الگوهای کاربردی در زمینه شبیهسازی متون به قلمهای فاخر و صاحبسبک،
ذیل استفاده از ابزار هوش مصنوعی در ادبیات پایداریحسن بهشتیپور
19 بهمن 1404
مقدمه
فناوریهای نوین، بهویژه هوش مصنوعی مولد، در سالهای اخیر نهتنها حوزههای علمی و صنعتی، بلکه قلمروهای حساس فرهنگ، حافظه تاریخی و ادبیات را نیز دگرگون کردهاند. یکی از مهمترین این قلمروها، ادبیات پایداری است؛ ادبیاتی که روایتگر رنج، مقاومت و تجربههای زیسته انسانهایی است که در بستر جنگ، اسارت، سرکوب و بحرانهای جمعی زیستهاند[1] و در برابر دشمن به هر طریقی که می توانند مقاومت می کنند.
ادبیات پایداری صرفاً گزارش رویداد نیست؛ بلکه صورتبندی هنری تجربه تاریخی از تابآوری مردمی است که نمی خواهند سلطه بیگانه را بپذیرند و زیربار ظلم و ستم زندگی کنند. بسیاری از این تجربهها ابتدا در قالب روایتهای شفاهی، خاطرات خام، مصاحبهها و گفتارهای غیررسمی ثبت میشوند؛ روایتهایی که از نظر محتوایی غنی و ارزشمندند، اما غالباً فاقد ساختار ادبی منسجم و زبان پرداختشدهاند.[2]
پرسش محوری این مقاله از همینجا آغاز میشود:
آیا میتوان با کمک هوش مصنوعی، این روایتهای شفاهی و خام را در قالب قلمهای فاخر و صاحبسبک بازآفرینی کرد، بیآنکه اصالت تاریخی و تجربه زیسته راوی مخدوش شود؟
این مقاله در پی آن است که الگوهای کاربردی چنین رویکردی را تبیین کند؛ رویکردی که در آن هوش مصنوعی نه بهعنوان جایگزین راوی یا نویسنده، بلکه بهمثابه «دستیار سبکشناسی» و ابزار بازآفرینی ادبیِ کنترلشده به کار گرفته میشود. در ادامه، مبانی مفهومی، الگوهای فنی، نمونههای ادبی، چارچوبهای مشارکتی و اخلاقی، و مخاطرات این مسیر بررسی میشود.
۱. مبانی مفهومی و نظری
۱.۱. چرا شبیهسازی قلم؟
هدف از شبیهسازی قلم در ادبیات پایداری، تحریف محتوا یا جعل روایت تاریخی نیست، بلکه تقویت شکوه ادبی روایتهایی است که در فرآیند انتقال شفاهی، ناگزیر ساده، شکسته یا پراکنده شدهاند. در این رویکرد، محتوای تاریخی (زمان، مکان، کنشها، اشخاص) ثابت میماند و تنها فرم بیان ارتقا مییابد.
بهبیان دیگر، شبیهسازی قلم میکوشد فاصله میان «روایت خام» و «متن ادبی» را بدون دستبردن در واقعیت واقعه، با ابزارهای سبکانتقالی پر کند.
۱.۲. ادبیات پایداری در مرز تاریخ و ادبیات
ادبیات پایداری باید در مرز میان تاریخ و ادبیات فهم شود؛ جایی که واقعیت تاریخی با زبان و تخیل هنری پیوند میخورد. بسیاری از روایتهای شفاهی، اگرچه از نظر محتوایی قدرتمندند، فاقد انسجام روایی، تصویرپردازی دقیق و ریتم ادبی هستند. در این بستر، هوش مصنوعی در مقام «دستیار متخصص سبکشناسی» ظاهر میشود؛ ابزاری که میتواند در بازسازی فرم کمک کند، اما نباید صاحب روایت شود. این تلقی، هوش مصنوعی را از جایگاه «خالق» به جایگاه «ابزار» فرو مینشاند و نسبت آن را با مؤلف انسانی و راوی تاریخی روشنتر میکند.
۱.۳. خطر اصلی: متنهای زیبا، اما تهی از تجربه زیسته
خطر بنیادین در این حوزه، تولید متونی است که از نظر ادبی زیبا و فنی دقیقاند، اما از تجربه زیسته واقعی و اثرگذاری اخلاقی تهی شدهاند. در ادبیات پایداری، ما با ادبیسازیِ آزادِ تاریخ روبرو نیستیم بلکه با ثبت تاریخ در قالب ادبی مواجهایم.
بنابراین، در تصویرسازی و بیان حوادث، باید از افراط و تفریط هنری پرهیز کرد تا روایت تاریخی بهخاطر زیبایی سبک ادبی مخدوش نشود. هرگونه شبیهسازی قلم باید در چارچوب حساسیت تاریخی، اخلاقی و مسئولیت نسبت به رنج انسانی انجام گیرد.
۲. الگوهای فنی پیادهسازی شبیهسازی قلم
۲.۱. آموزش تخصصی مدل (Fine-tuning نویسندهمحور)
در این الگو، یک مدل زبانی عمومی (مانند GPT) بر مجموعهای محدود و تخصصی از آثار یک نویسنده صاحبسبک یا یک جریان ادبی خاص دوباره آموزش داده میشود تا ویژگیهای سبکی او را بیاموزد.[3](3) این آموزش تنها شامل واژگان نیست، بلکه دربرگیرنده موارد زیر است:
- الگوهای جملهبندی و سبک زبانی ویژه،
- استعارهها و تشبیهات مکرر و الگوهای تصویرسازی،
- ریتم و آهنگ نثر، نحوه فضاسازی و روایتگری،
- حتی نقطهگذاری و سکوتهای معنادار در متن.[4]
نمونه عملی: بازآفرینی خاطرات یک رزمنده در سبک رضا امیرخانی:
مدل بر آثار داستانی و روایی امیرخانی و در صورت امکان بر نقدهای ادبی درباره سبک او آموزش داده میشود. متن شفاهی ساده، پس از پیادهسازی دقیق، به مدل داده میشود. خروجی، روایتی است که محتوای تاریخی را حفظ میکند اما در قالب نثر روایی، اجتماعی و دراماتیکِ امیرخانی ارتقا یافته است.
نکته کلیدی: در طراحی این فرآیند، باید بهصورت صریح در دادههای آموزشی، دستورالعملها و نظارت انسانی تضمین شود که محتوای تاریخی (وقایع، توالی، نامها) غیرقابل تغییر است و تنها فرم بیان مجاز به تحول است.
۲.۲. انتقال سبک چندلایه (Multi-layered Style Transfer)
انتقال سبک متنی، در ادبیات هوش مصنوعی بهعنوان روشی برای تغییر انتخابهای زبانی و سبکی بدون دستکاری محتوای مستقل از سبک تعریف میشود. در رویکرد چندلایه، متن به این اجزا تفکیک میشود:
- لایه محتوای اصلی: حقایق، رویدادها و کنشها.
- لایه زبانی پایه: ساختار دستوری و جملهبندی خنثی.
- لایه سبک هدف: ویژگیهای سبکی نویسنده یا شاعر مرجع.
فرآیند عملی میتواند چنین باشد:
متن شفاهی اولیه دقیق و همراه با نشانههای لحن، مکث و تاکید پیادهسازی میشود.
مدل هوش مصنوعی، با بهرهگیری از تکنیکهای سبکانتقالی، هسته روایی را از پوسته زبانی جدا میکند. این هسته، در قالب سبکی جدید (مثلاً شعر حمید سبزواری، نثر بیهقیوار یا نثر اجتماعی جلال آل احمد) بازساخته میشود. صدای راوی، در سطح انتخاب برخی تعابیر کلیدی، زاویه دید و ترتیب وقایع، بهعنوان لایه زیرین حفظ میشود.
در این نوع استفاده از هوش مصنوعی چالش اصلی جلوگیری از غلبه اقتدار سبک بر محتوای تاریخی است. یعنی نباید سبک آنچنان مسلط شود که مخاطب، نویسنده مرجع را بیش از راوی تاریخی ببیند یا روایت را صرفاً «اثر ادبی» مستقل از واقعه تصور کند.
۳. الگوهای ادبی-هنری در بازآفرینی متون
۳.۱. الگوی بازآفرینی حماسی-تاریخی
بسیاری از روایتهای پایداری معاصر، اگر در قالبهای کلاسیک یا فاخر بازآفرینی شوند، ابعاد حماسی، نمادین و فراتاریخی آنها آشکارتر میشود.
نمونه: یک روایت شفاهی خام «صبح بود. باران میآمد. با دوستم احمد در سنگر بودیم. ناگهان گلولهای آمد و احمد افتاد.»
بازآفرینی به سبک تاریخنگاریای شبیه بیهقی:
«چون صبحگاهان، باران روز بهاری زمین را تر کرده بود، با یار دیرین، احمد نام، در حصار سنگر درآمده بودیم. ناگاه تیری از جنس مرگ، از جهتی نامعلوم درآمد و احمد را بر زمین زد، چنانکه گویی شاخهای جوان از درختی کهن بریدند.»
در این بازآفرینی: واقعه، شخصیتها و نتیجه تغییری نکردهاند. اما نحوه تصویرسازی، تشبیه و ریتم نثر، روایت را از سطح گزارش شخصی به سطح روایتی با ابعاد تراژیک و حماسی ارتقا میدهد.
۳.۲. الگوی تلفیق نثر شفاهی و ادبیات فاخر
در این الگو، اصالت لهجه و گفتار محلی حفظ میشود، اما با ساختار نحوی و واژگانیِ ادبیتر ترکیب میگردد. روایت شفاهی با گویشی محلی:
«اوایل جنگ بود، ما توی خیابون نشسته بودیم، یهو دیدیم هواپیماها اومدن...»
بازآفرینی با حفظ اصالت اما ارتقای ادبی:
«در آن روزهای آغازین جنگ، هنگامی که بر سنگفرش خیابان نشسته بودیم، ناگاه آهنگ غرش هواپیماها فضا را شکافت...» فنون بهکاررفته:
1.تبدیل گفتار عامیانه به نثر معیار، بدون حذف اصطلاحات و رنگوبوی محلی.
2. حفظ ریتم و لحن گفتار در ساختار جمله.
3.افزودن توصیفات حسی (سنگفرش، آهنگ غرش) بدون تغییر واقعیت واقعه.
4. این الگو، پلی میان زبان زیسته راوی و زبان ادبی مخاطبان گستردهتر میسازد.
۴. الگوهای مشارکتی و اخلاقی
۴.۱. الگوی «تصحیح سهلایه»
برای تضمین اصالت و اخلاقمداری، خروجی هوش مصنوعی باید از سه فیلتر عبور کند:
الف: فیلتر فنی-سبکی: بازبینی برای یافتن پاسخ دو سئوال زیر:
1. آیا سبک نویسنده هدف بهدرستی تقلید شده؟
2. آیا نشانهای از تقلید سطحی یا آشفتگی سبکی دیده میشود؟
ب: فیلتر محتوایی-تاریخی:
1. آیا حقایق تاریخی، توالی وقایع و هویتها تحریف نشدهاند؟
آیا چیزی حذف یا اضافه شده که معنای واقعه را دگرگون کند؟
پ: فیلتر اخلاقی-انسانی: بازبینی برای یافتن پاسخ دو سئوال زیر:
1. آیا حرمت راوی و رنج او حفظ شده است؟
2. آیا روایت، به کالای سرگرمکننده یا مصرف سریع تقلیل نیافته است؟[5]
تشریح فرآیند عملی ارزیابی متن نهایی:
1. هوش مصنوعی نسخه اولیه را تولید میکند.
2. متخصص سبکشناسی آن را از نظر ادبی و سبکی بررسی میکند.
3. تاریخدان، دقت تاریخی و نسبت متن با منابع را تأیید میکند.
4. در صورت امکان، خود راوی یا خانواده او متن نهایی را دیده و تأیید یا نقد خود را بیان میکنند.
۴.۲. الگوی «نوشتن با قلمهای چندگانه»
در این الگو، یک واقعه واحد در چند سبک مختلف روایت میشود تا چندوجهی بودن حقیقت و امکان تفاسیر متکثر نشان داده شود.
مثال: واقعه شهادت یک رزمنده در جبهه:
نسخه به سبک جلال آل احمد: با رویکرد اجتماعی-انتقادی تند.
نسخه به سبک سیمین دانشور: با تمرکز بر جنبههای انسانی، عاطفی و روابط خانوادگی.
نسخه به سبک خود راوی: به صورت خام و حداقلی ویرایششده.
فایده: نشان دادن اینکه سبک، بر زاویه دید و تفسیر اثر میگذارد.
پرهیز از تحمیل یک قرائت واحد و تثبیت یک «قرائت رسمی» بر تجربههای متکثر.
۵. ملاحظات حیاتی و خطرات
۵.۱. خطر «زیباییسازی فاجعه»
وقتی رنج، خشونت و مرگ با زبانی بیش از حد شاعرانه یا رمانتیک توصیف شود، این خطر وجود دارد که واقعیت خشونت نرمسازی شده و مخاطب بهجای مواجهه اخلاقی، محو زیبایی فرم گردد.
پیشنهاد عملی: در طراحی دستورالعملها برای مدل هوش مصنوعی، تأکید کنید سطحی از زمختی، سکوت، لکنت و شکست زبان راوی آگاهانه حفظ شود. همچنین تضاد میان زیبایی فرم و زشتی محتوا از بین نرود، بلکه برجسته شود تا شوک اخلاقی و تاریخی روایت باقی بماند.
۵.۲. خطر «تحریف ناخواسته از طریق سبک»
سبک هر نویسنده با جهانبینی و ایدئولوژی خاصی گره خورده است. استفاده از سبک جلال آل احمد، سیمین دانشور یا هر نویسنده دیگری، میتواند بدون تغییر صریح محتوای عینی، تفسیر سیاسی، اجتماعی یا اخلاقی خاصی را بر متن تحمیل کند.[6]
راهحلها: برای وقایع بسیار حساس، از سبکهای خنثیتر یا نزدیکتر به زبان خود راوی استفاده شود.
در متنی که با سبک خاصی بازآفرینی شده، توضیح مقدماتی افزوده شود: مانند «این روایت از دریچه سبک روایی فلان نویسنده بازسازی شده است.» علاوه بر این امکان مقایسه نسخه بازآفرینیشده با نسخه خام برای مخاطب فراهم شود.
۵.۳. مسئله «مالکیت دوگانه» مؤلف
متن نهایی، هم بر پایه خاطرات و تجربه زیسته راوی بنا شده و هم نتیجه مداخله هوش مصنوعی و سبک نویسنده مرجع است. این وضعیت، الگوی کلاسیک مؤلف واحد را به چالش میکشد و نوعی مالکیت چندگانه ایجاد میکند.[7]
پیشنهاد برای شفافیت: در مقدمه کتاب، پلتفرم یا پایگاه داده، با وضوح ذکر شود:
«این روایت بر اساس خاطرات [نام راوی]، با الهام از سبک روایی [نام نویسنده] و با کمک ابزارهای هوش مصنوعی بازآفرینی شده است.»
به این ترتیب نقش هوش مصنوعی، تیم انسانی و راوی، از نظر حقوقی و اخلاقی تفکیک و مستند میشود.
۶. نمونه یک پروژه عملی فرضی
۶.۱. طرح پروژه
نام پروژه: «حرفهای نگفته؛ خاطرات جنگ به قلم بزرگانی که نبودند»
هدف: تبدیل ۱۰۰ ساعت مصاحبه شفاهی با رزمندگان و خانوادهها به ۱۰۰ قطعه ادبی در سبک ۱۰ نویسنده برجسته ایرانی، با رعایت کامل اصالت محتوا و حساسیت اخلاقی.
۶.۲. مراحل اجرا
۱. انتخاب نویسندگان الگو:
برای مثال: جلال آل احمد (نثر اجتماعی-انتقادی)، سیمین دانشور (نثر عاطفی-روانشناختی)، رضا امیرخانی (نثر روایی معاصر)، هدایتالله بهبودی (نثر تاریخنگارانه مستند) و دیگران.
آموزش مدلها: برای هر نویسنده، یک مدل هوش مصنوعی با پیکربندی مجزا آموزش داده میشود.
مدلهای هوش مصنوعی نه فقط روی آثار، بلکه در صورت امکان روی نقدهای ادبی و تحلیلهای سبکشناختی آنها نیز آموزش میبینند.
فرآیند تولید: هر خاطره ابتدا به صورت ساده و امانتدارانه پیادهسازی میشود.
سپس متن به مدل مربوطه داده میشود تا نسخه سبکشده را تولید کند.
خروجی توسط یک تیم سهنفره (ادیب، تاریخدان، روانشناس/اخلاقپژوه) بررسی و اصلاح میشود.
در صورت امکان، نسخه نهایی برای راوی اصلی یا خانواده او خوانده میشود و نظر آنها ثبت میگردد.
خروجیها: یک کتاب چاپی با طراحی هنری، یک سایت تعاملی که کاربر میتواند یک واقعه را در سبکهای مختلف ببیند. یک سکوی دیجیتال صوتی با گویندگی حرفهای و امکان مقایسه نسخه خام و نسخه بازآفرینیشده.
۷. پرسشهای نهایی و افق نظری
این بحث در نهایت به چند پرسش بنیادی میرسد که فراتر از یک پروژه واحد است:
1. آیا «سبک» واقعاً قابل جداسازی از «محتوا» است، یا هر سبکی ناگزیر تفسیر خاص خود را بر متن تحمیل میکند؟[8]
2. مرز میان «بازآفرینی» و «جعل ادبی» کجاست؟
3. اگر هوش مصنوعی متنی تولید کند که حتی متخصصان نتوانند آن را از متن اصلی نویسنده تشخیص دهند، این امر نشانی از کامیابی هنری است یا مصداقی از تقلب و اخلال در اعتماد ادبی؟
4. آیا رنج انسان به «زیباسازی ادبی» نیاز دارد، یا باید در زمختی و بیپیرایگی خود باقی بماند تا اصالتش حفظ شود؟
پاسخ پیشنهادی این مقاله آن است که بهترین استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه، نه جایگزینی صداهای اصیل، بلکه ایجاد پلهای ارتباطی میان نسلها و فرهنگهاست. تبدیل یک خاطره شفاهی ساده به متنی فاخر میتواند جوان امروز را که با زبان خاصی ارتباط بهتری برقرار میکند، به تجربههای نسل گذشته نزدیکتر کند؛ به شرط آنکه صدای راوی خاموش نشود و تاریخ به زیباییشناسی صرف تقلیل نیابد.
سخن پایانی:
همه این فناوریها باید در خدمت یک هدف اصلی باشند؛ گوشدادن به صداهای خاموششده و انتقال درست، شریف و باشکوه آنها به آینده. هر فناوری که این هدف را مخدوش کند، هرچقدر هم پیشرفته باشد، شایسته استفاده در این حوزه حساس نیست.
منابع :
- Transforming Text: The Future of Style Transfer
https://scisimple.com/en/articles/2025-07-08-transforming-text-the-future-of-style-transfer--a3lmyge - Fine-Tuning LLMs: A Guide With Examples
https://www.datacamp.com/tutorial/fine-tuning-large-language-models - [Literature Review] A Survey of Text Style Transfer: Applications and Ethical Implications (مرور ثانویه اختیاری)
https://www.themoonlight.io/en/review/a-survey-of-text-style-transfer-applications-and-ethical-implications - Artworks Without an Author: Reflections on AI-Generated Art
https://observatory.tec.mx/edu-news/ai-generated-art/
[1] A Survey of Text Style Transfer: Applications and Ethical Implications
[2] Deep Learning for Text Style Transfer: A Survey
https://direct.mit.edu/coli/article/48/1/155/108845/Deep-Learning-for-Text-Style-Transfer-A-Survey
[3] Author-Specific Fine-Tuning
https://www.emergentmind.com/topics/author-specific-fine-tuning
[4] AUTHOR-SPECIFIC PREFIX-TUNING FOR PERSONALIZATION OF LARGE LANGUAGE MODELS
https://www.tdcommons.org/cgi/viewcontent.cgi?article=7333&context=dpubs_series
[5] Generative AI: Opportunities, Risks, and Responsibilities …
[6] Generative AI in Art and Literature Creation: Ethical and …
https://fupress.org/journal/HTI/index.php/journal/article/view/74
[7] AI Best Practices for Authors
https://authorsguild.org/resource/ai-best-practices-for-authors/
[8] AI as translator: Help or hindrance?
تعداد بازدید: 32
http://oral-history.ir/?page=post&id=13056
