عبور از آخرین خاکریز - 6
دکتر احمد عبدالرحمن
23 اسفند 1404
جنون تبلیغاتی شروع شده بود. رسانههای تبلیغاتی حزب بعث این روزها بانگ نژادپرستی سر داده و به مردم عراق هشدار میدادند که: طوفان تهاجم از جانب شرق به سمت عراق و امت عربی در حال وزیدن است، «نژادپرستان ایرانی» هزاران سال است که چشم طمع به سرزمینهای «امت عربی» دوختهاند و طرفداران خمینی راه و رسم هخامنشیها را دنبال میکنند که متجاوز از دو هزار سال قبل قسمتهایی از عراق را به اشغال خود در آوردند!
مساله عجیب به نظر میرسید! گویی که ایرانیها 1979 سال بعد از میلاد مسیح(ع) در مناطق شرق «امت عرب» منزل گزیدند! انسان گاهی از خود میپرسد چرا حملات تبلیغاتی علیه ایران زمان شاه، در اوایل دهه هفتاد اینگونه آب و رنگ نداشت!؟ پاسخ بیشک ساده و روشن است.
بعد از ترور نافرجام طارق عزیز، کوچ اجباری شهروندان عراقی توسط بعثیهای نژادپرست ـ که از زمان به دست گرفتن قدرت بارها به این سیاست غیرانسانی متوسل شده بودند ـ آغاز گردید. تصمیم این بود که هر شهروند عراقی که در رگهایش «خون ایرانی» جریان دارد بایستی خانه و کاشانه خود را ترک گوید. این اقدام زشت نژادپرستی که در عصر کنونی کمتر شاهد و ناظر آن میباشیم در مقابل چشم و گوش هیئتها و سازمانهای مختلف حقوق بشر که گویا عبارت «اگر سخن گفتن از نقره باشد سکوت از طلاست» را به عنوان شعاری برای خود برگزیدهاند، صورت میگرفت.
این راندهشدگان هویت عراقی داشتند و اکثر آنان ایران را قبلاً ندیده و با زبان فارسی آشنایی نداشتند، چرا که اصلاً در عراق به دنیا آمده، در ارتش عراق خدمت کرده و در بسیاری از جنگها که عراق در آنها شرکت جست مسئولیتهایی عهدهدار بودند، در حالی که شخص صدام هرگز وارد خدمت نظام نشده و در هیچ جنگی شرکت نکرده است. وجود همان شرایط و ضوابط کافی است تا به هر فرد خارجی مقیم عراق که مایل به داشتن تابعیت عراقی باشد، شناسنامه عراقی داده شود ولی همانگونه که افسر همراه گفت: «انقلاب حق دارد برای دفاع از خود به هر اقدامی متوسل شود.»
ما اگر تاریخ و وضعیت خانوادههای عراقی را مورد مطالعه قرار دهیم متوجه میشویم که بسیاری از آنان دهها و یا صدها سال قبل به عراق مهاجرت کرده و اکثراً عراقیالاصل و یا از قومیتهای مختلف میباشند. به طور مثال خانواده من تقریباً دویست سال قبل، از منطقه «حما» واقع در شمال سوریه به عراق مهاجرت کرده است. بنابراین چرا با افرادی که فرضاً ایرانیالاصل میباشند اینگونه رفتار میشود؟ چرا اتباع ترکی، کردی، ارمنی و یا هندی در معرض چنین برخوردی واقع نمیشوند؟ و یا اینکه چرا برخی از ایرانیها، ارمنیها و عربها از کوچ اجباری معاف میگردند؟ پاسخی منطقی و مورد قبول برای این سئوالات وجود ندارد به عبارت دیگر این اقدام نه اقدامی منطقی و معقول بلکه محصول طرز فکر پلید حکام بعثی است!
برای توضیح هر چه بیشتر ابعاد این جنایت -که ارتکاب آن همچنان ادامه دارد- بایستی بگویم که اخراج شهروندان به طرق غیرانسانی، غیراخلاقی و غیراسلامی صورت میگیرد و این شیوههای گستاخانه احساسات اسلامی بسیاری از مردم عراق را جریحهدار ساخته است. آنها در کمال صداقت و تعجب از خود سئوال میکنند: چرا وضعیت یهودیها بهتر از مسلمانان است؟ چرا به آنها اجازه داده شد زمان مهاجرت و یا تبعید به فلسطین در هنگام تشکیل دولت «اسرائیل» اموال منقولشان را به همراه خود ببرند؟ حتی اموال غیرمنقولشان که شامل ملک و املاک میشد بلوکه گردید ودایره ویژهای بنام «اداره اموال بلوکه شده» جهت سرپرستی و نظارت بر این دارائیها کلان تأسیس شد و به مردم فروخته نشد. مضافاً به اینکه یهودیها از جنبه رسمی و براساس قانونی که «شورای رهبری انقلاب» در سال 1976 تصویب نمود میتوانند این املاک و دارائیها را هنگام مراجعت به «وطنشان» بازپس گیرند! اما عراقیهای مسلمان مسکین به شکلی خفتبار در مرزها رها شدند و بعد از مصادره تمامی املاک و اموال منقول وغیرمنقولشان مجاز به بردن چیزی با خود نشدند. حتی اوراق هویت آنان نظیر شناسنامه، کارت خدمات پزشکی و یا هر گونه مدرک فارغالتحصیلی مصادره و پاره گردید. کینهتوزان بعثی صرفاً به تبعید و اخراج این بیگناهان اکتفا نمیکنند بلکه سعی دارند تمامی درهای امید و کسب روزی در آینده را به روی آنها ببندند!
تعداد بازدید: 21
http://oral-history.ir/?page=post&id=13110
