جای خالی ویراستار بر «عرشه»
غلامرضا عزیزی
عضو هیئت علمی (بازنشسته) پژوهشکده اسناد، پژوهشگر تاریخ شفاهی
12 فروردین 1405
■ عرشه تا عرش: نیروی دریایی ارتش در دفاع مقدس
■ نویسنده: دکتر مجید نجفپور
■ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
■ چاپ اول: 1403، 296 صفحه
کتاب عرشه تا عرش[1] رویکردی نسبتاً تازه است برای بررسی نقش نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (آجا) در هشت سال دفاع مقدس، که با فروست تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی منتشر شده است. نویسنده محترم برای تألیف این کتاب، علاوه بر روش تحقیقات کتابخانهای، از روشهای پژوهشهای اسنادی (مراجعه به مراکز آرشیوی مرتبط و بررسی و گزینش اسناد) و میدانی (در شکل مصاحبههای تاریخ شفاهی با شاهدان عینی) بهره برده است. بدینترتیب نویسنده محترم کوشیده است تا در فصلهای اصلی کتاب، به معرفی نقش نیروی دریایی آجا در دفاع مقدس، با انجام مصاحبههای تاریخ شفاهی با شاهدانِ عینی و کنشگران رخدادها بپردازد. در نیل به این مقصود، وی به تاریخ شفاهی نظامی نزدیک شده است.
تاریخ شفاهی نظامی، روشی برای ثبت و مستندسازی تجربهها، دیدگاهها و روایات اعضای نیروهای مسلح اعم از نیروهای رزمی و پشتیبانی (در هر رده و درجه) است، که از راه مصاحبه فعال و با هدف آگاهی از تجربههای عملی، تصمیمگیریهای نظامی، زندگی روزمره در میادین نبرد و پشت جبهه، و تأثیرات اجتماعی و سیاسیِ فعالیتهای نظامی انجام میشود. این مصاحبهها با گویاسازی و استفاده از سایر منابع تاریخی تکمیل میشود. تاریخ شفاهی برخلاف اسناد و مدارک نظامی، بر مشاهدات و تجربههای شخصیِ افراد، متمرکز است و طیف وسیعی از دیدهها و شنیدهها را در بر میگیرد. بهطورکلی مصاحبههای تاریخ شفاهی نظامی به پنج صورت: مصاحبههایِ عملیاتی[2]، موضوعی[3]، زندگینامهای[4]، پایانخدمت[5] و پساعملیاتی[6] انجام شده است. در مصاحبههای تاریخ شفاهی دفاع مقدس سه گروه از این مصاحبهها نمود بیشتری یافته است:
1. مصاحبههای عملیاتی: ویژگی اصلی این گونه مصاحبهها آن است که مصاحبه در هنگام جنگ و به صورت زنده در محل انجام میشود. از این منظر فعالیت راویان دوران دفاع مقدس را میتوان در زمینه مصاحبههای عملیاتی (از منظر زمان و مکان انجام مصاحبه) ارزیابی کرد.
2. مصاحبههای زندگینامهای: این مصاحبهها گروه دوم مصاحبههای تاریخ شفاهی دفاع مقدس را تشکیل میدهند و شامل مصاحبههای عمیق و مفصل با رزمندگان (ارتشی، سپاهی و بسیجی، فارغ از درجه، رسته و یگان خدمتی) میباشند که عموماً از تولد تا زمان حال رزمندگان را پوشش میدهند. با این وصف که معمولاً قسمتهای اصلی مصاحبهها به فعالیتها، دیدهها و شنیدههای مصاحبهشونده در دوران دفاع مقدس اختصاص یافته است.
3. مصاحبههای موضوعی: مصاحبههای موضوعی دوران دفاع مقدس، بر خلاف دو مورد پیشگفته که فردمحور هستند و با یک نفر انجام میشوند، غالباً به شکل مصاحبههای گروهی نمود یافته که حول یک موضوع با چند نفر انجام شده است.[7]
به کتاب «عرشه تا عرش» بازگردیم.
کتاب در هفت فصل سامان داده شده است: 1. تاریخچه نیروی دریایی ایران از آغاز تا پیروزی انقلاب اسلامی؛ 2. نگاهی به پیشینه اختلافات مرزی ایران و عراق؛ 3. آتشِ بدون دود ؛ 4. از خرمشهر تا خونینشهر؛ 5. نیروی دریایی و عملیاتهای اشکان، شهید صفری و مروارید؛ 6. عملیات کاروان. فصلهای اول تا سوم در حکم مقدمه ورود به بحث اصلی است. کتاب با تصاویر و کتابنامه پایان یافته است.[8]
نویسنده محترم در چهار فصل پایانی کتاب (که محور هر فصل، یکی از عملیاتهایی میباشد که نیروی دریایی ارتش در آن نقش داشته است)، بهنوعی به رویکرد تاریخ شفاهی موضوعی دفاع مقدس نزدیک شده اما روشی دیگرگون را برای تدوین و تألیف نهایی کتاب برگزیده است.
در واقع به نظر میرسد در مواردی، قلم نویسنده در مقام مورخ شفاهی، با شیوههای «داستانسرایی» و «با آب و تابنویسی» و «إنشانویسی» در هم تنیده، و به شیوه و زبان و لحن «نویسندگان رمانهای تاریخی» نزدیک شده است. برای نمونه:
● «کلیهی پرسنل ناوچه در حالی که جلیقهی نجات به تن داشتند. در جای خود بر روی ناوچه مستقر شدند. سکاندار پشت سکان، دیدهبان در قسمت راستِ پلِ فرماندهی، متصدی رادار پشت رادار و ...
همگی به حالت خبردار تا جداشدن از اسکله بر روی عرشه ایستاده بودند. دستها به نشان خداحافظی پرسنل از روی ناوچه به سوی پرسنل ناوتیپ که بر روی اسکله ایستاده بودند تکان میخورد، گویی جدایی پیکان و رفتن به پهنه خلیج فارس این بار معنای دیگری داشت. ناوچهی پیکان با دور زدن اسکله بوشهر وارد آبهای خلیج فارس شد، حالت تشریفاتی ناوچه سریعاً به وضعیت عملیاتی درآمد و کلیهی پرسنل با ترک عرشه فوراً از موقعیت عملیاتی خود قرار گرفتند» (ص162-163).
● «در لحظات اوج پیروزی در به هزیمت نشاندن دشمن بعثی و فتح اسکله الامیه ناوبان «سرنوشت» پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران را از کولهپشتی خود بیرون آورده و به سمت دکل اسکله با سرعت میدود و بدون آنکه به اطراف نگاهی اندازد از چهارصد پلهی دکل بالا میرود تا به بلندترین نقطه آن رسیده و پرچم را با سیمهای آنتن که بر ستون دکل وجود داشت بسته و محکم کند» (ص167).
● و نظایر آن.
بهخودیخود شاید بهرهگیری از این نوع زبان و لحن، و استفاده از آرایههای ادبی در نگارش تاریخشفاهی نادرست ننماید؛ اما به نظر میرسد این امر در برخی قسمتها، به متن کتاب در هر دو جنبة ادبی و تاریخی، ضربهزده است. برای نمونه:
● «در فصل اول با استفاده از تحقیقات کتابخانهای و وجود اسناد و مدارک و انتشار مکرر اسناد و دسترسی آسان به آنها در مراکز مختلف تحقیقاتی و مطالعات کتابخانهای، نگارش پیشینهی تاریخی نخستین تشکیلات نیروی دریایی در امپراتوری هخامنشیان تا پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته شده است». (ص13) احتمالاً منظور نویسنده محترم این بوده است: «در فصل اول با استفاده از تحقیقات کتابخانهای و مراجعه به اسناد و مدارک، پیشینة تاریخی تشکیلات نیروی دریایی ایران، از امپراتوری هخامنشیان تا پیروزی انقلاب اسلامی به نگارش درآمده است».
● «در اولین راهبرد عملیات نظامی نیروی دریایی جمهوری اسلامی در اجرای دستورات فرماندهان جنگ برای هدف قرار دادن اسکلههای نفتی عراق اولین مرحله تحت عنوان «اشکان» توسط سه فروند ناوچه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به نامهای جوشن، گردونه و پیکان پایانههای نفتی عراق در تاریخ هشتم آبان 1359 مورد حمله قرار گرفت» (صص156-157).
حذف یکی دو فعل، به کار نگرفتن حروف اضافه و ویرگول، استفاده از نحو وارداتی ساخت جمله با «توسط»، و فعل نامربوط پایانی، خوانش درست و درک دقیق جمله را «بر عهده خواننده» واگذار کرده است. احتمالاً نظر نویسنده محترم این بوده است که: «اولین عملیات نظامی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که در اجرای دستورات فرماندهان جنگ انجام گرفت، هدف قرار دادن اسکلههای نفتی عراق بود. در اولین مرحله از این عملیات که تحت عنوان «اشکان» اجرا شد، سه فروند ناوچه به نامهای جوشن، گردونه و پیکان، در تاریخ هشتم آبان 1359 پایانههای نفتی عراق را مورد حمله قرار دادند».
● «اما رزمندگان اسلام در اتحادی مشترک بین سپاه، ارتش و بسیج مردمی در پی عملیاتهای افتخارآفرین و فاتحین ثامنالائمه، فتحالمبین ...» (ص192). «افتخارآفرین و فاتحین» ترکیبی نامتجانس است و «فاتحین» نمیتواند به قیاس «افتخارآفرین» برای «عملیاتهای» به کار رود و بهنظر میرسد بهتر است حذف شود: «... در پی عملیاتهای افتخارآفرین ثامنالائمه، فتحالمبین ...».
اما اگر قرار بوده «سپاه، ارتش و بسیج مردمی» مرجع «فاتحین» باشد، نباید با واو عطف به افتخارآفرین وصل میشد. با این فرض بهتر بود جمله به این صورت اصلاح میشد: «اما رزمندگان اسلام در اتحادی مشترک بین سپاه، ارتش و بسیج مردمی، فاتحینِ عملیاتهای افتخارآفرین ثامنالائمه، فتحالمبین ...».
● «اجرای تمام مراحل طرحریزی شده امکانپذیر نبود اما در چهار مرحلهی اصلی به شرح زیر طرحریزی شد» (ص193)؛ با توجه به جمله آغازی این عبارت، بهنظر میرسد «... به شرح زیر طرحریزی شد» بهجایِ: «... به شرح زیر انجام شد» به کار رفته است.
● «از شیوههای مقاومت و جنگیدن سربازان عراقی در صحنهی نبرد، رفتار و اعترافات اسرا و پناهندگان و سایر منابع اطلاعاتی میتوان به آنها دست یافت» (ص199). احتمالاً منظور این جمله آن است: «میتوان از اعترافات اسرا و پناهندگان عراقی و سایر منابع اطلاعاتی، به شیوههای مقاومت و جنگیدن سربازان عراقی در صحنة نبرد، دست یافت».
● «حملات و پاتکهای سنگینی نیز علیه قرارگاه نصر اجرا کردند که نه تنها به نتیجه نرسید بلکه آسیب زیادی نیز به واحدهای دشمن وارد آمد» (ص196). چون فاعل جملة قبل، شماری از نیروهای ارتش بعث هستند که با «نیز» اول به این جمله مرتبط شده، ممکن است برای خوانندگانی این شائبه بهوجود آید که منظور از «واحدهای دشمن»، دشمنِ نیروهایِ بعثی، یعنی دلاورمردان ارتش اسلام باشد. از این رو بهتر بود عبارت پایانی بدینصورت باشد: «... ، بلکه آسیب زیادی نیز به واحدهای دشمن بعثی وارد آورد.»
شیوة نوشتار این کتاب، ترکیبهایی را ایجاد کرده که از منظر معنایی یا از دیدگاه تاریخی جای تأمل دارند. برای مثال:
● «... را شعلهورتر شد» (ص13)؛ بهجایِ: «... را شعلهورتر کرد».
● «صدای انفجار ناوچه و منفجر شدن مهمات آن فضای منطقه را روشن کرد» (ص169). «صدای انفجار ... روشن کرد»؟؟ احتمالاً منظور این بوده است: «صدای انفجار ناوچه و منفجر شدن مهمات آن، فضای منطقه را پُر کرد».
● «حماسهی قومی غیور که شعر فخرشان در مثنوی عظیم رشادت، شهامت و شهادت موج میزند» (ص187). «شعر فخر» ظاهراً بهجایِ: «شعر فاخر» به کار رفته است.
● «غرور ناشی از توکل به خداوند ... بارقهای از امید و نشاط ...» (ص168) غرور؟ ناشی از توکل به خداوند؟
● «... اما این فاتح قادسیه هرگز تصور چنین شکست مفتضحانهای ...» (ص193). «این فاتح قادسیه»!!! صدام؟ فاتح قادسیه؟
● «... اجرای دیگر مراحل عملیات بیتالمقدس را شاید بتوان ... در ادامه طرح عملیات بیتالمقدس به شمار آورد» (ص194).
● «انجام نُه ساعت پرواز هواناوها شبانه در خورها ...» (ص191) «انجام نُه ساعت پرواز شبانة هواناوها در خورها ...»
● دو بار بیانشده که نامگذاری عملیات ثامنالائمه به پیشنهاد ارتش بود و یک بار نیز در میان آن دو، گفتهشده «نامگذاری این عملیات به پیشنهاد ارتش بود که سپاه نیز مخالفتی نکرد» (ص190). در تأکید بر عدم مخالفت سپاه با این نامگذاری، چه معنایی مستتر است؟ مگر شواهدی از مخالفت سپاه با نامگذاری عملیات دیگری از سوی ارتش در مصاحبهها بیان شده است؟
روش نوشتار این کتاب، سبب شده که گاه ارجاع به منبع و استفاده از آن منطبق با روش پژوهش در تاریخ نباشد.
● منبع مطالب مندرج در صفحات 153 تا 156 مشخص نشده است.
● زیرنویس ص179 بیانگر آن است که مطالب آمده از صفحه 172 تا 179 در خصوص واقعه غرق شدن ناوچه پیکان «تلخیص خاطرات تکاوران بازمانده از عملیات مروارید (ناصر سرنوشت، کیوان شکوه، ضرغامی، عیسی حسینی بای)» است. آیا ارجاع اینچنینی شایسته یک پژوهش تاریخی است و آن را به رمان تاریخی نزدیک نمیکند؟
● «جلوگیری از اغتشاشهایی که بعضاً بر سر کمبود کالاهای ضروری در بعضی از نقاط کشور رخ میداد» (ص234). اغتشاشهایی؟ کدام کالا؟ در کدام نقاط کشور؟ و در چه زمانی؟ به کار گرفتن قیود مبهمی همچون «بعضاً» و «بعضی» شایسته یک پژوهش تاریخی نیست.
● «... از پیچیدگیهای ویژهای برخوردار بود و هر هوا ناو بهطورمستقیم دو سورتی از بندر امام خمینی (ره) به بندر چوئبده و برعکس با حدود 12 ساعت پرواز در شب را انجام دهد» (ص191)؛ جمله ناقص است؛ از آنجا که این مطلب نقل قول مستقیم از صفحه 175 کتاب حصرشکنان، بود به این کتاب مراجعه کردم و متوجه شدم «باید» و «هر» در این نقل قول از منبع اصلی حذف شده و جمله را ناقص کرده است.[9] جملة اصلیِ نقل شده، بدون محذوفات چنین بوده است: « ... از پیچیدگیهای ویژهای برخوردار بود و هر هواناو باید بهطور مستقیم دو سورتی از بندر امام (ره) به بندر چویبده و برعکس با حدود 12 ساعت پرواز در هر شب را انجام دهد.»
● «معاون جهان آرا که الان اسمش یادم رفته ...» (ص144) گویاسازی نشده است.
رعایت نکردن فاصلهگذاری به دو صورت زیر در متن دیده شد.
- بدون نیمفاصه: شمال شرقی (ص114)، پلیس راه، دیزل آباد (ص119)، شمال غربی (ص120)، بمب باران (ص123)، پادگان ها (ص107، زیرنویس)
- بدون فاصله: مراکزحساس (ص107، زیرنویس)
در ادامه میتوان به دیگر خطاهای نگارشی کتاب اشاره کرد.
- «... بیان حوادث و اتفاقاتی میپردازیم.» (ص15)؛ بهجایِ: «... بیان حوادث و اتفاقات میپردازیم.»
- «شکستشدن حصر» (ص191)؛ بهجایِ: «شکستهشدن حصر».
- «پیش روی» (ص113)؛ بهجایِ: «پیشروی».
- «روز نیروی دریای» (ص162)؛ بهجایِ: «روز نیروی دریایی».
- «دارو درمان» (ص105)؛ بهجایِ: «دارو و درمان».
- «درب در منزلی» (ص109) بهجایِ: «دمِ دربِ منزلی» (یا شکل درستترِ «دمِ درِ منزلی»).
- «پاربار» (ص12)؛ بهجایِ: «پُر بار».
- «برخی ناطق» (ص192)؛ بهجایِ: «برخی مناطق».
- فرید آگه دل12 (ص222)؛ در واقع 12 بهجایِ: 1 آمده است.
- «مصاحبه با نگارنده با دریادار دوم» (ص182، زیرنویس).
- «بروی» (ص166)؛ بهجایِ: «به روی».
- استفاده از یای منفصل در مقام کسرة اضافه (در سراسر متن) صحیح بهنظر نمیرسد.
گذشته از موارد اشاره شده در بالا، خطاهای دستوری زیر نیز در متن دیده شد:
- زبان مقدمه گاه سوم شخص مفرد معلوم است «قلم میزند»؛ گاه سوم شخص مفرد مجهول «پرداخته شده است» و گاه اول شخص جمع «میپردازیم».
- «مدعی ضمیمهشدن خرمشهر به خاک عراق را اعلام داشت» (ص60 )؛ بهجایِ: «مدعی ضمیمهشدن خرمشهر به خاک عراق شد» یا حتی: «ادعای ضمیمهشدن خرمشهر را به خاک عراق داشت».
- «با توجه استقرار ادوات» (ص160)؛ بهجایِ: «با توجه به استقرار ادوات».
- «... نابودی این اسکلهها باور نداشت» (ص161)؛ بهجایِ: «... نابودی این اسکلهها را باور نداشت».
- «تکاوران یک به یک پیاده شده ... خود را مخفی کرد» (ص164) بهجایِ: کردند.
- «یکی از ناوچههای جنگی را .... به ما ملحق شود» (ص166)؛ «را» زائد است.
- «سطح مکان درگیری پُر کرده است» (ص175)؛ بهجایِ: «سطح مکان درگیری را پُر کرده است»
- «پوشش لازم برای اختفا را دارا بود» (ص188)؛ بهجایِ: «پوشش لازم را برای اختفا دارا بود».
- «... به اینجانب ابلاغ شد که در به کار انداختن یک ناو پشتیبانی که مدت (تقریباً) دو سال در اسکلهی بوشهر بهصورت راکد قرار گرفته بود با کمک دیگر دوستان و به هر زحمتی بود راهاندازی کنیم». (ص223-224)؛ بهجایِ: «... به اینجانب ابلاغ شد که یک ناو پشتیبانی را که مدت (تقریباً) دو سال در اسکلة بوشهر بهصورت راکد قرار گرفته بود، با کمک دیگر دوستان و به هر زحمتی که باشد، راهاندازی کنیم».
- «پاره شد و آتشسوزی مهیبی رخ داده بود و خساراتی را به اسکله ون اوچه وارد کرد» (ص225) ترکیب و ترتیب افعال جمله صحیح به نظر نمیرسد. قاعدتاً این جمله روانتر است: «پاره شد و آتشسوزی مهیبی رخ داد و خساراتی را به اسکله ون اوچه وارد کرد».
گذشته از نمونههای ذکر شده، موارد دیگری نیز دیده شده که بهنظر میرسد رفع و اصلاح آنها (و نیز موارد پیشگفته) به بهتر شدن کتاب مورد بررسی بیانجامد (اگر نویسنده محترم آنها را بجا بدانند).
- ص29 بند (پاراگراف) دوم بازنویسی بند سوم از زبان مؤلف میباشد و عملاً تکراری است.
- «عملیاتهای بزرگ و پیچیده در سطح منطقه بود و نتیجه این عملیات ...» (ص190؛ ظاهراً عبارتی از ابتدای جمله حذف شده است).
- منابع عکسهای آمده در بخش تصاویر نامشخص میباشد. به جز یک عکس در صفحه 260، که ظاهراً چون از اینترنت گرفته شده، دستِکم نام و نشانی(؟) بر آن نقش بسته است.
- در صفحه 263، در شرح عکس آمده: «در روزهای مقاومت و چهاررو». منظور از «چهاررو» را متوجه نشدم.
- منبع شماره 18 در واقع ادامه منبع شماره 17 میباشد که اشتباهاً به خط بعدی رفته و شماره خورده است.
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که ساختار کتاب بهطور کلی مناسب است. بخشبندی و فصلبندی کتاب متناسب با متن و خوب میباشد و شکل کتاب از منظر ویژگیهای ظاهری کتاب؛ قلمآرایی، حروفچینی، صفحهآرایی، تصویرسازی، طرح روی جلد، نیز خوب است و تناسب قطع کتاب با قالب اثر دیده میشود و بهطورکلی کیفیت چاپ و صحافی کتاب خوب انجام شده است.
[1]- شاید عنوان «از عرشه تا عرش» زیبندهتر باشد؛ هر چند معنی «از» بهنوعی در «تا» پنهان گشته است.
[2]- این قبیل مصاحبهها در میدان نبرد و به صورت زنده انجام میشوند؛ از آنجا که این مصاحبهها فوراً در حین رخ دادن رویدادها انجام میشوند، جزئیات و دقتی را ارائه میدهند که در اغلب مصاحبههایی که سالها پس از آن رویداد انجام میشوند وجود ندارد.
[3]- نوعی از تاریخ شفاهی عملیاتی است اما بهجای مبارزه و نبرد، بر نوآوری در فناوریها، دکترین، روشها یا رویکردها متمرکز است.
[4]- مصاحبه عمیق و مفصل که کل زندگی مصاحبهشونده بهویژه زندگی حرفهای وی را پوشش میدهد.
[5]- این مصاحبهها در پایان دوران خدمت مقامات ارشد انجام میشود، و در اصل بر تجارب نظامیان دارای سمتهای کلیدی تمرکز دارد.
[6]- این گونه مصاحبهها پس از جنگ، عملیات نظامی یا رویداد مهم نظامی، در زمانیکه جزئیات مهم هنوز واضح هستند، انجام میشود.
[7]- از آنجا که هنوز شمار بسیار زیادی از مصاحبههای تاریخ شفاهی دفاع مقدس منتشر نشده، احتمال میرود رویکردهای دیگری در آن مصاحبهها قابل مشاهده باشد (مانند رویکرد پساعملیاتی؛ مثلاُ مربوط به تاریخ شفاهی جنگ دوازده روزه) که در این تقسیمبندی به آن اشاره نشده است. برای توضیح بیشتر در خصوص تاریخ شفاهی نظامی بنگرید به: عزیزی، غلامرضا. (1404). «درآمدی بر تاریخ شفاهی نظامی و رویکردهای آن در دفاع مقدس». فرهنگ پایداری. ش16، صص72-77.
[8]- در بین منابع کتاب، دستِکم جای خالی سه اثر زیر دیده میشود:
- طاهری، شهاب الدین؛ معصومی، سید امیر. (1373). مروارید: روایتی از حماسه ناوچه پیکان. تهران: ارتش جمهوری اسلامی ایران، سازمان عقیدتی سیاسی، معاونت تبلیغات و روابط عمومی، (دفتر سیاسی، آرشیو جنگ). این کتاب، شرح عملیات طرح اشکان در حمله به سکوهای البکر و الامیه، به نقل از ناخدا یکم شهابالدین طاهری است که نزدیک به سه دهه پیش تدوین و تألیف شده و از این منظر اطلاعات ارائه شده در آن نسبت به مصاحبههای انجام شده در کتاب «عرشه تا عرش» به زمان رخداد نزدیکتر است.
- بخشی، محمدعلی. (1374). سرود مردان دریا: خاطرات رزمندگان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران. تهران: ارتش جمهوری اسلامی ایران، سازمان عقیدتی سیاسی، معاونت تبلیغات و روابط عمومی. این کتاب مجموعه ده خاطره از رزمندگان نیروی دریایی ارتش میباشد که یکی از آنان با عنوان «در جستجوی مروارید»، مرتبط با موضوع کتاب «عرشه تا عرش» است.
- سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران (دفتر سیاسی). (1375). بچههای دانشکده: خاطرات رزمندگان ارتش جمهوری اسلامی ایران. تهران: ارتش جمهوری اسلامی ایران، معاونت تبلیغات و روابط عمومی، سازمان عقیدتی سیاسی. کتاب حاوی خاطرات اعزام دانشجویان دانشکده افسری در مهر ماه 1359به خرمشهر و چگونگی شهادت چند تن از آنها است. سه خاطره «بچههای دریا»، «آماده باش» و «زنگ خطر» از خاطرات آمده در کتاب مربوط به عملیات مروارید، غرق شدن ناوچه پیکان در اثر اصابت موشک و حمله هواپیماها به ناوچه عراقی اوزا است.
[9]- علیالقاعده در نقل قول مستقیم نباید جزیی از پیام حذف شود و در صورت حذف باید بهنحوی خواننده از آن مطلع شود؛ مثلاً با گذاشتن نقطهچین.
تعداد بازدید: 34
http://oral-history.ir/?page=post&id=13145
