گزارش دومین نشست میز تخصصی تاریخ شفاهی کشور
«تاریخ شفاهی نسل دوم» مبتنی بر نگاه انتقادی و معناگرایی تاریخی استتهیه و تنظیم: مریم اسدی جعفری
07 تیر 1405
به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «دومین نشست میز تخصصی تاریخ شفاهی کشور؛ با رویکرد پایداری، دفاع مقدس و مقاومت»، شامگاه یکشنبه 31 خرداد 1405، به همت معاونت علوم، تحقیقات و فناوری ارتش جمهوری اسلامی ایران با همکاری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، با هدف «تصمیمسازی در مورد تاریخ شفاهی نسل دوم؛ گام نخست چشماندازها»، «بررسی اقدامات صورت گرفته در زمینه راهاندازی رشته تحصیلی تاریخ شفاهی در مقطع کارشناسی ارشد» و «بررسی راهکارهای تقویت و توسعه کارآمدی تاریخ شفاهی ارتش»، به صورت برخط برگزار شد.
«جنگ روایتها» دقیقاً جنگ تاریخ شفاهی است
در آغاز این نشست، امیرسرتیپ محمد اکرمینیا، عضو هیأت علمی دانشگاه جنگ و سخنگوی آجا به حاضران در نشست، خوشآمد گفت و از اهمیت ثبت تاریخ شفاهی در ارتش سخن گفت. سپس دکتر مرتضی نورائی، عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان، به تشریح مبحث «تاریخ شفاهی نسل دوم؛ گام نخست و چشم اندازها» پرداخت و اظهار داشت: «این مطلب، یک نظریه است که سال گذشته، طراحی شده و پیوسته در حالِ چکشکاری است. اما منظور ما از «تاریخ شفاهی نسل دوم» چیست؟ بیشک، تاریخ شفاهی با نسل اول دیده میشود. نسل اول، همان تاریخ شفاهی مرسومی است که در کشور انجام میشود؛ یعنی بر اساس تحقیق و مصاحبه صورت میگیرد. خیلی طبیعی است که راه پیشرفت خودش را رفته و مراحل مختلفی را طی کرده است. اما تاریخ شفاهی نسل دوم، رقیبی برای تاریخ شفاهی مرسوم نیست. من مؤسس «هسته مطالعات تاریخ شفاهی» در دانشگاه اصفهان هستم که به ثبت هم رسیده است. این هسته مطالعات تاریخ شفاهی، شامل یک تیم 12 نفره از دانشجویان تحصیلات تکمیلی است که فقط روی تاریخ شفاهی متمرکز است. این چشمانداز، به این دلیل مطرح شد که دنیای پساجنگ جهانی دوم، به تاریخ شفاهی نیاز پیدا کرد و منشأ شکلگیری آن شد. دوم، تاریخنگاری مدرن، دیگر پاسخگوی ضرورتهای گذشتهانگاری نبود و نمیتوانست. به همین دلیل بود که در دهه 60 و 70 میلادی با 24 نحله تاریخ نگاری روبرو شدیم که یکی از آنها تاریخ شفاهی، تاریخ محلی و... بودند. این نحلهها، روش تحقیق خاص خودش را هم دارد. البته از نظر روال و نظم، مقداری به هم شباهت دارند، اما هر کدام، روشهای فنیتر و تخصصیتر میطلبند. اما قرن 21 به تاریخ شفاهی، شتاب بیشتری داد و از این جهت، الان بحث جنگ روایتها مطرح شده است. جنگ روایتها، دقیقاً جنگ تاریخ شفاهی است. یعنی تعدد تولید روایت است. ما «جنگ روایت» را در «چشمانداز دوم تاریخ شفاهی»، در 8 مؤلفه دیدیم و آنها را استخراج کردیم: «مترادف»، «موازی»، «متناقض»، «متنافر»، «متضاد»، «متعارض»، «ناقص» و «متشابه». این 8 نوع روایت، در حیطه یک نوع تاریخ شفاهی وجود دارد. وقتی این 8 مؤلفه را در تحقیقات نسل اول تاریخ شفاهی بررسی کردیم، متوجه یک فاجعه دیگر شدیم. اینکه تاریخ شفاهی به نوع معمول خودش، نمیتواند پاسخگوی تنوع روایتها یا جنگ روایتها باشد. پس بازانگاری این 8 مؤلفه در روایتها و تولید آن به این دلیل اهمیت دارد که هر کسی که بتواند تاریخ را به شکلی مصادره کند یا در اختیار داشته باشد، بیشک آینده را در اختیار خواهد داشت. اینکه توجه نیروهای نظامی، معطوف به تاریخ شفاهی – همان تاریخ زنده- است، حرکتی به جا و مهم است. پس جغرافیای چشمانداز پسامدرن، در تنوع روایتهای ترکیبی یا جنگ ترکیبی و رویارویی با چالشهای مرکب است. تاریخ شفاهی نسل دوم، یک روایت ساده و خطی نیست؛ شبکهای است. یعنی نگاه و برداشتی است که از یک ناحیه و محور نیست و در محورهای متنوع از یک روایت، در حالت خیزش و حرکت است. نکته دوم، این چشماندازها در عرصه تولید، معطوف به اهداف متکثر است. نکته سوم، نوع ذات تاریخ شفاهی، تاریخ زنده است؛ تاریخی که غیرمنعقد و روایتی که غیرمنعقد است. یعنی روایتی که بسته نشده و سیال است. سیال بودن در روایت تاریخ شفاهی، وجود دارد و موج میزند. هیچ روایت و هیچ مصاحبهای تمام نمیشود و این روایتها هنوز قابل دفاع و رد هستند. پس این نوع تاریخنگاری را تاریخ غیرمنعقد و روایت غیرمنعقد مرکب مینامند. نگاه باید نگاه مرکب و شبکهمحور باشد و شاید بتوان نام «دانش شبکهای» بر آن گذاشت.
نگاه دوم، نقد و تولیدمحتوا از لابلای سطور نانوشته است
دکتر نورائی در ادامه و در تشریح نسل دوم تاریخ شفاهی گفت: «تاریخ غیرمنعقد یا تاریخ زنده، نیاز به نوع نگرش و بازانگاری دارد. آنچه که موجب شد به این مسأله برسم، مجموعه هزار عنوان کتاب در حیطه تاریخ شفاهی بود که در سال 1403 برای انتخاب جایزه جلال در اختیار من قرار دادند. من با یک سلسله اطلاعاتی روبرو شدم که نیاز به نوع نگرش دیگری داشت. در نگاه نسل دوم، پایه مصاحبه نداریم. پایه کار، این است که کارهایی که قبلاً انجام شده را مورد توجه قرار میدهیم و با یک سازوکار دیگر که از هوش مصنوعی هم کمک خواهیم گرفت، کار خواهیم کرد.
نسل دوم، موازی با نسل اول؛ همان تاریخ شفاهی مرسوم است. فقط نوع نگاه مورخین نسل دوم، با نوع نگاه مرسوم به تولیدات تاریخ شفاهی، متفاوت است. نسل دوم، با شاهدان و ناظران وقایع، سروکار ندارند. بلکه با آنهایی هستند که روایت از روایت میکنند. ملاحظات نسل دوم، ذیل 4 محور است: یکی «منظر»؛ یعنی نوع نگاه به تاریخ شفاهی؛ نه به تولید تاریخ شفاهی. نسل اول، معطوف به تولید تاریخ شفاهی است، اما ما معطوف به تولیدات تاریخ شفاهی هستیم. دوم «تفسیر»؛ یعنی نوع تفسیری که از تولیدات تاریخ شفاهی میکنیم. سوم «تلخیص کردن یک حیطه یا موضوع» و چهارم «برداشت» است. ما با این چهار رصدخانه، روی تولیدات خاطرات شفاهی یا تاریخ شفاهی شهدای حرم و سوریه، متمرکز و متوجه شدیم که چه فاجعهای در نوع تولیدات شهدای حرم و تاریخ شفاهی سوریه اتفاق افتاده است. مجموعه این کتابها حدود 400 عنوان است و به زیبایی تاریخ شاهی نسل اول را به تصویر کشیده است. اما وقتی با این 4 نگرش، وارد تحقیق درباره این آثار شدیم، متوجه شدیم که مؤلفان این کتابها چه خبط بزرگی مرتکب شدهاند!
تمام سازوکار، تکنیکها و تاکتیکهای نظامی ایرانیها در این کتابها تحت عنوان تاریخ شفاهی شهدا یا موقعیتی خاص مطرح شده است. تمام فاکتورهای فنی و تخصصی، در این کتابهای تاریخ شفاهی سوریه آمده و به نظرم اگر کسی میتواند، باید تمام این کتابها را باید جمع کند. پس نگارش این نوع کتابها خوب است، اما به حالت طبقهبندی شده. اما نگاه نسل دوم، این است که خیلی لزومی نداشته، مشت خودمان را در تکنیکها و حتی ظرائف و جادهها و نقشهها در تاریخ شفاهی باز کنیم. از این جهت بود که وارد مبحث نسل دوم شدیم. مناط پیکره نسل دوم و بسته پرسشی آن، روی چهار محور ذکر شده است. در حالی که در نسل اول، بیشتر تلاش روی تجمیع اطلاعات است. ولی در نسل دوم، برای تجمیع معانی و مفاهیم است. تجمیع اطلاعات در نسل اول، سه مرحله داشت: «بازانگاری وقایع»، «بازانگاری تفسیری وقایع» و «بازانگاری حولیات وقایع». اما در نگاه نسل دوم، از این سه مرحله عبور میکنیم. فلسفه نگاه نسل دوم، توزیعی و انتقادی است. اینجا دیگر به دنبال یافتن مصاحبهگر و مصاحبه نیستیم. ما در میان خطوط نوشته، خطوط نانوشته را مطالعه میکنیم. دغدغه ما این است که یک روششناسی و سازوکار مفهومسازی را به وجود بیاوریم که این تاریخ زنده همزاد با روایت، پیش رود و به یک تحلیل معناشناسی و تحلیل متن برساند. بنابراین حیطه مطرح شده، توسعه تنوع مفاهیم تاریخمندی در آزمایشگاه تاریخ زنده یا تاریخ شفاهی است. تاریخمندی، یکی از مباحث بسیار دلانگیز فلسفه انتقادی است که آن را در مدلینگ ایران باستان و حتی تاریخ مدرن و پسامدرن وارد کردیم و متوجه شدیم که اساساً مورخین به دنبال معنا هستند. دغدغه من در تربیت محققین تاریخ شفاهی، این است که به سمت معنا در تاریخ برویم. خیل عظیمی از مورخین نسل اول را داریم که در سطوح مختلف، مشغول به کار هستند. اما بیشک در نگاه دوم، نگاه بسیار تخصصی است. چون شما وارد نقد میشوید، اما نقدتان تولید محتوا از لابلای سطور نانوشته است. پس نوع نگاهمان در تاریخمندی، این است که مفهومسازیهای خواسته یا ناخواسته در مصاحبه را کشف کنیم و در دنیای جنگ روایتها بتوانیم زندگی کنیم و خلع سلاح نباشیم.»
روایتها از یک واقعه، بیپایان است
در ادامه «دومین نشست میز تخصصی تاریخ شفاهی کشور»، دکتر مرتضی رسولیپور، به تشریح راهکارهای تقویت و توسعه کارآمدی تاریخ شفاهی ارتش پرداخت و با اشاره به بیش از 100 سال سابقه ارتش در ایران، در برشی از سخنانش تصریح کرد: «تصویرهایی که تاکنون در مصاحبههای تاریخ شفاهی در بخش نظامی، تاریخ جنگ، شهدا، ایثارگران و جانبازان ارائه شده، بیشتر آرمانی بوده و این تصویر، کافی نیست. بهتر این است که تصویر واقعی هم نشان داده شود. از طرف دیگر، این همه خلبان نیروی هوایی در طول جنگ 8 ساله شهید شدهاند و خانواده و همسران برخی از آنها خارج از کشور هستند و صدایشان شنیده نشده است. از سوی دیگر، خردهروایت هایی که در تاریخ شفاهی یا حتی اسناد از اشخاص جمعآوری میکنیم، به قطع منبع و انباری از اطلاعات برای تاریخنگاری محسوب میشوند. این خردهروایتها تصاویری را در ذهن ما ایجاد میکنند؛ مشروط بر اینکه این خردهروایتها در کنار یکدیگر قرار بگیرد، میتوانند در یک کلیت، روایت تاریخی را تدوین کنند و به یک اثر تاریخی، موضوعیت ببخشند. متاسفانه به جهاتی، چنین اتفاقی در مورد وقایع تاریخی ایران از مشروطیت تاکنون صورت نگرفته است. به همین جهت است که ما هنوز درباره وقایعی مثل: ملی شدن نفت، به رغم این همه روایت جمعآوری شده، هنوز به یک روایت کلی تاریخی که صاحبنظران، توافق کلی و اجماع داشته باشند، نرسیدهایم. چون یکی از آن دلایل عمده، داشتن نگاه آرمانی و اولویت آن به جای نگاه واقعی بوده است. در ارتش باید زمینههایی برای تقویت پرسشگری فراهم شود. چون بنیاد تاریخ شفاهی مبتنی بر پرسش، مصاحبه و گفتوگو است. گفتوگو بر مبنای پرسش صورت میگیرد. در یک وضعیتی قرار داریم که بر خلاف تصور عده زیادی از افراد، پرسشگری در جامعه ما کم است. اهمیت پرسش، اهمیت به ذات است. کمالگرایی هم مانع حرکت میشود. وقتی به بسیاری از این مصاحبهها نگاه میکنیم، میبینیم که مسئولان پروژه قصد دارند، کاری انجام بدهند که به اصطلاح، رو دست نداشته باشد که اساساً با اصل پژوهش، منافات دارد. در هر فعالیت پژوهشی، باب پژوهش و تحقیق همچنان مفتوح است. هر مقدار در هر موضوعی بخواهید روایتآفرینی کنید و روایتهایی را بر دادههای گذشته اضافه کنید، باز هم روایتهای دیگری خواهد بود که به آنها نپرداختهاید. بنابراین فعالیتهای پژوهشی که بر پایه پرسش است، موجب پرسشهای جدید هم میشوند. پس هیچ پرسشی کامل نیست. آگاهی ما از رخدادها و وقایع گذشته، ممکن است نادرست باشد و حتی تحلیلها و تحقیقات ما به تمایلات ذهنی، احساسی و مذهبی خودمان آمیخته باشد و روایتهای خلاف واقع را در جامعه مطرح کنیم. این روایتها قابل نقد و بررسی است و نباید از این بترسیم. باید روایتهای جدیدی را از منظرهای مختلف ایجاد کنیم و به استخراج نظریاتی بر مبنای آن روایتها کمک کنیم تا به یک روایت کلی در شناخت هر واقعه یا رخداد برسیم. برخی تاریخ شفاهی را یک مفهوم جدای از تاریخ میدانند. در حالی که تاریخ شفاهی، مفهوم مستقل از تاریخ نیست و بیش از هر چیزی باید مبتنی بر فهم روشنی از تاریخ باشد.»
راهاندازی رشته تاریخ شفاهی نظامی در یکی از دانشگاههای ارتش
سپس دکتر غلامرضا عزیزی، گزارشی از روند راهاندازی رشته تاریخ شفاهی نظامی در یکی از دانشگاههای ارتش ارائه داد و گفت: «سازمان آموزش و تحقیقات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، رشته تاریخ شفاهی دفاع مقدس را به عنوان یک گرایش در مقطع کارشناسی ارشد رشته تاریخ، پیگیری کردند و سرفصلها در حال آمادهسازی هستند و اقدامات اولیه برای راهاندازی این رشته در حال انجام است. همزمان، دکتر رضا جهانفر؛ مدیر دانش و تولید علم معاونت عتف آجا هم برای راهاندازی رشته تاریخ شفاهی نظامی، ابراز تمایل کردند. سرفصلها و طرح درس اولیه آن آماده شده و تقدیم خواهد شد.» عزیزی در ادامه، به تحلیل اوضاع تاریخ شفاهی دفاع مقدس در سپاه و ارتش و دیگر نهادهای نظامی پرداخت و بر اهمیت ارتقای علمی فعالان حوزه تاریخ شفاهی دفاع مقدس و نظامی تاکید کرد.
سپس دکتر مهدی ابوالحسنی ترقی، فعال حوزه تاریخ شفاهی، با نقد وضعیت تاریخ شفاهی دفاع مقدس، بر لزوم فعالیت بیشتر یگانهای ارتش در این حوزه و اهمیت انتشار اسناد و تأثیر مثبت آن بر روند ثبت تاریخ شفاهی ارتش تأکید کرد.
جعفر گلشن روغنی نیز فهم تاریخی از جانب مصاحبهگر را مهمترین رکن تاریخ شفاهی دانست و پیشنهاد داد که سه درس مهم «روش تحقیق در تاریخ»، «تاریخنگاری» و «فلسفه تاریخ» را در سرفصلهای دروس رشته تاریخ شفاهی بگنجانند. چون این درسها باعث فهم عمیق تاریخی دانشجو خواهند شد.
دکتر جواد کامور بخشایش، آخرین سخنران این نشست بود. وی با اشاره به چالشهای پیش روی رشته ادبیات پایداری در دهه گذشته، پیشنهاد داد که پیش از راهاندازی رشته تاریخ شفاهی و تاریخ شفاهی نظامی، ابتدا به تولید منابع درسی فکر کنند تا برای راهاندازی مقطع دکترا به مشکل برنخورند و بر تمرکز بر آینده دانشجویان تأکید کرد. وی پیوند روایت و تاریخ شفاهی را مهم خواند و در پایان، به آسیبشناسی یگاننویسی مثل: پُررنگ شدن و کمرنگ شدن نقشها، تناقض روایتها در سازمانهای نظامی و تناقضهای جدی در روایتهای جنگ پرداخت.
تعداد بازدید: 22
http://oral-history.ir/?page=post&id=13343
