خاطرات جلال ستاره
21 اردیبهشت 1405
سرتیپ دوم پاسدار جلال ستاره، معاون عملیات دریابانی فرماندهی مرزبانی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (ناجا)، مهمان دویستوهشتادوسومین برنامه شب خاطره (شهریور 1396) بود. او درباره عملیات والفجر مقدماتی و بعد از عملیات والفجر هشت خاطره گفت. او گفت: «در عملیات والفجر مقدماتی، در روزهای اولی که رفته بودیم، میدیدیم که چالههایی شبیه قبر کنده شده و شبها افرادی میآیند و در آنها دعا و نیایش میکنند. در شب عملیات والفجر مقدماتی، آتش بیامان دشمن بر روی گردان میریخت. وقتی گردان ما وارد عمل شد و با این آتش و گلولههای دشمن برخورد کرد، حدود یک گروهان از آن باقی ماند. در این عملیات، شهادت مسئول تبلیغات گردان که دوستان شهادت او را با توجه به نورانی بودن چهرهاش به هم بشارت میدادند، از همه جالبتر بود. من با چشمان خودم دیدم که خمپارهای در کنار او اصابت کرد، بدن به هوا رفت و بیجان بر زمین افتاد. این فرد شهید سید منصور حسینی بود.
بعد از عملیات والفجر هشت باید به جایی میرفتیم که خطوط پدافندی را از گردان قبلی میگرفتیم. من در اتوبوس خواب بودم و وقتی بیدار شدم، دیدم که در کنار مسجد فاو ایستادهایم. از دوستان پرسیدم که چگونه از روی اروند گذر کردیم؟ گفتند که پل زده بودند. من باورم نمیشد و صبح که همه آماده میشدند به سمت خط مقدم بروند، رفتم تا با چشمان خودم آن پل را ببینم. تلاش بچههای جهاد سازندگی برای ساختن این پل برای من غرورآفرین بود. به سمت خطوط مقدم حرکت کردیم. از قبل سنگرهای دشمن را در مقابل خودمان شناسایی کرده بودیم. غروب بود و مه در حال آمدن بود. ما قبل از این که مه کامل شود، دوشکا را روی سنگرها گذاشتیم و زاویه دوشکا را بستیم. وقتی که مه کامل شد، شلیک کردیم، چون آنها خط ما را با انواع و اقسام سلاحها میکوبیدند.
در گردان ما چند بسیجی بودند. یکی از آن بسیجیها پس از این که مورد اصابت ترکش قرار گرفت، داد میزد و میگفت: «ترکش، ترکش، آی ترکش...» هرچه که میپرسیدیم به کدام قسمت بدنت ترکش خورده است، جواب نمیداد. بعد فهمیدیم که ترکش به باسنش خورده بود و از گفتنش خجالت میکشید. چند روز از این ماجرا گذشت و متوجه شدم که چند تن از بچهها در حال ریختن آب روی هم و انجام غسل شهادت هستند. به آنها گفتم آتش سنگین است، به سنگرهایتان برگردید، همین روزها برمیگردیم. یکی از آنها گفت ما امشب میرویم. ساعت 11 شب نشده بود که پیک گروهان گفت یکی از سنگرها مورد اصابت قرار گرفته است. وقتی رسیدم دیدم که هر سه آنها کنار هم، لبخندزنان به شهادت رسیدهاند».
در ادامه، این روایت را ببینیم.
تاکنون 378 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده پنجشنبه 7 خرداد ۱۴۰۵ برگزار میشود.
تعداد بازدید: 21
http://oral-history.ir/?page=post&id=13249
