را پیش بکشیم، یا راوی را به سمت ناحیه مربوط به سؤال هدایت کنیم.

هنوز راوی، روایتگری می‌کند، به خاطر حضور بیش از حد ما؛ و ما باید نسبت به این امر هوشیار باشیم؛ هم نسبت به نکته‌ای که استفاده از آن مزیتی را برای ما در بردارد و هم نسبت به نکته‌ای که می‌تواند در صحبت کردن بر علیه ما مورد استفاده قرار گیرد.

در مجموع چهار مصاحبه گردآوری شده بود که روایت آن دربردارنده عناصر زندگینامه‌ای بود.

اغلب مصاحبه‌ها چنان که قبلاً خاطرنشان شد بوسیله «صدیق» و خود من که هر دو از زنان سنگاپور بودیم، انجام شد. ما خبررسانانمان را چنان که شعور متعارف حکم می‌کرد از افرادی که هندی و آمریکایی بودند، شناسایی کردیم.

عواملی در مصاحبه مؤثرند ـ اگرچه ممکن است در راه و روش ما به آنها توجه نشده باشد ـ با این وصف ما به اهمیت آنها در پژوهش میدانی خود، آگاه بودیم.

برخی پرسش‌ها را که «صدیق» می‌توانست بپرسد من نمی‌توانستم؛ و از جهتی این خیلی قابل‌توجه بود.

به عنوان مثال: فراز «توافق معمول ازدواج»، یعنی شناخت کشش یک هندی در پیوند با دیگری با یک شعور متعارف؛ که «صدیق» در پرسیدن و توضیح بیشتر خواستن از چنین قضیه‌ای آزاد بود. با این همه وجود من به عنوان یک خارجی همین فرد را که مایل به دادن یک پاسخ کوتاه بود، به نحو دیگری وادار می‌کرد تا در جزئیات پاسخ، دقت کند.

شالوده جنسیت در روایات، چنان که ما در گزارش‌های جمع‌آوری شدة مربوط به دنیای مادی روزمره بر آن تمرکز کردیم، به وضوح پیداست.

در این جا یک فقدان قابل درکی از مآخذ موضوعات و رخدادهای مربوط به حیطة بی‌خانمان ها بدون برخورد داشتن با امور داخلی وجود دارد. این جور بودن [جزء مکمل هم بودن] ما دو نفر اطلاعات بی‌حد و اندازه قابل‌توجهی را در مورد امور روزمره، به همراه آورد.

اما باید اعتراف کنم که این واقعاً مربوط به برنامه ما نبود، گرچه دست یافتن به این نعمت مایه قوت قلب بیشتر ما شد. وانگهی این صرفاً تصادفی نبود که اکثریت مصاحبه‌ها به زبان انگلیسی انجام شد. و انتخاب زبان انگلیسی بر مبنای شایستگی این زبان صورت گرفت.

با این همه زبان انگلیسی، زبان مادری اغلب راویان ما نبود.

آن‌چنان که در عمل، روایات آنها اغلب با لغات و اصطلاحات سایر زبانها از جمله تامیلی، تلگو، پنجابی و مالایی آغشته شده بود.

خود این وضع و نیز مصاحبه‌کننده‌ای که نهایتاً تصور می‌کرد نسبت به آن زبان شناخت دارد و یا واقعاً این‌طور بود، بازخوردهایی را به همراه داشت.

واقع امر این است که پشتوانه آکادمیک ما و رابطه انگلیس که با پیشینه موقعیت سنگاپور در پیوند است، باید موجب می‌شد زبان محل تولدمان را در نظر بگیریم.

به این ترتیب، در اغلب مصاحبه از زبانی استفاده شد که بطور معمول ما در حرف زدن با اشخاص امثال خودمان از آن استفاده می‌کنیم.

در واقع در برخی موارد علیرغم علاقمندی و توانایی‌مان در بکار بردن زبانهایی غیر از انگلیسی، به این زبان رضایت دادیم، صرفاً بخاطر خبررسانانی که می‌خواستند با این زبان با ما حرف بزنند.

ما درک می‌کردیم که این گستاخانه است که از کسی بخواهیم ـ دعوت یا تقاضا کنیم ـ که با ما به زبانی غیر از انگلیسی حرف بزند. خصوصاً پس از آن که آنان خودشان آن زبان را انتخاب کردند.

بی‌شک این نوعی قضاوت ما نسبت به کسی قلمداد می‌شد که فاقد توانایی علمی ـ آموزشی و زبان انگلیسی است. در حقیقت برخی خبررسانان از نسل با سن و سال‌تر، در عین ناتوانی‌شان در زبان انگلیسی، به ما امید می‌دادند و می‌خواستند که آنها را ببخشیم و تحسین کنیم.

در مراجعه به نکته مهم این بخش، من باید خلاصه برخی از مراحل مهم‌تر را برای حصول اطمینان از کاربرد بهینه ضبط نوارها در شرایطی که به سرعت مشغول انباشتن آن در صحنه بودیم، نشان دهم.

من یکبار دیگر باید تکرار کنم که روایت مصاحبه یک رکن عظیم و برای مدتهای مدید کانون توجه روند تحلیل‌گرایانه است و این دو بُعد اصلی دارد.

هر مصاحبه به صورت موجودی یگانه مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ و هر روایت و توضیح وابسته‌ای تا حد ممکن به شکل صدابه‌صدا ـ قیل و قال رونویسی می‌شود. این رونوشت‌برداری نه فقط لغت به لغت ـ کلمه به کلمه، بلکه شنیده‌های مربوط به مکث ـ درنگ‌های کوتاه و بین بیان نیز می‌شود. برای عمل شدن ارجاع متقابل [به صفحه دیگر برای اطلاعات بیشتر] و اطمینان خاطر از آن، فرم و قالب رونوشت‌برداری استاندارد شده است.

هر مصاحبه در صفحات اندازه 4.آ با مقدار 3 اینچ حاشیه در 1 تا 27 سطر رونویس شده است.

به هر مصاحبه دو كُد که شناسایی کننده قائم به فــرد، مــکان و موقعیت بخصوص شبکه خانواده، اختصاص داده شده است.

نوشته: نیرمایا. پوراشاتام- ترجمه: مهدی فهیمی


روزنامه اطلاعات، سه شنبه 17 فروردین 1389- شماره 24717
 
تعداد بازدید: 4280



http://oral-history.ir/?page=post&id=1286