آسیب‌شناسی آموزش تاریخ شفاهی در ایران

ابوالفضل حسن‌آبادی

26 بهمن 1404


مقدمه

هرچند از شروع تاریخ شفاهی در ایران بیش از چهار دهه می‌گذرد و گسترش آن مرهون حوزه انقلاب و جنگ بوده است، اما مطرح‌شدن نام «تاریخ شفاهی» در محافل علمی و دانشگاهی به دو دهه قبل بازمی‌گردد؛ زمانی که با همکاری دانشگاه اصفهان و مراکز تاریخ شفاهی مانند سازمان اسناد و کتابخانه ملی، حوزه هنری، کتابخانه و مرکز اسناد مجلس، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر و آستان قدس رضوی، سنگ‌بنای همایش‌ها و نشست‌های تاریخ شفاهی گذاشته شد و با تلاش برخی علاقه‌مندان و متخصصان تاریخ شفاهی، انجمن تاریخ شفاهی ایران شکل گرفت. از آن زمان، تاریخ شفاهی به‌عنوان یکی از منظم‌ترین حوزه‌های موضوعی در تاریخ مطرح شد و تاکنون بیش از ۱۴ همایش درباره آن برگزار شده است.

بررسی سوابق پژوهش نشان می‌دهد که در دو دهه اخیر به موضوع آموزش در تاریخ شفاهی توجه شده است. آثار نگارش‌یافته را می‌توان در سه مبحث کلی آموزش انجام تاریخ شفاهی و یا استفاده از تاریخ شفاهی برای امر آموزش دسته‌بندی کرد. کتاب‌هایی مانند تاریخ شفاهی در ایران (حسن‌آبادی، ۱۳۸۵)، ترجمه کتاب راهنمای انجام تاریخ شفاهی (مهاجر، ۱۳۹۲) و ثبت و ضبط تاریخ شفاهی (رالی یو، ۱۴۰۲) به نحوه انجام آموزش تاریخ شفاهی توجه داشته‌اند. آثار دیگر از جمله استفاده از کتاب کوچک تاریخ شفاهی برای امر آموزش (نویدی‌نژاد، لالوی، ۱۳۹۶)، نقش تاریخ شفاهی در آموزش تاریخ (بخشی، ۱۳۹۹) و تاریخ شفاهی به‌مثابه ابزاری نو در آموزش تاریخ (بخشی استاد، ۱۳۹۲) نیز در این حوزه قابل‌ذکر هستند.

بحث سوم به نحوه آموزش در تاریخ شفاهی اختصاص دارد. مهم‌ترین اقدام در این زمینه، برگزاری هشتمین نشست تاریخ شفاهی در اصفهان در سال ۱۳۹۲ با عنوان «بررسی جایگاه آموزش تاریخ شفاهی در ایران» بود. برخی از این سخنرانی‌ها به‌طور مستقیم به ماهیت آموزش در تاریخ شفاهی پرداختند؛ از جمله علیرضا کمری با سخنرانی درباره آموزش تاریخ شفاهی (شیوه‌ها، مکان، درس‌نامه، کتابچه‌های راهنما و رسیدن به شیوه آزمون در کارگاه‌ها و کلاس‌ها) (کمری، ۱۳۹۲)، مهدی ابوالحسنی با عنوان «تاریخ شفاهی و آموزش‌های علمی‌ـ‌کاربردی» (ابوالحسنی، ۱۳۹۲)، «کاربرد روش پدیدارنگاری در آموزش تاریخ شفاهی» (فائزه توکلی، ۱۳۹۲)، مرتضی نورایی با عنوان «تاریخ شفاهی، افق‌ها و انتظارات» و بحث آموزش رسمی تاریخ شفاهی در دانشگاه‌ها و انتظارات آن (نورایی، ۱۳۹۲) و نیز «میزان اهمیت کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی در آموزش تاریخ شفاهی در ایران» به قلم ابوالفضل حسن‌آبادی (کریمی، ۱۳۹۲).

علی‌رغم این‌که مبحث این همایش آموزش در تاریخ شفاهی بود، بیشتر سخنرانی‌ها ارتباط اندکی با مبحث آموزش داشتند که این امر، پس از گذشت ۱۲ سال از برگزاری همایش، ضرورت توجه مجدد به این موضوع را نشان می‌دهد. برخی مطالب، سخنرانی‌ها و گفت‌وگوها نیز به‌صورت پراکنده به موضوع آموزش تاریخ شفاهی پرداخته‌اند. عبدالله‌زاده در مطلبی با عنوان «مروری بر آموزش تاریخ شفاهی»، با پرداختن به اهمیت آموزش تاریخ شفاهی، مرور مختصری بر برگزاری آموزش‌های تاریخ شفاهی و تأثیرگذاری آن‌ها و معیارهای آموزش خوب در تاریخ شفاهی ارائه می‌دهد (عبدالله‌زاده، 2017).

دشتبان در مطلب «آموزش تاریخ شفاهی نباید متکی به فرد باشد»، در مصاحبه با ططری، به بحث آموزش تاریخ شفاهی و مؤلفه‌های مهم آن در دو دهه اخیر پرداخته و نقاط ضعف و قوت را بررسی کرده است (دشتبان، ۱۴۰۳). همچنین در مصاحبه دیگری با حسن‌آبادی با عنوان «آموزش در تاریخ شفاهی، نیازمند مباحث عمیق است»، انواع برگزاری دوره‌ها و کارگاه‌های آموزش تاریخ شفاهی و استانداردهای آن‌ها مورد بررسی قرار گرفته است (دشتبان، ۱۴۰۳).

در این مقاله، به بررسی انواع دوره‌های تاریخ شفاهی پرداخته می‌شود و تلاش شده است از ورای آن، برخی پیشنهادهای کاربردی برای بهبود وضعیت آموزش تاریخ شفاهی در ایران ارائه شود.

آموزش تاریخ شفاهی در ایران

نگاهی به شکل‌گیری و گسترش تاریخ شفاهی در چند دهه اخیر در ایران نشان می‌دهد که این حوزه از تاریخ شفاهی حکومتی و نهادی به سوی مردمی‌شدن و حضور در سطح جامعه حرکت کرده است. این امر هرچند با ماهیت و مفهوم انجام تاریخ شفاهی همسو است، اما این نگرانی را نیز ایجاد کرده که نام تاریخ شفاهی به یک برند تجاری تبدیل شود و نوعی ولنگاری در آن پدید آید. در این میان، همواره یکی از دغدغه‌های نیروهای باتجربه تاریخ شفاهی، نحوه آموزش علاقه‌مندان به این حوزه بوده است.

آیا سادگی انجام تاریخ شفاهی و عمومی‌شدن ابزارهای آن در سال‌های اخیر می‌تواند محملی برای حضور همگان باشد؟ تا چه اندازه در تاریخ شفاهی به آموزش نیاز است؟ چه مراکزی صلاحیت برگزاری کارگاه‌های تاریخ شفاهی را دارند؟ آیا استانداردهای خاصی برای این کار تدوین شده است؟ آیا برای آموزش، سطح‌بندی و دوره‌بندی در شکل و نوع برگزاری انجام شده است؟ چگونه می‌توان برای آموزش صحیح و مدون در تاریخ شفاهی برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری کرد؟ مسیر آموزش تاریخ شفاهی در ایران تا چه اندازه با مسیرهای طی‌شده در جهان همراهی و مطابقت دارد؟ متولی آموزش تاریخ شفاهی در ایران کیست؟ چگونه می‌توان آموزش تاریخ شفاهی را از سطح کارگاه‌های پراکنده به یک رشته دانشگاهی رسمی، میان‌رشته‌ای و فناورانه ارتقا داد و هم‌زمان ارتباط مردمی و اجتماعی آن را حفظ کرد؟

این پرسش‌ها و ده‌ها مسئله دیگر در سال‌های اخیر در حوزه آموزش تاریخ شفاهی ایران مطرح شده‌اند. مرور مختصری بر کارگاه‌ها و دوره‌های برگزارشده تاریخ شفاهی، شاخصه‌های زیر را نشان می‌دهد:

  • کارگاه‌های مقدماتی و کوتاه‌مدت بیش از سایر دوره‌ها مورد توجه بوده‌اند.
  • نبود دوره‌های آموزشی حمایتی برای تربیت نیروهای کارآمد و توانمندسازی نیروهای تازه‌کار در قالب کارگاه‌های مدت‌دار یک‌ماهه تا سه‌ماهه، در غیاب مراکز سیاست‌گذار تاریخ شفاهی.
  • محتوای اغلب کارگاه‌ها در حد مطالب مقدماتی و توانمندسازی شرکت‌کنندگان برای انجام مصاحبه باقی مانده است.
  • تمرکز موضوعی بر تاریخ‌های دشوار و حساس مانند انقلاب اسلامی، جنگ ایران و عراق و تحولات اجتماعی.
  • غلبه روش‌های سنتی آموزش (حضوری و کارگاه‌های کوتاه‌مدت) و استفاده اندک از فناوری‌های دیجیتال و رویکردهای میان‌رشته‌ای.
  • کمبود دستورالعمل‌های اخلاقی و آموزشی مدون و مورد پذیرش در سطح ملی و بین‌المللی.
  • عدم تنوع در مراکز ارائه‌دهنده آموزش‌های تاریخ شفاهی و غلبه مراکز غیررسمی بدون ارائه مدرک معتبر.
  • نبود نگاه ملی در آموزش تاریخ شفاهی و فقدان تصویر هدفمند از این حوزه در کشور.
  • نبود برنامه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در آموزش تاریخ شفاهی، با وجود جایگاه ایران در خاورمیانه و آسیای مرکزی.
  • نبود دوره‌های آموزشی برای توانمندسازی تاریخ شفاهی‌کاران و ایجاد بستر مناسب برای هم‌افزایی تجربه‌ها.
  • نبود ساختار آموزشی مشخص برای کارگاه‌ها و دوره‌های تاریخ شفاهی.
  • غلبه آموزش‌های غیررسمی بر آموزش‌های رسمی و بی‌توجهی به خروجی کارگاه‌ها.
  • کمبود آموزش‌های رسمی دانشگاهی هدفمند با تأکید بر توانمندسازی تدریجی تاریخ شفاهی‌کاران.

نتیجه‌گیری

بررسی وضعیت آموزش تاریخ شفاهی در ایران نشان می‌دهد که این حوزه، نسبت به بسیاری از کشورها، به‌ویژه در آسیا، از موقعیت مناسبی برخوردار است. این وضعیت مرهون فعالیت مراکز تاریخ شفاهی، سازمان‌های مردم‌نهاد و انتشار کتاب‌های متعدد در این زمینه است. در این میان، نقش هفته‌نامه تاریخ شفاهی به‌عنوان نشریه‌ای ترویجی در اطلاع‌رسانی فعالیت‌ها و انتشار مطالب علمی، برجسته است. به نظر می‌رسد آموزش تاریخ شفاهی به مرحله‌ای رسیده که باید با حفظ و تقویت فعالیت‌های پیشین، گام‌های جدی‌تری برای برگزاری آموزش‌های رسمی هدفمند و دوره‌های تخصصی در راستای توانمندسازی تاریخ شفاهی‌کاران و ارتقای سطح فکری آنان برداشته شود. در این مسیر، نقش حمایتی دانشگاه‌ها، مراکز آرشیوی و مؤسسات تحقیقاتی دولتی اهمیت ویژه‌ای دارد.

 

ارجاعات:

- مری‌کی کوینلن، باربارادبلیو (1392) راهنمای تاریخ شفاهی، مترجم: رضا مهاجر، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران

- بخشی استاد، موسی‌الرضا، شادجو، مرضیه (1402) تاریخ شفاهی، به مثابه ابزاری نو در آموزش تاریخ، چهارمین همایش ملی آموزش تاریخ.

https://civilica.com/doc/2033448

- بخشی، مهدی، نقش تاریخ شفاهی در آموزش تاریخ، رشد آموزش تاریخ، شماره 1، پائیز 1399.

- کریمی، محمد (1392) گزارش تفصیلی هشتمین نشست تخصصی تاریخ شفاهی، دانشگاه اصفهان، هفته‌نامه تاریخ شفاهی.

https://www.oral-history.ir/?page=post&id=3683

- دشتبان، اکرم، آموزش در تاریخ شفاهی، نیازمندِ مباحث عمیق است، مصاحبه با دکتر ابوالفضل حسن‌آبادی، هفته‌نامه تاریخ شفاهی،30 مهر1403.

https://www.oral-history.ir/?page=post&id=12155

- دشتبان، اکرم، آموزش تاریخ‌ شفاهی نباید متکی به فرد باشد، مصاحبه با دکتر علی ططری، هفته‌نامه تاریخ شفاهی، 5 آذر1403.

 https://www.oral-history.ir/?page=post&id=12228

- عبدالله‌زاده، محمدمهدی ، نگاهی به آموزش تاریخ شفاهی، سایت تاریخ شفاهی، 17 خرداد 1396.

https://oral-history.ir/?page=post&id=7090



 
تعداد بازدید: 20



http://oral-history.ir/?page=post&id=13069