پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/31

مرز بین مدیریت مصاحبه با آزادی روایت کجاست؟

29 اردیبهشت 1405


از چند پژوهشگر و فعال حوزه‌ تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکت‌کنندگان در ابتدای پاسخ‌ آنها آمده و متن تمام پاسخ‌ها تا پایان هفته در همین‌ درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچه‌های جدید به یک مسئله و ارتقای گفت‌وگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.

در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح می‌شود و از کارشناسان می‌خواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخ‌ها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاه‌ها را مقایسه و تحلیل کنند.

مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخ‌ها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخ‌های بیش از این اندازه نیز پذیرفته می‌شود.

این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخ‌ها روز سه‌شنبه منتشر شود.

از درهم‌تنیدگی این پاسخ‌ها با بهره‌گیری از هوش مصنوعی، به نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی رسیده‌ایم که در آینده‌ای نزدیک منتشر خواهد شد.

سؤال 31:

مرز بین مدیریت مصاحبه با آزادی روایت کجاست؟

____________________________________________

پاسخ به سؤال 31:

غلامرضا آذری خاکستر

مدیریتِ مصاحبه یعنی مصاحبه‌کننده با طرح سؤالات هدفمند، مصاحبه را هدایت کند. هرجا مصاحبه‌شونده به حاشیه‌‌گویی بپردازد آن را مدیریت نماید. البته تعدادی از مصاحبه‌کنندگان، طرفدار مصاحبه‌های باز و بدون محدودیت هستند. اجازه می‌دهند هر آنچه راوی روایت می‌کند، بدونِ کم‌وکاست ثبت شود. به نظر می‌رسد اغلب در چند جلسۀ اول به این نتیجه می‌ رسند برای مدیریت مصاحبه چه روشی را در پیش گیرند؛ یا با طرح سؤالات متعدد، مسیر و هدف مصاحبه را مشخص می‌کنند یا اجازه می‌دهند راویان هر طور که می‌خواهند روایت را بیان کنند. بنابراین در مرحله‌ای که مصاحبه‌شونده بدون محدودیت، روایت را بیان می‌کند منتج به نتیجه خوبی می‌شود. در مجموع، مرز بین مدیریت مصاحبه با آزادی روایت به شرایط و قواعد پروژه‌های تاریخ شفاهی برمی‌گردد. گاهی روایت مهمی بیان می‌شود و مصاحبه‌کننده بدون هیچ گونه مکث، هر آنچه گفته می‌شود را ثبت و ضبط می‌نماید و در مواقعی با هدایتِ مصاحبه، هر چند مکث‌هایی وجود دارد ولی اگر ساختار و بافتِ روایت، دستخوش تغییر نشود به شکلی مدیریت مصاحبه شکل گرفته است. معمولاً در پروژه‌های موضوعیِ تاریخ شفاهی، مدیریتِ مصاحبه حرف اول را می‌زند ولی در مصاحبه‌های شخص‌محور، آزادیِ عملِ بیشتری وجود دارد.

حسن بهشتی‌پور

فکر می‌کنم اگر سؤال اینگونه مطرح می‌شد، پاسخ به آن راحت‌تر بود؛ مرز بین مدیریت مصاحبه با آزادی روایتگر در بیان خاطراتش، در تاریخ شفاهی کجاست؟

تاریخ شفاهی، محصولِ گفت‌وگوی دو یا چند انسانِ آگاه است. مصاحبه‌گری که پژوهشِ پیشینی کرده و با سوابق راوی آشناست و راوی متعهدی که می‌خواهد خاطراتش را صادقانه و بی‌اغراق بازگو کند. مرز میان مدیریت مصاحبه و آزادی روایت، در عمل، به سه عامل گره می‌خورَد: آگاهی هر دو طرف از اصول علمی، پایبندی به آنها در عمل و انعطاف برای پیشبرد کار تدوین تاریخ.

برای نمونه مصاحبه‌گرِ حرفه‌ای می‌داند کجا وارد بحث شود و کجا سکوت کند تا رشتۀ کلام گسسته نشود. او هرگز موضع‌گیری نمی‌کند و کنجکاوی شخصی را به بازجویی تبدیل نمی‌کند. بلکه برای رفع ابهام، پرسش مناسب مطرح می‌کند تا جزئیات، روشن شود.

راوی نیز نباید اسیر القائاتِ مستقیم یا غیرمستقیم شود. او متعهد است روایت را آن‌گونه که رخ داده بیان کند، نه آن‌گونه که مصاحبه‌گر می‌خواهد. پرهیز از پراکنده‌گویی و حاشیه‌پردازی، وظیفۀ اوست.

تنها با رعایت این اصولِ دوطرفه است که «مدیریت» تبدیل به هدایت‌گری نمی‌شود و «آزادی» به هرج‌ومرج بدل نمی‌گردد. مرز واقعی، همانا التزام به اخلاق و رعایت روش علمی تاریخ شفاهی است.

محمدمهدی عبدالله‌زاده

این سخن که «مصاحبه قلب تاریخ شفاهی است»، گزاف نیست بلکه بیانگرِ اهمیت مصاحبه است. هنگامی مصاحبه به اهدافش می‌رسد که مصاحبه‌کننده جلسات آن را هوشمندانه مدیریت کند و این مهم وقتی دست یافتنی است که مصاحبه‌کننده دارای صلاحیت‌های لازم شناختی، عاطفی و روان‌حرکتی مورد نیاز باشد و حتی از نظر ظاهر نیز ارزش‌های اجتماعی را رعایت کرده باشد. چنین مصاحبه‌کننده‌ای به اهداف مصاحبه توجه دارد و با طرح سؤالات باز پاسخی که قبلا به آنها فکر کرده مصاحبه را هدایت می‌کند و با زیرکی مانعِ پراکنده‌گویی مصاحبه‌شونده می‌شود. همچنین سؤالاتی را برای رفع ابهام نیز طرح می‌کند. از طرفی با صبر و حوصله و دقت، پاسخ‌ها را پیگیری می‌کند تا مصاحبه‌شونده با فراغت بال، تجارب، احساسات و مطالبش را بیان کند.

غلامرضا عزیزی

از دوران پس از جنگ جهانی دوم تاکنون دست‌ِکم دو رویکرد اصلی در تاریخ‌شفاهی قابل تشخیص است. رویکرد نوین (در مقابل پیشینه تاریخ‌روایی تا قبل از آلن نوینز) و رویکرد پست‌مدرن.

مدیریت مصاحبه مربوط به رویکرد نوین است. در این رویکرد، هرگونه خروج از مسیر مصاحبه، انحراف تلقی می‌شود و لذا به مصاحبه‌کنندگان توصیه می‌شود با لطایف‌الحیل بکوشند تا مصاحبه‌شونده از مسیر مصاحبه خارج نشود و در زمان‌هایی که وی به شرح موضوع‌های گوناگون می‌پردازد، او را به راه «راست» (راهِ مبتنی بر اهداف پروژه) هدایت کنند.

آزادیِ روایت در رویکرد پست‌مدرن (که مبتنی بر دید هرمنوتیکی است) دنبال می‌شود. در رویکرد پست‌مدرن نه‌تنها هر پاسخ، مهم می‌باشد، بلکه واژگانی که مصاحبه‌شوندگان برمی‌گزینند نیز دارای اهمیت است حتی اگر دشنام و ناسزا باشد. 

حمید قزوینی

مصاحبه‌کننده باید با حفظ زمانِ مصاحبه کوشش کند مطالب راوی در چارچوب موضوعِ تعیین‌شده و در پاسخ به پرسش‌های مورد نظر، بیان شود و از ورود به موضوعات و حاشیه‌های غیر ضروری اجتناب نماید. این کار که مدیریتِ مصاحبه نام دارد، منافاتی با آزادیِ روایت نخواهد داشت. یعنی راوی زمانی که موافقت خود را با مصاحبه در موضوع تعیین‌شده اعلام کرد نباید درباره اینکه چه بگوید و چه نگوید تحت فشار و محدودیت قرار بگیرد. او حق دارد هر آنچه که دیده یا درک کرده بر اساس تشخیص خودش در اختیار مصاحبه‌کننده قرار دهد. اساساً روایت، زمانی اعتبار پیدا می‌کند که در آزادی و با کمال اختیار شکل گرفته باشد.

سید محمدصادق فیض

در مصاحبه باید این امکان برای راوی فراهم باشد تا هیچ نکته‌ای را ناگفته رها نسازد و نباید در بزنگاه‌هایی مانع از نقل خاطرات او شد؛ اما مصاحبه‌کننده هم باید بر این نکته دقت داشته باشد که راوی بر اثر فراموشی یا عواملی دیگر و ازجمله برای فرار از پاسخگویی، به بیراهه نرود و به نقل خاطرات غیر مرتبط نپردازد. فربه شدن حجم مصاحبه را می‌توان در زمان تدوین و ویرایش، چاره کرد. با این همه راوی باید در بیان جزئیات خاطرات و عناوین آن مختار باشد و نمی‌توان او را برای نقلی خاص، تحت فشار قرار داد یا به نوعی استنطاق کرد.

شفیقه نیک‌نفس

مصاحبه تاریخ شفاهی، مصاحبه‌ای پژوهشی است با محوریت پرسشی مشخص. پژوهشگر در زمان پژوهش و نیز در هنگام انجام مصاحبه با ذهنی فعال در جست‌وجوی پرسش‌هایی است که او را به اهداف طرح نزدیک کند. او به راوی میدان می‌دهد که به خود و‌ گذشته خود نظر کند، در درون خود کاوش کند، احساسات خود را بیان کند و‌ پای را از صرف بیان روایت‌های خطی (بر مبنای تاریخ رخدادها) فراتر نهد. گاه راوی باید زمان کافی برای توضیح و‌ شفاف‌سازی منظور خود داشته باشد. مصاحبه نباید با سرسپردگی مطلق به پرسش‌ها و‌ چارچوب طرح، به تنگنا بیفتد. راوی باید برای بیان خاطراتش اختیار عمل داشته باشد و مصاحبه‌گر نیز باید بتواند بین اهداف طرح و ضرورت آزادی عمل راوی، تعادل برقرار کند. از سوی دیگر راوی در انتخاب خاطره و محفوظات ذهنی‌اش و ارائۀ آن، اختیار دارد و آزاد است که خاطراتش را برمبنای خواست خود بیان کند. مصاحبه‌گر و مدیرانِ طرح، موظف به رعایت حریم خصوصی وی هستند.

ابوالفضل حسن‌آبادی

یکی از دغدغه‌های همیشگی مصاحبه‌کنندگان، رعایت تعادل در مدیریت مصاحبه است؛ به نحوی که هم بتوان اطلاعات مورد نیاز را در چارچوب تعریف‌شدۀ اهداف بدست آورد و هم به آزادی راوی در بیان داستان خود خدشه‌ای وارد نشود. شاید این مهم را بتوان در مدیریت صحیح مصاحبه شامل هدایت جریان گفت‌وگو، پرسش‌های هدفمند، رعایت زمان و احترام به حق مصاحبه‌شونده برای بیان دیدگاه‌هایش بدون تحریف و سانسور به دست آورد. البته همه اینها نیازمند اشراف مصاحبه‌کننده به موضوع به همراه همراهی و همدلی با راوی است.

هوش مصنوعی

مرز میان مدیریت مصاحبه و آزادی روایت در تاریخ شفاهی، حفظ تعادل میان هدایت علمی و استقلال بیان راوی است. مصاحبه‌گر باید با طرح پرسش‌های هدفمند، گفت‌وگو را در مسیر موضوع پژوهش نگه دارد، اما نباید روایت را به سمت نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده سوق دهد. آزادی روایت زمانی معنا دارد که راوی بتواند تجربه‌ها، احساسات و برداشت‌های خود را بدون ترس یا تحمیل بیان کند. در مقابل، نبود مدیریت ممکن است موجب پراکندگی، تکرار یا دورشدن از موضوع اصلی شود. بنابراین، نقش مصاحبه‌گر نه سلطه بر روایت، بلکه تسهیل و سامان‌دهی آن است. موفقیت مصاحبه در ایجاد فضایی شکل می‌گیرد که هم انسجام پژوهش حفظ شود و هم صدای اصیل راوی باقی بماند.

 

 



 
تعداد بازدید: 23



http://oral-history.ir/?page=post&id=13287