خاطرات سردار اسدالله ناصح


10 فروردین 1405


سردار اسدالله ناصح، جانشین فرماندهی عملیات مرصاد در سال 1367 مهمان دویست‌وهشتادودومین برنامه شب خاطره (مرداد 1396) بود. او در سال 1372 در برنامه دوازدهم شب خاطره نیز یکی از راویان خاطرات بوده است. سردار ناصح گفت: خاطره‌ای که در سال 1372 گفتم، از قبل از عملیات مرصاد بود. اولین چیزی که می‌توانم بگویم این است که من جا ماندم و به پادگان الله‌اکبر رفتم. آنجا چند نفر از سرداران بودند. گفتند سریع به کرمانشاه بروم، زیرا با من کار دارند. همه فرماندهان حتی فرمانده قرارگاه نجف، شهید نورعلی شوشتری هم در جنوب بود. در واقع کسی از فرماندهان قرارگاه یا سپاه در کرمانشاه نبود و من این موضوع را نمی‌دانستم، زیرا 48 ساعت نبودم و وقتی به کرمانشاه رسیدم، همه از زنده بودنم شادی کردند و گفتند هرچه زودتر به قرارگاهی در بیمارستان امام حسین(ع)، بروم، زیرا آقای هاشمی رفسنجانی که جانشین فرماندهی کل قوا بود، آنجاست.

من، اسماعیل احمدی مقدم که جانشین قرارگاه حمزه بود، ناصر شعبانی که فرمانده قرارگاه سپاه چهارم و همچنین اکبر دانشیار که جانشین دفتر فرماندهی کل سپاه بود، همگی در جلسه بودیم. ما در حال محاسبه این موضوع بودیم که چه استعدادی از عراقی‌ها برای حمله مانده است. بین ما اختلاف بود. من می‌گفتم عراق یک لشکر زرهی به کرمانشاه آورده است و آقای هاشمی می‌گفت یک تیپ آورده است. من با استعدادی که از عراق در گیلان‌غرب و سر‌پل‌ذهاب دیده‌ بودم، حدس زدم که احتمالاً یک لشکر زرهی را برای ادامه عملیاتش آورده است. مشغول بحث بر سر همین موضوع بودیم و ساعت حدود 5 عصر بود که گفتند یک ستون از عراقی‌ها از گردنه پاتاق در حال بالا آمدن‌ هستند. از نظر نظامی خیلی عجیب بود که یک ستون بدون پشتیبانی و آن هم در بعدازظهر، از گردنه پاتاق بالا بیاید. ما در این شک بودیم که آیا اینها عراقی هستند یا نه؟ ساعت حدود شش‌ و ده دقیقه بود و خبر آوردند آنها منافقین هستند و به کرند رسیده‌اند.

در ادامه، این روایت را ببینیم.

تاکنون ۳۷۷ برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده پنج‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ برگزار می‌شود.

آرشیو



 
تعداد بازدید: 38



http://oral-history.ir/?page=post&id=13143