تاریخ شفاهی در جنوب شرق‌آسیا 31


فرآیند روایت در مصاحبه

استنساخی که ما خودمان صورت دادیم در پی مدافه‌ای است که پیش از این راجع به اسناد و اطلاعات داشتیم. و این امر با مطالعه کلی متن دستنوشته شروع شد. متعاقباً متن خوانده شد و خوانده شد تا چندین مرتبه، آنقدر که فکر می‌کردیم لازم است.

در این زمان ما فقط روی خود متن و این که آن به ما چه می‌گوید تأکید کردیم. برخی از دغدغه‌های خاطر ما مربوط به شنیدن متوالی عناوینی بود که به نحوی از حرفهای ما راجع به شرح حال و ترتیب آن نشأت گرفته بود.

بعد از تحقق بخشیدن به وظایف فوق‌الذکر، نشان داده شده که هر مورد، با قبول یک تحلیل مقدماتی دوباره به تنهایی دارای یک داستان منحصربه فرد می‌شوند. آن‌چه که باید در این مرحله از کار ما متمایز از متن بشود این است که حالا ما برای تجدید سازمان داده‌ها همراه با پرسش‌هایی که خودمان وقتی در صحنه بودیم انکار می‌کردیم، آمادگی داریم.

به این ترتیب، هر روایت شخصی، با ارجاع به چهار پرسش کلیدی محتوایی، موضوع بندی و سازماندهی شده است:

1) چه نکات عمده ـ و مهمی در روایت از پیشینة زندگی راوی و تجربیات او وجود دارند؟ 2) تصور راوی از شرح و بسط خودش راجع به روایت چیست و چگونه می‌توان این نگرش را در اوضاع و احوال سنگاپور و مردم سنگاپور مورد بازشناسی قرار داد؟ 3) هسته اصلی افکار راوی راجع به زندگی معمولی که گزارش او در آن جای گرفته چیست و چه نسبتی با داوری شخصی آنان در مورد زندگی‌شان دارد و یا انتظار می‌رود داشته باشد و یا این که راز زندگی او را به این ترتیب برملا کند؟

4) خط سیر روایت چیست؟ این پرسش به گاه شماری برمی‌گردد که گزارش را بازیافت می‌کند، بعلاوه به فراز و فرود زندگی، چنان که راوی تجربه کرده است. ضروری است که این خط سیر تماماً نوشته و ترسیم شود؛ به مثابه یک نمودار و اندامی که بیوگرافی را نشان می‌دهد؛ چنان‌که راه عبورش را بتوان فهرست‌وار در روایت سراغ گرفت.

وانگهی، این نمودار با اطلاعات جداگانة نشأت گرفته از مصاحبه‌های مربوط به سایر اعضاء خانواده، تکمیل می‌شود.

رخدادهای تاریخی بزرگتر [و شاخص] بطور منفرد توضیح داده نشده اما آن بخش از آن که در روشن کردن زندگی راویان می‌تواند مفید واقع شود، مورد توجه قرار می‌گیرند. هر چند اطلاعاتی که خارج از متن تولید شده آشکارا متفاوت از آن چیزی است که در ارتباط با روایت فردی دارای محل معيّن است.

باید توضیح داده شود که تمامی این اقدامات در رابطه با متن روایت انفرادی است؛ که هر روایت متضمن حداقل دو تا سه هفته کار است. و این وقت، شامل کار روی اطلاعاتی را که پس از آن بدنبال می‌آیند نمی‌شود.

در جمع‌آوری بیوگرافی ـ شرح حال‌ها ما بعضی را از حیث تأثر عظیم‌تر از سایرین یافتیم؛ و این فوق‌العاده با ارزش است. اطلاعات، در این روش، تجزیه و تحلیل نسبتاً متفاوتی را دامن می‌زنند. وظیفه دشوار ما نسبت به هر متن واحد، اطمینان خاطر از کسب شناخت متن به تنهایی، به دقیق‌ترین روش ممکن، بوسیله تیم تحقیقی بود که بر این کار گماشته بودیم؛ دست یافتن به مجموعه متنوع دیدگاه?ها؛ این شناخت که در برگیرنده نموداری از خط سیر زندگی است و ما برای هر روایت طراحی کردیم، فراهم‌کننده موجبات ضروری تحلیل مقایسه‌ای است که محل توجه ما با دیدگاهی درون محور در روایات شخصی، از جمله کمک به ارتباط بین‌الاذهانی یا سهیم شدن در چشم‌اندازهای آنان بوده‌ است.

پرسش‌هایی را که ما در متریال و همچنین در صحبت کردن قرار دادیم، جهت گیریشان به سمت فهم خاصی بود که حالا بوسیله یک عضو جامعه در بند شده است.

برخی پرسش‌های اغلب مهم عبارت بودند از: چه شکل‌هایی از مشارکت وجود داشتند یا نداشتند. چه اشخاصی با آنان همراهی می‌کردند و به عبارت دیگر با آنها شریک می‌شدند؟ و چه کسانی از آنان متمایز بودند؟

در سناریوی سهیم شدن/ بودن، ما متن‌های زندگی‌نامه‌ای را از حیث زیست‌شناسی با ملاحظه برخی جنبه‌ها، بین اعضای یک خانواده، بین گروه‌ها، فرقه‌ها و با در نظر داشتن جنسیت‌ها با هم مقایسه کردیم.

اغلب درون مایه‌هایی که ما بطور عملی شاهد ظهور آن بودیم این بود که زندگی چگونه بر سه صحنه اساسی دفعتاً، بوسیله رویدادهای انتقالی موقت و مشخص، که فرد پیش از ورود به متن و خارج از صحنه با خود می‌آورد،‌ تکه تکه شده است.

توجه ما به جزئیات، در محدودة این صحنه‌ها تقویت شده است. به همراه افکار طبیعی زندگی مردانه و زنانه، ما به اهمیت بُعد جنسیت پی می‌بریم. وقتی این مسایل هنوز برای بررسی موشکافانه موضوعیت پیدا نکرده بودند، ما به اهمیت مشکلات زندگی روزانه و راه‌حل‌های متنوع آن که در اختیار نبود پی بردیم. در این مسیر داستان مشارکت گزارش جالبی فرا چنگ آمد که نشان می‌داد چطور سه نسل مختلف از مردان و زنان سنگاپوری و هندی مناسبات زندگی روزانه خودشان را می‌سازند.

به طور کلی در این جا یک سابقه روشنی از ارتباط منطقی و غیرمنطقی پیوندها بین جنسیت وجود دارد که پیوندهای خصوصی خانوادگی مانع بروز آن می‌شود. توضیح این که هر سه تا نسلی که روایت زندگی‌شان را برای ما گفته‌اند، آشکارا ازدواج را به عنوان یک رخداد طبیعی اجتناب ‌ناپذیر پذیرفته‌اند.

این پذیرفتن طبیعی و بی‌چون و چرا و اذعان به تداوم، قبولی و انتظار ازدواج، در تضاد با اختلاف فاحش چگونگی انتخاب همسر است.

نسل قدیمتر (مسن‌تر) پذیرفته‌اند که فقط یک شیوه ازدواج موجّه (قانونی) است و آن بطور کلی ازدواجی است که یکی از پدر و مادر آن را ترتیب داده باشند. نسل میانه اما چنان برنامه‌ای را برای خود تعریف می‌کند که به یکی از طُرق آنان را از پیشامدهای طبیعی که برایشان اتفاق می‌افتد، ایمنی بخشد. راههای دیگر شامل ازدواج‌های از سر دلبستگی است که معمولاً بوسیله کسانی که والدین‌شان نتوانسته‌اند وظیفه‌شان را نسبت به فرزندانشان به درستی ادا کنند، بنا می‌شود. ازدواج‌های از روی عشق بخصوص، آن‌جایی صورت می‌بندد که انتخاب‌ها درست اعمال شده باشند و انتخاب‌های غلط از سر بی‌مبالاتی پدید می‌آیند. با این احتساب، جستجوی نسل جوان‌تر، برای همسر مناسب، مدبرانه و با آگاهی بیشتر است. ازدواج از سر عشق، فقط یکی از راههای طبیعی نشان دادن بلوغ واقعی است.

باید توضیح داده شود که سهم سناریو ـ طرح و نقشه در تجزیه و تحلیل مقایسه‌ای به اختلاف فاحش متن‌های بیوگرافیکال روایت شخصی که یکی معمولاً در مقابل دیگری است، محدود می‌شود. هر چند راه های قابل استفاده دیگری در تولید روایت هستند که آن را بیشتر اعتلا می‌بخشند و بر ارزش روایت در مصاحبه تأکید دارند.

شیوه خاص دیگری از مقایسه، نسبت به انواع دیگر شواهد تاریخی هست که متضمن هماهنگی در متن شرح حال ـ داستان زندگی است. به این ترتیب در مطالعه زبان مذاکره زندگی روزانه مردم سنگاپور، ارزش عناصر روایت می‌تواند بوسیله وارسی جزیی اسناد تاریخی مرتبط با تاریخ زبان سنگاپور، علو درجه پیدا کند.

نظیر گزارش نشست قانونی کمیته حزب سنگاپور در گردهمایی آموزش و پرورش 1956 چین و سخنرانی وزارتی مرتبط با موضوعات زبان و فرهنگ که اتفاقاً تاریخ‌اش به سال 1955 برمی‌گردد. از این طریق شناخت بسیار زیادی امکان‌پذیر است. از قبیل: یکی کردن لغت و زبان مورد استفاده در خانه و روابط مهم سیاسی، با اعمال محدودیت بوسیله نخبگان ملی و اجرای طرح و برنامه‌های آنان.

نتیجه‌گیری

آشکار شدن طرز شکل‌گیری ظاهری زندگی متعارف مردان، زنان و کودکان، قابل پیش‌بینی است.

این جا چیز زیادی از سابقه وجود ندارد؛ لااقل چنین به نظر می‌رسد. اما هنوز این معمولی ـ متعارف بودن، وسوسه کننده است. حتی در مورد اشخاصی که به زندگی‌شان خاتمه داده‌اند؛ به نحوی که هنوز اندکی از ماحصلی ارزشمند در آن چه ضبط شده دیده می‌شود. نامه‌ها، یادداشت‌های روزانه، عکس‌ها، نگاره‌ها، قوطی‌های پر از ریگ[؟]، رُزهای خشک، کارت‌پستال‌های قدیمی و فقرات دیگری که معانی محرمانه بخود می‌گیرند.

محققان، بیرون از کشف کردن این صداهای آرام [خاموش] باید بدانند که پرسش‌ها تصادفی هستند. برای آن که بی‌حضور ما، پدربزرگان برای نوه‌ها شرح حال می‌گفتند. بچه‌ها راجع به عکس‌های عجیب و غریبی که پیدا می‌کردند، سؤال داشتند. و آنها مجموعه یادگاریهایشان را به دقت مورد بازبینی قرار می‌دادند.

هر چند برای اغلب مردم، زندگی پیش پا افتاده‌شان، فقط اهمیت ناچیزی در دنیای وسیع دارد. در حقیقت وقتی از آنان خواسته شود که شرح حال‌شان را بگویند، ـ چون برخی از خبررسانان که من شخصاً با آنها صحبت کرده‌ام ـ اغلب با اطمینان می‌گویند، چیز زیادی برای گفتن ندارند!

نوشتة: نیرمایا پوراشاتام/ترجمه: مهدی فهیمی


روزنامه اطلاعات، یکشنبه 22فروردین 1389- شماره 24721
 
تعداد بازدید: 4572



http://oral-history.ir/?page=post&id=1291