تاریخ شفاهی جنوب شرق‌آسیا ـ47


نگارش شرح حال

در همان جلسات مقدماتی مصاحبه، من تمامی آثار مکتوب مربوطه را که عبارت از مستندات رسمی و غیررسمی، مکاتبات و گزارش‌های رسانه‌ای از وقایع مهم که زندگی او را تحت تأثیر قرار داده بود، بخصوص دوره‌ای در UMNO و NCWO مسئولیت و موقعیت داشت را، مطالعه کردم.

او همچنین دارای یک مجموعه عکس غنی از خودش بود که می‌توانست منحنی زندگی او را به تماشا بگذارد. این منابع برای ترسیم تصویری از نقش و سهم او که شامل شقوق برشمرده شده باشند مقیاس خوبی بود:

ـ رهبری بی‌چون و چرای umno بمدت 16 سال

ـ یگانه ‌نخست وزیر زن در دولت

ـ رهبری هوشمندانه ncwo ظرف 26 سال

ـ رئیس موردعلاقه یک خانواده شش نفره که همه آنها تحصیلات عالیه دارند و امروز در حرفه خود فردی موفق‌اند.

ـ یک آدم پرتلاش خستگی‌ناپذیر در امور اجتماعی و مذهبی که باید به آن اضافه کرد وضع همسرش را که بطور همزمان در سیاست و حکومت عهده‌دار مسئولت مهم بود.

نوشته‌ها و تصاویر مذکور بی‌شک نمی‌توانند بقدر کافی جوهر شخصیت او و عمق حضور او را در عرصه‌های گوناگون به تصویر بکشند.

آن هم در مالزی 1950 و اوضاع و احوال جامعه شناختی آن، در روزگاری که بویژه فرهنگ زنان در حد گسترده‌ای غیرآموزشی بود و آنها در بیرون از خانه و از حیث اجتماعی نقش‌آفرین نبودند.

شرایطی که یکسره تسلیم و رضا بود. از این رو باید دید چطور تان سری فاطمه ممکن است با سروسامان دادن امور، به سوی این همه موفقیت و شهرت پرتاب شده باشد؟ مادامی که قلمرو کامیابی یکسره در سیطره مردان است او چگونه می‌تواند با شیوه مدیریتش بین موفقیت در امور خانوادگی و حضور در خط مقدم مسئولیت حرفه‌ای توازن ایجاد کند؟

آیا او براستی توانسته است با تدبیر خود از مشقاتی که در خانواده متوجه زنان است چیزی بکاهد؟ آیا او در مورد توسعه این مفهوم کلی و مساله که یک زن می‌تواند سرآمد بودن در یک حرفه را بدون قربانی کردن وظایف خانوادگی‌اش تا سر حد امکان تعقیب کند در بین مالایی‌ها یا مردم مالزی احساس مسئولیت می‌کرد؟

چه چیز باعث حرکت او می‌شد و چه چیز او را در زمان خودش متمایز از سایر زنان می‌کرد؟ و در پس پرده چه چیز باعث موفقیت و اهمیت حیاتی حضور او در دو سازمان ملی NCWO و UMNO بود؟ این‌ها نمونه پرسش‌هایی بودند که اسناد و تصاویر موجود نمی‌توانست کاملاً پاسخگوی آن باشد.

در نتیجه مصاحبه‌ها طوری ترتیب داده شد که اطلاعات حاصل از آن بتواند سایه روشنی از توضیح برخی چنین پرسش‌ها باشد. تکمیل کردن پیشینه او و برجسته نمودن چنان گرایش‌های انسانی و به این ترتیب فراهم آوردن ترکیبی از ابعاد پیشرفت و موفقیت چهره یک زن. غیر از 21خبررسان که مصاحبه شدند، ده نفر دیگر در حوزه سیاسی، شامل خودتان سری فاطمه و شوهرش، تان سری قدیر، 8 نفر از NCWO و وزیر بهداشت و مابقی سه نفر از اعضاء خانواده او بودند.

در اجرا، مصاحبه‌ها منوط به دسترسی به هر مصاحبه شونده بود و ضرورتی نداشت که ترتیب آن موافق فهارس سه‌گانه‌ای باشد که مذکور افتاد. علاوه بر پرسش‌هایی که پیش از شروع مصاحبه مطرح بود در حین مصاحبه نیز مسائلی مورد پرسش و استنطاق قرار گرفت که از آن جمله‌اند:

موقعیت‌های اجتماعی؛ ماهیت و توسعه همکاری در تشکیلات؛ رهیافت تان سری فاطمه نسبت به شغل و حرفه؛ کیفیت رهبری‌تان سری فاطمه و روابط کاری بین شخصی او؛ خصیصه‌های ویژه توانایی‌ها و نقطه ضعف‌های‌تان سری فاطمه؛ مشکلات و کشمکش‌ها از هر نوع و... سایر مسایل.

برگزاری چند جلسه و نشست برای هر موضوع ضروری و کمال مطلوب بود اما محدود بودن زمان در اغلب موارد امکان بیش از یک مصاحبه با خبررسان را نمی‌داد. هر چند در این صورت هم برای هر جنبه از مسئولیت او چند خبررسان ـ به عنوان مثال ده نفر به تنهایی در حوزه سیاست و به همان نسبت توجه به کارکرد هر مصاحبه و بیرون کشیدن اطلاعات مربوط به آن و سپس مقایسه و ارزیابی آن می‌توانست وقت گیر باشد.

گردآوری اطلاعات با وجود مصاحبه شفاهی برخی مشکلات را به سه دلیل پیش می‌آورد. نخستین آن وقت پروژه بود.

فوریه تا می 1990؛ حدود 3 ماه‌ونیم که زمان بسیار کوتاهی بود. دوم طول مدت تصدی‌تان سری فاطمه بود،‌ یعنی تعداد زیاد و تنوع وسیع اشخاصی که از سراسر کشور، با ظرفیت‌های مختلف مستقیماً با او درگیر کار بودند. در مدیریت کردن نمونه‌های گزیده و اهداف مصاحبه به خودی خود با دشواری زیادی روبرو بود. به نحوی که مانع پاسخگویی به بعضی از موضوعات می‌شد و در نهایت انجام مصاحبه طبق برنامه زمان‌بندی شده مشکل ایجاد می‌کرد.

اما تصمیم نهایی اجرای چند نمونه بود که به هر حال باید به آن عمل می‌کردیم و این کار باید بر مبنای میل و معرفت شخصی راویان و به منظور حفظ برنامه صورت می‌گرفت.

سوم تعداد زیادی مصاحبه شوندگان در سال‌های اخیر و همکاری‌شان با تان‌سری فاطمه بود که در زمان خود (1950 تا 1970) و نسبت به امروز یعنی 20 تا 40 سال بعد پر مایه و جدی بود.

همواره ایده‌آل بوده که تحقیق مستند به پشتیبانی خاطره فراخوانده شده بیاید و به اثبات بیان کمک کند. اما متأسفانه اخبار مستند در نوع و حد جزئیاتی که از مصاحبه امکان دارد به دست آید، در همان لحظه قابل ارزیابی نیستند.

به عنوان مثال،‌ برای مصاحبه شونده مادامی که بیشتر مسایل مربوطه و جالب را دیگر نمی‌تواند بخاطر بیاورد، در آن لحظه که پرسش از خانواده او خوب مطرح نشوند، دیگر چه چیز را باید احساس کند که اهمیت دارد و قابل قبول است؟ چندین جلسه فرصت لازم است تا بشود خاطره‌ای را به ذهن کسی خطور داد، چه بسا که در این صورت هم نتیجه‌ای به همراه نداشته باشد.

افرادی از سیاستمداران که در کابینه پیشین مالزی با تان سری فاطمه بودند، خاطرات صرفاً ضعیف و مبهمی از جزئیات وقایع شخصی مربوط به آن زمان داشتند. در حالی که عضوی از خانواده وی که آن موقع نوجوانی بیش نبود، خاطرات تلخ و غم‌انگیزی از وقایع قطعی‌الوقوع دارد.

مثل قضیه جابجایی تان سری فاطمه از رهبری UMNO و میـــل به فراموش کـردن این بخش دردناک: «من وقتی مشاهده کردم مادرم زجر می‌کشد، تصمیم گرفتم درباره سیاست، حتی‌الامکان به صورت یک حرفه برای خودم، فکر نکنم». این اظهار نظر، عصبانیت او را از این وضع بخوبی نشان می‌دهد.

همین‌طور مثال‌های دیگر از جمله مصاحبه با تان کوعبدل رحمان، اولین نخست‌وزیر مالزی که موقع مصاحبه حدود 90 سال سن داشت و به نظر می‌رسید علیرغم داشتن خاطرات واضح از برخی وقایع سیاسی دیگر، راجع به تان سری فاطمه، اطلاعاتش محدود است و از طرفی پس از انتخاب خبررسان‌ها که مستقیماً درگیر ماجرا بودند، چه در مورد سیاست‌های UMNO، وزارت بهداشت و NCWO وقایع،‌ شرایط و اوضاع اجتماعی معمول آن زمان را در اختیار قرار دهند.

با این همه وقتی پرسش‌ها به وجوه روشن واقعیت درگیرها و مشخصاً مشکلات آن زمان مربوط می‌شد، با وجود این حقیقت که آنها برای مدت مدیدی همکاری نزدیک با یکدیگر داشتند، خیلی از روی میل و رغبت مایل به دادن آگاهی نبودند. البته تکرار جلسات با همان خبررسان‌ها می‌توانست به مادر کسب‌ اطلاعات بیشتر کمک کند اما به مقدار ناچیزی. اما همچنان تمایل قاطبه خبررسان‌‌ها به نادیده گرفتن و دفن خاطرات ناخشنودکننده و کم حرف زدن راجع به آن بود.

گاهی اوقات یک کلمه یا عبارت و جمله‌ای دوپهلو یگانه سرنخ با ارزش بود و بقیه تصویر را باید به‌وسیله مقایسه بازسازی می‌کردیم.

یک نمونه قابل توجه پرسشی بود راجع به چگونگی واگذاری رهبری UMNO از تان سری فاطمه به عایشه غنی در ژوئن 1972 بعد از ریاست شانزده ساله او که در زمان انتخابات حزب در سطح بالایی مسئله بحث‌انگیز بود و می‌توانست در جای خود منجر به موشکافی راجع به UMNO شود که هیچ یک از خبررسان‌ها نمی‌توانستند یا نمی‌خواستند جزئیات زیادی را در مورد این بخش به ما بدهند و من دوباره باید برای برخی از توضیحات به تحقیقات نوشتاری‌ام مراجعه می‌کردم.

پرسش خاص دیگر در مصاحبه به سبک مدیریت‌ تان سری فاطمه در خانه مربوط می‌شد. با فشارهای فوق‌العاده سنگینی که منبعث از مسئولیت‌های چندگانه وی بود طبعاً او با سخت‌گیری و بی‌رحمی یا کنترل دقیق اوضاع و موقع‌شناسی در برخورد با اعضای خانواده یا کارمندان، می‌توانست بر مناصب خود باقی بماند.

اما یک لبخند نامحسوس و سکوت همه آن چیزی بود که از تعقیب این مسیر و استفسار عاید ما می‌شد.

از طرف دیگر وقتی راجع به رهیافت و شیوه کار تان سری فاطمه پرسش می‌شد با فقدان اطلاعات روبرو می‌شدی، در حالی که تلاش همه جانبه و انرژی او برای کار بویژه در میان مقامات وزارت بهداشت و رهبری مؤثر او که بسیار زیاد ارج نهاده می‌شد، امری بدیهی و مسلم بود.

آنها اطمینان داشتند و احساس می‌کردند که او برای وزارت بهدشت به دور از هرگونه رکود و رخوت، قدرت و شهرت آورده است.

نوشته: عزیزه مخزنی ـ ترجمه: مهدی فهیمی


روزنامه اطلاعات: یکشنبه 23خرداد 1389- شماره 24773
 
تعداد بازدید: 4006



http://oral-history.ir/?page=post&id=1333