تاریخ شفاهی جنوب شرقآسیا ـ 46
نگارش شرح حال
این مقاله بنا دارد نوشتن شرح حال «تان سری فاطمه حاج هاشم» را که با عنوان فاطمه: «سری کندی سامبر این اسپایر اسی» منتشر شده، یعنی اولین زن عضو کابینه در مالزی؛ رئیس کل سابق wanitaumno (سازمان ملی مالزی متحد، شاخه زنان) و رئیس کل سابق انجمن ملی زنان (wcwo) را با توجه به چشماندازی که ذیل عبارات:
* پژوهش ـ نگارش منابع و مصاحبه شفاهی
* آشکارساختن خصوصیات برجسته وی
* به صورت مفهوم درآوردن و سازماندهی نتیجه نهایی؛ موردمطالعه قرار دهد.
این چشماندازها میتواند تلفیق بشود و از یک شیوه رابطه متقابل، گفتوگو کند. نگارش شرح حال خانم «تان سری فاطمه» بنا به درخواست NCWO و با هدف ارجنهادن به ایشان در جایگاه یک چهره شاخص زن، که به مدت 16 و 26 سال به ترتیب در دو تشکل مربوط به زنان مالزی یعنی NCWO و Wanitaumno صاحب منصب بوده و پس از سالیان متمادی خدمت اکنون آن را ترک میکند، در دستور کار قرار گرفت.
این طرح از مرحله پژوهش تا نگارش و انتشار تقریباً سه ماه و نیم وقت را بخود اختصاص داده است. دورهای کوتاه و غیرمتعارف برای تحقیق، نوشتن و چاپ یک شرح حال کامل. وقتی برای نخستین بار در ذهن خود این کتاب و مجموعه عکسهای شاخص آن به همراه شرح و بسط مربوط به خانم «تان سری فاطمه» را مرور میکردم چیزی (کتابچهای) در حد قد و قواره روی میز عسلی مجسم میشد.
با این حال نویسنده خیلی زود دریافت که شرط انصاف در مورد موضوع چنین گفتوگویی ترتیب متصور اولیه نیست.
حتی اگر مفهوم کلی یک آلبوم عکس را درنظر بگیریم برای جامعیت خود نیازمند پرداختن به داستان زندگی و شروح و بسط احوال اوست. بهر روی، تاریخ انتشار کتاب تان سری فاطمه، برابر تعهد چنان نبود که نویسنده بتواند با آن مخالفتی داشته باشد، جز آن که گفته شود کار در چارچوب همین الزام و محدودیت زمان انجام شد.
در این پروژه نویسنده غیر از مسایل حرفهای نوشتن شرح حال، روی سه مسئله سخت ایستاده است. نخست نیاز به حفظ تعادل و نبود یک سونگری در آن چه مدنظر NCWO بود و آن این که کتاب در نهایت امر باید به قدرشناسی از یک رهبر زن که شاید شاخصترین کسی باشد که مالزی به خود دیده، به علاوه به ذکر خدمات او که الهامبخش سایر زنان بوده منجر شود و از طرف دیگر نگرانی نسبت به پایبندی به ضرورت های حرفهای و حتیالمقدور رعایت بیغرضی. مطلب دوم توجه به این نکته که تان سری فاطمه هنوز (در زمان مصاحبه) فعال اجتماعی قلمداد میشد و خانوادهاش در جامعه صاحب وجهه بودند و پرسش از موضوعات مربوط به زندگی خصوصی او میتوانست، نگرانیهایی را از این که مورد هجمه واقع شوند برانگیزد. و موضوع سوم دستیابی و توجه دقیق به حقایق امور بود. و بصیرتی که مطالبه میشود و بخش وسیعی از کتاب تاریخ شفاهی با آن درگیر است.
یک شرح حال نگار، گزینه و مسئولیت منحصر به فردی در اختیار دارد. او میتواند یک شخصیت را بسازد یا ویران کند. در سنت انگلیسی نگارش شرح حال، پیداکردن نمونههای تکبُعدی در طرح و توضیح هویت یک شخص یا در مورد همه قهرمان ها اصلاً کار مشکلی نیست. در واقع در انگلیس دوره قبل از ویکتوریا، نوشتن شرح حال بیطرفانه، یعنی به تصویرکشیدن زندگی یک شخص در جایگاه یک اسوه و انسان کامل چندان معمول بود که آنان بتوانند در نقش یک مدل و منبع الهام ظاهر شوند.
البته امروز دیگر نوشتن شرح حال هیچ نظم و ترتیبی را برنمیتابد و در معرض برخی دگرگونیها قرار گرفته و از مرحله امر و نهی کردن و گفتوگوی اخلاقی به معنای واقعی کلمه و مطلقگرایی گذر کرده و میتواند از چندین جنبه موضوعات زندگی را شرح و بسط دهد. بدیهی است اکنون هر گفتوگویی تحت تأثیر مقصود شرح حال و نیاز و طبیعت نوع مخاطبین است.
اما به طور ایدهآل طبعاً امکان ایجاد زندگی تمام عیار، مطلوب و دلپسند است؛ هر چند بنا به قول Nadely ira Bruce تاکنون هیچ زندگی کاملی علیرغم تلاشهای توانفرسا و گسترده شرححال نگار به معنای بیچون و چرا و نهایی نوشته نشده و موردشناسایی قرار نگرفته است.
بنابراین پرسش از چند و چون و چشمانداز شرححال به نحو قابل توجهای به موضوع ارجاع داده میشود.
انگیزه
انگیزه نوشتن راجع به شرححال فاطمه: Srikandi Sumber inspirasi
بیهیچ ابهامی توسط سازمان سفارشدهنده کتاب، یعنی انجمن ملی سازمان زنان، شرح و بیان گذشته او بود.
بنابود این کتاب با قدرشناسی از تان سری فاطمه، مساعدتهای او را در توسعه سیاسی و پیشرفت اجتماعی بخصوص ارتقاء وضع زنان در کشور را موردشناسایی قرار دهد.
با یک چنین مقصودی من از آغاز نسبت به خطرپذیری این کار هوشیار بودم که با وخیمتر شدن اوضاع، نتیجه نهایی به سمت ستایش از یک قهرمان افسانهای پیش برود از طرف دیگر مملکت بود شرح و بیان هدفی بیروح موجب صدمهزدن و نقصان یافتن تصویر الهامبخش و پرطراوت رهبری او بشود که امروز هنوز بسیار فعال و سرزنده است.
پس همچنان دست یافتن به یک موازنه دقیق بین دو رویکرد، بیشترین نگرانی مقدماتی من بود.مقصود از هوشیاری در حفظ این موازنه، طبعاً بر سر حرف خود ایستادن بود. آن هم در تمام مراحل؛ گردآوری اطلاعات و مفهوم ساختن آن و بالاخره نوشتن کتاب.در تمامی مراحل جمعکردن مواد خام من گوش بزنگ هر سرنخی بودم که ممکن بود جنبههای احیاناً غیرمثبت زندگی او را بازتاب دهد.
البته این بدان معنا نبود که مواردی بتوانند به هیچ تناسبی با کل شخصیت ایشان مطرح بشوند، بنابراین حتی اگر مصادیقی از این حیث کشف میشدند باید فعلیت آن موجه جلوه میکرد و در بازنگری زندگی او مندرجموع به تحقیق میرسید.
منابع اطلاعات
بیشک به موازات شخصیت او در مقام وزیر کابینه و وجهه عمومی که در دوره خودش داشته، اخبار و اطلاعاتی، به شکل مقاله و مکاتبه که عمدتاً چاپ اما فهرست نشده در روزنامهها و مجلات زنان و نظایر آن گردآوری و دستهبندی شد اما این اقلام تصویر کاملی از او و چهرهای که پشت سر این ژست در ملأ عام ظاهر شده بدست نمیدهد.
خود NCWO احساس کرد ضمن قدرشناسی از تان سری فاطمه، شرح حال او برای الهامبخشبودن جوانان پیشگام باید بر موقعیتهای اجتماعی متداول که به شخص او این فرصت را داده تا قله ترقی صعود کند، تأکید و طراحی شود. و اطلاعاتی که بدان اشاره شد برای چنین مقصودی قطعاً ناکافی بود. گرچه برای شروع مصاحبه شفاهی بویژه از جنبه سیاسی ـ اقتصادی، همین منابع مفید واقع شدند.
در طراحی و گزینش خبررسان برای مصاحبه و بازتاب دادن رفتار او و بخاطر سمتهای متعدّدی که داشته است یعنی پوششدادن به حوزههای سیاسی، حکومت، جــنبشهای زنان و فعالیتهای مذهبی، در مجموع 21 نفر انتخاب شدند. ناگفته نماند که به جز تانکا عبدل رحمن، سایر مصاحبهشوندگان شخصاً برای من شناخته شده بودند؛ و این امر کمک کرد تا علاوه بر شکستن یخ مصاحبه دستیابی به راویان و موضوعات بیشتر آسان شود.
نوشته: عزیزه مخزنی/ترجمه: مهدی فهیمی
روزنامه اطلاعات: سه شنبه 18خرداد 1389- شماره 24769
تعداد بازدید: 4217
http://oral-history.ir/?page=post&id=1330
