خاطرات صدیقه سمیعی


05 فروردین 1405


صدیقه سمیعی، فوق لیسانس پرستاری و حقوق، مهمان دویست‌وهشتادویکمین برنامه شب خاطره (تیر 1396) بود. سمیعی گفت: «از بهار سال 1359 در بیمارستان ولی‌عصر(عج) که اولین بیمارستان سپاه بود و در سه‌راه اراج در تهران تشکیل شد، مشغول به کار شدم. من افتخار داشتم با شهید دکتر رهنمون، شهید آسمانی، شهید شریفی‌نیا و شهید مرتجی کار کنم. شهید مرتجی یکی از سربازان فراری از پادگان‌های شاه [در آستانه پیروزی انقلاب] بود. در آن سال که من وارد بیمارستان شدم، در آنجا کارهای درمانگاهی هم می‌کرد و با شهید آسمانی هم در درمانگاه کار کردیم. دکتر رهنمون یکی از کسانی بود که واقعاً لیاقت شهادت را داشت. فردی دریادل، صبور، با ظرفیت و دارای روحیات عالی بود. سال 1360 اصرار کردم که من را به خوزستان بفرستند و در نهایت من را به بیمارستان اهواز فرستادند. چون در آن زمان لیسانس پرستاری خیلی کم بود، می‌خواستند در قسمت آموزشی از من استفاده کنند. آن زمان در جبهه‌ها پرستار بسیار کم و امدادگر بسیار زیاد بود، اما کسانی که بتوان به آنها اطمینان کرد و کاری را به آنان سپرد، بسیار کم بودند. من را به بهبهان فرستادند تا در آموزشگاه تربیت پرستار کار کنم. خوشبختانه یک آشنا در ستاد مجروحان وزارت بهداشت و درمان داشتم که هر وقت حمله‌ای می‌شد به من اطلاع می‌داد تا برای کمک بروم. در حملات فتح‌المبین، بیت‌المقدس و رمضان کمک کردم و از سال 1360 هم عملاً در اهواز بودم. حمله فتح‌المبین در دزفول بود. آن زمان، برای مرخصی به تهران آمده بودم و تعطیلات عید بود. همان آشنای ما زنگ زد و گفت قرار است به زودی حمله شود، پس خودت را سریع‌تر برسان. قرار بود به همراه پدر و مادرم به سفر بروم. به سختی توانستم سفر‌مان را کنسل کرده و به بیمارستان افشار اهواز بیایم. در آن بیمارستان یک آقای بهیار قدبلندی را جلوی در اورژانس گذاشته بودند تا تمام بیماران قبل از وارد شدن، آمپول کزاز بزنند و سپس وارد شوند تا آنان در داخل دغدغه این مسئله را نداشته باشند. نام این شخص را در بیمارستان آقای کُزازی گذاشته بودند».

 

در ادامه، این روایت را ببینیم.

 

تاکنون ۳۷۷ برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده پنج‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ برگزار می‌شود.

 

آرشیو



 
تعداد بازدید: 44



http://oral-history.ir/?page=post&id=13129