پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/25

اگر تاریخ شفاهی، علم بینارشته‌ای است، به کدام رشته نزدیک‌تر است؟

18 فروردین 1405


از چند پژوهشگر و فعال حوزه‌ تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکت‌کنندگان در ابتدای پاسخ‌ آن‌ها آمده و متن تمام پاسخ‌ها تا پایان هفته در همین‌ درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچه‌های جدید به یک مسئله و ارتقای گفت‌وگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.

در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح می‌شود و از کارشناسان می‌خواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخ‌ها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاه‌ها را مقایسه و تحلیل کنند.

مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخ‌ها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخ‌های بیش از این اندازه نیز پذیرفته می‌شود.

این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخ‌ها روز سه‌شنبه منتشر شود.

سؤال 25:

اگر تاریخ شفاهی، علم بینارشته‌ای است، به کدام رشته نزدیک‌تر است؟

____________________________________________

پاسخ به سؤال 25:

غلامرضا آذری خاکستر

تاریخ شفاهی یک شیوه و روش برای مطالعات و پژوهش‌های تاریخی است که به‌خاطر جذابیت و بیان زوایای پنهان از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. این متد علمی در بین رشته‌های علوم انسانی نیز کارکرد بین‌رشته‌ای پیدا کرده است. در مباحث جامعه شناسی، علوم اجتماعی، ادبیات، علوم سیاسی، معماری و... هم با اقبال مواجه است.

مطالعات حوزه تاریخ شفاهی حاکی از آن است در هر یک از رشته‌ها می‌توان از طریق مصاحبه و گفتمان تاریخ شفاهی، بخشی از داده‌ها را جمع‌آوری کرد. از وقایع‌نگاری گرفته تا تدوین تجربیات و دانش سازمانی، هر یک به نحوی با تاریخ شفاهی در ارتباط هستند. اگر تاریخ شفاهی را یک شیوه علمی برای تدوین تاریخ معاصر بدانیم، می‌توان از این روش در مطالعات نظری و تجربه‌نگاری سایر علوم هم بهره‌مند شد.

 

حسن بهشتی‌پور

تاریخ شفاهی با چند رشته دیگر  ارتباط عمیق دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

۱. تاریخ، زیرا از نظر هدف در دل تاریخ قرار می‌گیرد، اما روش آن مبتنی بر روایت افراد است، نه فقط اسناد.

۲. علوم اجتماعی ازجمله جامعه شناسی و مردم‌شناسی برای فهمیدن زمینه‌های اجتماعی، ساختار قدرت، فرهنگ و تجربه زندگی انسان‌ها نقش مستقیم دارند.

۳. روان‌شناسی برای درک حافظه و خطاهای آن، سوگیری‌ها، آسیب‌های روانی و اثرات هیجانی مصاحبه.

 ۴. زبان‌شناسی و روایت‌شناسی برای تحلیل گفتمان، ساختار روایت، سبک گفتار و انتخاب واژگان در مصاحبه‌ها اساس کار است.

 ۵. مطالعات فرهنگی در زمینه شناخت انگاره‌ها و شناخت نمادها، ارزش‌ها، هویت و شیوه‌های زندگی گروه‌ها که در روایت‌ها بازتاب می‌یابد.

۶. ارتباطات و روزنامه‌نگاری برای افزایش مهارت مصاحبه، تکنیک پرسش‌گری، مدیریت گفت‌وگو و ضبط داده‌ها.

 

محمدمهدی عبدالله‌زاده

دانش‌های بشری ابتدا کلی بود و در مسیر رشد و تکوین و پژوهش به رشته‌های علمی (Discipline) مانند ریاضی، فیزیک، جامعه‌شناسی و تاریخ تقسیم شدند که هر رشته دارای مفاهیم، اصول و مبانی و روش‌های خاص خود است، مانند ریاضی، فیزیک، زیست‌شناسی و تاریخ.

در فرایند توسعه دانش، در مواردی نیاز شد مطالعات جدیدی با استفاده از روش‌های مطالعه چند رشته علمی صورت گیرد که آن را مطالعات بین‌رشته‌ای  (Interdiscipline) نامیدند، مانند تاریخ شفاهی.

در مطالعات بین‌رشته‌ای از اصول، مبانی و روش‌های پژوهشی رشته‌هایی استفاده می‌شود که بیشترین وجه اشتراک را با این شاخه‌ها دارد.

به جهت ماهیت تاریخ شفاهی، هر مورخ بایست بیشتر از اصول، مبانی و روش‌های رشته‌های علمی همچون تاریخ، علوم اجتماعی، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و روان‌شناسی استفاده کند تا به نتایج قابل قبولی دست ‌یابد.

 

 

ابوالفتح مؤمن

تاریخ شفاهی، به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از تاریخ، دانشی میان‌رشته‌ای است که به‌سبب ویژگی‌های خاص خود با ادبیات پیوندی معنادار دارد؛ زیرا با لهجه‌ها، زبان‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها در بستر زبان معیار سروکار دارد. این حوزه همچنین با جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی مرتبط است، چراکه خاطرات راویان ناظر بر رخدادهای اجتماعی و فرهنگی است و آنان خود بخشی از همان زیست‌بوم‌اند. از سوی دیگر، بررسی تحولات اقتصادی، توسعه صنعتی و علمی نیز در دایره توجه تاریخ شفاهی قرار می‌گیرد. حتی در مطالعه بیماری‌های واگیر، مصاحبه با درگیرشدگان اهمیت می‌یابد. بنابراین، تاریخ شفاهی امکان گفت‌وگو درباره موضوعات گوناگون را فراهم می‌کند و افزون ‌بر تاریخ، با ادبیات، جامعه‌شناسی و فرهنگ عامه ارتباطی نزدیک دارد.

 

ابوالفضل حسن‌آبادی

تاریخ شفاهی را نمی‌توان با علومی مثل تاریخ مقایسه و ساختار بین‌رشته‌ای برای آن تعریف نمود، اما به عنوان یک حوزه پژوهشی ابزار موثری برای مطالعه در این زمینه بوده است. به‌ویژه از دهه 60 میلادی که زمینه مطالعات میان‌رشته‌ای در موضوعات مختلفی مانند سیاهان، زنان، گروه‌های به حاشیه رانده شده و مهاجران پررنگ گردید، استفاده از تاریخ شفاهی برای مستندسازی و فراهم‌سازی بستر مناسب برای ضبط و مستند‌سازی صدای آن‌ها گسترش بسیاری پیدا نمود. امروزه از تاریخ شفاهی در حوزه‌های مختلفی از صنعت گرفته تا پزشکی مورد استفاده قرار می‌گیرد و البته وجه مشترک همه آن‌ها تجربه‌نگاری با رویکرد تاریخی است.

 

شفیقه نیک‌نفس

میان‌رشته‌ای یعنی گفت‌وگو و تعامل بین دو رشته علمی و یا بیشتر به انگیزه ارتقا و بهبود آن‌ها.

در تاریخ شفاهی همانند رشته مادر آن، تاریخ، علوم مختلفی به کار گرفته شده تا به ابهام‌ها و سئوال‌های مترتب بر روش‌شناسی آن پاسخ گفته شود. از جمله علومی مانند جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، انسان‌شناسی، زبان‌شناسی، مردم‌شناسی، مطالعات زندگی‌نامه‌ای، شناخت حافظه، مطالعات زنان و... با توجه به اینکه بسیاری از ابهامات در تاریخ شفاهی مربوط به وابسته بودن آن به حافظه و ذهنی بودن آن است و همچنین انتقاداتی در مورد ضعف حافظه، تغییرپذیر بودن آن، تأثیرپذیری خاطره از گفتمان مسلط و مسائلی از این دست مطرح است، شاید بتوان گفت که علم روان‌شناسی و علوم مربوط به شناخت حافظه و ‌عملکرد مغز بیشترین اثرگذاری را در بهبود و ارتقای روش‌های تاریخ شفاهی داشته‌اند.

 

حمید قزوینی

با آنکه خروجی نهایی تاریخ شفاهی می‌تواند مد نظر همگان باشد و در رهیافت‌های علمی تمام رشته‌ها مورد استفاده قرار گیرد، لکن به سبب قرابت‌های روش‌شناسانه و موضوعات و مسائل مورد توجه، به رشته تاریخ نزدیک‌تر است.

به هر حال تاریخ شفاهی سعی در دریافت و ثبت و انتشار روایت افرادی دارد که یا شاهد وقایع گذشته بوده‌اند یا در آن‌ها حضور کنش‌گرانه داشته‌اند. این کوشش از طریق پاسخ به پرسش‌های امروز و فردا انجام می‌شود. این کار با هر انگیزه‌ای که صورت واقع بپذیرد، بیشتر به منابع تاریخ‌پژوهان می‌افزاید.

 

سید محمدصادق فیض

تاریخ شفاهی همان‌گونه که از نامش پیداست، در ذیل رشته تاریخ تعریف می‌شود؛ اما از آنجا که صرفاً همواره همبسته نقل رویدادهای عمومی نیست و به حوزه‌های تخصصی دیگر نیز می‌پردازد، لاجرم باید آن را در مرکز یا خواهرخوانده دیگر رشته‌ها نامید. مسئله مهم در روایت‌های تاریخی، درآمیختگی آن با عنصر زمان و فرهنگ جامعه است. این تنیدگی با هر رویکردی، نگاه به آن را معطوف به حوزه‌های اجتماعی و انسانی می‌کند و از این‌رو باید آن را در ذیل همین مباحث تعریف کرد. فرزند تاریخ و خواهرخوانده سایر رشته‌ها به‌ویژه علوم انسانی!

 

غلامرضا عزیزی

با تأکید بر این نکته که تاریخ شفاهی گرایشی از تاریخ‌نگاری معاصر می‌باشد، به نظر نمی‌رسد تاریخ شفاهی را بتوان در معنای دقیق و کامل آن، علمی بینارشته‌ای تصور کرد. با این توضیح که یکی از ابزارهای قدیمی تاریخ‌نگاری (یعنی استفاده از اطلاعات شاهدان عینی در تاریخ روایی) در کالبد جدید مصاحبه توسط «مورخان شفاهی» مورد استفاده قرار گرفته است. البته روش مصاحبه را پیش از مورخان، متخصصان برخی رشته‌های دیگر علوم انسانی (از جمله جامعه‌شناسان، روان‌شناسان اجتماعی و...) به کار گرفته‌اند.

در برخی پروژه‌ها و از منظری دیگر، برای تبدیل اطلاعات مصاحبه به داده‌های پژوهشی، از ابزار و روش‌های پژوهش کیفی استفاده شده است. اما در هر صورت به نظر می‌رسد که استخوان‌بندی و شاکله اصلی تاریخ شفاهی بر تاریخ استوار است.

 

 

هوش مصنوعی

تاریخ شفاهی به‌عنوان دانشی بینارشته‌ای، بیش از همه به رشته تاریخ نزدیک است، زیرا هدف اصلی آن ثبت و بازسازی گذشته از طریق روایت‌های انسانی است. بااین‌حال، از نظر روش‌شناسی، پیوندی عمیق با جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی دارد؛ چراکه بر مصاحبه، مشاهده و تحلیل تجربه‌های زیسته تکیه می‌کند. همچنین، مهارت‌های ارتباطی و فنون مصاحبه آن را به حوزه علوم ارتباطات نزدیک می‌سازد. در عمل، تاریخ شفاهی در مرز میان تاریخ‌نگاری کلاسیک و علوم اجتماعی قرار می‌گیرد، اما به‌دلیل تمرکز بر بازسازی رویدادهای گذشته و تفسیر آن‌ها در بستر زمانی، می‌توان آن را در نهایت به تاریخ نزدیک‌تر دانست.



 
تعداد بازدید: 107



http://oral-history.ir/?page=post&id=13154